تنگه هرمز و ابزارهای اقتصادی نوین ایران در شرایط کنونی

از نخستین روزهای این تجاوز غیرقانونی، ایران با استفاده از موقعیت برتر ژئوپلیتیک خود و بر اساس اعلام قبلی، اقدام به مسدود کردن تنگه استراتژیک هرمز کرد. اقدامی که تاثیر بسیار زیادی بر بازارهای جهانی نفت و انرژی داشت و با کاهش عرضه، قیمتهای جهانی را به سطوح باورنکردنی رساند. در این مطلب سعی میکنیم به معرفی تنگه هرمز و ابزارهای اقتصادی نوین ایران در شرایط کنونی پس از آتشبس اشاره کنیم.
اهمیت استراتژیک تنگه هرمز
تنگه هرمز با عرضی حدود ۳۹ کیلومتر در باریکترین نقطه، شاهرگ حیاتی انرژی جهان محسوب میشود. روزانه بیش از ۱۷ میلیون بشکه نفتخام (معادل حدود ۲۱ درصد از مصرف جهانی) از این آبراه عبور میکند. افزون بر نفت، حدود یکسوم گاز طبیعی مایعشده (LNG) جهان نیز از این مسیر حمل میشود. این حجم از ترافیک انرژی، تنگه هرمز را به یکی از حساسترین نقاط استراتژیک کرهزمین تبدیل کرده است.
امکان اخذ عوارض دریایی: فرصتها و چالشها
بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، کشورهای ساحلی حق حاکمیت بر آبهای سرزمینی خود را دارند و کشورهایی مانند مصر (کانال سوئز) و پاناما (کانال پاناما) با اخذ عوارض ترانزیت، درآمدزایی میکنند. در این شرایط و بر اساس شروط ۱۰ گانه ایران، امکان دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز توسط کشورهای ایران و عمان پیشبینی شده است.
با توجه به کاهش تنشهای نظامی پس از آتشبس، ایران میتواند بر ابزارهای اقتصادی مانند توسعه کریدورهای ترانزیتی جایگزین، دیپلماسی انرژی منطقهای و نوآوری در نظام مالی متمرکز شود.
در این راستا، تقویت مسیر شمال-جنوب از طریق بندر چابهار و توسعه کریدور شرق-غرب برای اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد، همچنین ایجاد اتحادیههای انرژی با همسایگان، توسعه زیرساختهای مشترک ذخیره و پالایش نفت، گسترش استفاده از ارزهای ملی در مبادلات دوجانبه و توسعه پلتفرمهای دیجیتال برای تجارت منطقهای از جمله اقداماتی است که در این زمینه باید انجام شود.
تنگه هرمز میتواند از یک «ابزار امنیتی-نظامی» به یک «پلتفرم اقتصادی-خدماتی» تبدیل شود ولی این تحول نیازمند تغییر الگوی فکری بر مبنای خدمترسانی مبتنی بر ارزش است.
سرمایهگذاری هوشمند و اولویتبندی پروژههای با بازده سریع و اثرگذاری بالا، دیپلماسی اقتصادی فعال و نوآوری مداوم که منجر به پیشتازی در ارائه خدمات دریایی دیجیتال و سبز خواهد شد نیز از دیگر اقداماتی است که باید از سوی ایران دنبال شود.
ایران به عنوان مدیر حرفهای یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، با درآمدهای پایدار غیرنفتی، اشتغالزایی گسترده و موقعیت بینالمللی ارتقاءیافته فرصت بسیار مناسبی برای تبدیل شدن به هاب منطقـهای لجستیک، انرژی و تجارت با شبکهای از کریدورهای چندوجهی زمینی-دریایی دارد. موفقیت این امر در گرو اجرای دقیق، انعطافپذیری در برابر چالشها و تعهد بلندمدت است. تنگه هرمز میتواند موتور محرکه اقتصاد پساتحریم ایران باشد، به شرطی که از رویکرد کوتاهمدت و سیاسی به سمت برنامهریزی استراتژیک و حرفهای حرکت کنیم.
