نگاه تحلیلی دانشنفت به بازسازی پالایشگاه سوم پارس جنوبی؛
فرصتی که نباید از دست برود

تورج دهقانی مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس نیز با تاکید بر ضرورت اجرای سریع این پروژه، ابراز امیدواری کرده است که با تامین مالی مناسب و اجرای بهموقع عملیات، واحدهای آسیبدیده در کوتاهترین زمان ممکن احیا شوند و بخشی از ناترازی گاز کشور جبران شود.
این توافق را باید فراتر از آغاز یک پروژه عمرانی یا تعمیراتی ارزیابی کرد. بازسازی پالایشگاه سوم پارس جنوبی، در واقع اقدامی راهبردی برای احیای ظرفیت تولید گاز کشور و تقویت امنیت انرژی ایران است. در شرایطی که ناترازی گاز به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد و صنعت کشور تبدیل شده، هر روز تسریع در بازسازی این تاسیسات میتواند به افزایش پایداری شبکه تامین انرژی، کاهش فشار بر سایر پالایشگاههای پارس جنوبی و تامین مطمئنتر گاز مورد نیاز بخش خانگی و صنایع کمک کند.
پارس جنوبی قلب تپنده صنعت گاز ایران است. بخش عمده گاز مصرفی کشور، خوراک بسیاری از صنایع، نیروگاههای برق، مجتمعهای پتروشیمی و حتی بخش قابل توجهی از درآمدهای ارزی کشور به عملکرد پایدار این میدان عظیم گازی وابسته است. از این رو، هرگونه کاهش ظرفیت تولید در پالایشگاههای این مجموعه، آثار خود را تنها در یک منطقه یا یک شرکت نشان نمیدهد، بلکه زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و صنعتی را در سطح ملی به دنبال خواهد داشت.
بازسازی پالایشگاه سوم، از این منظر، تنها ترمیم یک مجموعه آسیبدیده نیست؛ بلکه اقدامی برای بازگرداندن بخشی از توان تولید کشور به مدار بهرهبرداری است. اگر این پروژه مطابق برنامه و با سرعت مناسب اجرا شود، میتواند بخشی از ناترازی موجود در تامین گاز را کاهش داده و فشار بر سایر پالایشگاهها و میدانهای گازی را نیز کمتر کند. این موضوع بهویژه با نزدیک شدن به فصل سرد سال اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ فصلی که همواره افزایش مصرف خانگی، محدودیت در تامین سوخت صنایع و نیروگاهها و ضرورت مدیریت مصرف را به همراه دارد.
نکته قابل توجه دیگر، مدل اجرای این پروژه است. حضور همزمان شرکت نفت و گاز پارس، بانک تجارت، ایدرو و پیمانکاران داخلی نشان میدهد که برای بازسازی این پالایشگاه تلاش شده از ظرفیتهای مالی، مدیریتی و اجرایی کشور به صورت همافزا استفاده شود. تجربه پروژههای بزرگ نفت و گاز نشان داده است که هرگاه تامین مالی، مدیریت پروژه و اجرای فنی بهصورت هماهنگ پیش رفته، احتمال موفقیت و کاهش زمان اجرا افزایش یافته است. از این منظر، تشکیل چنین کنسرسیومی میتواند الگویی مناسب برای اجرای سایر پروژههای راهبردی صنعت انرژی نیز باشد.
در این میان، نقش تامین مالی را نباید دستکم گرفت. بسیاری از پروژههای بزرگ صنعتی کشور نه به دلیل ضعف فنی، بلکه به علت وقفه در تامین منابع مالی یا تاخیر در تخصیص اعتبارات با کندی مواجه شدهاند. بنابراین، اگر بانک تجارت و سایر اعضای کنسرسیوم بتوانند منابع مالی پروژه را بهصورت مستمر و بدون وقفه تامین کنند، بخش مهمی از نگرانیها درباره طولانی شدن زمان بازسازی برطرف خواهد شد. صنعت نفت و گاز بیش از هر چیز به ثبات در تصمیمگیری و استمرار تامین منابع نیاز دارد.
