Daneshenaft logo
پنجشنبه 30 شهریور ماه 1396 | ثبت نام | ورود | کاربر مهمان 
Print Send to Friends
یکشنبه 19 شهریور ماه 1396 | کد مطلب : 11223
مهندس پیوندی، مدیر عامل هلدینگ تاپیکو در گفت‌و‌گوی تفصیلی با دانش‌نفت مطرح کرد:
پیشنهادی سازنده برای تکمیل پرسرعت پالایشگاه ستاره خلیج فارس
گفتگو: احمد مددی

خواهش بنده این است که پالایشگاه ستاره خلیج فارس به عنوان یک پروژه ملی در اولویت اول قرار گرفته و با اختصاص تخفیف 10 درصدی در خوراک میعانات گازی، اجازه دهیم این پروژه سرعت بگیرد.

 

 

دانش نفت: مهندس محمدحسین پیوندی مدیر با تجربه و خوشنام صنعت پتروشیمی کشور، این روزها با همان انرژی و شور و حرارت روزهای جوانی در هلدینگ «تاپیکو» مشغول فعالیت است. وی در ابتدای حضورش در این هلدینگ با چالش‌های متعددی چون نارضایتی نیروی انسانی، شرکت‌های ناکارآمد و ... مواجه بود ولی در مدت کوتاهی توانست این هلدینگ را به نحو چشمگیری متحول کند. وی، تکمیل پروژه پالایشگاه ستاره خلیج فارس به کمک دولت از طریق اعمال تخفیف 10 درصدی در قیمت میعانات گازی را راه‌حل کمک به اقتصاد کشور می‌داند و معتقد است این پالایشگاه می‌تواند ارزش افزوده فراوانی نصیب کشور نماید. طبق بند 12 و 13 قانون رفع موانع تولید که در تولید محصولات پالایشگاهی صراحتا این اجازه را برای خوراک میعانات گازی داده است. وی بر خلاف تصور برخی افراد ناآگاه و بعضا مغرض، دلبستگی خاصی به مال دنیا ندارد و به گفته خودش حتی  یک مترمربع در کره‌زمین متعلق به او نیست! البته حضور این مدیر پرسابقه در «تاپیکو» به مذاق همه خوش نیامده است، هرچند بدنه اصلی و پرتلاش هلدینگ تاپیکو از اقدامات مهندس پیوندی رضایت دارند. مهندس پیوندی شجاعانه در مقابل درخواست رسمی کردن برخی افراد سفارشی مقاومت کرده و به جای آن با بررسی سوابق کارکنان متوجه می‌شود که سزاوار این رسمی شدن کسانی هستند که سال‌هاست درجا می‌زنند که اکثریت آنها نگهبان، آبدارچی و اقشار ضعیف بدون وابستگی فامیلی و بدون سفارش در سازمان تاپیکو مشغول به فعالیتند. آنجا بود که وی با تشکیل کمیته‌ای، افرادی که سابقه کار بالایی داشتند حتی آبدارچی، نگهبان، منشی و .. را به استخدام رسمی این هلدینگ درآورد. گفتگو با مهندس پیوندی در آستانه عید سعید غدیر انجام شد. برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌های این مدیر کارکشته صنعت پتروشیمی در هلدینگ تاپیکو، گفت‌وگویی با وی انجام داده‌ایم که در ادامه تقدیم می‌شود.

 

جناب آقای مهندس پیوندی، نزدیک به یک سال است که جنابعالی سکان هدایت شرکت تاپیکو را بر عهده دارید، صاحبنظران می‌دانند که این شرکت با مشکلات زیادی دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد که بخشی از آن به دلیل مدیریت‌های نادرست و بخش دیگر به دلیل ساختار تاپیکو بود. پرسش بنده این است که در یک سال گذشته این شرکت را چگونه مدیریت کردید و چه اقدامات و اصلاحاتی را برای رساندن این کشتی به ساحل آرامش انجام دادید؟

عرض سلام خدمت تمام خدمتگذاران صنعت نفت و گاز و پتروشيمي كشور و عرض تبريك فرارسيدن عيد غديرخم و عيد انتصاب و رهنمود شايسته‌سالاري به امت که این بزرگترین پیام پیامبر گرامی اسلام به امت خود بود.

