logo
1404/10/17
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

انتقال فناوری در صنعت نفت ایران؛

روایتی از فرصت‌های سوخته و تصمیم‌های بی‌پاسخ

روایتی از فرصت‌های سوخته و تصمیم‌های بی‌پاسخ

ده‌ها میلیارد دلار صرف احداث پالایشگاه‌ها، واحدهای گازی و مجتمع‌های پتروشیمی شده است. با این حال، اگر معیار توسعه را «توان فناورانه پایدار» بدانیم نه صرفاً ظرفیت نصب‌شده‌ی صنایع، باید اذعان کرد که شوربختانه این صنعت در تحقق یکی از بنیادی‌ترین اهداف خود ناکام مانده است.


تبدیل سرمایه‌گذاری ارزی به قدرت فناوری


واقعیت این است که آنچه در اغلب پروژه‌ها رخ داده، «انتقال فناوری» نبوده، بلکه بیشتر به واردات فناوری به شکل خام و کالای مصرفی شباهت دارد. فناوری وارد شده، نصب شده، بهره‌برداری شده و در نهایت در همین مرحله متوقف مانده است؛ بدون آنکه به دانشی درون‌زا، مهارت طراحی یا توان توسعه‌ای تبدیل شود. این مسیر، نه استثناء، بلکه در تمام دوران سه دهه یا چهار دهه گذشته، قاعده‌ی حاکم بر توسعه صنعت نفت کشور بوده است.


یکی از مصادیق روشن این ناکارآمدی، خرید تکراری دانش فنی مشابه برای مجتمع‌های مختلف است. در موارد متعدد یک دانش فنی واحد و مشخص، از یک مالک فناوری، چند بار خریداری شده و هر بار هزینه کامل لیسانس پرداخت شده است؛ بی‌آنکه از تجارب پروژه‌های پیشین استفاده مؤثر شود یا زیرساختی برای تجمیع دانش شکل گیرد. این رویه، نه حاصل اجبار، بلکه نتیجه فقدان راهبرد ملی در مدیریت انتقال فناوری است. نمی‌توان همزمان از کمبود منابع ارزی سخن گفت و در عین حال، تکرار پرهزینه‌ترین شکل خرید فناوری را توجیه کرد.


ارجاع مداوم به محدودیت‌های مالکیت معنوی نیز نمی‌تواند توجیه‌کننده این وضعیت باشد. احترام به حقوق مالک دانش فنی یک اصل اخلاقی، قابل دفاع و پذیرفته ‌شده‌ی جهانی است اما این احترام به معنای ناتوانی مطلق در طراحی قراردادهای هوشمند، انتقال تدریجی دانش فنی، یا ایجاد ظرفیت یادگیری داخلی نیست. آنچه در ایران کمتر دیده شده، اراده روش‌مند و نهادی برای یادگیری فناورانه بوده است، نه صرفاً محدودیت حقوقی.


مسئله بنیادی‌تر، درک ناقص از مفهوم انتقال فناوری است. فناوری یک کالا نیست که خریداری و سپس مصرف شود؛ یک فرآیند یادگیری است که بدون مشارکت فعال، بدون جذب دانش ضمنی و بدون انباشت تجربه، اساساً منتقل نمی‌شود. در بسیاری از پروژه‌های صنعت نفت، انتقال فناوری به تحویل نقشه‌ها و مدارک مهندسی تقلیل یافته است؛ در حالی که دانش واقعی، در ذهن طراحان، بهره‌برداران و توسعه‌دهندگان فناوری باقی مانده و هرگز به کشور منتقل نشده است.


در این میان، تحریم‌های بین‌المللی نقشی انکارناپذیر داشته‌اند، اما تبدیل تحریم به بهانه دائمی برای انتخاب فناوری‌های قدیمی، کم‌بازده و آلاینده، خطایی راهبردی بوده است. تحریم، الزاماً به عقب‌ماندگی فناورانه منجر نمی‌شود، یا نباید بشود. بلکه برعکس، تحریم می‌تواند موتور محرک پیشرفت فناورانه در کشور باشد. اما آنچه عقب‌ماندگی می‌آفریند، فقدان راهبرد جایگزین است. پیامد این انتخاب‌ها امروز به‌وضوح قابل مشاهده است: شدت بالای مصرف انرژی، ناکارآمدی فرآیندها و آلودگی شدید محیط زیست. برای مثال، فلرینگ گسترده گاز در مناطق صنعتی جنوب کشور، نه یک پدیده اجتناب‌ناپذیر، بلکه نشانه شکست سیاست‌های فناورانه در صنعت نفت و انرژی است.


نکته‌ی نگران‌کننده‌تر، نبود سازوکار پاسخ‌گویی در تصمیم‌های فناورانه کلان است. میلیاردها دلار هزینه شده، اما کمتر نهادی موظف به پاسخ‌گویی درباره کیفیت فناوری انتخاب‌شده، میزان و نحوه‌ی انتقال دانش یا پیامدهای بلندمدت آن بوده است. پروژه‌ها افتتاح شده‌اند، اما هیچ‌گاه به‌طور جدی ارزیابی نشده‌اند که چه میزان به توان داخلی افزوده‌ شده است. این خلأ، خود به بازتولید همان الگوهای ناکارآمد انجامیده است.


راه برون‌رفت از این چرخه معیوب، نیازمند تصمیم‌های قاطع و اصلاحات ساختاری است. رفع تحریم‌ها شرط لازم است، اما هرگز شرط کافی نخواهد بود. با این توضیح که بخش اعظم تصمیم برای رفع تحریم‌ها می‌تواند از ظرفیت و اراده داخلی کشور پیگیری شود، نه صرفاً وابسته به تصمیمات مغرضانه خارجی. نکته دیگر اینکه، حتی در شرایط دسترسی کامل به فناوری‌های جهانی، بدون اصلاح نظام تصمیم‌گیری، نتیجه متفاوتی حاصل نخواهد شد. انتخاب فناوری باید از یک فرآیند غیرشفاف و پروژه‌محور، به یک نظام راهبردی، تخصصی و پاسخ‌گو تبدیل شود.


در کنار آن، شکست‌های گذشته باید به ‌صراحت و با رسمیت پذیرفته شوند. صنعتی که ضعف یا خطاهای خود را پنهان می‌کند، توان اصلاح آنرا نیز نخواهد یافت. این شکست‌ها، اگر به‌درستی مستندسازی و تحلیل شوند، می‌توانند به ارزشمندترین تجربه و منبع یادگیری فناورانه کشور تبدیل شوند؛ اما تنها در صورتی که اراده‌ای برای دیدن آن‌ها وجود داشته باشد.


در نهایت، صنعت نفت و پتروشیمی ایران ناگزیر است میان دو مسیر یکی را انتخاب کند:


گزینه‌ی اول: ادامه مسیر فعلی؛ مسیری پرهزینه، وابسته و کم‌ عمق


گزینه‌ی دوم: حرکت به‌سوی انتقال فناوری به روش علمی؛ مسیری دشوارتر، اما پایدار، یادگیرنده و آینده‌ساز.


تا زمانی که این انتخاب به‌طور شفاف و قاطع انجام نشود، توسعه صنعتی کشور همچنان در مدار تکرار و چرخه‌ی معیوب خواهد چرخید؛ البته با سرمایه‌گذاری‌های سنگین و دستاوردهای محدود.


کد مطلب : 80654
موضوع : گزارش
تاریخ : 1404/10/13-07:44

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