دکتر شهرام رضایی، مدیر برنامه‌ریزی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران در گفتگو با دانش نفت تاکید کرد؛
مشارکت جدی استارتاپ‌ها در طرح‌های توسعه‌ای شرکت ملی پخش

او را می‌توان «معمار» و «پدر کارت هوشمند سوخت» در ایران نامید، چه اینکه از بدو اجرای این پروژه ملی سامانه هوشمند سوخت و تبیین و اجرای زیر ساختهای آن در شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، نقشی موثر و بی بدیل ایفاء کرده است. دکتر شهرام رضایی از پایه‌گذاران سامانه هوشمند سوخت است. او در تیم تولید و شخصی سازی کارت سوخت مشارکت جدی داشته است. اهمیت کارت هوشمند سوخت آنچنان است که در فاصله زمانی سالهای 86 تا 92 بیش از 23 میلیارد دلار در مصرف سوخت صرفه جویی شده است. دکتر رضایی از سال 1376در وزارت نفت حضور دارد و نکته قابل توجه آن است که در تمامی سالهای خدمتی خویش در شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی به ایفای نقش موثر پرداخته است. او دغدغه جدی حضور استارتاپها و شرکت‌های دانش بنیان را در نفت دارد و می‌گوید: باید بسترهای لازم را برای ورود این شرکت‌ها در نفت به ویژه در پایین دست ایجاد نماییم. آن چه در پی می‌آید ماحصل این گفتگوست که از نظر خوانندگان فهیم دانش نفت می‌گذرد.

جناب آقای دکتر رضایی، جنابعالی به عنوان مدیریت برنامه‌ریزی شرکت ملی ‍ پخش فرآورده‌های نفتی ایران در ابتدای این گفتگو چه نکاتی را در خصوص این مدیریت قابل ذکر می‌دانید؟

