کارت «دفاعی- تهاجمی» هرمز و دست برتر ایران در مذاکرات اسلامآباد

عباس عراقچی وزیر امور خارجه، علیاکبر احمدیان عضو شورای دفاع، عبدالناصر همتی رئیس بانک مرکزی و نیز بعضی نمایندگان مجلس، آقای قالیباف را در این سفر همراهی میکنند. تعداد اعضای هیات ایرانی حاضر در اسلامآباد پاکستان حدود ۷۰ نفر است؛ علاوه بر مذاکرهکنندگان اصلی، ۲۶ نفر عضو کمیتههای فنی و تخصصی در حوزههای اقتصادی، امنیتی و سیاسی نیز در این هیات حضور دارند تا به دلیل حساسیت بالای مذاکرات، مشورتهای لازم را ارائه کنند.
همچنین گفته میشود جیدیونس معاون رئیس دولت آمریکا نیز به همراه ویتکاف و کوشنر، برد کوپر فرمانده سنتکام و تیمی ۳۰۰ نفره از کمیتههای فنی، تشریفاتی و حفاظتی در اسلامآباد پاکستان حضور یافتهاند.
در همین حال، پس از قدرتنمایی افتخارآفرین نیروهای مسلح ایران و حضور شگفتانگیز مردم ایران در دفاع از ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی بعد از ۴۰ روز جنگافروزی و جنایت و با عدم تحقق حتی یکی از اهداف اعلامیشان، مجبور به پیشنهاد توقف آتش شدند. آمریکا نیز درخواست مذاکره داد. ایران توقف آتش ۲ هفتهای را پذیرفته اما تاکید کرده است که اگر توافق مورد رضایت ایران و محور مقاومت به دست نیاید و درگیری آغاز شود، بار دیگر منافع آمریکا در منطقه و همچنین رژیم صهیونیستی را به آتش خواهد کشید.
پس از ۴۰ روز از تهاجم آمریکایی صهیونیستی به ایران که با واکنش و مقاومت برقآسا و قدرتمند ایران مواجه و منجر به بستن شدن تنگه استراتژیک هرمز و افزایش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی شد، سرانجام در بامداد روز چهارشنبه ۱۹ فروردین آتشبس دو هفتهای برقرار شد.
این جنگ به باور بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی، با پیروزی قاطع ایران همراه شد. دیوید پاین، افسر سابق ستاد فرماندهی ارتش آمریکا در این زمینه گفته «اینکه ترامپ کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند، نشاندهنده یک شکست استراتژیک خیرهکننده برای ایالات متحده است. زیرساختهای نفتی خلیجفارس ویران شده است و سالها طول خواهد کشید تا خسارات ناشی از جنگ جبران شود، به این معنی که قیمت نفت به این زودیها به قیمتهای قبل از جنگ نخواهد رسید.»
فرید زکریا، تحلیلگر مشهور هندی آمریکایی، نیز با بیان اینکه «این جنگ به ایران یک سلاح مهمتر از سلاح هستهای داد و آن سلاح، تنگه هرمز است»، به چند واقعیت ژئوپلیتیک از جمله قدرت بازدارندگی غیرهستهای و اهرم فشار نامتقارن اشاره میکند. تنگه هرمز به ایران توانی میدهد که بدون داشتن سلاح اتمی، میتواند تاثیر قابلمقایسهای بر امنیت انرژی جهانی بگذارد.
این درگیری نشان داد ایران با هزینهای نسبی کم میتواند خسارتی بزرگ به اقتصاد جهانی وارد کند.
از سوی دیگر وابستگی متحدان عربی آمریکا (عربستان سعودی، کویت، امارات، بحرین) و خود آمریکا به عبور نفت از هرمز، موقعیت چانهزنی ایران را تقویت میکند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند در قرن ۲۱، کنترل مسیرهای انرژی به اندازه تسلیحات پیشرفته اهمیت دارد. هرمز نمونه کلاسیک این نظریه است.
برخی کارشناسان نظامی معتقدند هرمز سلاح «دفاعی-تهاجمی» است که به ایران امکان میدهد در برابر قدرت نظامی برتر آمریکا، تهدیدی متقارن ایجاد کند.
گروه دیگری بر این باورند که وابستگی دوطرفه است - ایران نیز به باز بودن هرمز برای صادرات نفت خود نیاز دارد. این وابستگی متقابل، استفاده از هرمز به عنوان سلاح را پیچیده میکند.
ایده فرید زکریا اگرچه از نظر تبلیغاتی جذاب است، اما در عمل بسیار پیچیده به نظر میآید. از جمله نقاط قوت این استراتژی، هزینه پایین برای ایران، تاثیر فوری بر اقتصاد جهانی و ایجاد اهرم در مذاکرات است.
در نهایت، تنگه هرمز بیشتر شبیه «کارت برنده» در بازی دیپلماسی است تا «سلاح قطعی». ارزش اصلی آن در تهدید به استفاده است، نه استفاده واقعی. این همان چیزی است که در نظریه بازدارندگی کلاسیک «تعادل وحشت» در دوران جنگ سرد نیز مشاهده میشد، اما در قالبی غیرهستهای و مبتنی بر جغرافیا.
