فرصتهای پساجنگ: بازسازی، سرمایهگذاری و عوارض تنگه هرمز

در همین حال، با آتشبس دو هفتهای که از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین آغاز شد و پایان درگیریهای نظامی و استقرار قطعی صلح، کشور میتواند از «فرصت تاریخی» برای بازسازی و جهش اقتصادی استفاده کند. در این تحلیل، سه محور اصلی بازسازی خسارتهای جنگ و مکانیسم تامین مالی، جذب سرمایهگذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و تنوعبخشی اقتصادی و سرمایهگذاری در حوزههای جدید بررسی میشوند.
پس از هر جنگ، مرحله بازسازی زیرساختهای تخریبشده (جادهها، پلها، تاسیسات انرژی، مسکن و مراکز درمانی) اولویت نخست است.
برای تامین منابع مالی، علاوه بر بودجه دولتی، میتوان مکانیسمهای بینالمللی مانند صندوقهای بازسازی تحت نظارت سازمانهای جهانی را فعال کرد.
از سوی دیگر، دریافت عوارض از تنگه هرمز برای بازسازی خسارتها، نکته بسیار مهمی است که در متن پیشنهادی به آن اشاره شده است. البته وضع هرگونه عوارض بر کشتیهای عبوری نیازمند تصویب نهایی در مجلس، توافقهای بینالمللی و رعایت کنوانسیونهای حقوق دریاهاست که با توجه به حاکمیت ایران بر این تنگه، خواسته ایران کاملا به حق و محتمل به نظر می رسد.
صنعت نفت و گاز ایران با دارا بودن ذخایر عظیم، همواره کانون توجه سرمایهگذاران خارجی بوده است. توسعه میادین مشترک مرزی، ارتقای فناوری پالایش و پتروشیمی و ایجاد زیرساختهای صادراتی جدید از جمله فرصتهای سرمایهگذاری در ایران است. البته ثبات سیاسی و امنیت قراردادها، رفع تحریمها و تسهیل نقلوانتقال مالی و بهبود فضای کسبوکار و شفافیت قوانین از پیشنیازهای این امر است. سرمایهگذاری در صنعت نفت میتواند در بالادست (توسعه میادین مشترک با فناوریهای EOR برای افزایش برداشت) و پاییندست (سرمایهگذاری در پالایشگاههای نفتا و پتروشیمی با محصولات با ارزش افزوده بالا) باشد. ساخت پایانههای مدرن صادرات گاز مایع (LNG) در یکی از فازهای پارس جنوبی نیز بایستی در دستور کار قرار گیرد.
اتکا به درآمدهای نفتی ریسک بزرگی برای اقتصاد دارد. پس از جنگ، فرصت مناسبی برای توسعه بخشهای دیگر مانند انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی و …)، صنایع دانشبنیان و فناوری اطلاعات، گردشگری تاریخی و طبیعی و کشاورزی مدرن و صنایع غذایی فراهم میشود.
در فرآیند جذب سرمایهگذاری و بازسازی، اولویت باید با پروژههایی باشد که همزمان چند هدف را محقق کنند. پروژههایی که باعث اشتغالزایی سریع، ایجاد درآمد ارزی و تقویت پیوندهای منطقهای میگردد. برای نمونه ساخت یک نیروگاه خورشیدی بزرگ با مشارکت خارجی که اشتغال موقت در ساخت و اشتغال دائم در بهرهبرداری و برق مازاد به همسایگان صادر شده و درآمد ارزی پایدار ایجاد میکند. همچنین همکاری فنی با کشورهای مشارکتکننده، انتقال فناوری و اعتمادسازی به همراه میآورد.
بدون تردید صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که در آن همه ذینفعان (داخلی، منطقهای و بینالمللی) منافعی در حفظ ثبات و رونق داشته باشند.
