شرکت ملی نفت ایران چگونه موتور افزایش ظرفیت تولید کشور را روشن نگه داشت؟
استمرار توسعه در روزهای سخت

صنعت نفت ایران در سالهای اخیر با دو چالش همزمان روبهرو بوده است؛ از یک سو ضرورت حفظ و نگهداشت تولید از میادین قدیمی و از سوی دیگر نیاز به توسعه میادین جدید، اجرای پروژههای افزایش ضریب بازیافت و توسعه زیرساختهای فرآورشی. تجربه جهانی نیز نشان میدهد کشورهایی که تنها بر تولید روزمره تمرکز میکنند و سرمایهگذاری در توسعه را به تعویق میاندازند، در میانمدت با افت تولید و کاهش درآمدهای نفتی مواجه خواهند شد.
از همین منظر، بررسی پروژههای اجراشده در یک سال گذشته نشان میدهد شرکت ملی نفت ایران تلاش کرده است همزمان با عبور از شرایط جنگی، برنامه توسعهای خود را نیز متوقف نکند؛ موضوعی که در پروژههای غرب کارون، خزر، پارس جنوبی، فلات مرکزی، فلات قاره در خلیجفارس، میادین مشترک و توسعه حفاریها بهخوبی قابل مشاهده است.
غرب کارون؛ قلب توسعه نفت ایران
اگر پارس جنوبی مهمترین میدان گازی ایران باشد، بدون تردید غرب کارون یکی از مهمترین کانونهای توسعه نفتی کشور در دهه اخیر محسوب میشود.
مجموعه میادین آزادگان، یادآوران، یاران و سایر مخازن مشترک این منطقه، بخش قابل توجهی از ظرفیت افزایش تولید نفت ایران را در خود جای دادهاند. به همین دلیل هر پروژهای که در غرب کارون به بهرهبرداری میرسد، صرفاً یک طرح محلی نیست، بلکه بخشی از راهبرد ملی افزایش تولید نفت کشور محسوب میشود.
در این میان، بهرهبرداری از پروژه CTEP در غرب کارون یکی از مهمترین دستاوردهای سال گذشته به شمار میرود. این پروژه با افزایش ظرفیت فرآورش تا حدود ۳۲۰ هزار بشکه در روز، امکان بهرهبرداری بهینهتر از تولید میادین منطقه را فراهم کرده است.
اهمیت پروژه CTEP تنها در افزایش ظرفیت فرآورش خلاصه نمیشود. در واقع این پروژه یکی از حلقههای مفقوده توسعه غرب کارون بود که باعث میشود نفت تولیدی میادین منطقه با کیفیت و سرعت بیشتری وارد چرخه صادرات و مصرف شود. در بسیاری از موارد، محدودیت فرآورش به اندازه محدودیت تولید اهمیت دارد و تکمیل این زیرساختها نقش تعیینکنندهای در بهرهبرداری از ظرفیت واقعی مخازن ایفا میکند.
غرب کارون همچنین یکی از مهمترین میادین مشترک ایران به شمار میرود و هر روز تاخیر در توسعه آن میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از منافع ملی باشد. از این رو ادامه سرمایهگذاری در این منطقه را باید یکی از مهمترین اولویتهای راهبردی صنعت نفت دانست.
نمکزدایی؛ پروژهای کمتر دیدهشده اما بسیار مهم
یکی از ویژگیهای توسعه صنعت نفت آن است که بسیاری از پروژههای کلیدی، برخلاف طرحهای بزرگ تولیدی، کمتر در معرض توجه افکار عمومی قرار میگیرند.
پروژههای نمکزدایی از همین دسته هستند. شاید در نگاه اول، افتتاح واحدهای نمکزدایی جذابیت رسانهای توسعه یک میدان جدید را نداشته باشد، اما از منظر فنی و اقتصادی، این پروژهها نقشی اساسی در ارتقای کیفیت نفت تولیدی، کاهش خوردگی تجهیزات و افزایش بهرهوری فرآیندهای پالایشی ایفا میکنند.
