وقتی ۵۰ میلیون مترمکعب گاز در آتش بیبرنامگی میسوزد!
شعلههای اتلاف

طلایی که در آتش میسوزد
سوزاندن گاز همراه، در کشوری که میتواند از این منابع برای تولید برق، تامین خوراک صنایع پتروشیمی، تزریق در مخازن برای افزایش برداشت نفت (EOR)، تولید گاز مایع (LNG) و حتی صادرات استفاده کند، به معنای اتلاف مستقیم سرمایههای ارزی و از دسترفتن فرصتهای توسعه صنعتی است.
بر اساس برآوردها، سالانه حدود ۱۸ میلیارد مترمکعب گاز در ایران سوزانده میشود که در صورت جمعآوری، میتواند میلیاردها دلار درآمدزایی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند.
تبدیل این گاز به محصولات با ارزش افزوده، زنجیرهای از اشتغال را در بخشهای مهندسی، ساخت، بهرهبرداری و خدمات وابسته فعال میکند واتلاف این حجم گاز، باعث افزایش مصرف گاز سراسری در بخشهای دیگر میشود و فشار بر میادین گازی کشور را بیشتر میکند.
فاجعه خاموش زیستمحیطی و بهداشتی
آتش گازهای فلر، فقط منابع مالی را نابود نمیکند، بلکه سلامت انسانها و اکوسیستم را قربانی میکند. سوزاندن گازهای همراه، سالانه میلیونها تن دیاکسیدکربن و متان در اتمسفر رها میکند که نقش مستقیمی در تشدید تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین دارد.
این شعلهها حاوی ترکیبات خطرناکی مانند سولفور هیدروژن (H₂S)، بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و زایلنها هستند که برای سلامت انسان سرطانزا محسوب میشوند. ساکنان مناطق نفتخیز مانند خوزستان، ایلام، بوشهر و دیگر مناطق، سالهاست با افزایش بیماریهای تنفسی، قلبی و سرطانها دستبهگریبانند. همچنین، این آلودگیها بر کیفیت خاک، آبهای زیرزمینی و کشاورزی تاثیر منفی گذاشته است.
تجربههای موفق جهانی؛ راهحلهایی که پیش روی ماست
کشورهای پیشرفته و حتی برخی کشورهای منطقه، دهههاست که این مشکل را مدیریت کردهاند. قطر و امارات متحده عربی با سرمایهگذاریهای کلان در طرحهای جمعآوری و بازیافت گاز همراه، نه تنها flare خود را به حداقل رساندهاند، بلکه به صادرکنندگان بزرگ LNG و محصولات پتروشیمی تبدیل شدهاند.
نروژ از دهه ۱۹۷۰ قوانین سختگیرانهای علیه سوزاندن گاز تصویب کرده و امروز بهرهوری انرژی در آن یکی از بالاترین سطوح جهان است. عربستان با اجرای پروژههای عظیم مانند «طرح گاز همراه شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان» توانسته سوزاندن گاز را تا حد چشمگیری کاهش دهد. این تجربیات نشان میدهد فناوری لازم مانند واحدهای بازیافت گاز، خطوط لوله، کمپرسورها و واحدهای تولیدLNG در دنیا موجود است و میتوان با تدبیر و برنامهریزی از آن بهره برد.
چالشهای داخلی و راهکارهای پیشنهادی
علیرغم تاکیدات مکرر، این معضل هنوز پابرجاست. برخی چالشهای اصلی شامل نبود سرمایهگذاری کافی و فوری در زیرساختهای جمعآوری و انتقال گاز همراه، پراکندگی میادین و کوچک بودن برخی از آنها که از نظر اقتصادی جمعآوری گاز را با چالش مواجه میکند، نبود هماهنگی بینبخشی و نهادهای ذیربط (وزارت نفت، سازمان محیطزیست، وزارت نیرو) و ضعف در جذب فناوری روز و مشارکت بخش خصوصی و خارجی است.
راهکارهای فوری
تدوین برنامه زمانبندی ملی و اجباری برای حذف فلرینگ در کلیه میادین نفت و گاز، تامین مالی از طریق صندوق توسعه ملی، جذب سرمایهگذاری خارجی و مشارکت بخش خصوصی، استفاده از سازوکارهای مالی بینالمللی مانند مکانیسمهای کاهش انتشار کربن ( امتیاز کربن) برای تامین بخشی از هزینهها، ایجاد همکاریهای فناورانه با کشورهای پیشرو (مانند نروژ، ژاپن، آلمان) و شرکتهای دارای تخصص و تقویت نظارت و شفافیت در گزارشدهی میزان گاز سوزانده شده و پیشرفت پروژهها از جمله راهکارهای فوری در این زمینه است.
وقت تصمیم است
شعلههای همیشهسوز فلر، نماد اتلاف منابع، تخریب محیطزیست و ناکارآمدی مدیریتی است. امروز، با تاکید رئیسجمهور و پیگیری مجلس، فرصتی تاریخی برای حل این معضل ایجاد شده است. این مسئله تنها یک «مشکل زیستمحیطی» یا «اتلاف اقتصادی» نیست؛ بلکه آزمونی برای عزم ملی و توان مدیریتی کشور در مسیر توسعه پایدار است.
هر روز تاخیر، به معنای سوختن ثروت نسلهای آینده، تخریب بیشتر سلامت مردم و افزایش بدهی زیستمحیطی کشور است. امید است با اجرای برنامهای منسجم، فناورانه و با زمانبندی مشخص، این شعلههای اتلاف به زودی خاموش شوند و به جای آن، چراغ صنعت، اشتغال و سلامت در مناطق نفتخیز و سراسر کشور روشن گردد.
1404/11/29