logo
1405/05/11
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

ناترازی گاز؛ زخمی که با مُسکن درمان نمی‌شود

ناترازی گاز؛ زخمی که با مُسکن درمان نمی‌شود

اگر در سال‌های گذشته از ناترازی حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعبی سخن گفته می‌شد، امروز افزایش این شکاف زنگ خطری است که نشان می‌دهد دیگر نمی‌توان با راهکارهای مقطعی و تصمیم‌های فصلی از کنار آن عبور کرد.
ایران دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان است، اما هر زمستان با بحران تامین گاز روبه‌رو می‌شود. این تناقض، بیش از آنکه ریشه در کمبود منابع داشته باشد، محصول نوع سیاست‌گذاری در بخش انرژی طی چند دهه گذشته است. سیاستی که توسعه گازرسانی را به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه تبدیل کرد، اما همزمان از ایجاد توازن میان عرضه و تقاضا، تنوع‌بخشی به سبد انرژی و ارتقای بهره‌وری غفلت ورزید.
گازرسانی گسترده به شهرها و روستاهای کشور بدون تردید یکی از موفق‌ترین پروژه‌های عمرانی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. میلیون‌ها خانوار از نعمت گاز طبیعی بهره‌مند شدند و کیفیت زندگی در بسیاری از مناطق بهبود یافت. اما در کنار این دستاورد، یک خطای راهبردی نیز شکل گرفت؛ گاز به تنها ستون تامین انرژی کشور تبدیل شد. در بسیاری از نقاط، بدون توجه به ظرفیت‌های بومی، تنها گزینه، توسعه شبکه گاز بود؛ در حالی که استان‌های کویری می‌توانستند از انرژی خورشیدی، مناطق بادخیز از انرژی بادی و برخی مناطق از برق یا دیگر حامل‌های انرژی بهره بیشتری ببرند. نتیجه آن شد که امروز تقریباً همه بخش‌های کشور، از خانه‌ها گرفته تا نیروگاه‌ها، صنایع و واحدهای تجاری، به گاز وابسته هستند.
این وابستگی زمانی خطرناک‌تر شد که سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی صنعت گاز همگام با رشد مصرف پیش نرفت. توسعه میدان‌های گازی، اجرای پروژه‌های فشارافزایی به‌ویژه در پارس جنوبی، نوسازی تاسیسات و افزایش ظرفیت انتقال، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های مستمر و بلندمدت بود؛ اما این روند در سال‌های مختلف با کندی مواجه شد. طبیعی است که وقتی مصرف با سرعت بالا افزایش پیدا کند اما تولید با همان آهنگ رشد نکند، نتیجه چیزی جز ناترازی نخواهد بود.
در کنار این مشکلات ساختاری، تحولات اخیر نیز بر شدت بحران افزوده است. تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به برخی تاسیسات گازی و انرژی کشور، بخشی از ظرفیت تولید و انتقال را تحت تاثیر قرار داد. هرچند متخصصان صنعت نفت و گاز با تلاش شبانه‌روزی بخش مهمی از آسیب‌ها را جبران کردند، اما این حملات نشان داد که زیرساخت‌های انرژی کشور تا چه اندازه در برابر تهدیدهای خارجی آسیب‌پذیر هستند و هرگونه اختلال در این حوزه، مستقیماً بر امنیت انرژی و اقتصاد ملی اثر می‌گذارد. کاهش ظرفیت تولید ناشی از این حملات، در کنار مشکلات انباشته گذشته، شرایط تامین گاز را دشوارتر کرده است.
اما شاید مهم‌ترین عامل بحران، مصرف افسارگسیخته انرژی باشد. ایران از جمله کشورهایی است که شدت مصرف انرژی در آن چندین برابر متوسط جهانی است. نیروگاه‌های حرارتی با راندمان پایین، صنایع قدیمی و انرژی‌بر، ساختمان‌های فاقد استانداردهای عایق‌بندی، موتورخانه‌های غیربهینه و میلیون‌ها بخاری و آبگرمکن کم‌بازده، حجم عظیمی از گاز تولیدی کشور را بدون ایجاد ارزش اقتصادی هدر می‌دهند.