در سال گذشته چند پروژه مهم نمکزدایی در مناطق نفتخیز جنوب و غرب کشور با حضور رئیسجمهور به بهرهبرداری رسید. این طرحها ضمن افزایش ظرفیت آمادهسازی نفتخام، امکان استفاده بهینهتر از ظرفیت تولید میادین را فراهم کردند.
در شرایطی که بسیاری از میادین نفتی ایران وارد نیمه دوم عمر خود شدهاند، ارتقای زیرساختهای فرآورشی و افزایش راندمان تاسیسات موجود به اندازه توسعه میادین جدید اهمیت دارد. از این منظر، پروژههای نمکزدایی را باید بخشی از برنامه کلان افزایش بهرهوری صنعت نفت دانست.
توسعه میادین گازی و نفتی در غرب و شمال غرب کشور
یکی از نقاط قوت عملکرد سال گذشته شرکت ملی نفت ایران، توجه همزمان به مناطق کمتر برخوردار از سرمایهگذاری در سالهای گذشته بود.
در حالی که بخش عمده تمرکز صنعت نفت طی دو دهه اخیر بر جنوب کشور و پارس جنوبی قرار داشته است، در سال گذشته توسعه برخی میادین نفتی و گازی در غرب، شمال غرب و فلات مرکزی نیز شتاب بیشتری گرفت.
این رویکرد چند مزیت مهم دارد. نخست آنکه ریسک وابستگی بیش از حد به چند میدان محدود را کاهش میدهد. دوم آنکه توسعه متوازن منطقهای را تقویت میکند و سوم اینکه امکان افزایش تولید از مخازن کمتر توسعهیافته را فراهم میآورد.
در این میان، میدان گازی پازن نیز از جمله پروژههایی بود که در برنامه توسعه قرار گرفت و میتواند نقش مهمی در تامین گاز مناطق جنوبی کشور ایفا کند. توسعه این میدانها اگرچه ممکن است به اندازه پارس جنوبی بزرگ نباشد، اما در مجموع میتواند سهم مهمی در تقویت امنیت انرژی کشور داشته باشد.
حفاری؛ نبض توسعه صنعت نفت
هیچ توسعهای در صنعت نفت بدون حفاری امکانپذیر نیست.
حفاری همان نقطهای است که سرمایهگذاری، دانش فنی و برنامهریزی به تولید واقعی تبدیل میشود. به همین دلیل، میزان فعالیت دکلهای حفاری همواره یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی پویایی صنعت نفت در جهان به شمار میرود.
در یک سال گذشته، توسعه حفاریهای خشکی و دریایی در دستور کار شرکت ملی نفت ایران قرار داشت. از پروژههای اینفیل در میادین بزرگ خوزستان گرفته تا حفاریهای جدید در پارس جنوبی و فلات مرکزی، همگی نشاندهنده تداوم سرمایهگذاری در افزایش ظرفیت تولید هستند.
حفاریهای اینفیل یا میانمیدانی از جمله روشهای مهم افزایش ضریب برداشت محسوب میشوند. در این روش، با حفر چاههای جدید در میان چاههای موجود، امکان بهرهبرداری بهتر از بخشهای کمتر تخلیهشده مخزن فراهم میشود.
در کنار این موضوع، توسعه حفاریهای افقی نیز یکی از دستاوردهای مهم سالهای اخیر صنعت نفت ایران بوده است. این فناوری امکان تماس بیشتر با لایههای مخزنی را فراهم میکند و در بسیاری از میادین میتواند تولید را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
احیای چاههای مرده؛ افزایش تولید با کمترین هزینه
در شرایطی که توسعه میادین جدید نیازمند سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری است، احیای چاههای کمبازده یا متوقفشده یکی از اقتصادیترین روشهای افزایش تولید محسوب میشود.
در سال گذشته، بخشی از برنامه شرکت ملی نفت ایران به بازگرداندن چاههای غیرفعال به مدار تولید اختصاص داشت. این رویکرد علاوه بر صرفهجویی در هزینههای سرمایهگذاری، امکان بهرهبرداری مجدد از ظرفیتهای موجود را فراهم میکند.