واقعیت این است که هنگام مطرح شدن بحث حضور من در تاپیکو، سه وزیر به دلیل شناختی که از من داشتند نظر مثبتی برای حضورم در این مجموعه نشان ندادند. شخص مهندس زنگنه هم اعلام کرد این تشکیلات شش ماه یک بار روسای خود را عوض می‌کند، مهندس نعمت‌زاده نیز اصرار زیادی داشت که بنده با همکاری دکتر معظمی یک بخش هیدورکربوری در ایدرو را فعال‌سازی نماییم که البته بنده مقاومت کرده و اعلام کردم دلم می‌خواهد چند سال را به طور مستقل کار کنم و جناب مهندس نعمت زاده بزرگوارانه تایید و قبول کردند. آقای وزیری‌هامانه که شناخت بسیار عمیق‌‌تری نسبت به بنده و اخلاقم داشت و رییس هیات‌مدیره تاپیکو بود به من توصیه کرد به هیچ عنوان در این مجموعه وارد نشوم چراکه با اخلاقم سازگار نیست. ولی روزی که آقای دکتر نوربخش گفت منابع مالی اینجا حق بیمه مستمری‌بگیران سازمان تامین اجتماعی است و بنده قرار است برای جامعه بزرگ 40 میلیون نفری این سازمان کار کنم، این موضوع برایم جذاب بود و انگیزه خوبی برای حضورم در این شرکت شد. بنده در مرحله نخست به این نتیجه رسیدم که باید فکری برای آینده این هلدینگ کنم. وقتی که وارد تاپیکو شدم تقریبا می‌توان گفت هیچ شناختی به جز اندکی اطلاعات که از طریق اینترنت و دوستان رسانه‌ای کسب کرده بودم از این مجموعه نداشتم. در ابتدای حضورم فهمیدم به غیر از نفت، گاز و پتروشیمی، بخش‌های حاشیه‌ای مانند صنایع سلولزی، لاستیک و تایر، همچنین پتروشیمی‌های بسیار فرسوده ولی تاریخی مانند پتروشیمی آبادان و ... در این مجموعه وجود دارد. در ابتدا متوجه شدم 840 نفر پرسنل شرکت چوکا به عنوان یک مجموعه بزرگ سلولزی در شمال کشور که بیشتر آنها نیروی کارگری هستند 5 ماه است حقوق نگرفته‌اند و در حالت اعتصاب و تجمع نه تنها در داخل کارخانه بلکه در خیابان‌ها به سر می‌برند. احساس کردم راه‌حل‌هایی که در شستا و بین مدیران برای حل این مشکل ردوبدل می‌شد بر اساس بگیر و ببند بود در حالی که طبیعت بنده این‌گونه نبود. نخستین اقدام بنده تلاش در جهت پرداخت حق و حقوق این کارگران بود و بر این اساس دو ماه از 5 ماه حقوق آنان پرداخت شد. بلافاصله خودم به منطقه رفتم و با کارگران و جامعه کارگری آنجا صحبت کردم و به آنها گفتم زمانی شما حقوق دارید که چرخ‌های این کارخانه بچرخد و رونق داشته باشد. بنده معتقدم همه آدم‌ها خوب و شریف هستند و مدیرعامل این شرکت نیز انسان شریفی بود ولی شرایط عملکرد وی باعث رسیدن کارخانه به این نقطه شده بود. همچنین در داخل کارخانه نیز عده‌ای مخالف و گروهی موافق وی بودند. با جمع‌بندی این موارد به تهران برگشتم و با خودم گفتم این سیستم نباید برنده‌ای داشته باشد چراکه این به معنای بازنده بودن گروه دیگری می‌شد. بالاخره من بیش از 20 سال از عمرم را در کارخانه و 10 سال را در ستاد معاونت برنامه‌ریزی پتروشیمی گذرانده‌ و این شانس را داشته‌ام که با افراد بزرگی مانند آقایان زنگنه و نعمت‌زاده کار کنم. در زمان جنگ و بمباران نیز در جنوب کشور بودم و در همه مراحل پروژه پتروشیمی اراک شامل انتخاب دانش فنی، طراحی، مدیریت پروژه، مسئولیت راه‌اندازی فاز یک و بهره‌برداری آن حضور داشتم، بنابراین شناخت خوبی نسبت به نیروی کارگری دارم. شرکت چوکا زیرمجموعه یکی از هلدینگ‌های تاپیکو به نام هلدینگ سلولزی است و مدیرعامل این هلدینگ بالادست کارخانه‌هایی مانند چوکا، کاغذ کاوه، کاغذ لطیف، حریر و ... قرار دارد. برای حل این مشکل، مدیرعامل هلدینگ سلولزی را با حفظ سمت به عنوان سرپرست شرکت چوکا منصوب کردم و در همان لحظه بر اساس سیاستی که نباید بازنده و برنده وجود داشته باشد مدیرعامل کارخانه را به عنوان رییس هیات مدیره هلدینگ سلولزی قرار دادم یعنی احترام ایشان را حفظ کردم تا در کارخانه کسی احساس بازنده بودن نداشته باشد. به تدریج ظرف دو سه ماه بعد بدهی حقوق کارگران را تا پایان سال به صفر رساندیم کما اینکه شب عید گذشته برنامه ما این بود که تحت هیچ شرایطی در کل شرکت‌های زیرمجموعه تاپیکو نباید کسی نه طلب حقوق و نه طلب عیدی داشته باشد و خوشبختانه این کار اجرایی شد. رفته‌رفته با همکاری هیات مدیره خودمان، هیات مدیره شستا و ... مطالعه کردیم و حتی از مجموعه کاغذ مازندران نیز کمک گرفتیم. این مجموعه متعلق به دهه 50 شمسی است و تکنولوژی بسیار قدیمی دارد و حتی جنگل شفارود که در آغاز فعالیت، نقش تامین‌کننده مواد اولیه را داشته از آن جدا کرده‌اند و همین موضوع باعث شده قیمت تمام شده محصولات و اختلاف بین ورودی و خروجی آن بالا باشد. خوشبختانه در حال حاضر کارخانه جان گرفته و در حال کار است ولی هنوز سودآور نشده است. مسئله دیگری که من با آن مواجه شدم تعیین اعضای هیات‌مدیره شرکت‌های زیرمجموعه بود. با بخشنامه اصلاح بخشی از مواد قانون تجارت که بر اساس آن هیچ کس نمی‌تواند در آن واحد در دو هیات مدیره عضو باشد، باید تعداد زیادی اعضای موظف و غیرموظف هیات‌مدیره را برای مجموعه شرکت‌های مدیریتی و غیر‌مدیریتی تاپیکو که حدود 70 شرکت هستند تامین می‌کردیم. در طول پالایش هیات‌مدیره یک اصل را رعایت کردیم و ضمن جوانگرایی، آدم‌های تحصیلکرده و با سوادی جذب کردیم که این موضوع کارایی هیات‌مدیره‌ها را افزایش می‌دهد. بنده هم شناختی نسبت به افراد این مجموعه نداشتم و تنها بازنشستگان صنعت پتروشیمی و نفت را می‌شناختم که البته در ابتدا مقاومت‌هایی در این زمینه وجود داشت ولی به تدریج این موضوع جا افتاد که افراد بازنشسته می‌توانند به عنوان عضو غیرموظف به فعالیت بپردازند. در این راستا من باید حجم زیادی نیرو تامین و از سوی دیگر نباید از نیروهای پتروشیمی و نفت استفاده می‌کردم. در نتیجه متوجه شدم که حجم زیادی از نیروها را باید بر اساس توصیه بپذیرم. در نهایت دیدم در یک چالشی قرار گرفته‌ام که مسئولیت این آدم‌ها با بنده است. بنابراین اعلام کردم هر کس که توسط شستا به عنوان نهاد بالادست معرفی می‌شود باید توسط مدیرعامل شستا و کمیته انتصابات تایید شود. این‌ها چالش‌هایی بود که در مقوله تنظیم کردن هیات‌مدیره‌ها باید با آن مواجه می‌شدم. من به عنوان فردی که تولید حرف اول و آخر زندگی‌اش است و می‌فهمد که ثروت خود به خود و با رابطه خلق نمی‌شود بلکه با ضابطه و رعایت اصول ایجاد می‌شود، تمرکز خود را روی شرکت‌های تولیدی که طبعا بیشتر، نفت، گاز و پتروشیمی بودند گذاشتم و به طور پیوسته به این کارخانه‌ها سر می‌زدم. نتیجه اینکه امسال در بخش تولید، چند شرکت اصلی ما شامل خراسان، فناوران، ایرانول، پاسارگاد و غدیر در بخش نفت، گاز و پتروشیمی و حتی بارز افزایش تولید 20 تا 30 درصدی نسبت به سال گذشته دارند. البته این امر به معنای این نیست که سهم ما در همین حد است بلکه سهم برخی از شرکت‌های ما تا دو برابر هم افزایش یافته است. برای نمونه متانول از 900 تومان به بالای 2 هزار تومان رسیده است. البته بخشی از آن مربوط به تحولات قیمت نفت خام و بخش دیگر مربوط به مدیریت عملیاتی حرفه‌ای آنجا است چرا که مدیر این بخش هم مقیم منطقه و هم از نیروهای پتروشیمی است که به صورت مامور منتقل شده است. کنترل سهام تاپیکو دست سهم‌گردانی و شرکت «صبا تامین شستا» است، بنابراین با توجه به منابعی که ناشی از کاهش هزینه‌های مالی و ... بدست آمده، افزایش سرمایه 3 هزار تا 3 هزار و 800 میلیارد تومانی خواهیم داشت که آثار آن را سال آینده خواهیم دید.  

