Daneshenaft logo
سه شنبه 30 آبان ماه 1396 | ثبت نام | ورود | کاربر مهمان 
Print Send to Friends
شنبه 24 تیر ماه 1396 | کد مطلب : 11023
معاون توسعه و مهندسی شرکت ملی نفت ایران در گفت‌وگویی جامع با دانش‌نفت تبیین کرد:
نیاز به گفت‌وگو و تفاهم ملی برای توسعه بخش نفت و گاز کشور
گفتگو: احمد مددی

پاسخ‌های مستدل و فنی دکتر منوچهری به منتقدان قرارداد نفتی با توتال

 

دانش نفت: پس از رایزنی‌ها، تلاش‌ها و پیگیری‌های فراوان فنی و سیاسی، اولین قرارداد بزرگ صنعت نفت با یکی از بزرگترین شرکت‌های نفتی دانش‌بنیان دنیا به منصه ظهور رسید تا بدین‌سان «توتال» اولین برند جهانی باشد که افتخار حضور در صنعت نفت ایران را به نام خود ثبت می‌نماید. بی‌شک ورود توتال به صنعت نفت و به طور خاص فاز 11 پارس جنوبی، از منظری دیگر به مثابه سدشکنی تحریم ها، کاهش ریسک ها، تردیدها و فروریختن ترس‌هاست که این مهم مسیر تدبیرپردازان صنعت نفت برای مدیریت و بازآرایی دوباره ستون خیمه اقتصاد ایران را روان‌تر و پرصلابت‌تر خواهد ساخت. علاوه بر آن رونق اقتصادی، اشتغالزایی و انتقال دانش و فناوری، اتفاقات خوشایند و گوارایی است که همگام با این قرارداد در عرصه داخلی به عینیت خواهد رسید. اما نکته قابل تامل در این میان، ساز همیشه کوک مخالفان و منتقدان همیشه منتقد است که هنوز جوهر عقد قرارداد خشک نشده، نواخته شده! و آنان در نقدهای متفاوت و متعارض خویش، ابهامات متنوعی را به این قرارداد وارد ساخته‌اند. در بررسی میدانی دانش‌نفت، مخالفان 14 ابهام و نقد را به قرارداد اخیر و مدل جدید قراردادی وارد کرده و در پایان چنین نتیجه‌گیری کرده‌اند که قرارداد ایران و توتال منافع ملی کشور را تامین نخواهد کرد. بر این مبنا، دانش‌نفت پای صحبت‌های دکتر غلامرضا منوچهری، معاون توسعه و مهندسی شرکت ملی نفت ایران نشست تا در گفت‌وگویی تخصصی و فارغ از جار و جنجال‌های رسانه‌ای و سیاسی، پاسخ ابهامات را از زبان این صاحبنظر با تجربه و متخصص دریافت نماید. دکتر منوچهری با سعه صدر و گشاده‌رویی به سوالات متعدد دانش‌نفت که عمدتا برگرفته از ابهامات منتقدان بود، پاسخ‌هایی تخصصی و فنی داد. دکتر منوچهری در جای جای این گفت‌وگو که بیش از یک ساعت و نیم به طول انجامید، از آمادگی کامل صنعت نفت برای تنویر افکار منتقدان و رفع ابهام‌ها در فضایی تخصصی و کارشناسی و به دور از حاشیه‌های سیاسی گفت و حتی از ضرورت و نیاز به گفت‌وگوی ملی برای رسیدن به درک مشترک در موضوع منافع ملی برای توسعه بخش نفت و گاز کشور سخن راند. مصاحبه‌کننده، پاسخ‌های دکتر منوچهری به ابهامات قراردادی منتقدین را کاملا شفاف، فنی و بدون پرده‌پوشی ارزیابی کرد که بی‌شک اگر نیت و خط قرمز منتقدین منصف، منافع ملی بوده باشد، در تنویر افکار و نظر آنان تاثیر قابل توجهی خواهد گذارد. آنچه در پی می‌آید مشروح این گفت‌وگوی جذاب و روشنگرانه است که خواندن آن را به خوانندگان همراه دانش‌نفت توصیه می کنیم.                                                                                                 

 

جناب آقای دکتر منوچهری؛ بلافاصله پس از عقد قرارداد با توتال شاهد هجمه شدیدی از سوی برخی منتقدان و به طور مشخص از سوی یک طیف و جریان سیاسی خاص به این قرارداد هستیم. این منتقدان ابهامات متعددی را به قرارداد وارد دانسته‌اند. به نظر منتقدان، با توجه به سازوکار مدیریت پروژه بر اساس مدل IPC تصمیم‌گیری مسائل مختلف در حین اجرای قرارداد در کارگروهی با عنوان «کارگروه مشترک مدیریت» اتخاذ می‌شود که پیمانکار و کارفرما با آرای مساوی در این کارگروه حضور دارند و موضوعات باید به‌اتفاق آرا تصویب شود. منتقدان می‌گویند: مشخص نیست که اگر «اتفاق آرا» رخ نداد چه اتفاقی خواهد افتاد و سؤال اینجاست که اگر پیمانکار خواست عملی انجام بدهد که به نظر کارشناسان ایرانی شرکت ملی نفت و یا وزارت نفت نادرست است، آیا دولت جمهوری اسلامی به‌عنوان کارفرما و صاحب میدان می تواند مانع اقدام نادرست شرکت خارجی شود؟

ببینید! ما اولا باید بدانیم در چه فضایی در حال کار هستیم. در این قرارداد اصلا بحث مدیریت و تسلط بر منابع و مخازن نفت ایران مطرح نیست و کنسرسیوم طرف قرارداد به رهبری توتال پیمانکار است. مانند فاز یک، ۲و۳، ۴ و ۵، ۶ و ۷ و ۸ که توسط پیمانکاران ایرانی و خارجی انجام شده است. اساسا ما در حال ایجاد فضایی بر اساس دستور و شرح کار هستیم و قرار نیست اتفاق فوق‌العاده‌ای رخ دهد و این قرارداد نیز یک کار پیمانکاری است. هیچ یک از اختیارات و قدرت شرکت ملی نفت شامل مدیریت و در واقع راهبری و تسلط بر میدان کم نمی‌شود و پیمانکار تحت امر ایران کار می‌کند. بنابراین آنچه که در مدیریت مشترک مطرح می‌شود مسائل مربوط به اجرای کار است و پیمانکار با توان و قابلیتی که دارد، پیشنهادهای قابل قبولی ارائه می‌دهد و عموما این پیشنهادها در کمیته مدیریت مشترک تصویب می‌شود. اگر مواردی دچار پیچیدگی شد طبیعتا سرمایه پیمانکار روی زمین مانده و باید به سرعت کار را به نتیجه برساند و مشکلات را حل کند. در این‌گونه موارد وزارت نفت وارد می‌شود و با نظر نهایی آنها مشکل حل می‌شود. بنابراین آنچه که مربوط به اجرای کار است بر اساس یک درک مشترک و متقابل و با توجه خواست دو طرف مبنی بر اجرای پروژه، برای رفع مشکلات اقدام می‌گردد. پیمانکار نیز با توجه به سرمایه‌گذاری که انجام داده است تمایل دارد هرچه زودتر مشکلات برطرف شده و به تولید برسد و تا زمانی که تولید انجام نشود، اصل سرمایه به همراه سود احتمالی و بهره آن روی زمین مانده است، بنابراین پیمانکار همیشه تمایل دارد کار هرچه زودتر اجرا شود. برای نمونه در سال‌های گذشته قراردادهای مشترکی داشته‌ایم که امضا نشد ولی پیمانکار برای اینکه به منافعش نمی‌رسید و کار متوقف می‌شد، مجبور شد بر اساس دستور کارفرما کار را به پیش ببرد.

 

البته منتقدان معتقدند که این موضوع خاص مربوط به همه قراردادهای IPC است و تنها در مورد قرارداد با توتال صدق نمیکند؟

مکانیسمی که در IPC وجود دارد کاملا شبیه قراردادهای بای‌بک بوده و هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده است. تازه در این قرارداد گفته‌ایم شرکت ملی نفت باید همه مصوبات کمیته مشترک را تایید کند در حالی که در قراردادهای قبلی به این صراحت نبود.