تجربه جهانی نشان داده است که بسیاری از چاههای قدیمی با استفاده از فناوریهای نوین، عملیات اسیدکاری، شکافت هیدرولیکی، اصلاح تکمیل چاه و روشهای جدید بهرهبرداری میتوانند دوباره به تولید اقتصادی بازگردند. صنعت نفت ایران نیز طی سالهای اخیر در این حوزه پیشرفتهای قابل توجهی داشته است.
فلات قاره؛ توسعه در دل دریا
یکی از مهمترین بخشهای کارنامه توسعهای شرکت ملی نفت ایران در سال گذشته به فعالیتهای فراساحلی مربوط میشود.
نصب سکوی P4 میدان رشادت و افزایش ظرفیت تولید این میدان تا حدود ۳۵ هزار بشکه در روز، از جمله پروژههای مهمی بود که در سال گذشته به نتیجه رسید. این پروژه علاوه بر افزایش ظرفیت تولید، نشاندهنده توان فنی کشور در اجرای عملیات پیچیده دریایی است.
توسعه میدان بلال نیز از دیگر پروژههای مهم فراساحلی محسوب میشود. این میدان که از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است و میتواند در سالهای آینده به یکی از منابع مهم تولید گاز کشور تبدیل شود.
در کنار این پروژهها، انتقال و نصب جکتها، اجرای عملیات اورهال سکوها در شرایط سخت آب و هوایی و تداوم برنامههای توسعهای در خلیجفارس، بیانگر آن است که صنعت نفت ایران حتی در دوره جنگ نیز فعالیتهای فراساحلی خود را متوقف نکرده است.
بازگشت ایران به خزر؛ شکستن یک وقفه ده ساله
شاید نمادینترین پروژه توسعهای سال گذشته را بتوان ازسرگیری حفاری در آبهای عمیق دریای خزر دانست.
پس از بیش از یک دهه وقفه، آغاز دوباره عملیات حفاری در این منطقه پیام روشنی برای صنعت نفت کشور داشت؛ اینکه توسعه منابع هیدروکربوری ایران محدود به جنوب کشور نیست و نگاه راهبردی به ظرفیتهای شمال نیز در حال احیاست.
حفاری در آبهای عمیق خزر از پیچیدهترین عملیاتهای صنعت نفت به شمار میرود. شرایط زمینشناسی خاص، عمق زیاد آب و الزامات فنی ویژه، این پروژهها را به یکی از دشوارترین ماموریتهای صنعت نفت تبدیل کرده است.
با این حال، بازگشت دکلهای حفاری به خزر را میتوان نشانهای از تداوم نگاه توسعهمحور در شرکت ملی نفت ایران دانست؛ نگاهی که حتی در شرایط دشوار اقتصادی و امنیتی نیز متوقف نشده است.
توسعهای که نباید متوقف شود
مهمترین پیام کارنامه توسعهای شرکت ملی نفت ایران در یک سال گذشته آن است که کشور نمیتواند صرفاً به حفظ تولید موجود اکتفا کند. میادین نفت و گاز همانند موجودات زنده هستند؛ اگر سرمایهگذاری، حفاری، نوسازی و توسعه در آنها متوقف شود، افت تولید اجتنابناپذیر خواهد بود.
پروژه CTEP غرب کارون، توسعه میادین نفتی و گازی، حفاریهای جدید، احیای چاهها، توسعه فلات قاره، نصب سکوی رشادت، توسعه میدان بلال و بازگشت حفاری به خزر، همگی قطعات یک پازل بزرگتر هستند؛ پازلی که هدف آن حفظ جایگاه ایران در بازار انرژی و افزایش ظرفیت تولید در سالهای آینده است.
