حلقه مفقوده‌ای به نام «مدیریت انرژی و بهره‌وری»

 رقم ذخایر اثبات شده نفت ایران در حدود 158 میلیارد بشکه و ذخایر گازی ایران در سطح 34 تریلیون مترمکعب است. ایران بیش از 9 درصد کل ذخایر نفتی اثبات شده جهان را در اختیار دارد و همچنان چهارمین مالک بزرگ ذخایر نفتی در جهان محسوب می شود، اما در بخش گاز کشورمان 18.2 درصد کل ذخایر گازی جهان را در خود جای داده و بزرگترین دارنده ذخایر گازی جهان به شمار می رود.

همانگونه که ملاحظه می شود، کشورمان از حیث ذخایر نفت و گاز در وضعیتی بسیار ایده آل و استثنایی قرار دارد اما در موضوع مدیریت مصرف انرژی و شدت مصرف این انرژی های پایان پذیر، در شرایط پایدار و رضایت بخشی قرار نداریم و اعداد و ارقام مصرف انرژی در ایران همواره در دنیا رکورد زده است! رکوردی منفی و تاسف انگیز.

این مهم ثابت می کند که صرف داشتن ذخایر بی نظیر و بکر، موجب امتنان و افتخار نیست، چه اینکه کشور نگون بخت  ونزوئلا با ذخایر بی بدیل 300 میلیارد و 900 میلیون بشکه ای، معادل 17.7 درصد کل ذخایر نفت جهان را در خود جای داده و در رتبه نخست جهان حتی بالاتر از عربستان و کانادا قرار گرفته است، اما این کشور از تورم بیش از 700 درصدی به شدت رنج می برد و هر آن ممکن است که شاکله این کشور از هم بپاشد.

بر این اساس، حلقه مفقوده ای به نام «مدیریت انرژی و بهره وری» در همه ابعاد انسانی و صنعتی بیش از پیش نمایان می شود. متاسفانه ما در ایران از آنچه که مدیریت درست مصرف انرژی و بهره وری بهینه است در چالش و رنج هستیم و نتوانسته ایم این موضوع مهم را به درستی حل و فصل نماییم. با نگاهی به شدت مصرف انرژی در ایران و مقایسه آن با کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه در می یابیم که فاصله ای بعید در این خصوص وجود دارد. شدت انرژی ما حدود نه برابر کشوری مثل ژاپن است (که کم‌ترین شدت انرژی را در دنیا را دارد) و حدود چهار برابر شدت انرژی متوسط دنیاست.

تنها در بخش ساختمان، بیش از ۴۰ درصد انرژی کشورمان بصورت بی رویه مصرف می‌شود که علت اصلی آن به نوع ساخت و بی توجهی به مبحث 19 و عدم توجه به معاینه ی فنی دوره ای موتورخانه ها است. موردی که متأسفانه ما در بخش ساختمان داریم، این است که در حین ساخت، مقررات مربوط به مصرف انرژی کمتر مورد توجه قرار می گیرد. در مقررات ملی ساختمان مبحثی به نام مبحث نوزده که ناظر بر اجرای آئین‌نامه‌هایی مثل استفاده از شیشه‌های دوجداره، عایق‌بندی دیوارها و… داریم که این مبحث مربوط به حین ساخت است که مورد بی اعتنایی قرار می گیرد. از سوی دیگر، تلفات انرژی در شبکه انتقال و توزیع هم در نوع خود زیاد است و در مجموع، به حدود 15 درصد می‌رسد. از این میزان، دوازده درصد مربوط به شبکه توزیع و فوق توزیع است، حدود سه درصد هم مربوط به شبکه انتقال که اگر با تدابیری ویژه می‌توانستیم مجموع تلفات توزیع و انتقال را به حدود میانگین جهانی –هفت الی هشت درصد- برسانیم، این هم نیز  کمک شایان توجهی به مدیریت مصرف انرژی می‌کرد.

به اعتقاد نگارنده، روش های بهینه سازی مصرف انرژی با هدف مقابله با شدت مصرف انرژی به طور معمول به دو دسته قیمتی و غیر قیمتی تقسیم می شوند. بر این اساس، اصلاح ساختارها و قوانین، ارتقای فناوری و اصلاح رفتار مصرف کنندگان به عنوان سه راهکار عمده غیرقیمتی و سیاست های مالیاتی (یارانه ای) و آزادسازی قیمت ها به عنوان مهم ترین ابزارهای قیمتی شناخته شده و توصیه می شوند. در همین حال، بسیاری از صاحب نظران، عدم اجرای توأم دو روش قیمتی و غیرقیمتی را دلیل عدم موفقیت سیاست های بهینه سازی مصرف انرژی در ایران و پایین بودن بهره وری آن می دانند.

کلام پایانی اینکه؛ اصلاح الگوی مصرف و مدیریت انرژی در ایران نیازمند اراده و عزمی جدی است، با توجه به رشد مصرف انرژی در کشور، توجه به بهینه سازی مصرف انرژی به منظور حفاظت از محیط زیست، تامین امنیت عرضه و صیانت از منابع بی بدیل و ثروتهای ملی به یکی از اولویتهای مهم کشور تبدیل شده است. در این میان، ابزار قیمت تنها انگیزه کافی برای رشد بهره وری را از طریق جایگزینی بین عوامل تولید فراهم می کند. اگر در این شرایط، ساختار اقتصادی و امکانات لازم برای ارتقای کارایی موجود نباشد، نمی توان انتظار داشت که الگوی مصرف انرژی در کشورمان اصلاح شود

 

 

جمعه 22 دی ماه 1396
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز است.