 

چالش دیگر جنابعالی در این مدت چه بود؟

چالش دیگر بنده پالایشگاه ستاره خلیج فارس است. ما به یکباره متوجه شدیم 49 درصد بزرگترین پروژه و کارگاه کشور یعنی تقریبا نیمی از یک پالایشگاه 360 هزار بشکه‌ای متعلق به هلدینگ تاپیکو است. این پروژه به دلیل اینکه حدود 10 سال از عمرش می‌گذشت و مدیریت‌های مختلف را تجربه کرده بود شرایط خاصی داشت و با پروژه‌ای که امروز از صفر شروع شده و همه کارها دست خودمان است فرق می‌کند. در این پروژه هم تصمیمات خوبی گرفتیم و برای نمونه حدود 20 روز پس از آمدن بنده، انتشار 300 میلیارد تومان اوراق سلف در شهریورماه نهایی شد که با این اقدام پروژه پالایشگاه ستاره خلیج فارس تکان خورد. البته نقش وزیر نفت در پیشبرد و حرکت این پروژه غیرقابل انکار است و امیدوارم ایشان همچنان این نقش پیگیری و مطالبه خود را ادامه دهند. به هر حال فاز یک این پروژه به مرحله فعلی رسیده است. همچنین دو پروژه سنگین دیگر نیز در حال اجرا داریم که یکی پروژه مگاظرفیتی مرجان برای تولید متانول با ظرفیت یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن است که از مواهب ماست و شرکت فناوران به عنوان زیرمجموعه این هلدینگ ۳۳ درصد در آن سهم دارد. این پروژه در طول سال ۹۷ به عنوان یکی از نقاط شاخص بازار متانول در دنیا مطرح خواهد شد و یکباره ۵۰۰ هزار تن به تولید متانول مجموعه تاپیکو و یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن به تولید کشور افزوده خواهد شد. همچنین ۱۷ درصد سهام پروژه پتروشیمی ایلام که توسط هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس اجرا می‌شود متعلق به هلدینگ تاپیکو است. از سوی دیگر مراحل فاینانس پروژه سیراف انجام شده و اخیرا با آقای صالح‌آبادی و ۷ عضو دیگر آن مجموعه ۸ پالایشگاهی، تفاهم‌نامه‌ای با کنسرسیومی متشکل از چیودا ژاپن، هیوندای و دایلیم کره امضا کرده‌ایم. این فاینانس جزو اعتبار ۸ میلیارد دلاری کره‌جنوبی است که در اختیار ایران قرار داده خواهد شد. به زودی کار اجرایی پروژه پتروالفین فناوران هم که در ماهشهر است آغاز می‌شود که بر اساس آن قصد داریم متانول را به پروپیلن تبدیل کنیم. این پروژه نه تنها از دید بنگاه اقتصادی بلکه از نظر منافع ملی مورد تاکید و اصرار بنده قرار دارد چراکه کشور به شدت نیازمند پروپیلن است. بنابراین اینها مجموعه کارهایی بود که در طول اداره روزمره هلدینگ تاپیکو انجام شده است‌.

 

