مدیریت صنعت نفت در روزهای سخت؛
وقتی «تداوم جریان انرژی» خود یک دستاورد است
از این منظر، مدیریت صنعت نفت در سالهای اخیر و بهویژه در شرایط دشوار کشور، باید با نگاهی فراتر از آمارهای روزمره بررسی شود. محسن پاکنژاد وزارت نفت را در شرایطی در اختیار گرفت که مجموعهای از مشکلات انباشته، ناترازیهای گسترده، محدودیتهای سرمایهگذاری، فشار تحریمها و افزایش مستمر مصرف، اداره یکی از حساسترین وزارتخانههای کشور را به مأموریتی پیچیده تبدیل کرده بود.
وزارت نفت تنها مسئول تولید نفت نیست. امروز تصمیمات و عملکرد این وزارتخانه بهطور مستقیم با امنیت انرژی کشور، تامین گاز بخش خانگی و صنعتی، سوخت نیروگاهها، بنزین مورد نیاز مردم، گازوئیل ناوگان حملونقل و فعالیت هزاران واحد تولیدی ارتباط دارد. به همین دلیل، قضاوت درباره عملکرد وزیر نفت باید با درک این واقعیت صورت گیرد که او در حال مدیریت یک زنجیره عظیم و بههمپیوسته است؛ زنجیرهای که اختلال در هر بخش آن میتواند به سرعت آثار خود را در زندگی مردم و اقتصاد کشور نشان دهد.
یکی از مهمترین ویژگیهای مدیریت کنونی وزارت نفت، تلاش برای حفظ همزمان «تامین انرژی امروز» و «ساخت ظرفیت برای فردا» بوده است. این دو ماموریت در ظاهر ساده به نظر میرسند، اما در عمل گاه در برابر یکدیگر قرار میگیرند. کشوری که با ناترازی انرژی مواجه است، باید همزمان منابع خود را برای پاسخ به نیاز فوری مصرف کند و در عین حال سرمایه، تجهیزات و ظرفیت مدیریتی لازم را برای توسعه میدانها، پالایشگاهها و زیرساختهای آینده فراهم سازد.
در چنین شرایطی، حفظ جریان پایدار انرژی در دوران جنگ و افزایش فشار بر زیرساختهای کشور، به یکی از مهمترین آزمونهای مدیریت وزارت نفت تبدیل شد. صنعت نفت ایران در این دوره نهتنها با چالشهای معمول تولید و مصرف روبهرو بود، بلکه باید برای شرایطی آماده میشد که هرگونه اختلال در زنجیره تامین میتوانست آثار اقتصادی و اجتماعی گستردهای ایجاد کند.
آنچه اهمیت دارد این است که صنعت نفت در چنین شرایطی متوقف نشد. فعالیتهای توسعهای، تولیدی و عملیاتی ادامه یافت و همزمان تامین سوخت مورد نیاز کشور نیز در اولویت قرار گرفت. خود وزیر نفت نیز در مقاطع مختلف تاکید کرده است که فعالیتهای صنعت نفت حتی در دوران جنگ متوقف نشده و توسعه میدانهای نفت و گاز در نقاط مختلف کشور با جدیت ادامه یافته است.
این نکته شاید در نگاه نخست بدیهی به نظر برسد، اما برای درک اهمیت آن باید بدانیم که صنعت نفت، صنعتی با فرآیندهای پیوسته است. توقف یک پروژه توسعهای ممکن است آثار خود را سالها بعد در کاهش تولید نشان دهد. تاخیر در تعمیرات، سرمایهگذاری، حفاری یا توسعه زیرساختها نیز میتواند بهسادگی جبرانپذیر نباشد. بنابراین، ادامه فعالیت صنعت نفت در شرایطی که کشور با وضعیت جنگی و فشارهای متعدد روبهرو بوده، تنها یک موضوع اجرایی نیست؛ بلکه بخشی از حفاظت از ظرفیتهای اقتصادی آینده کشور است.
در حوزه نفتخام نیز نشانههای مهمی از استمرار فعالیت و تلاش برای افزایش ظرفیت دیده میشود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، تولید نفتخام کشور در یک دوره با افزایش بیش از ۱۲۰ هزار بشکه در روز همراه بوده و فروش و صادرات نفت نیز با وجود محدودیتهای شدید ادامه پیدا کرده است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نفت همچنان یکی از مهمترین منابع تامین ارز کشور است. هر افزایش در تولید، هر گشایش در صادرات و هر موفقیت در حفظ بازارهای فروش، تنها یک دستاورد برای وزارت نفت نیست؛ بلکه مستقیماً بر توان اقتصادی کشور و امکان تامین منابع مورد نیاز سایر بخشها اثر میگذارد.
اما شاید مهمترین آزمون مدیریت وزارت نفت، حوزه گاز باشد. ایران با وجود برخورداری از ذخایر عظیم گازی، سالهاست با مسئله ناترازی میان تولید و مصرف روبهرو است. این مسئله محصول یک تصمیم یا عملکرد کوتاهمدت نیست. سالها افزایش مصرف، تاخیر در توسعه برخی میدانها، رشد صنایع انرژیبر و ناکافی بودن سرمایهگذاری در بخشهای مختلف، مشکلاتی را ایجاد کرده که اکنون آثار آن بهطور همزمان در بخش خانگی، صنعتی و نیروگاهی مشاهده میشود.
