پایان مذاکرات اسلامآباد؛
وقتی زیادهخواهی آمریکا، زنجیره انرژی جهان را به لرزه درمیآورد

این مذاکره نفسگیر که نزدیک به ۲۱ ساعت به طول انجامید، بدون دستیابی به توافق و به دلیل زیادهخواهیهای غیرمنطقی طرف آمریکایی، با بازگشت نمایندگان هر دو طرف به کشورهای خود خاتمه یافت. ایران شروط زیادهخواهانه آمریکا درباره تنگه هرمز، انرژی صلحآمیز هستهای و چند موضوع دیگر را نپذیرفت و در واقع آمریکاییها هر آنچه با جنگ نتوانستند به دست آورند را در مذاکره طلب کردند!
باید با صراحت اعلام کرد که ایران در این میز مذاکره، نه تنها چیزی را از دست نداده، بلکه با تکیه بر قدرت ملی و حسننیت خود، موضع برتر را حفظ کرده است. هماکنون کنترل تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح غیور کشورمان است، خوشبختانه یک وجب از خاک مقدس ایران را از دست ندادهایم، اورانیوم غنی شده نیز دست نخورده باقی مانده و ذخایر موشکی و پهپادی پابرجا مانده است. در حالی که ایران با رویکردی دیپلماتیک و با هدف حل بحرانها وارد گفتگو شد، طرف مقابل با لجاجت و پیشروی از خطوط قرمز، راه را بر هرگونه توافق بست. اکنون «توپ در زمین آمریکا» است؛ اگر واشینگتن به دنبال خروج از بنبست است، باید از رویکرد تنشزا دست برداشته و واقعیتهای میدانی و حقوق مسلم ایران را به رسمیت بشناسد. چنانچه ۴۰ روز مقاومت جانانه ایران و ضربات سخت و سهمگین نیروهای مسلح به منافع آمریکا در منطقه و رژیم صهیونیستی نشان داد، آمریکا و اسرائیل از طریق نظامی نمیتوانند به خواستههای پلید خود دست یابند و باید با احترام به قدرت ایران، به پای میز مذاکره آمده و با واقعیتهای میدانی روبرو شوند. ایران در این بازی پیچیده ژئوپلیتیک، از ابزارهای قدرتمندی برخوردار است که هرگونه فشار بیمورد را بیاثر میکند. کنترل استراتژیک تنگه هرمز، ذخایر اورانیوم غنیشده در خاک کشور و ایستادگی میدانی، نشاندهنده این واقعیت است که ایران هیچ امتیازی را در برابر تهدید یا فشار از دست نداده است. این قدرت، تضمینکننده امنیت ملی و ابزاری برای بازگرداندن طرف مقابل به میز مذاکره با شرایطی عادلانه است.
پیامدهای اقدامات غیرقانونی آمریکا و ایجاد تنشهای نظامی علیه ایران، اکنون گریبانگیر اقتصاد جهانی شده است. جنگ و ناامنیهای ناشی از آن، فراتر از مرزهای منطقه، زنجیره تامین جهانی را مختل کرده و باعث جهش بیسابقه قیمت نفت، سوخت جت و مواد اولیه صنعتی مانند کود اوره شده است. حتی بازار مسکن نیز از این نوسانات، آسیب شدیدی دیده است. هماکنون قیمت نفت در بازارهای جهانی به رقمهای باورنکردنی ۱۳۰ و ۱۴۰ دلار نزدیک شده و این موضوع تاثیر مستقیمی بر مصرفکنندگان آمریکایی گذاشته است به نحوی که آمریکاییها به نسبت پیش از آغاز جنگ تا ۲ دلار بیشتر برای هر گالن بنزین باید پرداخت کنند. قیمت بالای گازوئیل نیز باعث گرانی مواد غذایی شده است زیرا شرکتهای حملونقل برای تحویل کالا به سوپرمارکتها، هزینه بیشتری دریافت میکنند.
همچنین کمبود عرضه نفتخام به واسطه جنگ و بسته شدن تنگه هرمز باعث سه برابر شدن قیمت سوخت جت و تاثیر بسیار شدید بر بهای بلیط پروازها شده است. بنا بر اعلام انجمن فرودگاههای اروپا، اگر سه هفته دیگر تنگه هرمز بسته بماند پروازها در این قاره مختل خواهد شد. انجمن فرودگاههای اروپا با ارسال نامهای فوری به کمیسیون اروپا هشدار داده که در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز، قاره سبز با کمبود سیستماتیک سوخت هواپیما مواجه خواهد شد.
گزارشهای معتبر بینالمللی، از جمله مجله «فوربز» نیز تایید میکنند که تنشهای مرتبط با ایران، باعث شده است قیمت انرژی بیشترین جهش خود را از سال ۲۰۰۵ تجربه کند. جهش ناگهانی قیمتها در ماه مارس، بهویژه در بخش بنزین، عامل اصلی رشد تورم جهانی و فشار مستقیم بر هزینههای خانوارها در سراسر جهان بوده است.