چه برنامه‌های مدون و استراتژیکی برای توسعه هلدینگ تاپیکو مدنظر دارید؟

بنده برنامه‌های استراتژیکی برای ایجاد هلدینگ تاپیکو با استانداردهای بین‌المللی دارم. در این راستا با مطالعه انجام شده متوجه شدیم تاپیکو پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بالقوه‌ای دارد که هلدینگ‌های دیگر از آن بی‌بهره هستند، بنابراین باید این ظرفیت‌ها را آزاد کرد. یکی از حسن‌های تاپیکو این است که در بخش پتروشیمی حتی یک بشکه خوراک مایع ندارد و مبنای همه آنها گاز است و جالب اینجاست که این هلدینگ در همه پتروشیمی‌های کشور مانند جم، مارون، مروارید، خارگ، اراک و ... حضور دارد و حتی ۴.۵ درصد کل خط لوله غرب که امروز یک میلیون و ۲۰۰ هزار تن پلی‌اتیلن از اتان تولید می‌کند و ۸.۵ درصد پتروشیمی خلیج فارس متعلق به هلدینگ تاپیکو است. بنابراین ما به یک سبد بزرگی از محصولات دسترسی داریم و بالا و پایین رفتن قیمت محصولات مختلف آسیبی به این هلدینگ وارد نمی‌کند. بر این اساس ۵۰ تا ۶۰ درصد سود ما از شرکت‌های غیرمدیریتی است، یعنی ما با حداقل انرژی به کار برده بیشترین بهره‌وری را داریم که نعمت بسیار بزرگی است. با این اوصاف سهام تاپیکو هیچ‌گاه نمی‌تواند افت محسوسی داشته باشد ولی ما باید تلاش کنیم بهره‌وری خود را افرایش دهیم. از سوی دیگر بیزینس قیر و روغن موتور و روغن پایه همه پالایشگاه‌های کشور تحت برند ایرانول به غیر از اصفهان در اختیار ماست که موقعیت‌های بسیار بزرگی است. هرچند به نظر من مشکل اصلی ما در بخش مدیریت است و هلدینگ تاپیکو با این امکانات باید وضعیت بسیار بهتری داشته باشد. تنها جایی که ما به شدت تحت فشار قرار داریم تامین منابع پالایشگاه‌ ستاره خلیج فارس به دلیل مدل پیچیده آن است. پروژه ستاره خلیج فارس نه یک پروژه بنگاهی بلکه یک پروژه ملی است چرا که دو مشکل کشور را حل می‌کند و هدف اصلی آن مصرف کردن ۹ فاز پارس جنوبی به عنوان خوراک به میزان ۳۶۰ هزار بشکه و از سوی دیگر برطرف کردن مشکل واردات  بنزین و تولید بنزین باکیفیت یورو ۴ است. این پروژه با شرایطی که دارد و ۴۹ درصد آن متعلق به یک مجموعه سازمان تامین اجتماعی به نام هلدینگ تاپیکو است که سهامداران آن افراد تحت پوشش تامین اجتماعی هستند، بنابراین نیازمند کمک دولت است. در بند ۱۲ و ۱۳ قانون رفع موانع تولید به صراحت در مورد تولید فرآورده‌های پالایشگاهی به‌ویژه با خوراک نفت خام و میعانات گازی آمده که می‌توان تا ۱۰ درصد تخفیف برای آنان در نظر گرفت. همه پالایشگاه‌های کشور ۵ درصد تخفیف در خرید نفت خام دارند ولی این پروژه قصد دارد دو مشکل بزرگ کشور را حل کند بنابراین بر اساس این قانون باید شامل ۱۰ درصد تخفیف شود تا دو فاز باقی مانده آن را بتوان زودتر به بهره‌برداری رساند. چراکه برای تامین منابع اوراق سلف باید هزینه پرداخت شود. برای روشن شدن موضوع مثال ساده‌ای می‌زنم. بهای هر بشکه نفت خام امروز ۵۰ دلار و ممکن است فردا به ۴۵ دلار کاهش یابد. ما هم دو میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کنیم، بنابراین دو میلیون ۵ دلار برای شش ماه از کشور بیرون می‌رود. این موضوعی نیست که بتوان جلوی آن را گرفت و جلوی چشم خودمان درآمدمان کاسته می‌شود. حرف من این است که دولت این ۵ درصد را به مدت چند سال به خودش تخفیف دهد نه به کشورهای خارجی و آن را در پالایشگاهی بریزد که اینقدر برای کشور ارزشمند است. بنده اصرار دارم شخص رییس‌جمهور محترم، آقای جهانگیری معاون اول، وزیر نفت، وزیر اقتصاد و ... به این مساله توجه ویژه کنند چرا که راه نجات و هرچه سریع‌تر به محصول رسیدن پالایشگاه‌ ستاره خلیج فارس همین کار است تا ما از این طریق بتوانیم منابع مورد نیاز را تامین نماییم. البته ممکن است برخی نهادها مانند شورای نگهبان نسبت به منبع مالی این ۵ درصد سوال داشته باشند در صورتی که با این استدلال بنده مشکلی در این زمینه نخواهد بود. همانطور که می‌دانید کاندنسیت و نفت خام قیمت جهانی دارد و ممکن است هر روز افزایش یا کاهش پیدا کند بنابراین همانطور که ما در صورت کاهش قیمت‌های جهانی نمی‌توانیم اعتراضی داشته باشیم این موضوع نیز همین‌گونه است. به اضافه اینکه ۵۱ درصد این پالایشگاه متعلق به صندوق نفت و پالایش و پخش و ۴۹ درصد آن نیز مربوط به مستمری‌بگیران سازمان تامین اجتماعی است، بنابراین این پول در داخل اقتصاد کشور گردش خواهد کرد. خواهش بنده این است که پالایشگاه ستاره خلیج فارس به عنوان یک پروژه ملی در اولویت اول قرار گرفته و با اختصاص تخفیف 10 درصدی در خرید نفت خام، اجازه دهیم این پروژه سرعت گرفته و ما بتوانیم زودتر آن را وارد بورس نماییم. این پروژه به نظر من جزو طرح‌های اقتصاد مقاومتی است چراکه اقتصاد مقاومتی به معنای تولید و جلوگیری از خام‌فروشی است.

 

چه پیگیری‌هایی برای تحقق این موضوع تاکنون انجام داده‌اید؟

بنده به صراحت این موضوع را خدمت آقای زنگنه وزیر نفت عرض کرده‌ام که امیدوارم به نتیجه برسد چرا که به هر حال تکمیل پروژه ستاره خلیج فارس بدون این امر امکان‌پذیر نیست. پیشنهاد دیگرم این است که با توجه به اینکه کشور به این پالایشگاه نیاز دارد، به مدت دو تا سه سال پول خوراک را استمهال کنند به این شکل که اجاز دهند این پالایشگاه به بهره‌برداری برسد پس از آن برای بازپرداخت آن اقدام شود. به عقیده من، نباید خودمان را تحریم کنیم. ما در زمان تحریم با مشکل فروش میعانات گازی مواجه بودیم و ذخیره‌سازی آن هزینه‌های زیادی را به ما تحمیل می‌کرد. ولی الان با رفع نسبی تحریم‌ها باید از فرصت استفاده کرده و برای ایجاد ارزش افزوده برای کشور اقدام کنیم. اگر بنده موفق شوم این ایده را به عمل برسانم، پالایشگاه ستاره خلیج فارس سرعت می‌گیرد و کشور هم به اهداف و منافع خود می‌رسد چراکه قطعا منافع کشور در این است.

 