همان طور که می‌دانید شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی وظیفه ی دریافت، صیانت و توزیع فرآورده‌های نفتی را در کل کشور دارد و این وظیفه را الان بدون رقیب انجام می‌دهد. این هم خوب است و هم بد است. خوبی آن این است که در حاکمیت دارد این کار را انجام می‌دهد و با توجه به اینکه قیمت فرآورده‌ها هنوز به قیمت بین المللی نزدیک نیست، سعی می‌کند بهترین توزیع و آنچه که به نفع مردم است را انجام بدهد. چون انفال است. بدی آن این است که وقتی شرکتی رقیب داشته باشد، کیفیتش مورد آزمون قرار می‌گیرد. این را به عنوان یک شرکت دولتی عرض می‌کنم. شرکت ملی پخش، شرکتی نود ساله است. شاید در سه دهه ی اخیر سعی کرده است با باب شدن سیستم های مکانیزه، خودش را به سیستم مکانیزه نزدیک کند. هرچند وزارت نفت و شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی که قبلا به اسم امور پخش مدنظر بوده است، همیشه سیستم دار بوده است. ممکن است کامپیوتر آن موقع نبوده است، اما همیشه سیستم داشته ایم. این شرکت سعی کرده است از سیستم های به روز استفاده کند، برای همین دو هدف بزرگ تعیین شد که بابتش مدیریت برنامه‌ریزی ایجاد شد که من به عنوان مدیر برنامه‌ریزی خدمت شما توضیح می‌دهم که ما داریم چه کار می‌کنیم. هدف اول نگهداشت و تامین و پیش بینی و مدیریت زیر ساخت‌هاست. زیر ساخت‌ها یک قسمت از آن می‌شود کامپیوتر و پلت فرمهای مورد نیاز دنیا و یک قسمتی از آن هم می‌شود انبار نفت، وسایل ذخیره سازی و اینکه چقدر نیاز به زیر ساخت داریم. برای همین مدیریت برنامه‌ریزی ایجاد شد که اینها را برنامه‌ریزی کند یا پلن کند که ما الان چه داریم و در آینده چه می‌خواهیم که بتوانیم این زیر ساختی را که عرض کردم و این سه هدف دریافت، صیانت و توزیع را خوب انجام دهیم. برای این منظور یک بال مدیریت برنامه‌ریزی دارد برنامه‌ریزی می‌کند، حتی در حمل و نقل که وظیفه ی اصلی ماست که فرآورده‌ها حمل و نقل بشوند. برنامه‌ریزی می‌کند که در نگهداری ذخیره چقدر انبار نیاز داریم و چقدر ذخیره نیاز داریم و آینده ما چه هست و بحث های دیگری که فرآورده‌ها با آن در ارتباط هستند. یعنی همان کسب و کار اصلی ما دائما ادامه داشته باشد. یک بال دیگر، فناوری اطلاعات است که فناوری اطلاعات در سه دهه اخیر همان طور که در کل دنیا پیشرفت کرد، کشور ما هم به لطف خدا پیشرفت داشته است. در وزارت نفت و مشخصا در شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی هم سعی شد این سیستم ها به روز شود. معمول این است که ما آن کاری را که داریم انجام می‌دهیم، مکانیزه کنیم و بعد از مدتی متوجه می‌شویم که یک تعداد سیستم جزیره ای ساخته ایم و این سیستم های جزیره ای بعدا نیاز دارند به اینکه تبدیل به یک سیستم جامع تبدیل بشوند. ما سیستم های جزیره ای داریم که نزدیک به چهل سیستم شده اند. سیستم های مالی، سیستم های بازرگانی، فروش و همه آنهایی که با آن بیزینس مان را انجام می‌دهیم. بعضی از سیستم ها هم ساخته شده اند که مردم استفاده کنند و مردم به عنوان اینکه ما پیشانی و خدمت دهنده وزارت نفت هستیم و همه وزارت نفت را با اسم شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی می‌شناسند و در همه شهرها حضور داریم و عملا وزارت نفت قدیم را به اسم شرکت پخش می‌شناسند و ما در شر کت ملی پخش وظیفه داریم آنچه که از مرحله اکتشاف زحمت کشیده می‌شود، پالایش و تولید را به مردم عرضه کنیم، بنابراین ما جلودار و در لایه ی پایین هستیم و با مردم در تماسیم و این افتخار بزرگی است. بابت همین بسیاری از سیستم های ما به مردم سرویس می‌دهد و به نظر می‌رسد که دیگر موقعش رسیده است که این سیستم های جزیره ای را به سمت سیستم یکپارچه ببریم. در سه سال گذشته تحلیل کرده ایم و الان در شرف ایجاد زیرساخت یا برنامه نویسی هستیم که فکر می‌کنم ظرف یک سال و نیم آینده سیستم جامع ما بالا بیاید و اجرایی بشود. سیستم جامع ما هم از دید مردم پنجره ی واحد برای سرویس دادن برای کل فرآورده‌های نفتی است و از منظر خودمان دیگر نیازی به چندین سیستم  که از این سیستم به آن سیستم اطلاعاتش را انتقال بدهیم و به اصطلاح دبل پانچ کنیم و به تعداد زیادی نیروی انسانی نیاز داشته باشیم، وجود ندارد. البته این به معنای آن نیست که نیروی انسانی ما کم می‌شود بلکه نیروی انسانی ما کیفی تر، کار خواهد کرد.

 

جناب دکتر، روزانه چند میلیون لیتر فرآورده در کشور توسط شرکت ملی پخش توزیع و مدیریت می‌گردد؟

الان روزانه 300 میلیون لیتر فرآورده در کشور توزیع می‌شود. با توزیع روزانه 300 میلیون لیتر فراورده شرکت کار بسیار بزرگی را انجام می‌دهد آن هم در پهنه کشور. معمولا شرکت‌های نفتی در دنیا این جوری نیستند که یک شرکت نفتی در کل کشور یک شبکه مویرگی داشته باشد و فرآورده‌ها را توزیع کند و بالطبع اگر یک جایی خطایی رخ دهد، و یا سیستم بخوابد، معمولا به این شکل است که چندین شرکت نفتی وجود دارند اما در کشور ما اینگونه نیست.