در پایان باید گفت اگر ایالات متحده آمریکا و متحدانش به دنبال حل معضل بحران قیمت انرژی و ثبات اقتصادی هستند، راهی جز توافق با ایران وجود ندارد. آمریکا باید بپذیرد که نمیتواند با سیاست فشار و زیادهخواهی، واقعیتهای جدید جهان را تغییر دهد. ایران با تکیه بر توان نظامی و پشتوانه مردمی، کنترل مسیرهای استراتژیک و پایداری سیاسی، آماده است؛ اما این بار، توافق تنها زمانی ممکن خواهد بود که احترام به حقوق ملی ایران، شرط اول مذاکره باشد.
باید با صراحت اعلام کرد که ایران در این میز مذاکره، نه تنها چیزی را از دست نداده، بلکه با تکیه بر قدرت ملی و حسننیت خود، موضع برتر را حفظ کرده است. هماکنون کنترل تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح غیور کشورمان است، خوشبختانه یک وجب از خاک مقدس ایران را از دست ندادهایم، اورانیوم غنی شده نیز دست نخورده باقی مانده و ذخایر موشکی و پهپادی پابرجا مانده است. در حالی که ایران با رویکردی دیپلماتیک و با هدف حل بحرانها وارد گفتگو شد، طرف مقابل با لجاجت و پیشروی از خطوط قرمز، راه را بر هرگونه توافق بست. اکنون «توپ در زمین آمریکا» است؛ اگر واشینگتن به دنبال خروج از بنبست است، باید از رویکرد تنشزا دست برداشته و واقعیتهای میدانی و حقوق مسلم ایران را به رسمیت بشناسد. چنانچه ۴۰ روز مقاومت جانانه ایران و ضربات سخت و سهمگین نیروهای مسلح به منافع آمریکا در منطقه و رژیم صهیونیستی نشان داد، آمریکا و اسرائیل از طریق نظامی نمیتوانند به خواستههای پلید خود دست یابند و باید با احترام به قدرت ایران، به پای میز مذاکره آمده و با واقعیتهای میدانی روبرو شوند. ایران در این بازی پیچیده ژئوپلیتیک، از ابزارهای قدرتمندی برخوردار است که هرگونه فشار بیمورد را بیاثر میکند. کنترل استراتژیک تنگه هرمز، ذخایر اورانیوم غنیشده در خاک کشور و ایستادگی میدانی، نشاندهنده این واقعیت است که ایران هیچ امتیازی را در برابر تهدید یا فشار از دست نداده است. این قدرت، تضمینکننده امنیت ملی و ابزاری برای بازگرداندن طرف مقابل به میز مذاکره با شرایطی عادلانه است.
پیامدهای اقدامات غیرقانونی آمریکا و ایجاد تنشهای نظامی علیه ایران، اکنون گریبانگیر اقتصاد جهانی شده است. جنگ و ناامنیهای ناشی از آن، فراتر از مرزهای منطقه، زنجیره تامین جهانی را مختل کرده و باعث جهش بیسابقه قیمت نفت، سوخت جت و مواد اولیه صنعتی مانند کود اوره شده است. حتی بازار مسکن نیز از این نوسانات، آسیب شدیدی دیده است. هماکنون قیمت نفت در بازارهای جهانی به رقمهای باورنکردنی ۱۳۰ و ۱۴۰ دلار نزدیک شده و این موضوع تاثیر مستقیمی بر مصرفکنندگان آمریکایی گذاشته است به نحوی که آمریکاییها به نسبت پیش از آغاز جنگ تا ۲ دلار بیشتر برای هر گالن بنزین باید پرداخت کنند. قیمت بالای گازوئیل نیز باعث گرانی مواد غذایی شده است زیرا شرکتهای حملونقل برای تحویل کالا به سوپرمارکتها، هزینه بیشتری دریافت میکنند.
همچنین کمبود عرضه نفتخام به واسطه جنگ و بسته شدن تنگه هرمز باعث سه برابر شدن قیمت سوخت جت و تاثیر بسیار شدید بر بهای بلیط پروازها شده است. بنا بر اعلام انجمن فرودگاههای اروپا، اگر سه هفته دیگر تنگه هرمز بسته بماند پروازها در این قاره مختل خواهد شد. انجمن فرودگاههای اروپا با ارسال نامهای فوری به کمیسیون اروپا هشدار داده که در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز، قاره سبز با کمبود سیستماتیک سوخت هواپیما مواجه خواهد شد.
گزارشهای معتبر بینالمللی، از جمله مجله «فوربز» نیز تایید میکنند که تنشهای مرتبط با ایران، باعث شده است قیمت انرژی بیشترین جهش خود را از سال ۲۰۰۵ تجربه کند. جهش ناگهانی قیمتها در ماه مارس، بهویژه در بخش بنزین، عامل اصلی رشد تورم جهانی و فشار مستقیم بر هزینههای خانوارها در سراسر جهان بوده است.
در پایان باید گفت اگر ایالات متحده آمریکا و متحدانش به دنبال حل معضل بحران قیمت انرژی و ثبات اقتصادی هستند، راهی جز توافق با ایران وجود ندارد. آمریکا باید بپذیرد که نمیتواند با سیاست فشار و زیادهخواهی، واقعیتهای جدید جهان را تغییر دهد. ایران با تکیه بر توان نظامی و پشتوانه مردمی، کنترل مسیرهای استراتژیک و پایداری سیاسی، آماده است؛ اما این بار، توافق تنها زمانی ممکن خواهد بود که احترام به حقوق ملی ایران، شرط اول مذاکره باشد.
1405/02/17