برای اجرای خواسته‌های خود چه زیرساخت‌هایی را ایجاد کرده‌اید؟

اواسط سال ۹۴ که آقای دکتر ربیعی و دکتر نوربخش با من صحبت کردند قرار بود آقای انصاری، مدیرعامل شستا شود که البته این اتفاق نیفتاد. در آن زمان این دو نفر از من خواسته‌هایم را پرسیدند که تنها یک چیز از آنها خواستم و آن اینکه مجوز حضور حدود ۳۰ تا ۳۵ نفر از نخبه‌های داخل دانشگاه‌های کشور صادر شود. من قصد دارم این افراد را در اختیار بگیرم و با یک سرمایه‌گذاری کوچک که آورده بسیار بزرگی برای کشور خواهد داشت به مدت دو سال روی این نخبه‌ها کار کرده و در کنار پروژه‌های در دست اجرا، تجربیاتم را منتقل کنم چراکه معتقدم اگر من امروز در این جایگاه قرار دارم نتیجه رشدم در کنار پروژه‌هاست. ما باید ابزار رشد افراد را فراهم کنیم. ابزار رشد مدیر برای آینده به‌ویژه در چارچوب کارهای تکنوکراتی و مهندسی، پروژه است. خوشبختانه با این تنها خواسته من موافقت شد. در مرحله اول با بررسی‌های انجام شده متوجه شدم این نخبه‌ها نیازمند جا هستند. ساختمان تاپیکو شرایط مناسبی ندارد همچنین ساختار سازمانی این هلدینگ در زیرمجموعه‌ها وضعیت نسبتا خوبی داشت ولی در رده‌های بالای این ساختار وضعیت مناسب نبود. من با توجه به تجربه‌ای که در شرکت ملی صنایع پتروشیمی داشتم و ساختار این شرکت یکی از بهترین ساختارهای موجود است متوجه شدم که باید تفکیک وظایف و تفویض اختیارات انجام شود و بر این اساس چهار معاونت ایجاد کردم. معاونت برنامه‌ریزی که اصلا وجود نداشت، معاونت نظارت بر پروژه‌ها، معاونت نظارت بر اداره شرکت‌ها و معاونت منابع مالی و فاینانس. همچنین مسئولیت مدیر منابع انسانی و اداری نیز مستقیم بر عهده مدیرعامل قرار گرفت و  مدیر حراست، مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل، مدیر بازرسی و مدیر IT نیز در این ساختار جدید قرار گرفتند. برای جا دادن این چارت نیاز به ساختمان داشتیم که پس از بررسی‌های لازم یکی از ساختمان‌های ایرانول را که این شرکت قصد فروش آن را داشت با توجه به طلبی که از این شرکت داشتیم بدون پرداخت پول تحویل گرفتیم. در حال حاضر مشغول برگزاری یک مناقصه هستیم تا اصلاحات لازم ایمنی در این ساختمان انجام شود. بنابراین چارت جدید در این ساختمان مستقر خواهند شد و دپارتمان‌هایی مانند آموزش، مرکز اطلاعات و اسناد که وجود ندارد ایجاد خواهد شد. این دو برنامه یعنی پیاده کردن چارت جدید و مستقر شدن در ساختمان تازه، این اجازه را به ما می‌دهد که ۳۰ تا ۳۵ نفر نیروی نخبه را به کار گرفته و آموزش آنها را آغاز کنیم. این کار را در پتروشیمی اراک انجام داده‌ام و خیلی خوب جواب داده است. من جزو کسانی بودم که زمین پتروشیمی اراک را انتخاب کردم. در آن تاریخ ۴۰ نفر مهندس و تکنسین به من تحویل دادند که دو سال روی آنها کار کردم. این آموزش‌ها شامل کارآموزی در پالایشگاه تهران، کلاس‌های تئوری و بازآموزی مسائل فنی مانند ترمودینامیک و شیمی ارگانیک و تدریس اسناد پس از طراحی کارخانه بود. همچنین بر اساس قرارداد EPC که با ایتالیایی‌ها داشتیم این افراد را به مدت چهار ماه در جزیره سیسیل در شیفت‌های ۱۲ ساعته آموزش دادیم و امروز همین افراد پتروشیمی‌های کشور را اداره می‌کنند. این‌ها برنامه‌های توسعه‌ای استراتژیک من برای آینده تاپیکو است و امیدوارم در چند ماه آینده بخش آخر آن یعنی جذب نخبگان و آموزش و در اختیار قرار دادن آنها در پروژه‌ها به تناسب نیاز انجام شود.

 

اخیرا یک بخشنامه جنجالی صادر کرده‌اید که سروصدای زیادی به پا کرده است. علت صدور این بخشنامه چه بوده و با چه رویکردی این اقدام صورت گرفته است؟

یکی از دلایلی که من به تاپیکو آمدم مبارزه با رانت و فساد بود هرچند هنگام ورود هشدارهایی به من در این زمینه داده شده بود و این اتفاق هم افتاد. به طوری که شبنامه‌هایی مبنی بر دو تابعیتی من منتشر شده است. من با قاطعیت اعلام می‌کنم محمدحسین پیوندی یک مترمربع مالکیت بر روی کره زمین ندارد چه برسد به ایران! یکی از آقایان از من پرسید مگر می‌شود پاسخ دادم در سال ۵۸ که اوج ارزانی خانه‌ها بود و آقای خسروشاهی مالکیت را صفر و اعلام کرد متعلق به خداست، آپارتمانی در محله گیشا تهران خریدم. من در سال ۵۳ به استخدام شرکت ملی نفت درآمدم و پس از ۵ سال نوبت وام مسکن بنده شد. بنابراین با ۵۰۰ هزار تومان وام و فروش خودروی شخصی‌ام، این آپارتمان را به مبلغ ۵۷۰ هزار تومان خریداری کردم. پس از آن صندوق نفت از منابع خود امتیازاتی به کارکنان صنعت نفت می‌داد، بنابراین ما آپارتمان خود را فروختیم و در خیابان ونک خانه‌ای خریداری کردیم. متاسفانه در شب عید سال ۸۹ یکی از اتفاقات بد زندگی‌ام رخ داد و همسرم فوت کرد و به همین دلیل آن خانه را فروخته و یک آپارتمان ۱۲۳ متری در یک مجتمع مسکونی حاشیه خیابان اندرزگو خریداری کردم که الان هم در آن ساکن هستم. نصف این آپارتمان مهریه همسر مرحومم بود و نصف دیگر آن به نام دو فرزندم است. البته پس‌اندازی از حقوقم دارم که خرج تحصیل دو فرزندم را با آن تامین می‌کنم. بنابراین بنده حتی یک مترمربع خانه به نام خودم ندارم و یکی از دلایلی که می‌توانم حرفم را بزنم این است که یک ریال به غیر از حقوق مصوبی که جمهوری اسلامی پرداخت می‌کند وارد زندگی من نشده است. در هنگام روی کار آمدن دولت جدید زمزمه‌هایی مبنی بر جابجایی مدیران بالادست شده بود که در این راستا به سرعت این بخشنامه را صادر و اعلام کردم این تصرف غیرقانونی در منابع سازمان تامین اجتماعی است و اگر حکمی در این زمینه ابلاغ و صادر شده باید لغو شود. این موضوع مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود و در بعضی از واحدهای پایین دستی انتصابات فامیلی صورت گرفته بود که با این بخشنامه متوقف شد. بنده رونوشت این بخشنامه را هم به سازمان بازرسی کل کشور فرستادم. من معتقدم رانت تنها در قیمت گاز و ... نیست بلکه رانت اطلاعاتی و قوم و خویش بازی بدترین نوع رانت است. این بخشنامه در فضای مجازی کشور سروصدای زیادی ایجاد کرد و حرف‌های زیادی شنیدم ولی با همه این حرف‌ها هلدینگ را مدیریت کردم. به دلیل پتانسیلی که تاپیکو دارد اگر بتوانم این نیروی انسانی نخبه و جوان را به سرانجام برسانم کار بسیار بزرگی انجام شده است. جوانگرایی، شوبازی کردن نیست بلکه باید معنی‌دار و عملیاتی باشد. من در دانشگاه‌های مختلف از جمله شریف، پلی‌تکنیک، امام صادق، مشهد و تدریس کرده‌ام و امسال نیز در خدمت بچه‌های دانشکده نفت آبادان هستم. بنابراین بنده به دنبال جاه و مقام و نیستم بلکه برای تربیت نیروی انسانی تلاش می‌کنم. ما روی آن ۳۰ نفر باید کار کنیم تا مدیران آینده تربیت شوند وگرنه این چرخه باطل ادامه خواهد داشت.