 

ماحصل و جان کلام دیگر ابهام منتقدان به مدل قراردادهای IPC و توتال در نبود سازوکار مشخص در موضوع آموزش و انتقال فناوری است. آیا در این قرارداد مکانیسمی برای انتقال فناوری و ضمانت تقویت شرکت‌های داخلی طراحی و اعمال شده است؟ انتقال فناوری چگونه صورت می‌گیرد و تضمین‌های آن چیست؟

هم در متن قرارداد و هم در ضمیمه آن چند مکانیسم برای انتقال دانش و فناوری، همچنین ساخت داخل پیش‌بینی شده است. اولا شریک ایرانی یعنی شرکت پتروپارس نخستین انتقال‌گیرنده دانش مدیریت پروژه، مهندسی مخزن و است. در این راستا، پس از چانه‌زنی‌های فراوان تفاهم‌نامه‌ای بین شرکت پتروپارس و شرکت توتال در قالب جوینت‌ونچر بسته شد که در آنجا نحوه مبادله اطلاعات، مشارکت و ایجاد ساخت و لایه‌های مدیریتی کار پیش‌بینی شده است. در آنجا هم در واقع چانه‌زنی پتروپارس در جهت کسب سهم خود در ساختار مدیریتی پروژه و حضور در کمیته‌های تخصصی برای دسترسی به اطلاعات محاسباتی مربوط به طراحی‌ها، نقشه‌ها، رویه‌ها و بوده است. این مهم، رویکردی است که دانش پتروپارس را افزایش داده و این شرکت قدرت و قابلیت جذب آن را دارد. جالب است بدانید که ما در فازهای ۲ و ۳ کپی نقشه‌هایی که توتال کار کرده بود را مستند قرار داده و از آن استفاده می‌کردیم ولی الان مهندسان ما به صورت آنلاین به مخازن تخصصی مربوط به این طرح در شرکت توتال دسترسی دارند و می‌توانند خود را به دانش روز مدیریت پروژه و آنالیز مخزن مجهز نمایند و این موضوع در تفاهم‌نامه هم قید شده است. ما می‌توانیم ادعا کنیم شرکت پتروپارس بعد از این پروژه می‌تواند سطح قابلیت و کارآمدی خود را بالا ببرد. این امر به این معنی نیست که پتروپارس قبلا کار نکرده است ولی از این پس می‌تواند با یک قابلیت‌ها و نرم‌افزارهای جدیدتری کارهای خود را توسعه دهد. در کنار آن چون در این قرارداد بحث نگهداشت مخزن را پیش‌بینی کرده‌ایم، برای حفظ تولید و تولید تجمعی باید کار تحقیقاتی روی مخزن انجام و تعداد چاه‌های حفر شده و مشخص شود. هنگامی که بحث حفظ ظرفیت را مطرح می‌کنیم، منظور ما مجموعهای از اقدامات شامل شناخت دقیق‌تر و آنالیز بیشتر این مخزن در زمینه‌های تغییرات فشار، تغییرات نسبت گاز و میعانات، تراز آب در لایه‌های مختلف مخزنی و ... است. بنابراین یک کار تحقیقاتی در کنار آن باید انجام شود که در قرارداد توتال، مرکز ازدیاد برداشت شرکت ملی نفت در قالب بودجه‌ای که مشخص شده به طور مشترک کار تحقیقاتی را انجام خواهد داد. همچنین بر اساس ضرورت، دانشگاه‌های دیگری نیز در این کار مداخله خواهند کرد. در بحث ساخت تجهیزات در داخل ایران تعهد قانونی پیمانکار (توتال) وجود دارد و با سختگیری که توتال انجام می‌دهد، این شرکت در کارگاه‌ها و کارخانه‌های سازندگان ایرانی حضور پیدا کرده و نسبت به ارتقاء سیستمها، روش‌ها و متدهای طراحی و تولید در این کارخانه‌ها اقدام می‌کند به نحوی که حاصل کار برای توتال قابل قبول باشد. این امر به نوعی انتقال تکنولوژی است. ما این کار را در فازهای 7،6و8 هم اجرا کردیم و شرکت تویو ژاپن در شرکت ماشین‌سازی اراک و آذرآب حضور یافت و در ساخت تجهیزات مورد نظر دخالت کرد. بنابراین بهترین شیوه این است که کارشناسان ممتاز تحویل‌گیرنده کار در کارخانه‌های تولیدی حاضر شده و شرایط و خواسته‌های مورد نظر را پیاده کنند. کما اینکه در مقیاس بزرگ آن، در قرارداد پیش‌بینی شده سکوی بزرگی که در مراحل میانی کار با عنوان ایستگاه تقویت فشار ساخته خواهد شد، باید در یاردهای ایرانی ساخته شود. برای این منظور کارشناسان توتال از یاردهای ایرانی بازدید کرده‌اند و انشاالله این کار اتفاق خواهد افتاد. همینطور در به‌کارگیری پیمانکاران EPC نیز شرکت‌های ایرانی که به بالندگی نسبی رسیده‌اند باید خود را با نُرم‌ها و استانداردهای بین‌المللی انطباق دهند و بر این اساس از اکنون در حال برقراری ارتباط بین اپراتور و شرکت‌ها هستیم تا آنها بتوانند پیشنهادهای خوبی ارائه داده و برنده شوند. بنابراین این امر پروسه‌ای است که سازوکار، انضباط و دانش شرکت‌های ایرانی را بالا می‌برد و ما نیز تلاش می‌کنیم ضریب خواست و قابلیت انتقال تکنولوژی در شرکت‌های ایرانی افزایش یابد.

 

بر اساس آنچه منتقدان ابراز می کنند، در سرتاسر مدل قراردادی IPC اصولا ساختاری برای جریمه پیمانکار در صورت تخلف و عمل نکردن به تعهدات خود دیده نشده است. جناب دکتر، آیا به واقع اینچنین است؟

ما از زمانی که قرارداد را می‌بندیم پیمانکار شروع به هزینه کردن می‌کند. شما تصور کنید ۲۵ درصد پروژه پیش رفته و پیمانکار یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار هزینه کرده است. اگر در آن مرحله پیمانکار خطایی کند که ما قصد برخورد با آن را داشته باشیم و حتی آن را از کار برکنار کنیم، مبلغ یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار آن نزد ما به عنوان دارایی مانده است و ما هیچ ضمانتی برای بازگشت این مبلغ نداده‌ایم. در واقع پیمانکار است که پول را می‌آورد و باید از ما ضمانت بگیرد در حالی که نه شرکت ملی نفت و نه دولت هیچ ضمانتی در قبال ۵ تا ۶ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری پیمانکار ارائه نمی‌دهند. تنها امتیاز داده شده این است که از محل تولید میدان و پس از فروش محصول آن به پیمانکار پول پرداخت می‌شود. زمانی که بیش از ۸۰ درصد کار با هزینه‌های مربوطه به همراه بهره پول و انجام شده در واقع پیمانکار تا زمانی که پروژه به تولید برسد این مبلغ را از ما طلب دارد. بنابراین این پیمانکار (توتال) است که به طور مرتب زیر بار تعهد می‌رود و بر اساس قرارداد باید طی ۲۰ سال منافع خود را برداشت کند. اینکه می‌گوییم این قرارداد به امنیت ملی کمک می‌کند، بدین معنی است که شرکت توتال به نسبت سهم خود از امنیت کشور ما باید برخوردار باشد تا بتواند پول خود را پس بگیرد.

 

نکته دیگر درباره مسئله تحریم است. منتقدان می‌گویند اگر دوباره تحریم‌ها برگردد، چه تضمینی وجود دارد که شرکت توتال در ایران بماند و این پروژه را اجرا نماید؟

این موضوع عینا به پرسش قبلی بازمی‌گردد. بی‌تردید توتال در بدترین شرایط که هیچ چاره‌ای نداشته باشد کشور ما را ترک خواهد کرد چرا که با این کار باید سرمایه‌های خود را رها کند و برود. در عین حال در قرارداد پیش‌بینی شده است که شرکت سی‌ان پی‌سی چین که یک شرکت طراز اول جهان است و ۳۰ درصد در این قرارداد سهم دارد به توتال تعهد دارد و اگر توتال به هر دلیلی مجبور به ترک ایران شد، شریک توتال یعنی شرکت سی‌ان پی‌سی باید در کشورمان باقی مانده و کار را به پایان برساند و پس از آن پول خود را دریافت کند. بر این اساس، اگر حتی شرکت توتال و سی‌ان پی‌سی کشور را ترک کردند و تنها پتروپارس باقی ماند، این شرکت‌ها بر اساس عقل و منطق باید پشتیبانی‌های لازم را از شرکت پتروپارس انجام دهند تا این شرکت کار را به پایان رسانده و ما نیز بر اساس شرایطی پول را به آنها پرداخت کنیم. برای نمونه در این قرارداد اسمی از تحریم برده نشده ولی آورده شده است تنها در صورتی که شرایط برای کار در ایران غیرممکن و این موضوع توسط دولت‌های فرانسه و چین اعلام شود، این شرکت‌ها می‌توانند ایران را ترک کنند.