 

درباره کارت هوشمند سوخت و چگونگی تولد این سامانه برایمان توضیح دهید؟

یکی از سیستم هایی که می‌شود گفت که باید به آن افتخار کرد و در شرکت ملی پخش متولد شده است و همه آن را می‌شناسند، سامانه هوشمند سوخت است. من این افتخار را داشته ام که در سیستم فنی و مدیریت سامانه هوشمند سوخت بوده ام. این سامانه هوشمند سوخت را همه با سامانه ای که در 6/4/86 بالا آمد، می‌شناسند ولی این سامانه یک سامانه قبل تر از این هم دارد که در سال 1378 و 79 و 80 کار می‌کرد که این سامانه در چند جایگاه زاهدان بود و مرکز مدیریتش در شیراز بود. می‌شود گفت که در سال 1383 سامانه هوشمند سوخت در مجلس تصویب شد و تقریبا سال 84 مناقصه برگزار کردیم و از آخر 84 شروع به کار کردن کردیم و از 6/4/86 یک سامانه برای کل جایگاههای کشور به اسم سامانه هوشمند سوخت بالا آمد و عملیاتی شد. این هم لطف خدا بود و هم تلاش داخلی بود که اولین سامانه کاملا آفلاین- آنلاین که در دنیا تقریبا منحصربفرد است، اجرایی شود. این که کارت هوشمند در زدن بنزین استفاده شود، اولین بار در دنیا نیست، ولی اینکه ما از کارت هوشمند استفاده بکنیم و سهمیه بدهیم آن هم به شکل آفلاین و روی آن پرداخت داشته باشیم، در دنیا یونیک است.

 

 چرا آفلاین؟

چون زیرساخت مخابراتی ما آن موقع خیلی قوی نبود. شما می‌دانید که در بحث بانک اگر شما در ATM تشریف ببرید و کارتتان را وارد کنید و به هر دلیل ATM قطع باشد، معمولا یک غری می‌زنیم و بعد می‌رویم با یک ATM دیگر کارمان را انجام می‌دهیم ولی امکان این وجود ندارد که شما به یک جایگاه بروید و جایگاه به شما بگوید که قطع ارتباطم و به شما بنزین نمی‌دهم. چون هم بحث های امنیتی پیش می‌آید و هم جان انسان ها در میان است. شما هیچ وقت نمی‌بینید از سال 1386 که بگویند ما قطع ارتباطیم و بنزین به شما نمی‌دهیم. این نقطه ی برتری سامانه هوشمند سوخت است. این نوع معماری را به 4 کشور دیگر صادر کردیم و این 4 کشور که مثل ما مشکل سوبسید داشتند، از این معماری بهره بردند. بعضی ها این سیستم را ساختند، بعضی ها فقط در طراحی ماندند. خوب این یک افتخار برای شرکت ملی پخش بود. ما در سال جدید بعد از اینکه قرار شد سامانه هوشمند سوخت مجددا برای اصلاح قیمت استفاده بشود، سامانه را دوباره بازیابی کردیم.

 

آیا این سامانه تا به حال خاموش شده است؟

سامانه هوشمند سوخت هیچ وقت خاموش نشده است. همیشه از ما سوال می‌شود که آیا سال‌ها و روزهایی بوده ا ست که سامانه هوشمند سوخت خاموش بوده و یا استفاده شده باشد؟ از 6/4/86 و قبل از آن که آن را روشن کرده ایم همیشه از سامانه استفاده شده است منتها مردم از کارت شخصی شان خودشان استفاده نکرده اند، چون سهمیه بندی نبود و به جایگاه مراجعه می‌کردند و می‌دیدند که خوب وقتی کارت آنجا هست بعد از یک مدتی کارتشان را اصلا نمی‌بردند و کارت سوخت فراموش شد. ما در سال جدید سعی می‌کنیم سامانه هوشمند سوخت هم پوست بیندازد. سامانه هوشمند سوخت با کارت بود، طرحی را پارسال وزارت نفت آماده کرد که الان با افتخار برای تاکسی های اینترنتی و تاکسی های آژانس داریم از آن استفاده می‌کنیم، چون اینها را نمی‌توان کارت سوختشان را عوض کرد. ما به شکل اعتبار مابه التفاوت نرخ را در کارت بانکی آنها می‌ریزیم. بنابراین از این سیستم استفاده کردیم و در جایگاه‌های ما الان کاملا آماده است که شخصی که الان از اعتبار استفاده می‌کند در جایگاه فقط با آن می‌تواند سوخت بزند و نمی‌تواند برود در سوپری و با آن خرید کند، بنابراین ان یارانه را دقیقا به کسی رساندیم که به آن نیاز واقعی دارد.