به هر تقدیر، مذاکرات امروز اسلام آباد حول طرح ۱۰ ماده ای ایران -به شرط تحقق دو پیش شرط آتش بس در لبنان و آزاد سازی دارایی های بلوکه شده ایران- ثابت خواهد کرد که آیا ایالات متحده این بار در مذاکرات جدی است و یا اینکه دوباره زیر میز می زند و دوباره آتش جنگ را شعله ور می کند.
همچنین گفته میشود جیدیونس معاون رئیس دولت آمریکا نیز به همراه ویتکاف و کوشنر، برد کوپر فرمانده سنتکام و تیمی ۳۰۰ نفره از کمیتههای فنی، تشریفاتی و حفاظتی در اسلامآباد پاکستان حضور یافتهاند.
در همین حال، پس از قدرتنمایی افتخارآفرین نیروهای مسلح ایران و حضور شگفتانگیز مردم ایران در دفاع از ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی بعد از ۴۰ روز جنگافروزی و جنایت و با عدم تحقق حتی یکی از اهداف اعلامیشان، مجبور به پیشنهاد توقف آتش شدند. آمریکا نیز درخواست مذاکره داد. ایران توقف آتش ۲ هفتهای را پذیرفته اما تاکید کرده است که اگر توافق مورد رضایت ایران و محور مقاومت به دست نیاید و درگیری آغاز شود، بار دیگر منافع آمریکا در منطقه و همچنین رژیم صهیونیستی را به آتش خواهد کشید.
پس از ۴۰ روز از تهاجم آمریکایی صهیونیستی به ایران که با واکنش و مقاومت برقآسا و قدرتمند ایران مواجه و منجر به بستن شدن تنگه استراتژیک هرمز و افزایش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی شد، سرانجام در بامداد روز چهارشنبه ۱۹ فروردین آتشبس دو هفتهای برقرار شد.
این جنگ به باور بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی، با پیروزی قاطع ایران همراه شد. دیوید پاین، افسر سابق ستاد فرماندهی ارتش آمریکا در این زمینه گفته «اینکه ترامپ کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند، نشاندهنده یک شکست استراتژیک خیرهکننده برای ایالات متحده است. زیرساختهای نفتی خلیجفارس ویران شده است و سالها طول خواهد کشید تا خسارات ناشی از جنگ جبران شود، به این معنی که قیمت نفت به این زودیها به قیمتهای قبل از جنگ نخواهد رسید.»
فرید زکریا، تحلیلگر مشهور هندی آمریکایی، نیز با بیان اینکه «این جنگ به ایران یک سلاح مهمتر از سلاح هستهای داد و آن سلاح، تنگه هرمز است»، به چند واقعیت ژئوپلیتیک از جمله قدرت بازدارندگی غیرهستهای و اهرم فشار نامتقارن اشاره میکند. تنگه هرمز به ایران توانی میدهد که بدون داشتن سلاح اتمی، میتواند تاثیر قابلمقایسهای بر امنیت انرژی جهانی بگذارد.
این درگیری نشان داد ایران با هزینهای نسبی کم میتواند خسارتی بزرگ به اقتصاد جهانی وارد کند.
از سوی دیگر وابستگی متحدان عربی آمریکا (عربستان سعودی، کویت، امارات، بحرین) و خود آمریکا به عبور نفت از هرمز، موقعیت چانهزنی ایران را تقویت میکند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند در قرن ۲۱، کنترل مسیرهای انرژی به اندازه تسلیحات پیشرفته اهمیت دارد. هرمز نمونه کلاسیک این نظریه است.
برخی کارشناسان نظامی معتقدند هرمز سلاح «دفاعی-تهاجمی» است که به ایران امکان میدهد در برابر قدرت نظامی برتر آمریکا، تهدیدی متقارن ایجاد کند.
گروه دیگری بر این باورند که وابستگی دوطرفه است - ایران نیز به باز بودن هرمز برای صادرات نفت خود نیاز دارد. این وابستگی متقابل، استفاده از هرمز به عنوان سلاح را پیچیده میکند.
ایده فرید زکریا اگرچه از نظر تبلیغاتی جذاب است، اما در عمل بسیار پیچیده به نظر میآید. از جمله نقاط قوت این استراتژی، هزینه پایین برای ایران، تاثیر فوری بر اقتصاد جهانی و ایجاد اهرم در مذاکرات است.
در نهایت، تنگه هرمز بیشتر شبیه «کارت برنده» در بازی دیپلماسی است تا «سلاح قطعی». ارزش اصلی آن در تهدید به استفاده است، نه استفاده واقعی. این همان چیزی است که در نظریه بازدارندگی کلاسیک «تعادل وحشت» در دوران جنگ سرد نیز مشاهده میشد، اما در قالبی غیرهستهای و مبتنی بر جغرافیا.
به هر تقدیر، مذاکرات امروز اسلام آباد حول طرح ۱۰ ماده ای ایران -به شرط تحقق دو پیش شرط آتش بس در لبنان و آزاد سازی دارایی های بلوکه شده ایران- ثابت خواهد کرد که آیا ایالات متحده این بار در مذاکرات جدی است و یا اینکه دوباره زیر میز می زند و دوباره آتش جنگ را شعله ور می کند.
1405/02/17