 

نکته‌ای که مورد توجه منتقدان قرار گرفته و بر آن پافشاری می‌کنند این است که چرا مفاد قرارداد به صورت محرمانه باقی مانده و منتشر نمی‌شود؟

ببینید! اصل این قرارداد در عرف جهانی خود محرمانه است ولی هرکس هر پرسشی در هر زمینه‌ای دارد ما پاسخ خواهیم داد. چرا که ممکن است نکاتی از آن را شرکت‌های رقیب استفاده کرده و بر علیه ما به کار ببرند. این موضوع در همه جای دنیا صدق می‌کند. هیچ نکته پنهانی وجود ندارد، البته کل این موارد و مفاد قرارداد برای دفتر مقام معظم رهبری فرستاده شده است.

 

جناب دکتر، بحثی نیز در زمینه سهم طرفین در این قرارداد وجود دارد. در قرارداد فاز 11 سهم توتال بیش از 50 درصد، ۳۰ درصد سهم سی‌ان پی‌سی چین و ۱۹.۹ درصد سهم ایران است. منتقدان می‌گویند چگونه است که سهم طرف‌های خارجی بالای ۸۰ درصد است ولی تنها ۱۲ میلیارد دلار نصیب آنها می‌شود در صورتی که سهم ایران زیر ۲۰ درصد است ولی ۸۴ میلیارد دلار نصیب کشور می‌گردد؟ این امر به نظر آنها رابطه‌ای چند مجهولی و پرابهام است. توضیح شما در این زمینه چیست؟

این فرض از اساس اشتباه است چرا که ما اعلام کرده‌ایم آنها پیمانکار هستند و سهمی از میدان دریافت نمی کنند، مانند این است که یک ساختمانی ساخته شود و شما پول آن را به پیمانکار پرداخت کنید. این دو شرکت نیز پیمانکار هستند و قرار نیست سهمی از میدان دریافت کنند. در این راستا اگر شرکت پتروپارس پول داشت ما مایل بودیم ۵۰ درصد کار را به آن واگذار کنیم. توتال نیز حاضر بود تنها ۳۰ درصد سهم داشته و نقش اپراتور را بر عهده بگیرد ولی ما به دلیل اینکه خدشه‌ای در مسئولیت آن به وجود نیاید این شرکت را وادار کردیم بیش از ۵۰ درصد را بر عهده بگیرد. ما برای راضی کردن توتال چانه‌زنی‌های زیادی با این شرکت انجام دادیم و برای اینکه در آینده از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکند، اصرار کردیم باید سهم آن ۵۰.۱ درصد باشد. نکته دوم اینکه پتروپارس پول لازم را در اختیار نداشت و حتی در حال حاضر قادر به پرداخت همین مبلغ کمتر از ۲۰ درصد نیز نیست. همچنین مبلغ ۱۲ میلیارد دلار گفته شده به همه طرف‌های پیمانکار به نسبت سهم خود برگشت داده می‌شود. در ضمن این ۹۰ درصد تنها پول توتال نیست. ببینید، هزینه سرمایه‌گذاری این پروژه ۵ میلیارد دلار است یعنی توتال، سکو، خط لوله و ... را خریداری و نصب می‌کند و این کارها توسط پیمانکاران که عمدتاً ایرانی هستند انجام می‌شود، پس مبلغ ۵ میلیارد دلار از ۱۲ میلیارد دلار گفته شده در طی زمان سرمایه‌گذاری می‌شود و در ایران می‌ماند و یک میلیارد دلار آن نیز پولی است که توتال یا کنسرسیوم می‌آورد، پس پیمانکار اصلا هیچ دخالتی در مخزن ندارد. پیمانکار در واقع مانند سازنده است و پول کار خود به همراه سود و بهره آن را می‌خواهد. این ۵ میلیارد دلار به عنوان سود می‌ماند که نصف آن برای توتال و نصف دیگر برای پتروپارس و سی‌ان پی‌سی چین است که در طول دوره 20 ساله داده می‌شود. بنابراین کل سهم توتال 2.5 میلیارد دلار در این بازه زمانی است و اگر ارزش فعلی این پول را با نرخ تنزیل ۶ تا ۷ درصد در نظر بگیریم، به یک میلیارد دلار هم نمی‌رسد. در حالی که هر سالی که زودتر این شرکت‌ها بتوانند میدان را به تولید برسانند برای ما در این دو فاز سالانه حدود ۶ میلیارد دلار ارزش‌آفرینی خواهد کرد. بنابراین اگر قرارداد توتال را جای هر یک از قراردادهای فازهای ۱۳ ، ۲۲ و ۲۴ ، ۱۵ و ۱۶، ۱۷و ۱۸ بگذاریم می‌بینیم که این قرارداد برای ایران فوق‌العاده خوب و شیرین است و اگر زود و با قیمت‌های مناسب به پایان برسند، بازیافت آن برای ما بسیار زیاد خواهد بود.

 

هزینه اجرای پروژه چگونه محاسبه شده است. منتقدان می‌گویند طبعا با قیمت‌های فعلی نفت و کاهش قیمت تجهیزات و خدمات از جمله اجاره دکل‌های دریایی، هزینه اجرای پروژه باید کاهش قابل توجهی داشته باشد. نظر شما در این رابطه چیست؟

ببینید! ما هزینه‌ها را برآورد کرده‌ایم. شرکت نفت و گاز پارس به طور دقیق بر اساس قیمت‌های موجود بر روی هزینه‌ها کار کرده و با این شرکت‌ها به توافق رسیده است. این قیمت‌ها بعدا از مناقصه بیرون می‌آید و مناقصه‌هایی که قرار است اجرا شود نیز بسیار جدی خواهد بود. در این مناقصه از شرکت‌های ایرانی و خارجی برای خط لوله، سکوها و ... قیمت گرفته می‌شود. هرچند توتال معتقد است قیمت شرکت‌های داخلی ۳۰ درصد از قیمت‌های جهانی بالاتر و زمان تحویل آنها نیز طولانی‌تر است. بنابراین فشاری روی شرکت‌های ایرانی برای اینکه بر اساس قیمت‌های جهانی رفتار کنند وجود دارد. همه این مناقصه‌ها باید به تایید شرکت ملی نفت ایران برسد و هیچ کاری بدون انجام مناقصه انجام نمی‌شود. توتال نیز هیچ کاری به جز مهندسی مخزن و مدیریت پروژه یعنی بحث دانش‌بنیان قضیه انجام نمی‌دهد. این کارها از طریق شرکت‌ها انجام و در کمیته مشترک بررسی مناقصه‌ها تایید می‌شود و پس از آن اجرایی می‌گردد. پس بنابراین این قیمت نسبت به قیمت‌هایی که منتقدان اعلام می‌کنند، بسیار پایین‌تر است. از سوی دیگر ما متاسفانه تجربه‌های موفقی در زمینه ساخت داخل نداشته‌ایم، برای نمونه حدود هشت سال از قرارداد ساخت سکوها با شرکت صدرا می‌گذرد ولی هنوز ۱۰ سکوی آن باقی مانده‌است.

 

در بخشی از پاسخ‌هایتان اشاره کردید که نسخه کامل این قرارداد به دفتر مقام معظم رهبری فرستاده شده است. منتقدان می‌پرسند قرارداد اخیر با توتال با کدام ویرایش IPC منعقد شده است، آیا این همان ویرایشی است که به تایید شورای عالی اقتصاد، شورای عالی امنیت ملی و هیئت تطبیق رسیده است؟

۱۰۰ درصد این‌گونه بوده و همه این قراردادها تحت نظارت هیئت تطبیق بوده است. این هیئت ۶۰ سوال روی این مدل قرارداد مطرح کرده بود که هر۶۰ سوال پاسخ داده شد و حتی یک پاسخ نیز منفی نبود به این معنا که این پرسش‌ها با خواسته‌های هیئت تطبیق، دولت و فرامین مقام معظم رهبری مطابقت کامل داشته است. قرارداد با توتال کاملا منطبق با مصوبه هیات دولت هم هست؛ چرا که یاین هیات قبل از قرارداد عدم‌ مغایرت قرارداد با مصوبات دولت را تطبیق داده و عدم مغایرت را اعلام نمودند. افراد حاضر در این هیات جملگی شناخته شده و مورد وثوق نظام و آشنا به مسایل نفت و گاز بوده اند.