در نهایت، اگر مهمترین دستاورد سال گذشته در حوزه تولید «پایداری» بود، مهمترین دستاورد در حوزه توسعه را باید «ادامه حرکت رو به جلو در میانه بحران» دانست. زیرا توسعه، برخلاف تولید روزمره، سرمایهگذاری برای آینده است و کشوری که توسعه صنعت نفت خود را متوقف کند، در واقع بخشی از آینده اقتصادی خود را به تعویق انداخته است. شرکت ملی نفت ایران در سال گذشته نشان داد که حتی در سختترین شرایط نیز حاضر نیست از این آینده چشمپوشی کند.
از همین منظر، بررسی پروژههای اجراشده در یک سال گذشته نشان میدهد شرکت ملی نفت ایران تلاش کرده است همزمان با عبور از شرایط جنگی، برنامه توسعهای خود را نیز متوقف نکند؛ موضوعی که در پروژههای غرب کارون، خزر، پارس جنوبی، فلات مرکزی، فلات قاره در خلیجفارس، میادین مشترک و توسعه حفاریها بهخوبی قابل مشاهده است.
غرب کارون؛ قلب توسعه نفت ایران
اگر پارس جنوبی مهمترین میدان گازی ایران باشد، بدون تردید غرب کارون یکی از مهمترین کانونهای توسعه نفتی کشور در دهه اخیر محسوب میشود.
مجموعه میادین آزادگان، یادآوران، یاران و سایر مخازن مشترک این منطقه، بخش قابل توجهی از ظرفیت افزایش تولید نفت ایران را در خود جای دادهاند. به همین دلیل هر پروژهای که در غرب کارون به بهرهبرداری میرسد، صرفاً یک طرح محلی نیست، بلکه بخشی از راهبرد ملی افزایش تولید نفت کشور محسوب میشود.
در این میان، بهرهبرداری از پروژه CTEP در غرب کارون یکی از مهمترین دستاوردهای سال گذشته به شمار میرود. این پروژه با افزایش ظرفیت فرآورش تا حدود ۳۲۰ هزار بشکه در روز، امکان بهرهبرداری بهینهتر از تولید میادین منطقه را فراهم کرده است.
اهمیت پروژه CTEP تنها در افزایش ظرفیت فرآورش خلاصه نمیشود. در واقع این پروژه یکی از حلقههای مفقوده توسعه غرب کارون بود که باعث میشود نفت تولیدی میادین منطقه با کیفیت و سرعت بیشتری وارد چرخه صادرات و مصرف شود. در بسیاری از موارد، محدودیت فرآورش به اندازه محدودیت تولید اهمیت دارد و تکمیل این زیرساختها نقش تعیینکنندهای در بهرهبرداری از ظرفیت واقعی مخازن ایفا میکند.
غرب کارون همچنین یکی از مهمترین میادین مشترک ایران به شمار میرود و هر روز تاخیر در توسعه آن میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از منافع ملی باشد. از این رو ادامه سرمایهگذاری در این منطقه را باید یکی از مهمترین اولویتهای راهبردی صنعت نفت دانست.
نمکزدایی؛ پروژهای کمتر دیدهشده اما بسیار مهم
یکی از ویژگیهای توسعه صنعت نفت آن است که بسیاری از پروژههای کلیدی، برخلاف طرحهای بزرگ تولیدی، کمتر در معرض توجه افکار عمومی قرار میگیرند.
پروژههای نمکزدایی از همین دسته هستند. شاید در نگاه اول، افتتاح واحدهای نمکزدایی جذابیت رسانهای توسعه یک میدان جدید را نداشته باشد، اما از منظر فنی و اقتصادی، این پروژهها نقشی اساسی در ارتقای کیفیت نفت تولیدی، کاهش خوردگی تجهیزات و افزایش بهرهوری فرآیندهای پالایشی ایفا میکنند.
در سال گذشته چند پروژه مهم نمکزدایی در مناطق نفتخیز جنوب و غرب کشور با حضور رئیسجمهور به بهرهبرداری رسید. این طرحها ضمن افزایش ظرفیت آمادهسازی نفتخام، امکان استفاده بهینهتر از ظرفیت تولید میادین را فراهم کردند.