از سوی دیگر، پیمانکاران داخلی در سالهای اخیر نشان دادهاند که توان اجرای پروژههای پیچیده نفت و گاز را در اختیار دارند. بومیسازی بسیاری از تجهیزات و افزایش توان مهندسی کشور موجب شده است که وابستگی به شرکتهای خارجی نسبت به گذشته کاهش یابد. اکنون این توانمندی باید در بازسازی پالایشگاه سوم نیز بهکار گرفته شود تا ضمن افزایش سرعت اجرا، زمینه انتقال تجربیات ارزشمند برای پروژههای آینده نیز فراهم شود.
با این حال، موفقیت این طرح تنها به امضای توافقنامه محدود نمیشود. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این توافق به یک برنامه عملیاتی دقیق، زمانبندیشده و قابل پایش است. تعیین نقاط کنترل، نظارت مستمر بر پیشرفت پروژه، رفع سریع موانع اجرایی، تسهیل فرآیندهای اداری و هماهنگی میان دستگاههای مختلف از جمله عواملی هستند که میتوانند زمان بازسازی را به شکل محسوسی کاهش دهند. در پروژههایی با این سطح از اهمیت، هر روز تاخیر میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید، افزایش هزینهها و تداوم فشار بر شبکه تامین گاز کشور باشد.
بازسازی سریع پالایشگاه سوم از منظر اقتصادی نیز اهمیت فراوانی دارد. افزایش ظرفیت تولید گاز به معنای تامین پایدار خوراک صنایع، جلوگیری از کاهش تولید در مجتمعهای پتروشیمی، کاهش نیاز به استفاده از سوختهای مایع در نیروگاهها و در نهایت افزایش بهرهوری اقتصاد ملی است. همچنین بازگشت سریع این پالایشگاه به مدار تولید میتواند از تحمیل هزینههای اضافی ناشی از محدودیتهای انرژی بر بخش صنعت جلوگیری کند؛ موضوعی که در سالهای اخیر بارها مورد توجه فعالان اقتصادی قرار گرفته است.
نباید فراموش کرد که صنعت انرژی ایران امروز با مجموعهای از چالشها از جمله رشد مصرف داخلی، فرسودگی بخشی از زیرساختها، نیاز به سرمایهگذاری گسترده و ضرورت افزایش بهرهوری روبهرو است. در چنین شرایطی، هر پروژهای که بتواند ظرفیت تولید را در کوتاهترین زمان ممکن بازیابی کند، ارزشی فراتر از یک پروژه عمرانی خواهد داشت. بازسازی پالایشگاه سوم دقیقاً در همین چارچوب قرار میگیرد و میتواند نمونهای موفق از مدیریت بحران، استفاده از توان داخلی و همکاری میان بخشهای مختلف اقتصادی باشد.
اکنون انتظار میرود همه دستگاههای مسئول، از نهادهای اجرایی و مالی گرفته تا پیمانکاران و تامینکنندگان تجهیزات، این پروژه را در اولویت کاری خود قرار دهند. سرعت، کیفیت و دقت باید سه اصل اساسی در اجرای عملیات باشد؛ زیرا هدف تنها بازسازی یک پالایشگاه نیست، بلکه تضمین استمرار تولید، حفظ امنیت انرژی کشور و کاهش آثار ناترازی گاز است.
در نهایت، آغاز عملیات اجرایی بازسازی پالایشگاه سوم پارس جنوبی را باید فرصتی مهم برای نمایش توان مدیریتی و فنی کشور دانست. اگر این پروژه در زمان مقرر و با کیفیت مطلوب به پایان برسد، علاوه بر بازگشت ظرفیت تولید، اعتماد به توان داخلی نیز بیش از گذشته تقویت خواهد شد. امروز بیش از هر زمان دیگری، صنعت نفت و گاز ایران به پروژههایی نیاز دارد که با سرعت، انضباط و برنامهریزی دقیق به نتیجه برسند؛ زیرا امنیت انرژی کشور، رونق تولید و پایداری اقتصاد ملی، تا حد زیادی به موفقیت همین پروژههای راهبردی گره خورده است.
1405/05/22