 

نکته دیگری که منتقدان مطرح می‌کنند سند رازداری است. بر اساس اعلام آنان سند رازداری این مدل هنوز به تایید و تصویب شورای عالی امنیت ملی نرسیده است. پاسخ شما چیست؟

ببینید! سند رازداری یک چیز قدیمی برای مخازن نفت بوده ولی در تفاهمی که با توتال انجام شده از قبل اطلاعات تکمیلی به این شرکت داده شده است. فراموش نکنیم که این مخازن پیش از این دو مرحله توسط شرکت توتال مطالعه شده و مهندس مشاوره اصلی ما خود توتال بوده که در سال ۲۰۰۷ کل مخزن پارس جنوبی را مطالعه کرده است. این شرکت هم اطلاعات سمت ایرانی و هم سمت قطری را در اختیار دارد. بنابراین دامن زدن به این قضیه در مورد شرکت توتال معنی ندارد چراکه این شرکت اطلاعات دقیق مخازن دو طرف را دارد و ما نیز این اطلاعات را در اختیار داریم و حتی می‌دانیم جریان گاز به چه سمتی می‌رود. در ضمن تفاهم‌نامه‌ای در زمان مهندس جوادی، مدیر عامل وقت شرکت ملی نفت ایران در مورد فاز ۱۱ و آزادگان جنوبی نوشته و مبادله شده و این اطلاعات بر اساس آن بوده است. همچنین زمانی که چهارچوب یک قرارداد را تایید می‌کنند طبیعتا یک جز آن که ارسال اطلاعات به طرف مقابل است نیز مورد تایید است. این تبادل و ارسال اطلاعات به صورت پیوسته و مستمر صورت می‌گیرد و هر چاهی که توسط هر پیمانکاری زده می‌شود باید اطلاعات مخزن به آن داده شود و این موضوع امری طبیعی است.

 

شاید یکی از دلایل منتقدان مبنی بر کوتاهی توتال به‌ویژه در زمان تحریم‌ها بوده است؟ این طیف منتقد می‌گوید که توتال بدعهد است؟

با این نظر موافق نیستم. شرکت توتال در زمینه تحریم‌های داماتو ایستادگی کرد و در تحریم‌های دوم که اروپا و سازمان ملل نیز ورود کردند ناگزیر به خروج از ایران شد. خوشبختانه در حال حاضر که تحریم‌ها برداشته شده است شرکت‌های معتبری چون انی، توتال و ... برای حضور در میادین ایران اعلام آمادگی کرده‌اند.

 

منتقدان بحثی تخصصی مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه بر اساس قرارداد مقرر شده به ازای تولید هر 1000 فوت مکعب گاز به شرکت توتال پاداشی پرداخت شود. این پاداش با قیمت نفت 50 دلاری حدود 57 سنت است و اگر قیمت نفت به 100 دلار برسد به مبلغ این پاداش 30 درصد افزوده می‌شود. پرسش منتقدان این است که چرا در گذشته این مبلغ پاداش به هیچ شرکت داخلی یا حتی خارجی پرداخت نشده و به نوعی در این زمینه تبعیض صورت گرفته است؟

در این قرارداد همه شرکت‌های طرف قرارداد به نسبت سهم خود پاداش دریافت می‌کنند. در قراردادهای بای‌بک آن چیزی که عنوان پاداش مطرح بود در یک دوره کوتاهی پس از عقد قرارداد و رسیدن به تولید به پیمانکار پرداخت می‌شد. در این قراردادها، همان پاداش را در طول ۲۰ سال و یا از هنگام تولید (۱۶ سال) بازپرداخت می‌شود. این رقم یک رقم پایه بر اساس قیمت روز نفت یا گاز ولی انعطاف‌پذیر است و بر اساس اینکه بازار نفت چگونه باشد، نوسانات آن بسیار کم است و بدین معنی نیست که اگر قیمت نفت دو برابر شود پاداش پرداختی نیز به همین میزان افزایش یابد. بنابراین  تاثیرپذیری این پاداش‌ها در حد ۱۰ تا ۱۵ درصد است.

 

اعتراضی که بخش اقتصادی سپاه و به طور مشخص قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء دارد مبنی بر این است که در واگذاری قرارداد به توتال فرایند مناقصه رعایت نشده است. پرسش بنده این است که اگر فرآیند مناقصه رعایت می‌شد، آیا شرکتی در ایران وجود داشت که بتواند تکنولوژی تکنولوژی گاز مایع «ال‌ان‌جی» را تبیین و پیاده‌سازی نمایند؟

خوب واقعیت این است که در حال حاضر شرکتی که بتواند این کار را انجام دهد در کشور وجود ندارد. ما در طی ۷ تا ۸ سال آینده در کشور با یک بحران بسیار خطرناکی مواجه خواهیم بود و آن بحران افت شدید مخزن پارس جنوبی است. بنابراین باید یک الگوی کاری خوبی شکل پیدا می‌کرد که حتی در مورد فازهای گذشته بتوانیم شرکت‌های ایرانی را برای حفظ این مخازن وادار و منابع لازم را در این زمینه فراهم کنیم‌. توتال با این دیدگاه وارد عرصه شده است به اضافه اینکه این شرکت نخستین شرکت اروپایی است که توانسته ریسک ورود به بازار ایران را بپذیرد. از سوی دیگر، تقریباً همه فازهای پارس جنوبی خارج از مناقصه واگذار شده است. در دولت‌هاي نهم و دهم طرح‌هاي توسعه فازهاي 13، 14، 16-15،19،21-20 و 24-22 از طريق ترك تشريفات مناقصه منعقد گرديده است. عملاً فازهای دیگر پارس جنوبی نیز به همین ترتیب بوده است، بنابراین واقعیت قضیه این است که عرف پروژه‌ای در این مقیاس این‌گونه است، ضمن اینکه دولت به وزیر نفت اختیار داده که در میادین مشترک با ترک تشریفات، کل میدان را به صورت خارج از مناقصه واگذار نماید.

 

جناب دکتر، برخی منتقدان حتی از انتقادهای قراردادی نیز پا را فراتر گذاشته و به نوعی احتمال داده‌اند که این قرارداد ممکن است فسخ شود. همان‌گونه که یکی از نمایندگان مجلس طرح سه‌فوریتی برای تعلیق قرارداد توتال را مطرح و بعد آن را پس گرفت. در یکی از این ابهامات آمده است که اگر ۱۰ روز پس از این مصوبه دولت، قرارداد برای رییس مجلس و هیئت نظارت فرستاده شود و به هر دلیلی هیات نظارت و نهادهای مورد اشاره تشخیص دادند که این قرارداد باید فسخ شود میزان جریمه‌ای که ایران باید به توتال پرداخت کند چه میزان است؟

در این قرارداد پرداخت جریمه از سوی ایران پیش‌بینی نشده است و اگر به هر دلیلی این قرارداد فسخ شود هیچ جریمه‌ای شامل حال کشور نمی‌گردد و تنها جریمه می‌تواند مربوط به خوابیدن کار و عدم بهره‌برداری از این ثروت باشد. این قرارداد یک کار حرفه‌ای بوده و با تلاش فراوان و بیشتر از هر قرارداد دیگری روی آن مذاکره و دقت شده است. سخن بنده با منتقدان این است که قطعا با خواندن متن و واقعیت قرارداد و مقایسه شاخص‌های آن با قراردادهای گذشته متوجه خواهند شد کدام‌یک خیر و برکت بیشتری برای کشور دارد. 

 

جناب آقای دکتر؛ در سخنان شما واژه‌هایی مانند نیاز به گفت‌و‌گوی ملی به کرات شنیده می‌شود که این امر ناشی از دغدغه حضرتعالی است. قراردادهای IPC و به طور کلی وزارت نفت آقای زنگنه مخالفان سرسختی دارد که به نظر می‌رسد این موضوع ناشی از تلقی متفاوت از مفهوم منافع ملی باشد. به نظر شما آیا می‌توان با بحث و گفت‌وگوی ملی که حضرتعالی مطرح نموده‌اید این اختلافات را کاهش داد؟

بنده اعتقاد دارم اکثریت قاطع نمایندگان مجلس و حتی مخالفان هم به دنبال منافع ملی هستند بنابراین کسانی که از دو طرف در این زمینه بحث دارند، بهتر است به طور رودررو به مذاکره و گفت‌وگو بپردازند. برای مثال باید مشخص شود آیا ما اعتقاد به انجام سرمایه‌گذاری خارجی داریم یا نه؟ بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری و سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و ...  ما معتقدیم که هیچ بخشی به جز نفت نمی‌تواند سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کنند و در واقع اگر قرار است جایی بهترین جاذب سرمایه‌گذاری خارجی باشد، بدون تردید صنعت نفت است. همه باید به این تفاهم برسیم که به جای اینکه خزانه بانک مرکزی را خالی کنیم و آن را به صورت وام به شرکت ملی نفت و صندوق توسعه ملی بدهیم بهتر است که نفت از سرمایه‌گذاری‌ها و منابع خارجی استفاده کند. هیچ صنعت دیگری نمی‌تواند این کار را انجام دهد. در این قرارداد نه دولت و نه شرکت ملی نفت ایران هیچ تضمینی به توتال نداده‌اند و هر وقت این مخزن به تولید رسید شرکت توتال می‌تواند پول دریافت کند. در موارد مشابه به هنگام دریافت وام از کشورهای خارجی، بندی وجود دارد که الزام می‌کنند قطعات را از کشور وام‌دهنده دریافت کنید در صورتی که در این قرارداد هیچ اجباری برای وارد کردن قطعات از فرانسه یا چین وجود ندارد. نکته دیگر این است که باید سابقه و گذشته شرکت توتال را مورد بررسی قرار دهیم. برای نمونه باید ببینیم آیا عملکرد این شرکت در فازهای ۲ و ۳ مثبت بوده است یا خیر و این‌که اگر در گذشته مواردی در دادگاه آمریکا اتفاق افتاده که برای آن هیچ مستندی وجود ندارد آیا ما باید امروز جلوی کار خود را بگیریم. من معتقدم روی این موارد می‌توان با مخالفان به بحث و گفت‌و‌گو پرداخت و به تفاهم رسید چراکه در کشور راهی به جز توجه به صنعت نفت برای پیشران لوکوموتیو اقتصاد کشور وجود ندارد. همچنین عمل به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» غیر از این راهی ندارد. بر این اساس، موضوع گفت‌و‌گوی ملی در این زمینه از سوی بنده مطرح شده است.