 

شایعات زیادی مبنی بر جابجایی مدیرعامل شستا شنیده می‌شود که می‌تواند تاپیکو را هم تحت تاثیر قرار دهد. آیا این موضوع بر روی برنامه‌های بلندمدت جنابعالی اثر نمی‌گذارد؟

البته این موضوع در اختیار من نیست ولی یک واقعیت وجود دارد که اگر آقای نعمت‌زاده بیاید موضوع فرق می‌کند و به نظر من کارهای زیادی را درست می‌کند، ولی اگر قرار باشد آقای نوروززاده مدیرعامل فعلی شستا برود و فردی حتی هم مدل ایشان برای نخستین بار بیاید ما زمان را از دست داده‌ایم. من آقای نوروززاده را در مجموعه کل شستا و تامین اجتماعی می‌شناختم چراکه ایشان مسئول کمیته پتروشیمی کمیسیون صنایع مجلس بود، بنابراین در سطحی که حرمت کاری‌ام شکسته نشود با وجود ناملایمات زیاد همکاری کردم و معتقدم اگر فرد غریبه بی‌اطلاعی نسبت به شستا قرار است جای آقای نوروززاده بیاید، قطعا ایشان بهتر است. ولی اگر آقای نعمت‌زاده قرار است بیاید، وی فردی نیست که کسی در مورد قدرت مدیریت و توسعه او بتواند حرف و حدیثی ایجاد کند. بخش عمده شستا مربوط به تاپیکو است و این هلدینگ در مورد تامین منابع حرف اول را می‌زند. صنایعی مانند سیمان، فولاد، راه‌آهن، خاک چینی، دارویی، گاوداری و درصد بسیار کمی از منابع شستا را تامین می‌کنند. بنابراین ما باید در تاپیکو تلاش کنیم که فناوران و سایر شرکت‌های مهم سر پا باشند.

 

دغدغه اصلی شما در چهار سال فعالیت دولت دوازدهم با توجه به اینکه پروژه‌های سنگینی هم در دست اجرا دارید چیست؟

تنها چیزی که می‌خواهم این است که به من اختیارات بدهند. دغدغه اصلی من پالایشگاه‌ها و به‌ویژه ستاره خلیج فارس است. همچنین امیدوارم پتروشیمی آناهیتا که ۳۳ درصد آن متعلق به تاپیکو است با این شرایط مدیریت منابع، سرانجام به نتیجه برسد. در گذشته ما وارد پروژه‌هایی مانند سلولزی شدیم که برای ما ارزشمند نبود. من زمانی فکر می‌کردم هلدینگ سلولزی را ۱۰ سال پیش ایجاد کرده‌اند ولی متاسفانه در دو سال گذشته بوجود آمده است. نکته عجیب اینکه در شرایطی که نام این تشکیلات، شرکت سرمایه‌گذاری نفت، گاز و پتروشیمی است ما باید کاغذ کاوه، کاغذ لطیف و را هم مدیریت کنیم! هرچند پتروشیمی آبادان هم جزو هلدینگ تاپیکو و در حال حاضر زیان‌ده است ولی من نگاه ویژه‌ای به آن دارم و دلم می‌خواهد آن را نوسازی کنم چراکه این پتروشیمی، تاریخ پتروشیمی ایران و نخستین پتروشیمی خاورمیانه در بخش پلیمر است. این پتروشیمی حق مردم آبادان است و برای این منظور طراحی شده تا خوراک‌های گازی که در فلرهای پالایشگاه آبادان می‌سوخته را به یک اتیلن ناخالص تبدیل و از آن PVC تولید کند. بنابراین حق این پتروشیمی است که ما آن را با تکنولوژی‌های روز نوسازی کنیم. حتی اخیرا با توجه به بازدیدی که از منطقه اروند داشتم با توجه به اینکه جزو مناطق آزاد است و ما هم در این منطقه یک زمین بسیار خوب داریم که دسترسی به آب دارد به فکر ایجاد این پالایشگاه در منطقه آزاد اروند افتادم.

در حال حاضر بحث پالایشگاه ستاره خلیج فارس، افزایش سرمایه پتروشیمی مرجان، همچنین افزایش سرمایه تاپیکو، به پایان رساندن پتروشیمی ایلام و ... را در پیش داریم که بسیار مهم است و به پایان رسیدن آنها می‌توانیم پالایشگاه آبادان را با تکنولوژی‌های روز با همان خوراک از شهر بیرون برده و در منطقه آزاد اروند بسازیم که این امر به کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی نیز کمک می‌کند. این‌ها جزو برنامه‌ها و دغدغه‌های من است. اگر ما در این زمینه‌ها موفق شویم به دنبال تکمیل زنجیره سوخت تا باک بنزین خودروهای مردم با ایجاد پمپ‌بنزین‌های مجهز هستیم. برند آن را هم با نام «پرسیران» که از دو کلمه پرشین و ایران تشکیل شده ایجاد و ثبت کرده‌ایم. این پمپ‌بنزین‌ها باید استانداردهای مورد نظر ما را داشته و در کلاس توتال و آجیپ باشد. ما با این کار به دنبال ایجاد فرهنگ پمپ‌بنزین‌داری مدرن با کیفیت بالا هستیم و در این راه آماده رقابت با سایر شرکت‌ها هم هستیم. زمانی که ما بنزین و گازوییل یورو ۴ و گاز مایع (شرکت «پرسیران‌گاز» در توزیع و ساخت کپسول با حدود ۴۰۰ کشنده متعلق به مجموعه تاپیکو است) در اختیار داریم، بنابراین این زنجیره را تکمیل می‌کنیم. ولی همه این موارد مستلزم آزادی عمل در مدیریت و کاهش فشار از بالا و اعتماد است. برای نمونه در سال گذشته سازمان تامین اجتماعی نیاز به منابع داشت که یکی از ایده‌های مطرح شده فروش سهام پتروشیمی جم بود که با مقاومت محکم بنده روبرو شد و اعلام کردیم آمادگی داریم منابع را با روش‌های دیگری، حتی با فروش سهام تاپیکو تامین کنیم.