در شرایطی که بسیاری از میادین نفتی ایران وارد نیمه دوم عمر خود شدهاند، ارتقای زیرساختهای فرآورشی و افزایش راندمان تاسیسات موجود به اندازه توسعه میادین جدید اهمیت دارد. از این منظر، پروژههای نمکزدایی را باید بخشی از برنامه کلان افزایش بهرهوری صنعت نفت دانست.
توسعه میادین گازی و نفتی در غرب و شمال غرب کشور
یکی از نقاط قوت عملکرد سال گذشته شرکت ملی نفت ایران، توجه همزمان به مناطق کمتر برخوردار از سرمایهگذاری در سالهای گذشته بود.
در حالی که بخش عمده تمرکز صنعت نفت طی دو دهه اخیر بر جنوب کشور و پارس جنوبی قرار داشته است، در سال گذشته توسعه برخی میادین نفتی و گازی در غرب، شمال غرب و فلات مرکزی نیز شتاب بیشتری گرفت.
این رویکرد چند مزیت مهم دارد. نخست آنکه ریسک وابستگی بیش از حد به چند میدان محدود را کاهش میدهد. دوم آنکه توسعه متوازن منطقهای را تقویت میکند و سوم اینکه امکان افزایش تولید از مخازن کمتر توسعهیافته را فراهم میآورد.
در این میان، میدان گازی پازن نیز از جمله پروژههایی بود که در برنامه توسعه قرار گرفت و میتواند نقش مهمی در تامین گاز مناطق جنوبی کشور ایفا کند. توسعه این میدانها اگرچه ممکن است به اندازه پارس جنوبی بزرگ نباشد، اما در مجموع میتواند سهم مهمی در تقویت امنیت انرژی کشور داشته باشد.
حفاری؛ نبض توسعه صنعت نفت
هیچ توسعهای در صنعت نفت بدون حفاری امکانپذیر نیست.
حفاری همان نقطهای است که سرمایهگذاری، دانش فنی و برنامهریزی به تولید واقعی تبدیل میشود. به همین دلیل، میزان فعالیت دکلهای حفاری همواره یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی پویایی صنعت نفت در جهان به شمار میرود.
در یک سال گذشته، توسعه حفاریهای خشکی و دریایی در دستور کار شرکت ملی نفت ایران قرار داشت. از پروژههای اینفیل در میادین بزرگ خوزستان گرفته تا حفاریهای جدید در پارس جنوبی و فلات مرکزی، همگی نشاندهنده تداوم سرمایهگذاری در افزایش ظرفیت تولید هستند.
حفاریهای اینفیل یا میانمیدانی از جمله روشهای مهم افزایش ضریب برداشت محسوب میشوند. در این روش، با حفر چاههای جدید در میان چاههای موجود، امکان بهرهبرداری بهتر از بخشهای کمتر تخلیهشده مخزن فراهم میشود.
در کنار این موضوع، توسعه حفاریهای افقی نیز یکی از دستاوردهای مهم سالهای اخیر صنعت نفت ایران بوده است. این فناوری امکان تماس بیشتر با لایههای مخزنی را فراهم میکند و در بسیاری از میادین میتواند تولید را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
احیای چاههای مرده؛ افزایش تولید با کمترین هزینه
در شرایطی که توسعه میادین جدید نیازمند سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری است، احیای چاههای کمبازده یا متوقفشده یکی از اقتصادیترین روشهای افزایش تولید محسوب میشود.
در سال گذشته، بخشی از برنامه شرکت ملی نفت ایران به بازگرداندن چاههای غیرفعال به مدار تولید اختصاص داشت. این رویکرد علاوه بر صرفهجویی در هزینههای سرمایهگذاری، امکان بهرهبرداری مجدد از ظرفیتهای موجود را فراهم میکند.
تجربه جهانی نشان داده است که بسیاری از چاههای قدیمی با استفاده از فناوریهای نوین، عملیات اسیدکاری، شکافت هیدرولیکی، اصلاح تکمیل چاه و روشهای جدید بهرهبرداری میتوانند دوباره به تولید اقتصادی بازگردند. صنعت نفت ایران نیز طی سالهای اخیر در این حوزه پیشرفتهای قابل توجهی داشته است.