 

متولی شناسایی تاکسی‌های اینترنتی و آژانس‌ها چه ارگانی است؟

وزارت کشور. زمانی که اطلاعات پیمایش تاکسی‌های اینترنتی از سوی وزارت کشور به دست وزارت نفت برسد، ظرف چند ساعت کارت بانکی این خودروها به صورت نقدی شارژ خواهد شد. سهمیه سوخت این تاکسی‌ها تا سقف 300 لیتر معادل 1500 تومان در نظر گرفته شده که به صورت هفتگی محاسبه و به وزارت نفت اعلام می‌شود و واریزها بر اساس پیمایش انجام می‌شود.

 

نحوه محاسبه پیمایش چگونه است؟

بررسی اطلاعات  پیمایش از شرکت‌های اینترنتی مستقیما از طریق وزارت کشور انجام می‌شود، به‌گونه‌ای که محاسبه پیمایش و عدد و تایید آن توسط وزارت کشور صورت می‌گیرد و وزارت نفت تنها شماره حساب و کد ملی افراد را دریافت و مبلغ اعتباری در نظر گرفته شده را به حساب مالکان خودرو واریز می‌کند که همانطور که گفتم، این اعتبار فقط در جایگاه‌ها قابل استفاده است. الان راننده ی اسنپ، راننده تپسی، راننده تاکسی های اینترنتی، موتور سیکلت‌های که پیک هستند، آژانس‌های تاکسی تلفنی و سرویس مدارس از این خدمت بهره‌مند شده‌اند.

خبرهای بهتری هم داریم که تا پایان سال یک سری پایلوت می‌کنیم و علاقمندیم که مردم یک تجربه کاربری کف جایگاهی راحت داشته باشند. وزیر محترم نفت همیشه از ما خواسته است و دوستان دیگر هم از ما خواسته اند که حتما تجربه ی کاربری مناسب داشته باشیم. همان طور که الان برای خرید نفت سفید مردم سعی می‌کنند تجربه ی کاربری مناسب داشته باشند، در آینده طرح هوشمندسازی CNG را در دستور کار داریم.  هرکس از شرکت ملی پخش  فرآورده‌های نفتی شامل نفت سفید و فرآورده‌های نفتی خرید می‌کند، قرار است که یک تجربه  «کاربری واحد» داشته باشد. به آن می‌گویند .User Interface می‌خواهیم یک «رابط کاربری» مناسب با مردم داشته باشیم که این مهم در آینده در برنامه کاری مان است و داریم با هوشمند سازی CNG آن را شروع می‌کنیم. به این ترتیب در روستاها و ... دیگر خبری از دردسرهای کوپن نخواهد بود.  بنابراین در آینده نه کوپن هست، نه درد سر و نه رفت و آمد اضافی. خوب این قدم بزرگی خواهد بود.

یک مثال ساده دیگر بزنم، وقتی پارسال از مردم خواهش کردیم که اگر فردی کارت هوشمند سوختش را ندارد، کارت بانکی اش را بیاید جای آن معرفی کند، امسال که همه گفتند حتما باید کارت بانکی داشته باشید، به آن دو میلیون و هفتصد هزار نفری که کارت سوخت نداشتند، نگفتیم بروید دفتر خدمات مشترکین کارت بگیرید، بلکه خودمان از آن سیستم برای آنها کارت صادر کردیم و برایشان درب منزل فرستادیم، یعنی مراجعه دو میلیون و هفتصد هزار نفر رفت و برگشت به پلیس + 10 را حذف کردیم و دردسر کم تر شد. بنابراین سیستم ها را می‌شود به این شکل کرد.

 

آیا از تکنولوژی های جدید برگرفته از انقلاب صنعتی چهارم یا بحث اینترنت اشیاء و یا شرکت‌های استارتاپی و دانش بنیان بهره گرفته اید؟