بنابراین همانگونه که اشاره کردم، به نظر می‌رسد که نیاز است در داخل کشور، جلسات گفت‌وگوی ملی تشکیل دهیم تا موافقان و مخالفان، نمایندگان مجلس، سازمان‌های نظارتی و سایر سازمان‌های مرتبط با این موضوع در مورد بخش‌های مختلف این قراردادها بحث کنند. یک مسئله که بسیار روشن است، این است که ما در توسعه دچار عقب‌ماندگی هستیم.  حال باید ببینیم چه الزاماتی برای توسعه نیاز داریم و همه به دنبال منافع ملی باشیم. باید ببینیم که منافع ملی کشور در چه نوع توسعه و قراردادی است. البته در داخل عمدتا موضوع حل شده ولي بهتر است فعاليت توجيهي تداوم يابد. متأسفانه اختلاف نظرهای عجیب و غریبی نیز وجود دارد؛ مثل اینکه هنوز یک سری اعتقاد دارند که باید منابع را ما برای نسل آینده حفظ کنیم. در دنیا، این حرف بسیار غیرقابل‌توجیه است. توجیه ناتوانی‌های ما برای تولید و کم بودن بهره‌وری است که اصلاً تحلیل مناسبی نیست. این مسائل باید روشن شود. باید مشخص شود که در چه سطحی از قابلیت و کارایی هستیم و بعد از آن، قدم‌های بعدی را برداریم. در این جلسات توجیهی و گفت‌وگوهای ملی باید مشخص شود که قراردادها چگونه باشند و چه میزان می‌توانند ضامن منافع ما باشند، مشخص شود که توان ما در سرمایه‌گذاری چقدر است، راهکار رشد بیشتر شرکت‌های ایرانی چیست و بسیاری مسائل دیگر.  متاسفانه در سال‌های اخیر، صنعت نفت اندکی دچار سردرگمی شده‌است که صلاح ممکلت در این بخش در چه چیزی است. بسیاری از دلایلی که در توجیه خط‌مشی‌ها مطرح می‌شود، ناقض اهداف واقعی‌اند. این مسائل می‌بایست روشن شوند. برای رسیدن به جایگاه واقعی خودمان در این صنعت، باید در درجۀ اول، این تفاهم‌ ملی و داخلی بوجود آيد.

 

صحبت دیگر جنابعالی در این مدل‌ها ضریب بازیافت است. قراردادهای IPC قرار است چه اتفاق خوشایندی را از نظر توسعه واقعی برای کشور رقم بزند؟

ما در گذشته قراردادهایی به صورت EPC منعقد کرده‌ایم که کاری بسیار غیرمتعارف در سطح صنعت نفت برای توسعه میدان است. همان کاری که در فاز ۱۶ ، ۱۳، ۱۴، ۲۰ و ۲۱ انجام دادیم. چون اصولاً در همه دنیا از صد سال گذشته تاکنون از شرکت‌های نفتی به دلیل اینکه ریسک زیادی را پذیرا می‌شدند سود زیاد می‌خواستند و این ریسک باید با پاداش همراه باشد. بی‌تردید مخزن و تولید ریسک دارد ولی در دوره قراردادی که ۲۰ یا ۳۰ ساله است و اصل آن مبنی بر تخلیه مخزن و دادن به دولت به عنوان مالک است، یک تأسیسات فیزیکی برای شروع تولید ساخته‌ایم در حالی که در قراردادهای EPC و حتی بای‌بک این‌گونه نبود. مخزن یک موجود زنده است و همواره با تغییراتی از جمله بالا آمدن سطح آب، پایین رفتن سطح میعانات و ... مواجه است. بنابراین هیچ شرکتی نمی‌تواند تضمین کند که تا ۲۰ سال آینده این مخزن بتواند به تولید ادامه دهد. تنها راه این است که خود شرکت حضور داشته و اقداماتی را برای جبران انجام دهد و اگر نتوانست به تولید برسد حداقل از سود آن کسر شود. این قرارداد بر اساس این مدل نوشته شده است که باید طرف مقابل پای قضیه بایستد و به بهره‌برداری ادامه دهد و اگر لازم است اقدامات جبرانی انجام دهد تا پروسه تولید در ۲۰ سال حفظ شود. این موضوع از ویژگی‌های این قرارداد است.

  

در برنامه ششم توسعه جذب ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنعت نفت برنامه‌ریزی شده است. قرارداد توتال ۵ میلیارد دلار از این میزان است و به نوعی دولت در ابتدای یک راه پرمخاطره با فشارهای فراوان از سوی مخالفان قرار دارد. جنابعالی چهار سال آینده را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

از این مبلغ 200 میلیارد دلاری که اشاره کردید، حدود ۶۰ درصد آن یعنی ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار مربوط به بالادستی است. به نظر من با وجود نقطه‌نظرات متفاوت خوشبختانه همیشه در کشور عقلانیت حاکم بوده است. به هر حال با وجود حمایت‌های مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری فکر می‌کنم که این مسائل به سرانجام رسیده و کشور راه خود را در توسعه پیدا میکند. جایگاه نفت به نسبت گذشته تضعیف شده و احتمالا در آینده این روند ادامه خواهد داشت چرا که بازار انرژی در حال تغییر است و در آینده نزدیک سایر انرژی‌ها از جمله انرژی‌های تجدیدپذیر نقش پررنگ تری ایفا خواهند کرد. شاید بتوان گفت با این تحولات نفت و گاز در آینده به نوعی تضعیف شود و این موضوع خطری جدی برای کشور است. همانطور که می‌دانید تکنولوژی انرژی خورشیدی به سرعت در حال پیشرفت است به طوری که قیمت برق تولیدی از این تکنولوژی با برق تولید شده با گاز تقریبا برابر است. از سوی دیگر زمانی فکر می‌کردیم آمریکا همه دنیا را به خاطر انرژی به بازی می‌گیرد، در صورتی که در حال حاضر گاز این کشور به خارج از آن صادر می‌شود و اینک خود این کشور در بازار در حال نقش آفرینی است.

 

به نظر شما ورود توتال به کشور و سرمایه‌گذاری در صنعت نفت کشور زمینه‌ساز ورود دیگر شرکت‌های بین‌المللی مطرح خواهد شد؟

بله. به نظر من با ورود شرکت‌های بین المللی به ایران، کار برای شرکت‌های ایرانی زیاد خواهد شد و این شرکت‌ها ارتقا پیدا خواهند کرد. از این طریق ما می‌توانیم صدها شرکت جدید ایرانی در زمینه‌های خدماتی، پیمانکاری و سرویس‌کاری داشته باشیم. بنابراین سرمایه‌گذاری و سینرژی که این کار ایجاد می‌نماید حرکت پیمانکاری و صنعتی ما را رونق خواهد بخشید. ما در این قراردادها شرط و شروط زیادی گذاشته‌ایم که حداکثر منافع ملی و ظرفیت‌ها به کار گرفته شود. بنابراین در واقع ورود شرکت توتال به معنای فرو ریختن ترس شرکت‌های کوچک و متوسطی است که در حال مذاکره با ما هستند و این به معنای خارج شدن از انحصار چین و کشورهای مشابه است. در حال حاضر شرکت‌های روسی نیز برای حضور در صنعت نفت ایران اعلام آمادگی کرده‌اند و چینی‌ها نیز با شرایط بهتری در حال مذاکره و ورود به صنعت نفت ایران هستند. به اعتقاد من همه این‌ها برای کشور برکت است.