در بخش نیروگاهی، هنوز بخش قابل توجهی از برق کشور در واحدهایی تولید می‌شود که بازده آنها فاصله زیادی با استانداردهای روز دنیا دارد. در بخش صنعت نیز بسیاری از کارخانه‌ها با فناوری‌های قدیمی فعالیت می‌کنند و برای تولید هر تن محصول، انرژی بسیار بیشتری نسبت به رقبای جهانی مصرف می‌کنند. در بخش خانگی نیز پایین بودن راندمان وسایل گرمایشی و نبود عایق مناسب در ساختمان‌ها باعث شده سهم قابل توجهی از گاز تولیدی کشور صرف جبران اتلاف انرژی شود.
پیامد این وضعیت بیش از همه متوجه بخش تولید است. هر سال با آغاز فصل سرما، برای حفظ گاز بخش خانگی، نخستین قربانی، صنایع هستند. فولاد، سیمان، پتروشیمی، نیروگاه‌ها و ده‌ها صنعت دیگر یا با محدودیت شدید گاز روبه‌رو می‌شوند یا ناچارند از سوخت مایع استفاده کنند؛ سوختی که هم هزینه تولید را افزایش می‌دهد، هم آلایندگی بیشتری دارد و هم بهره‌وری را کاهش می‌دهد. در مواردی نیز واحدهای تولیدی به ناچار خطوط تولید خود را متوقف می‌کنند؛ اتفاقی که کاهش تولید، افت صادرات، افزایش قیمت تمام‌شده کالاها، کاهش درآمد ارزی و تهدید اشتغال را در پی دارد.
در واقع، ناترازی گاز تنها یک مسئله مربوط به وزارت نفت نیست؛ این بحران به اقتصاد ملی، رشد تولید، سرمایه‌گذاری، محیط زیست و حتی رفاه خانوارها گره خورده است. اقتصادی که هر زمستان بخشی از ظرفیت تولید خود را از دست می‌دهد، نمی‌تواند با شتاب مطلوب رشد کند و در رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی موفق باشد.
عبور از این وضعیت، نیازمند تصمیم‌های شجاعانه و اصلاحات بنیادین است. نخستین گام، افزایش سرمایه‌گذاری در توسعه میدان‌های گازی، اجرای سریع پروژه‌های فشارافزایی پارس جنوبی، نوسازی شبکه انتقال و ذخیره‌سازی گاز است. دومین گام، اصلاح الگوی مصرف از طریق ارتقای بهره‌وری است؛ نوسازی نیروگاه‌ها، توسعه نیروگاه‌های سیکل ترکیبی، بهینه‌سازی صنایع، اصلاح موتورخانه‌ها و جایگزینی وسایل گرمایشی فرسوده باید به یک برنامه ملی تبدیل شود.
در کنار این اقدامات، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. کشوری با ظرفیت عظیم خورشیدی و بادی نباید تمام بار تامین انرژی خود را بر دوش گاز طبیعی بگذارد. توسعه نیروگاه‌های خورشیدی در مناطق مرکزی و جنوبی، استفاده از انرژی بادی در مناطق مستعد و برقی‌سازی بخشی از مصارف، می‌تواند وابستگی کشور به گاز را کاهش دهد.
اصلاح تدریجی نظام قیمت‌گذاری انرژی، همراه با حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، فرهنگ‌سازی برای مصرف بهینه و ایجاد مشوق‌های اقتصادی برای کاهش مصرف نیز از دیگر اقداماتی است که بدون آن، هیچ برنامه‌ای به نتیجه نخواهد رسید.
بحران امروز گاز، حاصل یک تصمیم یا یک دولت نیست؛ محصول سال‌ها انباشت سیاست‌های نادرست، سرمایه‌گذاری ناکافی، بهره‌وری پایین و اتکای بیش از اندازه به یک منبع انرژی است. حملات اخیر به تاسیسات گازی کشور نیز این زخم قدیمی را عمیق‌تر کرده است. اکنون زمان آن رسیده که به جای مدیریت بحران در هر زمستان، راهبردی بلندمدت برای حکمرانی انرژی تدوین شود. در غیر این صورت، هر سال با آغاز سرما، همان سناریوی تکراری قطع گاز صنایع، کاهش تولید، افزایش هزینه‌ها و فشار بیشتر بر اقتصاد ملی دوباره تکرار خواهد شد؛ سناریویی که هزینه آن را نه فقط صنعت، بلکه همه مردم ایران خواهند پرداخت


کد مطلب : 90838
موضوع : گاز
تاریخ : 1405/05/09-09:55

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