ببینید! IOT یا اینترنت اشیاء یک واقعیت است و هیچ کس نمی‌تواند از آن فرار کند. بله ما هم همگام با بقیه هستیم. خیلی علاقه مندیم که استارتاپها را در این قضیه وارد کنیم. بنده دکترای کامپیوتر دارم و در دانشگاه تهران تدریس می‌کنم، می‌خواهم بگویم در دانشگاه تهران کاری که من روزهای پنج شنبه و جمعه دارم این است که به عنوان یک Mentor با استارتاپها کار می‌کنم که بتوانند کسب و کارشان را راه بیاندازند. وزیر محترم نفت در این خصوص خیلی حمایت کرده است. اکنون درهای بسته ی نفت به روی استارتاپ‌ها باز شده است. وزیر محترم حرف بسیار خوبی زده است. می‌گوید من به استارتاپ‌ها تضمین خرید سرویس یا محصول می‌دهم و بیایند کار کنند. بنابراین تصور کنید در یکپارچه سازی چهل سیستمی‌که می‌خواهیم آن را در یک سیستم جامع بکنیم و در سامانه هوشمندی که می‌خواهد پوست بیندازد و در هوشمند سازی CNG استارتاپ‌ها چقدر می‌توانند کمک کنند و چقدر می‌توانیم شغل ایجاد کنیم و چقدر می‌توانیم از دانش ایرانی استفاده کنیم. بی تردید Developer های ما بهترین های دنیا هستند. بچه‌های ما در فکر کردن عالی اند، بچه‌های ما در استارتاپ‌ها نیازی به اینترنت، میز و پارک علم و فناوری ندارند. بچه‌های ما هرکدامشان با یک عدد لپ تاپ هر گوشه ای می‌توانند یک چیزی را خلق کنند. بچه‌های ما فقط به بازار نیاز دارند. بچه‌های ما لازم دارند که یکی در را باز کند، بازار باز شود و سرویسی که ساخته‌اند را یکی از آنها بخرد.

 

درباره بال فاوای مدیریت برنامه‌ریزی بیشتر توضیح دهید؟

بال فاوای مدیریت برنامه‌ریزی تلاش می‌کند که سیستمها را اینتگره و یکپارچه کند. یک سیستم جامع که هم شرکت را چابک می‌کند و هم به بیرونی ها  User Interfaceیکسان می‌دهد و جلوی عرضه خارج از شبکه را بگیرد. ما چقدر توانستیم با سیستم های کنترلی مان چابکی ایجاد کنیم؟ چون قیمت‌های فرآورده‌های ما به نسبت کشورهای اطراف خیلی پایین است. حتما آقای مهندس وکیل‌زاده مدیرعامل محترم شرکت راجع به عرضه خارج از شبکه به شما گفت که چقدر محدود شده است، خوب اینها با این سیستم ها انجام شده است. با سیستم هایی که خریدها را به صورت دقیق چک می‌کنند. مثلا اگر کسی از ما فرآورده برای «جوجه کشی» می‌خرد، حتما وزارت جهاد کشاورزی باید تائید کند که خریدار این کار را دارد. اینها دبل‌چک‌هایی است که بین خودمان داریم. سامانه‌های متعددی داریم که آنها را داریم بالا می‌آوریم و اجرایی می‌کنیم. مدیریت برنامه‌ریزی علاوه بر فاوا و برنامه‌ریزی، بحث استراتژی را هم تبیین می‌کند. استراتژی شرکت در مدیریت برنامه‌ریزی واحدی با همین نام دارد.

 

جناب دکتر، استراتژی واحد برنامه‌ریزی آیا فقط به چگونه کارکردمان می‌پردازد؟

خیر. در این واحد مقولاتی چون تحلیل آینده ی انرژی دنیا و سمت و سوی آن و تبیین سبد سوخت می‌پردازد. یک بحث خیلی خیلی مهم سبد سوخت است. سبد سوخت این مملکت را چه کسی باید درست کند؟ سبد سوخت با چه ایده ای؟ 1- هشتصد - نهصد سال گاز داریم، صد سال - دویست سال بنزین داریم ولی یک مشکل داریم؛ Global warming چالش گرمایش زمین. چه اتفاقی می‌افتد؟ استفاده از سوخت‌های فسیلی تا سال 2040 باید محدود شود. ما باید حواسمان به آینده نزدیک سوخت‌هایی که برای زیر ساخت حمل و نقل مان استفاده می‌کنیم، باشد. سوخت‌هایی که می‌توانیم نگه شان داریم، مثلا گازمان را  LNG کنیم، اینها استراتژی هایش چه باید باشد؟ استراتژی خود شرکت هم که هست. یک واحد بهینه سازی مصرف داریم. بهینه‌سازی مصرف همه جا باید باشد هم با دید  Global warming و انتشار و هم بحث ایمنی و هم با بحث اینکه اصلا به عنوان یک ساختاری در کل کشور، فقط دو درصد صرفه جویی یا بهتر مصرف کردن ما مدیریت صرفه جویی انرژی، چه عددی خواهد شد؟

