logo
1405/06/22
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

چرا موج حملات علیه وزیر نفت شدت گرفته است؟

تغییر قواعد بازی و تهدید منافع قدیمی

تغییر قواعد بازی و تهدید منافع قدیمی

در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: آیا هجمه‌های اخیر فقط واکنشی به عملکرد وزیر نفت است یا بخشی از آن ریشه در منافع و مناسباتی دارد که با رویکردهای جدید وزارت نفت در معرض تغییر قرار گرفته‌اند؟
برای پاسخ به این پرسش باید کمی از فضای شایعات فاصله گرفت و به ساختار قدرت و منافع در صنعت نفت نگاه کرد.
وزارت نفت؛ یک وزارتخانه معمولی نیست
وزارت نفت در ایران تنها متولی تولید و صادرات نفت و گاز نیست. این وزارتخانه در مرکز شبکه‌ای گسترده از شرکت‌های بزرگ، پروژه‌های چند میلیارد دلاری، قراردادهای نفتی و گازی، پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها، پیمانکاران، شرکت‌های خدماتی و مجموعه‌های اقتصادی قرار دارد.
به همین دلیل، هر تصمیم مدیریتی در این وزارتخانه می‌تواند منافع گروه‌های متعددی را تحت تاثیر قرار دهد.
تغییر یک مدیرعامل، جابه‌جایی یک هیات‌مدیره، بازنگری در یک قرارداد، تغییر اولویت یک پروژه یا حتی تغییر رویکرد نسبت به نحوه اداره شرکت‌های بزرگ، ممکن است برای یک مجموعه فرصت ایجاد کند و برای مجموعه‌ای دیگر به معنای از دست دادن یک موقعیت باشد. بنابراین، مقاومت در برابر تغییر در چنین ساختاری، امری دور از انتظار نیست.
 مسئله تغییر آرایش قدرت
یکی از مهم‌ترین نکاتی که در تحلیل هجمه‌های اخیر نباید نادیده گرفته شود، موضوع انتصابات و آرایش مدیریتی صنعت نفت است.
هر وزیری که روی کار می‌آید، طبیعی است که بخواهد مدیرانی را منصوب کند که با سیاست‌های او هماهنگ باشند و بتوانند برنامه‌هایش را اجرا کنند.
در مقابل، مدیرانی که جایگاه خود را در ساختار مدیریتی موجود تثبیت‌شده می‌بینند، ممکن است از تغییر وزیر استقبال کنند؛ در حالی که مدیرانی که سیاست‌های وزیر می‌تواند جایگاه یا منافع مدیریتی آنها را تحت تاثیر قرار دهد، ممکن است در برابر این سیاست‌ها مقاومت کنند.
به بیان ساده‌تر، هر تغییر در راس وزارت نفت می‌تواند آرایش قدرت در لایه‌های مدیریتی این صنعت را نیز تغییر دهد. همین واقعیت، اهمیت شایعات مربوط به رفتن یا ماندن وزیر را بیشتر می‌کند.
پای یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های صنعتی کشور در میان است؟
در این میان، نباید از کنار اختلافات مدیریتی وزارت نفت با یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های صنعتی و اقتصادی کشور به سادگی عبور کرد.
این مجموعه به دلیل گستردگی فعالیت‌ها، حجم دارایی‌ها، شرکت‌های زیرمجموعه، پروژه‌های متعدد و جایگاه مهم خود در زنجیره صنعت پتروشیمی، طبیعتاً دارای وزن اقتصادی و مدیریتی قابل توجهی است.
بنابراین، هر اختلاف بر سر نحوه اداره، انتصابات یا سیاست‌گذاری درباره چنین مجموعه‌ای، صرفاً یک اختلاف اداری ساده نیست.
موضوع می‌تواند به چگونگی توزیع قدرت مدیریتی، تعیین مدیران، مسیر سرمایه‌گذاری‌ها و حتی منافع گروه‌های مختلف اقتصادی مرتبط باشد.
از این منظر، کاملاً طبیعی است که تصمیمات وزارت نفت درباره چنین مجموعه‌ای با واکنش‌هایی مواجه شود. اما همین‌جا باید یک مرز مهم را رعایت کرد: وجود اختلاف مدیریتی، به‌تنهایی به معنای آن نیست که یک مجموعه مشخص پشت هجمه‌های علیه وزیر قرار دارد.