«صلح پایدار» تنها با همکاریهای منطقهای و بینالمللی، ایجاد اعتماد و تمرکز بر توسعه همهجانبه انسانی و اقتصادی قابل دستیابی است.
امید است با تحقق کامل صلح پایدار، کشورمان بتواند از فرصتهای بیبدیل اقتصادی به بهترین نحو ممکن استفاده نماید.
پس از هر جنگ، مرحله بازسازی زیرساختهای تخریبشده (جادهها، پلها، تاسیسات انرژی، مسکن و مراکز درمانی) اولویت نخست است.
برای تامین منابع مالی، علاوه بر بودجه دولتی، میتوان مکانیسمهای بینالمللی مانند صندوقهای بازسازی تحت نظارت سازمانهای جهانی را فعال کرد.
از سوی دیگر، دریافت عوارض از تنگه هرمز برای بازسازی خسارتها، نکته بسیار مهمی است که در متن پیشنهادی به آن اشاره شده است. البته وضع هرگونه عوارض بر کشتیهای عبوری نیازمند تصویب نهایی در مجلس، توافقهای بینالمللی و رعایت کنوانسیونهای حقوق دریاهاست که با توجه به حاکمیت ایران بر این تنگه، خواسته ایران کاملا به حق و محتمل به نظر می رسد.
صنعت نفت و گاز ایران با دارا بودن ذخایر عظیم، همواره کانون توجه سرمایهگذاران خارجی بوده است. توسعه میادین مشترک مرزی، ارتقای فناوری پالایش و پتروشیمی و ایجاد زیرساختهای صادراتی جدید از جمله فرصتهای سرمایهگذاری در ایران است. البته ثبات سیاسی و امنیت قراردادها، رفع تحریمها و تسهیل نقلوانتقال مالی و بهبود فضای کسبوکار و شفافیت قوانین از پیشنیازهای این امر است. سرمایهگذاری در صنعت نفت میتواند در بالادست (توسعه میادین مشترک با فناوریهای EOR برای افزایش برداشت) و پاییندست (سرمایهگذاری در پالایشگاههای نفتا و پتروشیمی با محصولات با ارزش افزوده بالا) باشد. ساخت پایانههای مدرن صادرات گاز مایع (LNG) در یکی از فازهای پارس جنوبی نیز بایستی در دستور کار قرار گیرد.
اتکا به درآمدهای نفتی ریسک بزرگی برای اقتصاد دارد. پس از جنگ، فرصت مناسبی برای توسعه بخشهای دیگر مانند انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی و …)، صنایع دانشبنیان و فناوری اطلاعات، گردشگری تاریخی و طبیعی و کشاورزی مدرن و صنایع غذایی فراهم میشود.
در فرآیند جذب سرمایهگذاری و بازسازی، اولویت باید با پروژههایی باشد که همزمان چند هدف را محقق کنند. پروژههایی که باعث اشتغالزایی سریع، ایجاد درآمد ارزی و تقویت پیوندهای منطقهای میگردد. برای نمونه ساخت یک نیروگاه خورشیدی بزرگ با مشارکت خارجی که اشتغال موقت در ساخت و اشتغال دائم در بهرهبرداری و برق مازاد به همسایگان صادر شده و درآمد ارزی پایدار ایجاد میکند. همچنین همکاری فنی با کشورهای مشارکتکننده، انتقال فناوری و اعتمادسازی به همراه میآورد.
بدون تردید صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که در آن همه ذینفعان (داخلی، منطقهای و بینالمللی) منافعی در حفظ ثبات و رونق داشته باشند.
«صلح پایدار» تنها با همکاریهای منطقهای و بینالمللی، ایجاد اعتماد و تمرکز بر توسعه همهجانبه انسانی و اقتصادی قابل دستیابی است.
امید است با تحقق کامل صلح پایدار، کشورمان بتواند از فرصتهای بیبدیل اقتصادی به بهترین نحو ممکن استفاده نماید.
1405/02/16