 

دوباره به سامانه هوشمند سوخت برگردیم و زمانی که قرار شد دوباره استفاده از کارت‌های سوخت اجباری شود؟

بله. در همان بدو تولد این سامانه، بنده مدیر فنی سامانه هوشمند و طراحی آن در تیم قبلی بودم. الان بعد از اینکه ما از اردیبهشت امسال سعی کردیم دوباره سامانه هوشمند سوخت را پوست بیندازیم، من قسمت راهبری آن را بر عهده گرفتم تا بتوانیم به اینجایی برسیم که وقتی خواستیم تغییر نرخ بدهیم، خدا را شکر ملاحظه کردید که کوچک‌ترین مشکلی در جایگا نداشتیم و مردم به راحتی باک خودروهایشان را پر کردند. کماکان در تیم طراحی حضور دارم و ما می‌خواهیم Next Level را طراحی کنیم.

 

در هوشمندسازی CNG به دنبال چه اهدافی هستید؟

یکی دیگر از وظایفی که به عهده ی من گذاشته شده است که این وظیفه خارج از مسئله سازمانی است، هوشمند سازی CNG  است. هدف این است که جایگاه CNG را هم امن و هم مکانیزه کنیم. جایگاههای CNGبه اندازه ی کافی خودش مکانیزه است، ولی کنترل جایگاههای CNG درآوردن اطلاعات از تک تک جایگاههای CNGکه به خاطر مسائل امنیتی و عملکردی بفهمیم هر جایگاهی چگونه دارد کار می‌کند. به علاوه اینکه امنیت ماشین هایی که می‌آیند سوخت بزنند، آیا کیت و کپسول شان امن هست؟ آیا ظرف سه ماه گذشته رفته اند یک بار چک شوند؟ چون می‌تواند خیلی مسئله ایجاد کند. در هوشمند سازی CNG اینها وظیفه ما است که کل پکیج  اسمش را گذاشته ایم هوشمند سازی و من مدیر فنی آن کار هستم.  


در هوشمند سازی CNG ابزارهای کنترلی تان چگونه است و چطور متوجه می‌شوید که مثلا یک خودرو مخزن گاز خود را معاینه بهنگام کرده یا خیر؟

«سیمفا» جایی است که خودروها برگه معاینه فنی می‌گیرند. کافی است که کامپیوتر جایگاه، ماشینی که دوربین پلاک خوان، پلاکش را خواند و در سیمفا چک شده است و اقدامی‌نکرده است، مثلا به آن خودرو سوخت تعلق نگیرد. حالا در روزهای اول نمی‌خواهیم جلوی همه را بگیریم اما به مالک خودرو می‌گوییم اگر ظرف سه ماه معاینه فنی برای خودروات نگیری، نمی‌توانیم به تو سوخت بدهیم.

 

جناب دکتر، اشاره کردید و به سامانه هوشمند سوخت که به سمت Next Level خواهید رفت. آیا امکان هک کردن این سیستم اصولا وجود داشته یا هکرها واقعا نتوانسته اند این سیستم را هک کنند؟

البته من خودم به عنوان  Certified ethical hackerدوره‌هایی را به نام CEH گذرانده ایم. ما اصطلاحا هکرهای کلاه سفیدیم. هکر اخلاقی هستیم، یعنی وقتی می‌رویم یک جایی هک می‌کنیم و می‌گوییم اینجا محل نفوذ است، اما از آن سوء استفاده نمی‌کنیم، چون کلاه سفیدیم. سامانه هوشمند سوخت طوری طراحی شده است که سهمیه روی کارت نیست، بنابراین اصولا در لایه فیزیکی کسی نمی‌تواند آن را هک کند. گرچه اوایل که این کار شروع شد از برخی کشورهای اطراف، ما حمله داشتیم، از داخل هم داشتیم. بالاخره برای بعضی از کشورهای اطراف ارزش داشت سامانه هوشمند سوخت کار نکند، ولی به لطف خداوند و دانش ایرانی، معماری سامانه طوری است که در لایه فیزیکی امکان هک وجود ندارد. البته نمی‌خواهم هکرها را حساس کنم.