 

به عنوان پرسش پایانی، آیا در صورت ورود مهندس نعمت‌زاده به شستا آیا با او همکاری خواهید کرد یا ترجیح می‌دهید همین‌جا بمانید؟

به نظر من در هر شرایطی گل سرسبد در ساختار شستای فعلی و آینده همین مجموعه تاپیکو است. هرچند مشکلات و چالش‌های زیادی وجود دارد ولی با توجه به اینکه کار من سازندگی و تربیت نیرو است ماندن در اینجا را ترجیح می‌دهم. من هر یک از بچه‌ها را که می‌بینم لذت می‌برم و دوست دارم تجربیاتی که مختص خودم است و در هیچ کتابی نوشته نشده را به نسل جوان منتقل کنم. من این تجربه را از کار در پتروشیمی اراک از ابتدای انتخاب دانش فنی تا راه‌اندازی کامل در کنار سایر نیروها بدست آورده‌ام. بنابراین اینجا برای من ارزشمندترین جاست چرا که معتقدم این کاری است که می‌توان در آن سازندگی انجام داد. انشالله اگر موفق شوم از همان شعاری که در آسانسور شرکت هست تا تربیت این ۳۰ نفر را انجام دهم برای من جذاب‌ترین و شیرین‌ترین کار است.

 

 

 

ماجرای جالب دزدی از خانه مهندس پیوندی!

مهندس پیوندی در بخشی از این مصاحبه به ماجرای دزدی از خانه‌اش اشاره کرد که به دلیل جالب بودن آن در ادامه می‌آید:

زمانی که در سال ۸۹ بازنشسته شدم یکی دو سال در بخش خصوصی کوچک برای یک پروژه کار می‌کردم و از طرف صندوق نفت به عنوان عضو هیات‌مدیره شرکت پتروشیمی خارگ و نماینده حقوقی این صندوق فعالیت می‌کردم. جلسه هیات مدیره این پتروشیمی معمولا ساعت 7 تا ۷:۳۰ صبح در منطقه دیبجی و پاسداران تشکیل می‌شد و در پایان جلسه حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح یکی از خودروهای این شرکت مرا به خانه‌ام می‌برد. یکی از روزها که از جلسه برگشته و به خانه رفتم، وقتی قصد بیرون رفتن داشتم دیدم یک کیف کنار دیوار راهرو خانه است. با توجه به اینکه شب قبل، دختر بزرگ و دامادم خانه ما بودند در یک لحظه تصور کردم کیف متعلق به آنهاست ولی با دقت بیشتر متوجه شدم این کیف، فرسوده و در آن هم باز و مقداری سیم، آچار و درون آن است. به طور ناخودآگاه فریاد زدم، در همین لحظه فرد نقابداری که در یکی از اتاق‌ها پنهان شده بود به من حمله و با انتهای کارد دو ضربه به سر و پیشانی‌ام وارد کرد که باعث جاری شدن خون از پیشانی‌ام شد، سپس مرا به روی زمین پرتاب کرد و پایش را روی گردنم قرار داد. دقیقا در آن لحظه به یاد دو فرزندم که مادر خود را از دست داده‌اند افتادم و با خود گفتم باید از این معرکه نجات پیدا کنم. با توجه به خشونتی که از او دیدم شرایط را خطرناک احساس کردم و به آن فرد گفتم من آدم ثروتمندی نیستم ولی هر چیزی را که فکر می‌کنی به دردت می‌خورد می‌توانی ببری ولی مرا نکش. آن فرد مرا داخل دستشویی انداخت و گفت به شرطی که چهره‌ام را نببینی می‌پذیرم. وی موبایل را از من گرفت و همه راه‌های ارتباطی را قطع کرد. من هم می‌دانستم تا ۹ شب که قرار است دختر و دامادم بیایند کسی سراغی از من نخواهد گرفت. اتفاقا در ساختمان ما دوربین‌های مداربسته متعددی وجود دارد و بعدها پلیس اعلام کرد که این موضوع با چند کارگر افغانی که آن اطراف کار می‌کردند بی‌ارتباط نبوده است. همینطور که از پیشانی من خون جاری بود احساس کردم این خونریزی ممکن است جانم را به خطر اندازد. صدایش زدم و به او گفتم بدون من نمی‌توانی از اینجا بیرون بروی چراکه همه ساختمان دوربین دارد و موقع بیرون رفتن به احتمال فراوان با مشکل مواجه خواهی شد. من بر اثر شوک غیرعادی که به بدنم وارد شده بود تحت فشار بودم و یک انقباض عضلانی کامل به من دست داده بود و درد شدیدی داشتم. در همین حالت با آن فرد حرف زدم و به او گفتم اگر من همراه تو از این در بیرون بروم به تو هیچ آسیبی نخواهد رسید. باید با هم با آسانسور به پارکینگ رفته و با خودروی من بیرون برویم، فقط مرا جلوی در یک بیمارستان پیاده کن. در آن زمان شرایط بسیار بدی داشتم ولی چون تجربه حضور در شرایط بسیار سخت مانند زلزله طبس، دفن برادر و خواهرم، زمان جنگ و را داشتم باعث شد مقداری مقاوم شوم. خوشبختانه حرفم را پذیرفت و پس از گرفتن یک حوله روی پیشانی و گذاشتن یک کلاه بر سرم، به همراه هم وارد پارکینگ شده و سوار خودرو شدیم و به او گفتم مرا جلوی بیمارستان کسری پیاده کند. از خانه که بیرون آمدیم و در هنگام سوار شدن به خودرو همچنان یک کارد را کنار پهلوی من قرار داده بود. خلاصه اینکه آن فرد پس از تهدید من کنار تاکسی‌های میدان آرژانتین پیاده شد و من به جای بیمارستان کسری به بیمارستان طوس که کنار دفترخانه برادرم بود رفتم و خوشبختانه به سرعت اقدامات درمانی بر روی من انجام شد. پس از بررسی‌های پلیس و مراجعه ما به آگاهی، اتفاقا سرهنگ آگاهی تجریش همکاران خود را صدا زد و گفت این فردی است که معنا و ارزش زندگی را فهمیده و با درایت جلوی یک فاجعه را گرفته است. من در لحظه خطر فکر فرزندانم بودم و به همین دلیل امیدم را از دست ندادم. البته بدترین اتفاق این بود که دزد همه چیزهای مربوط به همسر مرحومم از جمله طلا و که بخشی از خاطرات من و فرزندانم از آن مرحوم بود را با خود برد.