آنچه می‌توان گفت این است که هر جا منافع بزرگ اقتصادی و مدیریتی وجود داشته باشد، مقاومت در برابر تغییر نیز محتمل‌تر است.
چرا شایعه استعفا مهم است؟
یکی از عجیب‌ترین بخش‌های ماجرا، تکرار شایعات مربوط به استعفای وزیر نفت است.
اگر وزیر واقعاً در آستانه رفتن باشد، طبیعتاً باید نشانه‌های روشن و رسمی از این اتفاق وجود داشته باشد. اما زمانی که یک شایعه بارها منتشر می‌شود و هر بار نیز بدون ارائه سند معتبر بازتولید می‌شود، خودِ تکرار آن می‌تواند موضوعی قابل بررسی باشد، زیرا شایعه استعفا فقط یک خبر نیست. شایعه رفتن یک وزیر می‌تواند بر اعتبار و قدرت مدیریتی او اثر بگذارد.
مدیری که دائماً با این پرسش مواجه باشد که «آیا فردا می‌ماند؟»، ممکن است در برابر مدیران زیرمجموعه، شرکت‌ها، مجلس و سایر بازیگران اقتصادی، قدرت تصمیم‌گیری و چانه‌زنی کمتری داشته باشد.
به همین دلیل، حتی اگر هدف نهایی شایعه‌سازان برکناری فوری وزیر نباشد، تضعیف موقعیت او می‌تواند به خودی خود یک هدف باشد.
چه کسانی از تضعیف وزیر منتفع می‌شوند؟
پاسخ به این پرسش نیازمند سند و شواهد دقیق است و نمی‌توان بدون مدرک نام افراد یا مجموعه‌های خاصی را مطرح کرد، اما از منظر اقتصادی و مدیریتی، چند گروه بالقوه ممکن است از تغییر در راس وزارت نفت منتفع شوند.
نخست، مدیرانی که ادامه حضورشان به ساختار مدیریتی فعلی وابسته است. دوم، جریان‌هایی که در انتصابات و تعیین مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی و پتروشیمی نقش یا نفوذ دارند.
سوم، پیمانکاران و مجموعه‌هایی که تغییر سیاست‌های قراردادی یا اولویت‌های سرمایه‌گذاری می‌تواند بر منافع آنها اثر بگذارد و چهارم، مجموعه‌هایی که از یک ساختار مدیریتی مشخص در شرکت‌های بزرگ اقتصادی منتفع می‌شوند و تغییر آن ساختار ممکن است موقعیت آنها را تضعیف کند.
وزیر نفت مانند هر مقام اجرایی دیگری باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. عملکرد وزارت نفت در حوزه تولید، صادرات، تامین سوخت، توسعه میادین، سرمایه‌گذاری و مدیریت شرکت‌ها باید مورد نقد کارشناسی قرار گیرد.
اما میان نقد عملکرد و تلاش برای تخریب سیاسی و رسانه‌ای تفاوت وجود دارد. نقد واقعی با عدد، سند و استدلال همراه است.
در مقابل، وقتی فضای رسانه‌ای به سمت شایعه‌سازی درباره استعفا، نسبت دادن اختلافات اثبات‌نشده و برجسته‌کردن مستمر اخبار تایید نشده حرکت می‌کند، دیگر نمی‌توان همه آن را صرفاً «نقد کارشناسی» نامید.
چرا باید از وزیر نفت حمایت کرد؟
حمایت از وزیر نفت به معنای چشم بستن بر ضعف‌ها و خطاهای احتمالی نیست.
اتفاقاً حمایت واقعی باید از حق وزیر برای تصمیم‌گیری مستقل و اجرای برنامه‌هایش بدون فشارهای غیرشفاف دفاع کند.
وزیری که قرار است پاسخگوی عملکرد وزارتخانه باشد، باید اختیار انتخاب مدیران خود را داشته باشد.
اگر قرار باشد هر تصمیم مدیریتی با فشار بیرونی، موج رسانه‌ای یا تهدید به برکناری مواجه شود، عملاً مسئولیت و اختیار از یکدیگر جدا خواهند شد.
نمی‌توان از وزیر انتظار پاسخگویی داشت اما هم‌زمان اجازه نداد ابزارهای مدیریتی لازم برای اجرای سیاست‌هایش را در اختیار داشته باشد. وزارت نفت نیازمند ثبات مدیریتی است، نه مدیریت تحت فشار شایعات.