فلات قاره؛ توسعه در دل دریا
یکی از مهمترین بخشهای کارنامه توسعهای شرکت ملی نفت ایران در سال گذشته به فعالیتهای فراساحلی مربوط میشود.
نصب سکوی P4 میدان رشادت و افزایش ظرفیت تولید این میدان تا حدود ۳۵ هزار بشکه در روز، از جمله پروژههای مهمی بود که در سال گذشته به نتیجه رسید. این پروژه علاوه بر افزایش ظرفیت تولید، نشاندهنده توان فنی کشور در اجرای عملیات پیچیده دریایی است.
توسعه میدان بلال نیز از دیگر پروژههای مهم فراساحلی محسوب میشود. این میدان که از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است و میتواند در سالهای آینده به یکی از منابع مهم تولید گاز کشور تبدیل شود.
در کنار این پروژهها، انتقال و نصب جکتها، اجرای عملیات اورهال سکوها در شرایط سخت آب و هوایی و تداوم برنامههای توسعهای در خلیجفارس، بیانگر آن است که صنعت نفت ایران حتی در دوره جنگ نیز فعالیتهای فراساحلی خود را متوقف نکرده است.
بازگشت ایران به خزر؛ شکستن یک وقفه ده ساله
شاید نمادینترین پروژه توسعهای سال گذشته را بتوان ازسرگیری حفاری در آبهای عمیق دریای خزر دانست.
پس از بیش از یک دهه وقفه، آغاز دوباره عملیات حفاری در این منطقه پیام روشنی برای صنعت نفت کشور داشت؛ اینکه توسعه منابع هیدروکربوری ایران محدود به جنوب کشور نیست و نگاه راهبردی به ظرفیتهای شمال نیز در حال احیاست.
حفاری در آبهای عمیق خزر از پیچیدهترین عملیاتهای صنعت نفت به شمار میرود. شرایط زمینشناسی خاص، عمق زیاد آب و الزامات فنی ویژه، این پروژهها را به یکی از دشوارترین ماموریتهای صنعت نفت تبدیل کرده است.
با این حال، بازگشت دکلهای حفاری به خزر را میتوان نشانهای از تداوم نگاه توسعهمحور در شرکت ملی نفت ایران دانست؛ نگاهی که حتی در شرایط دشوار اقتصادی و امنیتی نیز متوقف نشده است.
توسعهای که نباید متوقف شود
مهمترین پیام کارنامه توسعهای شرکت ملی نفت ایران در یک سال گذشته آن است که کشور نمیتواند صرفاً به حفظ تولید موجود اکتفا کند. میادین نفت و گاز همانند موجودات زنده هستند؛ اگر سرمایهگذاری، حفاری، نوسازی و توسعه در آنها متوقف شود، افت تولید اجتنابناپذیر خواهد بود.
پروژه CTEP غرب کارون، توسعه میادین نفتی و گازی، حفاریهای جدید، احیای چاهها، توسعه فلات قاره، نصب سکوی رشادت، توسعه میدان بلال و بازگشت حفاری به خزر، همگی قطعات یک پازل بزرگتر هستند؛ پازلی که هدف آن حفظ جایگاه ایران در بازار انرژی و افزایش ظرفیت تولید در سالهای آینده است.
در نهایت، اگر مهمترین دستاورد سال گذشته در حوزه تولید «پایداری» بود، مهمترین دستاورد در حوزه توسعه را باید «ادامه حرکت رو به جلو در میانه بحران» دانست. زیرا توسعه، برخلاف تولید روزمره، سرمایهگذاری برای آینده است و کشوری که توسعه صنعت نفت خود را متوقف کند، در واقع بخشی از آینده اقتصادی خود را به تعویق انداخته است. شرکت ملی نفت ایران در سال گذشته نشان داد که حتی در سختترین شرایط نیز حاضر نیست از این آینده چشمپوشی کند.
1405/06/02