 

در گستره ایران با این حجم کار حتما این سامانه سرورهای خیلی قدرتمندی دارد؟ در گام بعدی چه برنامه‌هایی دارید؟

ما در گام بعدی بنا داریم که سرورها را در همه جای کشور استفاده کنیم. بیشتر از «ابر» استفاده می‌کنیم.

 

خوب یک مقداری راجع به استارتاپ‌ها صحبت کنیم، الان فضا را برای فعالیت استارتاپها چگونه می‌بینید؟

خدمتتان بگویم که من استاد دانشگاه تهران هستم و تقریبا در ده سال گذشته روی پارک های علمی فنآوری به عنوان کار دانشگاهی کار می‌کردم و سعی کردم به همراه چند نفر دیگر چنین فناوری ای را در بخش خصوصی راه اندازی کنیم که به آن می‌گوییم «هاب نوآوری» و الان معروف شده است به «کارخانه نوآوری». یک طراحی به شخصه خودم و چند نفر از اساتید دانشگاه تهران روی این موضوع داشتیم. به عنوان کسی که کارم در دانشگاه Mentorship است و علاقه دارم. خودم هم استارتاپ‌های شکست خورده و استارتاپ‌های موفق داشته ام، علاقه ام به این است که در حوزه نفت استارتاپ‌ها خیلی فعال شوند. من خلبان هواپیماهای سبک هم هستم و به حوزه  avionics هواپیما خیلی علاقه مندم که ما چطور می‌توانیم در ایران هواپیمای کوچک داشته باشیم و در آن زمینه هم دانشجو پرورش می‌دهم. دانشجو می‌آید از من می‌پرسد که تزم را روی چه موضوعی بگیرم، مثلا می‌گویم خوب یک آدم الکترونیکی یا یک آدم مکاترونیکی اینها را بیاوریم. خیلی علاقه مندم که استارتاپ‌ها وارد بازار نفت شوند. استارتاپ‌ها در کشور به بازار نیاز دارند. باید به بازار دنیا وصل شوند. اکنون که بازار دنیا محدود شده است، به بازار داخلی خودمان واردشان کنیم و نیازمندیهایشان را رفع کنیم. الان ما نیاز به آزمایشگاه مرجع داریم که نوآوری های شرکت‌های دانش بنیان در این آزمایشگاهها مورد آزمایش و ارزیابی قرار بگیرد. ما نیاز داریم زیست بومی از منتورهای خوب درست کنیم که بتوانند ذهن خلاق استارتاپ‌ها را شکل بدهند. مثلا اگر یک جنسی ساخته شده است خدا وکیلی دوباره به او نگویند دوباره بسازد! بازار را بشناسند. ما به ترکیبی از آدم هایی که «تکنولوژی بروکر» باشند نیاز داریم. ادم هایی که واقعا بفهمند از پولدار شدن از طریق knowledge worker ها آدم می‌تواند پولدار شود. عاشق این شکلی می‌خواهیم به آن می‌گویند VENTURE CAPITAL یا VC  درست. صراحت لهجه من را ببخشید. ما تا حالا زیر ساخت‌های مناسب نداشته ایم و فقط شعار می‌دهیم. VC درست و درمان هنوز نداریم. ما زیست بومی می‌خواهیم که منتور درست داشته باشد، تکنولوژی بروکر درست داشته باشد، بازار درست داشته باشیم. در مرحله بعد اگر می‌خواهیم گواهینامه و تاییدیه بدهیم الان که کشور تحریم است، این فرد نوآور کجا برود و گواهینامه بیاورد. پس باید آزمایشگاه مرجع درست کنیم. چقدر سخت است؟ بخش خصوصی هم الان می‌گوید اگر برای من تراکنش بیاوری و اگر برای من مثلا روزی بیست تا آدم بیاید این را چک بکند، آزمایشگاه می‌زنم. ما الان آزمایشگاه پزشکی اگر کسی نرود آزمایش خون بدهد، خوب تعطیل می‌شود اما دیدید مردم همین قدر که دارند پیر می‌شوند و خدای نکرده بیمار می‌شوند، آزمایشگاه ما هم دارد پیشرفت می‌کند و نیاز ما این است که آزمایشگاه مرجع در حوزه استارتاپ‌ها ایجاد شود.