 

به ارتقای دانش شرکت‌های ایرانی در لوای قراردادهای جدید اشاره کردید، در برهه کنونی، شرکت‌های E&P ایرانی و شاید حتی خود شرکت ملی نفت، فاصلۀ زیادی با شرکت‌های مشابه خارجی دارند. برنامۀ شما برای توسعۀ شرکت‌هایی که با عنوان E&P پیش‌بینی شده‌اند و قرار است در کنار شرکت های خارجی کار کنند چیست؟

مشکل اصلی ما عقب‌افتادگی تكنولوژيك خود شرکت ملی نفت از شرکت‌هایی ملي و بين‌المللي نظر است. این شرکت‌ها بسیار توانمند هستند، در حالی که ما نسبت به 40 سال پیش هم عقب‌تر هستیم. هنوز شرکت‌های ما در حال اجرای استانداردها و روش‌های قبل از انقلاب و دوران کنسرسیوم هستند. ما هنوز در حال اجرای روش‌های قدیمی هستیم.

به هرحال، این شرکت‌های E&P می‌توانند جوانه‌هایی باشند که نفت را از انحصار یک شرکت  كم تحرك بزرگ دربیاورند. اگر به آن‌ها اجازۀ رشد داده شود، می‌توانند بخشی از ضعف‌ها را جبران کنند، نیروهای جوان جذب کنند و به صورت تعاملی کار کرده، از شرکت‌های خارجی کار یاد بگیرند. البته متاسفانه این شرکت‌ها نیز عمدتاً شرکت‌ها «خصولتی»‌اند و با تغییر مدیران، سیاست‌های آن‌ها نیز تغییر می‌کند و توانایی پیاده‌سازی سیاست‌های یکسان را ندارند. اما با این وجود، بالاخره این شرکت‌ها در کنار شرکت‌های خارجی قرار گرفته و ملزم به انتقال فناوری شده‌اند. مثالِ آن شرکت پتروپارس است که با پیشرفت مناسب خود، توانست فازهای مختلف پارس جنوبی را به اتمام برساند و به یک شرکت قابل قبول تبدیل شود که هم‌چنان به خوبی در حال فعالیت است.  بنابراین، در فضای جامعۀ مهندسی ما این امکان وجود دارد که شرکت‌هایی رشد کنند. البته تحریم‌ها واقعاً اذیت‌کننده هستند. قبل از تحریم‌ها شرکت نفت در آستانۀ گرفتن پروژه در ونزوئلا و آفریقا بود و جای کار بسیار خوبی وجود داشت. اصولاً پیشرفت همین‌طور حاصل می‌شود و تمام شرکت‌ها در تعامل با دنیا رشد کرده‌اند. استعداد ما بالاست، ولی این استعداد در تعامل و تقلید منطقی می‌تواند رشد نماید. مخازن ما می‌تواند خارجی‌ها را وادار نماید که در زمینۀ انتقال فناوری، امتیاز دهند. البته ما با تعدد شرکت‌های E&P مشکلی نداریم، ولی احتمال این هم وجود دارد که این شرکت‌ها باهم تلفیق شوند. یکی از مؤثرترین راهکارها که من پیشنهاد داده‌ام، این است که میادین کوچک به شرکت‌های ایرانی داده شود؛ راهكارهاي ديگري وجود دارد مثلاً شرکت دولتي اروندان به یک شرکت نفتي کوچک تبدیل شود و به بورس برود، و درآمد خودش را عهده‌دار شود و کار کند.

 

جناب دکتر، اجازه دهید سوالی هم از غرب کارون مطرح کنم. آیا تجمیع طرح‌های غرب کارون در دستور کار قرار دارد و این موضوع با چه هدفی صورت می‌گیرد؟

این موضوع در کل غرب کارون مطرح نیست و مربوط به یک میدان است. قصد داریم میدان یاران شمالی و جنوبی را با هم تجمیع نموده و در قالب قراردادهای جدید کار را جلو ببریم. از سوی دیگر قرار است میدان آزادگان نیز که در حال حاضر در مرحله مناقصه قرار دارد در قالب یک میدان توسعه یابد و میدان یادآوران نیز از قبل یکی بوده است.

 

پروژه بعدی توسعه صنعت نفت قرار است چه زمانی و با چه شرکتی به سرانجام برسد؟ آیا قرار است به فرآیند مناقصه سپرده شود و در این صورت محتمل‌ترین گزینه عقد قرارداد کدام شرکت است؟

برخی از اینها مناقصه و برخی دیگر مذاکره است. برای نمونه آزادگان در مرحله مناقصه است و امیدواریم تا پایان سال این مناقصه به نتیجه برسد. همچنین لایه نفتی پارس جنوبی در مرحله مذاکره است که امیدواریم هر چه زودتر به نتیجه برسد. در مجموع در سال اقتصاد مقاومتی ۱۰ قرارداد پیش‌بینی شده که نخستین آن توتال بوده و برخی از آنها در حال طی فرایند مناقصه و بخش دیگر در حال مذاکره است. نمی‌توانم رقم دقیقی برای این موضوع اعلام کنم ولی در طی دو سال آینده باید حدود ۸۰ میلیارد دلار قرارداد منعقد نماییم. بنابراین در موضوع قراردادها و تفاهم نامه ها، مجموعه ای از کارهای مقدماتی انجام شده‌است؛ مثل امضای تفاهم‌نامه‌ها، مطالعاتی که انجام شده و جلساتی که با شرکت‌ها برگزار شده‌است. کارگروه‌های مشترک بین ما و شرکت‌هایی که مسئولیت مطالعات مخازن را به عهده داشتند، تشکیل شده‌است و میادین زیادی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.

 

به نظر می‌رسد شرکت‌ها بیشتر به توسعۀ میادین بکر و دست‌نخورده (green) تمایل دارند. دلیل این گرایش به نظر شما چیست؟

من فکر نمی‌کنم گرایشی ويژه‌اي به سمت میادین دست‌نخورده (green) یا در حال توسعه (brown) وجود دارد. همه چیز طبق برنامه‌ریزی‌های ماست و هدف ما در درجه اول بالا بردن ضریب بازیافت میادین است، که هم شامل میادین دست نخورده و هم میادین توسعه‌یافته می‌شود. به عنوان مثال، میدان آزادگان دیگر از میادین دست‌نخورده نیست و در توسعۀ آن، هدف این است که ضریب بازیافت از عدد 5.5 درصد موجود، به حدود 20 درصد برسد. اگر هدف قرارداد رسیدن به ضریب بازیافت 20 درصد باشد، این عدد در انتهای قرارداد اتفاق خواهد افتاد. بنابراین، چاره‌ای جز قرارداد بلندمدت وجود ندارد؛ چون کار EOR در طول قرارداد، می‌بایست به صورت مستمر انجام شود.

 

پرسشی در مورد میدان «فرزاد بی» دارم. در میان اصرار، انکار و تهدیدهای طرف هندی به نظر می‌رسد میدان «فرزاد بی» هنوز متولی خود را پیدا نکرده است. تکلیف این میدان سرانجام چه خواهد شد؟

این عدم اطمینان‌هایی که مطرح می‌شود ناشی از چند پارامتر عمده است. یکی شرکتی است که قصد سرمایه‌گذاری دارد و میزان سرمایه‌ای که می‌آورد، همچنین سلیقه کاری، قابلیت‌ها و درخواست‌های مالی که دارد یک وجه ماجرا است. همچنین مشخصات مخزن شامل گاز، حجم، کیفیت و میزان کاندنسیت از یک سو و از سوی دیگر چگونگی استفاده از گاز و تبدیل آن به پول بسیار مهم است. این موضوعات باعث تاخیر در توسعه میدان «فرزاد بی» شده است و تنها به طرف هندی برنمی‌گردد. بنابراین سه بخش عمده وجود دارد که در این مخزن باعث کندی کار شده است. به طور قطع گاز مخزن «فرزاد بی» با گاز پارس جنوبی متفاوت است و از ارزش اقتصادی پایین‌تری برخوردار و هزینه‌های بهره‌برداری و تبدیل آن به فرآورده‌های دیگر بالاتر است. البته بحثی مبنی بر تزریق این گاز به میادین وجود دارد که اگر نتیجه بررسی‌ها مبنی بر بی‌ضرر بودن این اقدام باشد، به احتمال فراوان اجرایی خواهد شد.

 

جناب آقای دکتر؛ زمانی که جنابعالی به شرکت ملی نفت تشریف آوردید این شرکت با چالش‌ها و بدهی گزاف ۵۰ میلیارد دلاری مواجه بود. حاصل قراردادهای IPC آیا می‌تواند به حل مشکلات صنعت نفت و رفع این کاستیها منجر شود؟

نکته‌ای که وجود دارد این است که قرار نیست ما با پول داخلی سرمایه‌گذاری جدیدی در صنعت نفت انجام دهیم و باید این سرمایه‌گذاری‌ها را در قالب قراردادهای EPCF و جذب سرمایه خارجی انجام دهیم تا به سقف تعهدات شرکت نفت اضافه نکنیم.