پاک‌نژاد؛ قربانی مقاومت در برابر تغییر؟
شاید یکی از احتمالاتی که باید جدی‌تر بررسی شود این باشد که بخشی از فشارهای اخیر نه به دلیل «ضعف» وزیر، بلکه به دلیل تلاش او برای ایجاد تغییر در مناسبات مدیریتی و اقتصادی موجود شکل گرفته باشد.
این احتمال را نمی‌توان بدون سند به یک واقعیت قطعی تبدیل کرد؛ اما نمی‌توان آن را نیز نادیده گرفت.
تاریخ مدیریت در صنعت نفت نشان داده است که اصلاح ساختارهای تثبیت‌شده همیشه بدون هزینه نیست.
هر مدیری که بخواهد مناسبات قدیمی را تغییر دهد، ممکن است با مقاومت کسانی روبه‌رو شود که از ادامه آن مناسبات سود می‌برند. از این منظر، شدت حملات علیه یک مدیر همیشه نشانه ضعف او نیست.
گاهی می‌تواند نشانه برخورد او با منافع قدرتمند نیز باشد.
آنچه دولت باید انجام دهد
اگر دولت معتقد است وزیر نفت باید به کار خود ادامه دهد، بهترین راه برای خنثی کردن شایعات، سکوت نیست؛ شفافیت است.
دولت باید روشن کند که وزیر نفت از حمایت رئیس‌جمهور برخوردار است و تا زمانی که ارزیابی رسمی دیگری اعلام نشده، شایعات مربوط به استعفا یا برکناری فاقد اعتبار است.
وزارت نفت نیز باید درباره تصمیمات مهم خود، به‌ویژه در حوزه انتصابات و شرکت‌های بزرگ، شفاف‌تر عمل کند.
شفافیت در این زمینه نه‌تنها به نفع وزیر، بلکه به نفع کل صنعت نفت است.
دعوا بر سر یک صندلی نیست
آنچه امروز در فضای پیرامون وزارت نفت مشاهده می‌شود، نباید صرفاً به یک شایعه استعفا یا اختلاف شخصی میان چند مدیر تقلیل داده شود.
در پس این ماجرا، مجموعه‌ای از منافع اقتصادی، مدیریتی و سازمانی قرار دارد که در صنعت نفت و پتروشیمی با یکدیگر تلاقی می‌کنند.
پای یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های صنعتی کشور در میان است؛ پای شرکت‌های بزرگ، مدیران متعدد، پروژه‌های میلیاردی و منافع اقتصادی گسترده.
بنابراین، طبیعی است که تغییر در قواعد بازی با مقاومت روبه‌رو شود. اما در این میان یک اصل نباید فراموش شود: وزیر نفت باید بر اساس عملکردش ارزیابی شود، نه بر اساس شایعاتی که درباره رفتنش ساخته می‌شود.
اگر سیاست‌های وزیر اشتباه است، باید با عدد و سند نقد شود. اگر مدیری ناکارآمد است، باید عملکردش بررسی شود و اگر تصمیمی به زیان منافع ملی است، باید درباره آن پاسخ خواست.
اما اگر وزیر در حال اجرای سیاست‌هایی است که منافع برخی ساختارهای تثبیت‌شده را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نمی‌توان هر مقاومت و هجمه‌ای را به حساب ناکارآمدی او گذاشت.
در چنین شرایطی، ثبات مدیریتی و استقلال وزیر نفت اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.
صنعت نفت ایران بیش از هر چیز به مدیری نیاز دارد که بتواند تصمیم بگیرد، مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد و بدون آنکه هر روز نگران موج تازه‌ای از شایعات درباره برکناری خود باشد، برنامه‌هایش را اجرا کند.
شاید پرسش اصلی امروز این است که «چه تغییراتی در حال رخ دادن است که برخی منافع قدرتمند را نگران کرده است؟»
پاسخ دقیق به همین پرسش می‌تواند بسیاری از ابهام‌های موجود درباره هجمه‌های اخیر علیه وزیر نفت را روشن کند.


کد مطلب : 100878
موضوع : رویکرد
تاریخ : 1405/06/20-09:29

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