حالا برگردیم به بحث نفت. در نفت فقط پایین دست را می‌گویم. سامانه هوشمند سوخت را شما مثال زدید. اگر من راهی داشته باشم از استارتاپ‌ها در Next level سامانه هوشمند سوخت، هوشمند سازی CNG یا یکپارچه سازی سیستم ها استفاده کنم، آیا نمی‌توانم روی استارتاپها حساب کنم؟ صددرصد می‌توانم حساب کنم. بایستی در نفت کارها را خرد کنند و به شرکت‌های دانش بنیان اعتماد کنند و به آنها کار بدهند. با این بخشنامه‌ها کسی اعتماد نمی‌کند و مناقصات ما آنها را نمی‌پذیرد. مناقصات ما می‌گوید همان رتبه یک را بیاورید و دردسر برای من درست نکنید. رتبه یک‌ها را که همه می‌شناسیم، خودش کار را می‌گیرد و می‌دهد و بین همین استارتاپ‌ها خورد می‌کند! پولی هم به دانش بنیان ها نمی‌رسد. با این شکل هیچ وقت دانش بنیان‌ها و استارتاپ‌ها رشد نمی‌کنند و همیشه ذلیل اند. پس در نفت نگذاریم این اتفاق بیافتد و تضمین خرید بدهیم. این خیلی عالی است و دست آقای وزیر درد نکند، ولی زیست بوم آن را هم درست کنیم تا به در بسته نخورند.

 

لطفا بیوگرافی خویش را برای خوانندگان دانش نفت بفرمایید؟

بک گراند من بیزینسی است. من مالی در دانشگاه نفت خوانده ام. فوق لیسانس MBA از خارج از کشور دارم. فوق لیسانس کامپیوتر از دانشگاه شیراز دارم و دکترای کامپیوتر از دانشگاه تهران دارم. سوابق کاری من بر می‌گردد به دی ماه سال 1376 که به استخدام شرکت ملی پخش درآمدم. با افتخار همه سالهای خدمتم را در شرکت ملی پخش بوده ام.  قبل از آن بورسیه نفت بودم. یعنی آن 4 سال به علاوه 2 سال خدمتم هم جز خدمتم هست. از سال 76 مستقیما در فنآوری اطلاعات شرکت ملی پخش کار کردم و از اول درگیر فنآوری اطلاعات بودم. ولی از پروژه ای که توضیح دادم 1378 و 1379 درگیر سامانه شماره یک شدم و سامانه اصلی که از سال 1383 بود، من به عنوان رئیس شخصی سازی یا تولید کارت هوشمند سوخت به ایفای نقش پرداختم. بعد از آن رئیس مرکز داده سامانه هوشمند سوخت یا دیتا سنتر بودم و بعد معاون فنی یا مدیر فنی سامانه هوشمند سوخت بودم. بعد از آن برای فرصت مطالعاتی که بتوانم POST DOC را بگیرم، دو سال مرخصی گرفتم و بعد از آن برگشتم به نفت و الان با افتخار مدیر برنامه‌ریزی شرکت ملی پخش و عضو هیئت مدیره هستم.  

 

جناب دکتر، به عنوان پرسش پایانی، اگر واقعا کارت هوشمند سوخت ایجاد نمی‌شد، الان چه اوضاعی داشتیم؟

بی تردید، مصرفمان بیشتر از صد میلیون لیتر در روز بود. سامانه هوشمند سوخت پروژه‌ای است که حدود صدو پنجاه میلیون دلار برایش هزینه شد، اما بازگشت سرمایه‌اش دو هفته‌ای اتفاق افتاد. نکته قابل توجه از  86.4.6 تا 1392 بابت مدیریت هزینه و سیوینگ هزینه بیست و سه میلیارد دلار سیوینگ هزینه داشته‌ایم که این مهم اهمیت سامانه هوشمند سوخت در مدیریت مصرف را گوشزد می‌کند.

 

جناب دکتر، از وقتی که در اختیار دانش نفت قرار دادید، کمال تشکر را دارم.

جمعه 18 بهمن ماه 1398
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز است.