 

آخرین مطالب نفتی در کانال رسمی نشریه دانش نفت در تلگرام
فرم ثبت نظر
نام
آدرس ايميل
متن نظر *
متن کنترلی را وارد کنيد *

در اين بخش نظری ثبت نشده است.
اخبار ويژه
سیزدهمین همایش بین‌المللی صنعت پتروشیمی ایران که امروز و فردا با حضور ٣٨٥ شرکت داخلی و ٧٦ شرکت خارجی در مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما برگزار می‌شود، ٦ نشست تخصصی و یک نمایشگاه جانبی هم خواهد داشت.
در گرمای کشنده دریای کارائیب کارگرانی در لباس غواصی با دستان خود مشغول پاک کردن نفت خام از بدنه کاسپین گالاکسی هستند؛ نفتکشی که آنقدر کثیف است که اجازه ورود به آبهای بین المللی را ندارد.

يادداشت روز
برنامه ششم توسعه کشور باید از سال ۹۵ آغاز می‎شد که به دلیل تاخیرها و مسائل مختلف، این برنامه در سال‎های ۹۶ تا ۱۴۰۰ اجرایی خواهد شد.
ابوالفضل کیانی بختیاری، معاون برنامه‌ریزی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران/ سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران بر آن است تا از طریق توسعه نوآوری فناورانه (فرآیند کامل ایده تا محصول) و توسعه نوآوری غیر فناورانه (شبکه‌سازی، برندسازی، خوشه‌سازی، بازارسازی و ...) موجبات تسریع در توسعه صنعتی كشور را فراهم نماید
دریای خزر، با ۷ هزار کیلومتر خط ساحلی و مساحت حدود ۳۸۰ هزار کیلومترمربعی که یک و نیم برابر مساحت خلیج فارس است بزرگترین دریاچه جهان است.

يادداشت
مهندس عباس کریمی، کارشناس ارشد انرژی/ دانش نفت: بحث های فنی ایران و هند بر سر توسعه میدان فرزاد بی همچنان بی نتیجه مانده است اما گویی گرو کشی هندی ها در این باره تمامی ندارد.
سمیه حسنی، کارشناس ارشد مهندسی مکانیک/ پیاده‌سازی مهندسی ارزش در چهارچوب مدیریت پروژه، این امکان را فراهم می‌آورد که ضمن توجه به تمام اجزای پروژه، هیچ بخشی از پروژه مسلم و قطعی فرض نگردد و همواره زمان بهینه برای رسیدن به مرحله بهره‌برداری بدون افزودن بر هزینه و یا کاستن از کیفیت به عنوان هدف پیش‌رو باشد
رضا هاشم‌زاده، کارشناس نفت و گاز، PMP از انجمن مدیریت پروژه آمریکا/ شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت
علی‌رغم اینکه ایران از نظر جغرافیائی و آب و هوا در بهترین وضعیت کره زمین قرار گرفته است اما متاسفانه به دلیل وجود نفت و گاز نسبتا ارزان تاکنون دولت و ملت ایران به انرژی آفتاب که سر منشا همه انرژی‌ها است بی‌توجه بوده یا کم توجهی کرده‌اند و انرژی با این اهمیت را به فراموشی سپرده‌اند.
سال ١٨٩٨ نخستین کنفرانس بین‌المللی برنامه‌ریزی شهری در نیویورک با محوریت بزرگ‌ترین بحران زیست‌محیطی کلان‌شهرها برگزار شد. کسی در آن کنفرانس، امیدی به بهبود شرایط زیست‌محیطی شهرهای بزرگ نداشت. راهکار قابل پذیرشی هم برای خروج از بحران متصور نبود.
گفتمان
می‌توان خوش‌بین بود که مدیران دریافته‌اند که برای حضور موفق در بازار پرتلاطم امروز، نیاز به آموزش دارند و مقوله آموزش و توسعه مدیران و کارکنان در کشور ما سیاست‌زدایی شده است که این پدیده مبارکی است
مدیران منابع انسانی برای تسهیل كارآفرینی سازمانی، باید كارهای مهم زیادی از جمله حذف مقررات زائد، سلسه مراتب سخت، مشاغل از پیش تعریف شده و بدون مشاركت، سیستم های پاداش موثر و ... انجام دهند.
پتروشیمی ایران اگر امروز دوباره صاحب جایگاهی شده و توانسته افتخار گذشته را تاحدودی بازگرداند بیش از همه مدیون اقدام هایی است که در هلدینگ خلیج فارس صورت گرفته است
ضروریست تمامی استراتژی ها و برنامه موثر بر اقتصاد مقاومتی، اجرا شود آنهم به طریق مهندسی اجرا
یکی از استراتژی‌های واقعاً مؤثر برای کاهش مشکلات نظام سلامت بحث پزشک خانواده است اما پزشک خانواده در قالب شعار و رویکردهای فعلی غلط است

صفحه نخست

|

اخبار نفت

|

گفتمان

|

مقالات

|

ياداشت روز

|

يادداشت اول

|

مزايده و مناقصه

|

گالري تصاوير

|

درج آگهي

|

سايتهاي مرتبط

|

آرشيو PDF

|

درباره ما

|

تماس با ما

© Copyright 2011 daneshenaft.ir All Rights Reserved. Powered by : HomaNic.com | Developed by :