 

تکلیف طرح توسعه میدان گازی کیش با وجود گذشت یک دهه همچنان نامشخص است. سرانجام این میدان چه خواهد شد؟

متاسفانه یکی از نکات مبهم همین بوده است. در حال حاضر شرکت‌های داخلی در حال کار بر روی این پروژه هستند و حتی شرکت‌های بین المللی مانند شل نیز اخیرا مطالعات جامعی بر روی این میدان انجام داده‌اند. ببینید! زمانی که ما به شرکت‌های مطرح جهانی همچون شل اعتماد می‌کنیم، حاصل آن مطالعات جامعی است که از سوی آنان به ما ارائه شده است. ارزش مطالعاتی شرکت شل برای میدان گازی کیش بالغ بر 100 میلیون دلار تخمین زده می شود و این در حالی است که بابت این مطالعه جامع، ما هیچ پولی پرداخت نکرده و نخواهیم کرد. شل در این میدان مطالعات بسیار جالبی انجام داده و برای مصرف گاز آن راهکارهای مختلفی ارائه داده است. ما در این میدان مطالعات شرکت انی، کوگاز و یک شرکت ایرانی را هم خواهیم داشت و پس از آن در مورد این میدان تصمم‌گیری خواهیم کرد. مقدار گاز میدان کیش رقم مناسبی است ولی میزان GOR آن کم است. بنابراین در آینده نزدیک با توجه به پیشنهادهای داده شده به جمع‌بندی برای توسعه این میدان می‌رسیم. تکلیف فاز یک این میدان روشن است چرا که چاه‌های آن حفر شده و در حال تکمیل خط لوله آن هستیم که این خط از مقابل مجتمع آفتاب در خشکی به طول بیش از 90 کیلومتر خواهد بود. ولی اگر این گاز زودتر تزریق شد هم می‌تواند به شرق و هم غرب فرستاده شود. فازهای بعدی میدان گازی کیش به احتمال فراوان در زمینه صادرات ال‌ان‌جی یا جی‌تی‌ال خواهد بود. بنابراین با ورود توتال و باز شدن فضا، شرایط به‌گونه‌ای شده که بهترین شرکت‌های دنیا برای حضور در صنعت نفت ایران به رقابت وادار شده‌اند.

  

اجازه دهید سوالی فراگیر را مطرح نمایم و نظر جنابعالی را به عنوان یک صاحبنظر خبره جویا شوم. این‌روزها بازار جهانی نفت خام در روزگار ارزانی قیمت قرار گرفته ‌است. گذشته از مدل های قراردادی و عقد قراردادهای نفتی، برنامه‌های شرکت ملی نفت برای دوران نفتِ ارزان چیست؟

تأثیر جهانی نفت ارزان توقف تولید نفت‌های گران ـ مثلاً در آب‌های بسیار عمیق ـ بوده‌است. البته در آمریکا توانسته‌اند به استخراج نفت شیل حتی با قیمت‌های کنونی نفت خام ادامه دهند. اکنون تعداد دکل‌های شیل در حال افزایش است و ادعا می‌شود که تا قیمت بشکه‌ای 35 دلار را نیز می‌توانند تحمل کنند. این متأسفانه خبر خوبی برای نفت‌های متعارف نیست. این میزان تولید بالا از نفت شیل بسیار عجیب است و این ظرفیت بالا تمام دنیا را تحت تأثیر قرار داده ‌است. این نگرانی وجود دارد که آمریکا بتواند با همین نفت شیل، دنیا را بازی بدهد؛ اگرچه در داخل خود آمریکا دو طرز فکر در این‌باره وجود دارد. مثلاً قیمت گاز طبیعی در آمریکا تا 2.5 دلار در هر ميليون BTU کاهش پیدا کرده‌است، در حالی که زمانی تا 1 دلار رسيده بود و این وضع برای شرکتی مانند اگزان‌موبیل که در منابع گازی قطر سهم دارد، خوشایند نیست؛ اگرچه این شرکت آمریکایی است. این مسئله بسیار غیرقابل پیش‌بینی است. از طرفی گفته شده ‌است این منابع محدودند، اما با رشد فناوری، عمق‌های بیشتری را کشف می‌کنند. این توان بازیابی نفت شیل و این قدرت مدیریتی و سرمایه‌گذاری فقط در آمریکا وجود دارد و این مسئله بقیه را آزار می‌دهد.  البته خوشبختانه، منابع نفتی ما ارزان‌اند. حتی بازیافت هم که از آن صحبت می‌شود، برای مخازن ما ارزان است. برای مثال، هزینۀ تمام‌شدۀ استخراج نفت از مخازن دست‌نخوردۀ ما در حدود بشکه‌ای هفت دلار است و با روش‌های برداشت پیشرفته‌تر، به 10 دلار می‌رسد. در مقیاس بین‌المللی، ایران و عراق و تا حدودی خلیج مکزیک می‌توانند نفت ارزان تولید کنند. البته در قراردادهای جدید ما، یک سقف بازپرداخت هزینه (cost stop) در نظر گرفته شده‌است، و در هرصورت، بیش از درصدِ مشخصی از ارزش تولید مخزن به شرکت تولیدکننده داده نمی‌شود. این درصد برای میادین نفتی 50، و برای میادین گازی 75 است. بازپرداخت نیز طی چند سال انجام می‌شود و تا حدود 10 سال زمان برای آن در نظر گرفته شده‌است. البته در صورت سرمایه‌گذاری جدید، برای آن نیز زمان جداگانه ای درنظر گرفته خواهد شد. به هر ترتیب، هنوز این قراردادها در مجموع، برای خارجی‌ها شیرین و قابل پذیرش‌اند؛ اگرچه در میدان فرزاد بی و لایۀ نفتی در این‌باره بحث داریم.  مشکلی که ما در صنعت نفت داریم، ادارۀ صنعت نفت است. این مسئله فراموش شده‌است که اوضاع نفت در دنیا دشوار شده و در کشور ما نیز دورۀ نفت ارزان به اتمام رسیده‌است. با این وضع، ادامه مسیر برای ما سخت خواهد بود. علت اینکه شرکت ملی نفت 50 میلیارد دلار بدهی دارد، این است که از صندوق توسعه وام گرفته شده و نفت نمی‌تواند آن را پس بدهد؛ زیرا آن 14 و نیم درصد سهمی که از فروش نفت به شرکت نفت می‌رسد، امروز با هزینۀ تولید و نگه‌داری میادین برابر شده‌است. در گذشته، منابع نفتی‌ای در کشور وجود داشت که با فشار مخزن خود، قابلیت تولید داشتند، اما از این به بعد این‌طور نخواهد بود و باید زحمت را بیشتر کرد و مغز را به کار انداخت و فناوری و نیروی انسانی جدید وارد کار کرد تا توليد استمرار يابد.  ما به مهندسان باتجربۀ بين‌المللي و نیز به پرورش مهندسان جوان خودمان نیاز داریم. تولید نفت در حال گران شدن است و هوشمندی بیشتری نیاز دارد. همان‌گونه که می‌دانید، قبل از انقلاب توليد ما به مرز 6.5 میلیون بشکه نیز رسید و با عربستان رقابت می‌کردیم، اما امروز نسبت تولید به ذخیرۀ عربستان از کشور ما بالاتر است و در کشورهای روسیه و آمریکا این نسبت بسیار بالاتر از ماست. این نشان‌دهندۀ آن است که ما فقط از نفت‌هایی که خود قابلیت تولید با شرايط طبیعی مخزن را داشته‌اند، تولید کرده‌ایم. امروز تولید ما در مقایسه با گذشته افت کرده و از 6.5 میلیون به 3.5 يا 4 میلیون رسیده‌است.  الان اگر بخواهیم از منابع خود بهتر استفاده و زنجیرۀ نفت را کامل کنیم، می‌بایست سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهیم و سهم بیشتری از درآمد نفت را به خود نفت اختصاص دهیم. باید تجهیزات فرسوده را بازسازی کنیم. بعد از این به افزایش ضریب برداشت و تعریف پروژه‌های ازدیاد برداشت (EOR) نیاز داریم. دورۀ جدیدی از استخراج تكنولوژي بالا در ميادين نفت مورد نیاز است. متأسفانه ما دور خود دیوار کشیده و خود را از دنیا دور کرده‌ایم. باید شرایط جدید را درک کنیم. صنعت نفت ما یک پتانسیل عمده است؛ هم به عنوان تولید نفت و هم برای زنجیرۀ صنعت نفت و گاز و پتروشیمی در داخل کشور. این پتانسیل در صنعت نفت ما موجود است و می‌تواند نیروی کار متخصص ما را به عهده بگیرد. ما می‌توانیم این صنعت را شکوفا کنیم و رشد اقتصادی کشور را بالا ببریم، و قبل از اینکه نفت جذابیت خود را از دست بدهد، از آن استفاده نماییم. امروز گفته مي شود در سبد مصرف انرژی دنیا، 25 درصد سهم نفت، 25 درصد سهم گاز، 25 درصد سهم زغال‌سنگ و 25 درصد مربوط به انرژی‌های نو است. انرژی‌های نو امروز در دنیا برای خود جا باز می‌کنند و انرژی خورشیدی در تولید برق، در رقابت با نفت قرار دارد؛ ضمن اینکه محدودیت‌هایی هم مصرف مواد هیدروکربنی پیش آمده‌است. با کنار هم گذاشتن این مسائل، ما باید یک خیزش جدید در صنعت نفت و گاز به وجود آوریم.