واقعیت این است که هیچ وزیر نفتی نمیتواند ناترازی انباشته چندین ساله را در مدت کوتاهی بهطور کامل از بین ببرد. آنچه اهمیت دارد، نوع مواجهه با این واقعیت است؛ آیا مدیریت صنعت نفت صرفاً به توزیع محدودیتها بسنده میکند یا تلاش میکند همزمان ظرفیت تولید را افزایش دهد؟
رویکرد وزارت نفت در دوره اخیر، حرکت همزمان در مسیر افزایش تولید، توسعه میدانها، جمعآوری گازهای همراه و پیگیری پروژههای کلیدی بوده است. طرحهای افزایش تولید گاز در بخش خشکی و ادامه توسعه میدانهای نفت و گاز بخشی از این رویکرد محسوب میشود.
اهمیت این نگاه در آن است که مدیریت ناترازی انرژی تنها با دستور و بخشنامه امکانپذیر نیست. اگر مصرف افزایش پیدا کند و تولید در همان سطح باقی بماند، دیر یا زود کشور با محدودیت روبهرو خواهد شد. بنابراین، بازگرداندن موضوع افزایش تولید به مرکز سیاستگذاری وزارت نفت، یکی از ضرورتهای اساسی مدیریت انرژی کشور است.
در کنار گاز، مسئله تامین فرآوردههای نفتی نیز اهمیت ویژهای دارد. بنزین و گازوئیل دیگر صرفاً کالاهای مصرفی نیستند؛ این دو فرآورده با حملونقل، تولید، تجارت، امنیت غذایی و زندگی روزمره مردم ارتباط مستقیم دارند.
در چنین شرایطی، مدیریت بنزین به معنای انتخاب میان «گرانی» و «ارزانی» نیست. مسئله بسیار پیچیدهتر از این دوگانه ساده است. افزایش مصرف، رشد واردات و فشار بر منابع ارزی، واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. وزیر نفت نیز در تازهترین مواضع خود تاکید کرده است که هدف دولت کاهش ناترازی تولید و مصرف بنزین و به حداقل رساندن نیاز به واردات است و تصمیم نهایی درباره طرحهای مورد بررسی هنوز اتخاذ نشده است.
این رویکرد، دستکم یک پیام روشن دارد: مسئله بنزین باید از فضای تصمیمهای هیجانی خارج و به یک موضوع کارشناسی تبدیل شود. تصمیمی که با زندگی میلیونها نفر ارتباط دارد، نمیتواند بر پایه گمانهزنیها و فشارهای کوتاهمدت اتخاذ شود.
در حوزه گازوئیل نیز وزارت نفت با یک ماموریت دوگانه روبهرو بوده است؛ تأمین نیاز نیروگاهها و بخش حملونقل از یک سو و جلوگیری از تبدیل ناترازی انرژی به بحران در شبکه برق از سوی دیگر. در سالهایی که مصرف گاز در فصل سرد افزایش پیدا میکند، سوخت مایع نیروگاهها به یک متغیر حیاتی تبدیل میشود. هر لیتر گازوئیلی که بهموقع در اختیار نیروگاه قرار گیرد، میتواند بخشی از فشار بر شبکه انرژی را کاهش دهد.
از این منظر، مدیریت وزارت نفت را باید در چارچوب یک واقعیت مهم تحلیل کرد: اداره صنعت نفت ایران در شرایط کنونی، بیش از آنکه مدیریت یک وزارتخانه باشد، مدیریت امنیت انرژی کشور است.
محسن پاکنژاد در این ساختار با مجموعهای از مشکلات انباشته روبهروست که برخی از آنها سالها زمان برای شکلگیری داشتهاند. کاهش سرمایهگذاری در بخشهایی از صنعت، افزایش شتابان مصرف، رشد نیاز صنایع، تحریمها، محدودیتهای انتقال فناوری و پیچیدگیهای بازار جهانی، همه بخشی از محیطی هستند که مدیریت نفت در آن انجام میشود.
با این حال، آنچه میتواند مبنای ارزیابی قرار گیرد، استمرار تولید، تلاش برای افزایش ظرفیت، جلوگیری از اختلال در تامین انرژی، ادامه پروژههای توسعهای و تلاش برای مدیریت همزمان نفت، گاز و فرآوردههای نفتی است.
مدیریت در روزهای آرام را بسیاری از مدیران میتوانند تجربه کنند. تفاوت مدیران در زمانی آشکار میشود که منابع محدود، تقاضا رو به افزایش و شرایط بیرونی نیز غیرقابل پیشبینی باشد.
صنعت نفت ایران امروز در چنین شرایطی قرار دارد. اگر در این شرایط جریان گاز، بنزین، گازوئیل و تولید نفت همچنان به حرکت خود ادامه میدهد، اگر پروژههای توسعهای متوقف نشدهاند و اگر صنعت نفت در کنار تامین نیاز روز کشور، نگاه خود را به افزایش ظرفیت آینده نیز معطوف کرده است، این مجموعه اقدامات باید در ارزیابی عملکرد مدیریت نفت مورد توجه قرار گیرد.
موفقیت صنعت نفت تنها در افتتاح یک پروژه خلاصه نمیشود. گاهی مهمترین دستاورد، جلوگیری از وقوع بحرانی است که اگر رخ دهد، همه آن را میبینند، اما وقتی با مدیریت درست مهار شود، کمتر کسی متوجه ابعاد آن خواهد شد.
شاید دقیقترین معیار برای ارزیابی مدیریت صنعت نفت در این دوره همین باشد: در شرایطی که فشار بر انرژی کشور افزایش یافته، چراغ صنعت خاموش نشده و جریان انرژی همچنان ادامه دارد.
1405/06/19