تنگه هرمز همچنان یک اهرم استراتژیک برای ایران محسوب میشود، اما استفاده بهینه از آن در شرایط کنونی نیازمند ترکیبی از دیپلماسی هوشمند، توسعه زیرساختهای جایگزین و نوآوری در ابزارهای اقتصادی است. تمرکز بر همکاریهای منطقهای و ارائه خدمات ارزشافزا میتواند به پایداری مدیریت ایران بر تنگه هرمز کمک کند.
اهمیت استراتژیک تنگه هرمز
تنگه هرمز با عرضی حدود ۳۹ کیلومتر در باریکترین نقطه، شاهرگ حیاتی انرژی جهان محسوب میشود. روزانه بیش از ۱۷ میلیون بشکه نفتخام (معادل حدود ۲۱ درصد از مصرف جهانی) از این آبراه عبور میکند. افزون بر نفت، حدود یکسوم گاز طبیعی مایعشده (LNG) جهان نیز از این مسیر حمل میشود. این حجم از ترافیک انرژی، تنگه هرمز را به یکی از حساسترین نقاط استراتژیک کرهزمین تبدیل کرده است.
امکان اخذ عوارض دریایی: فرصتها و چالشها
بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، کشورهای ساحلی حق حاکمیت بر آبهای سرزمینی خود را دارند و کشورهایی مانند مصر (کانال سوئز) و پاناما (کانال پاناما) با اخذ عوارض ترانزیت، درآمدزایی میکنند. در این شرایط و بر اساس شروط ۱۰ گانه ایران، امکان دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز توسط کشورهای ایران و عمان پیشبینی شده است.
با توجه به کاهش تنشهای نظامی پس از آتشبس، ایران میتواند بر ابزارهای اقتصادی مانند توسعه کریدورهای ترانزیتی جایگزین، دیپلماسی انرژی منطقهای و نوآوری در نظام مالی متمرکز شود.
در این راستا، تقویت مسیر شمال-جنوب از طریق بندر چابهار و توسعه کریدور شرق-غرب برای اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد، همچنین ایجاد اتحادیههای انرژی با همسایگان، توسعه زیرساختهای مشترک ذخیره و پالایش نفت، گسترش استفاده از ارزهای ملی در مبادلات دوجانبه و توسعه پلتفرمهای دیجیتال برای تجارت منطقهای از جمله اقداماتی است که در این زمینه باید انجام شود.
تنگه هرمز میتواند از یک «ابزار امنیتی-نظامی» به یک «پلتفرم اقتصادی-خدماتی» تبدیل شود ولی این تحول نیازمند تغییر الگوی فکری بر مبنای خدمترسانی مبتنی بر ارزش است.
سرمایهگذاری هوشمند و اولویتبندی پروژههای با بازده سریع و اثرگذاری بالا، دیپلماسی اقتصادی فعال و نوآوری مداوم که منجر به پیشتازی در ارائه خدمات دریایی دیجیتال و سبز خواهد شد نیز از دیگر اقداماتی است که باید از سوی ایران دنبال شود.
ایران به عنوان مدیر حرفهای یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، با درآمدهای پایدار غیرنفتی، اشتغالزایی گسترده و موقعیت بینالمللی ارتقاءیافته فرصت بسیار مناسبی برای تبدیل شدن به هاب منطقـهای لجستیک، انرژی و تجارت با شبکهای از کریدورهای چندوجهی زمینی-دریایی دارد. موفقیت این امر در گرو اجرای دقیق، انعطافپذیری در برابر چالشها و تعهد بلندمدت است. تنگه هرمز میتواند موتور محرکه اقتصاد پساتحریم ایران باشد، به شرطی که از رویکرد کوتاهمدت و سیاسی به سمت برنامهریزی استراتژیک و حرفهای حرکت کنیم.
تنگه هرمز همچنان یک اهرم استراتژیک برای ایران محسوب میشود، اما استفاده بهینه از آن در شرایط کنونی نیازمند ترکیبی از دیپلماسی هوشمند، توسعه زیرساختهای جایگزین و نوآوری در ابزارهای اقتصادی است. تمرکز بر همکاریهای منطقهای و ارائه خدمات ارزشافزا میتواند به پایداری مدیریت ایران بر تنگه هرمز کمک کند.
1405/02/17