 

برنامۀ شرکت ملی نفت برای توسعۀ میادین کوچکی که در IPC دیده نشده‌اند، چه خواهد بود؟

تمام میادین هنوز ارائه نشده‌اند. تعداد میادین بسیار بالاست، اما چون توان مدیریتی ما محدود است و شرکت نفت نمی‌تواند حجم زیادی از کار را به عهده بگیرد، بهتر است که با کارهای بزرگ‌تر شروع کنیم. تولید یک پروژۀ بسیار بزرگ ـ مانند آزادگان با تولید 600 هزار بشکه در روز ـ به اندازۀ تولید 60 میدان کوچک است، در حالی که از لحاظ وقت و انرژی، به اندازۀ آن 60 میدان از شرکت ملی نفت وقت نمی‌گیرد. بنابراین، اینکه میادین از بزرگ به کوچک در اولویت قرار گرفته‌اند، منطق خود را دارد، ولی مسلماً نیاز خواهد بود که وارد این پروژه‌های کوچک هم بشویم.  در نهایت، در IPC محدودیت میدان وجود ندارد؛ می‌تواند تمام میادین کوچک و بزرگ را شامل شود و تعداد میادین نیز باید به مرور زمان افزایش یابد، ولی در کل، اعتقاد من این است که هزاران شرکت بالادستی و پایین‌دستی سرویس کمپانیِ خارجی و داخلی و می‌بایست فعال شوند. در کردستان عراق، در حدود 900 شرکت در عرصۀ نفت و گاز در حال فعالیت هستند. البته این تعداد شرکت به‌جز شرکت‌های سازنده است. فقط تعداد شرکت‌های پیمانکار و سرویس کمپانیِ خارجی و داخلی، 900 مورد بود. در همین قلمرو شرکت نفت فلات قاره، تعداد زیادی میادین کوچک وجود دارد که رها شده‌اند و صرفۀ اقتصادی ندارند، اما اگر تجهیزات ما نو شوند، ارزش فعالیت و توسعه را خواهند داشت. راه‌حل این است که به یک تفاهم ملی برسیم. نفت کشور ما مانند میادین طلا هستند و باید کشف شوند، حتی در پروژه هاي تاسيسات سطحی ـ مثل مقدار زیاد گاز flare که سوزانده می‌شود ـ نیز جای کار بسیار وجود دارد. این بخش‌ها بسیار جای کار و فعالیت دارند.

 

جناب دکتر، از فرصتی که در اختیار دانش‌نفت قرار دادید، کمال تشکر را دارم. 

آخرین مطالب نفتی در کانال رسمی نشریه دانش نفت در تلگرام
فرم ثبت نظر
نام
آدرس ايميل
متن نظر *
متن کنترلی را وارد کنيد *

در اين بخش نظری ثبت نشده است.
اخبار ويژه
سیزدهمین همایش بین‌المللی صنعت پتروشیمی ایران که امروز و فردا با حضور ٣٨٥ شرکت داخلی و ٧٦ شرکت خارجی در مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما برگزار می‌شود، ٦ نشست تخصصی و یک نمایشگاه جانبی هم خواهد داشت.
در گرمای کشنده دریای کارائیب کارگرانی در لباس غواصی با دستان خود مشغول پاک کردن نفت خام از بدنه کاسپین گالاکسی هستند؛ نفتکشی که آنقدر کثیف است که اجازه ورود به آبهای بین المللی را ندارد.

يادداشت روز
افزایش شاخص دلار (DOLLER INDEX) در بازارهای جهانی و افزایش تولید نفت‌شیل‌ها در آمریکا به مثابه ترمزی کشنده نمی‌گذارد قیمت نفت جان بگیرد.
حبیب‎اله بیطرف، معاون امور مهندسی، پژوهش و فناوری وزیر نفت/ بازسازی و نوسازی تاسیسات روسطحی بالادست صنعت نفت و واگذاری مدیریت بهره‎برداری برخی از تاسیسات از اهم برنامه‎های وزارت نفت در مسیر ارتقای نظام نگهداری و تعمیرات است.
با توجه به تحولات ایجاد شده در سطح بین‌المللی و از طرفی انقلاب در فناوری، شرایط زیست‌محیطی، رویکردهای جدید در حوزه انرژی، کسب‌و‌کار، اشتغال و ... بی تردید چشم‌انداز ترسیم شده برای کشور باید بر اساس مطالعات عمیق آمایش همه‌جانبه سرزمین با اولویت انرژی و در افق ١٤٢٠ خورشیدی (٢٠٤٠ میلادی) در دستور کار تدبیرپردازان قرار گیرد.

يادداشت
سمیه حسنی/ انرژی برق‌آبی بزرگترین منبع تجدید‌پذیر تولید برق است و در حال حاضر حدود 20 درصد از کل برق جهان از طریق این انرژی تأمین می‌شود.
گروه مطالعات و تحقیقات دانش نفت/ میدان گازی فرزاد بی توسط شرکت هندی OVL در بلوک فارسی 10 سال پیش کشف شد، این پروژه تاکنون هزینه‌های زیادی برای این کنسرسیوم هندی که مشترک با شرکت‌های ایرانی هستند دربرداشته، به طوری که هزینه کشف آن از 80 میلیون دلار فراتر رفته است.
مترجم: مژگان ولدخانی منبع: Academy of Management ‎Journal / دانش نفت: ما یک نظریه جامع ازمجموع وابستگی‌های سازمانی ارایه می‌دهیم، تعامل تئوری وابستگی با مدل مدیریت منابع. پیشنهاد می‌کنیم که تعامل را می‌توان به عنوان یک ساختار سازمانی در نظر گرفت که بر انگیزش ناشی از منابعاستراتژیک سازمان تمرکز می‌کند.
گروه مطالعات و تحقیقات دانش نفت/ ایران مستعدترین کشور در منطقه برای صادرات گاز به منطقه و اروپاست که ذخایر عظیم و نیز موقعیت استراتژیک آن فرصت مناسبی را برای این امر فراهم آورده است
گروه مطالعات و تحقیقات دانش نفت/ دیپلماسی گازی ایران علیرغم دشمنی های ایالات متحده همچنان رو به جلو حرکت می کند، هر چند مسیر پیش رو، مسیری پر سنگلاخ و پر فراز و نشیب است اما با توجه به بضاعت گازی ایران در ذخیره گاه و تولید، قلم کشیدن روی نام ایران به این سادگی ها نخواهد بود
گفتمان
مهدی کرباسیان، رییس هیات عامل ایمیدرو/ سال ۱۳۹۴ تقاضای مشارکت در ساخت شیرخوارگاه شبیر واقع در تهران- خیابان ۱۷ شهریور جنوبی وابسته به سازمان بهزیستی ساخته شده در سال ۱۳۳۳ که حدود ۸۰ بچه شیرخواره سرراهی یتیم تا ۴ ساله در آن نگهداری می‌شد و از لحاظ استحکام و امکانات نیاز به بازسازی داشت ارائه شد.
The rise of the dollar index in world markets and the increase in oil production in the United States will not allow oil prices to fall.
The 13th Human Resources Development Conference, the largest scientific event in the field of human resource management, was held on Monday and Tuesday last week at Building No. 2 of the Industrial Management Institute and Razi Congress Center.
می‌توان خوش‌بین بود که مدیران دریافته‌اند که برای حضور موفق در بازار پرتلاطم امروز، نیاز به آموزش دارند و مقوله آموزش و توسعه مدیران و کارکنان در کشور ما سیاست‌زدایی شده است که این پدیده مبارکی است
مدیران منابع انسانی برای تسهیل كارآفرینی سازمانی، باید كارهای مهم زیادی از جمله حذف مقررات زائد، سلسه مراتب سخت، مشاغل از پیش تعریف شده و بدون مشاركت، سیستم های پاداش موثر و ... انجام دهند.

صفحه نخست

|

اخبار نفت

|

گفتمان

|

مقالات

|

ياداشت روز

|

يادداشت اول

|

مزايده و مناقصه

|

گالري تصاوير

|

درج آگهي

|

سايتهاي مرتبط

|

آرشيو PDF

|

درباره ما

|

تماس با ما

© Copyright 2011 daneshenaft.ir All Rights Reserved. Powered by : HomaNic.com | Developed by :