صفهای بنزین؛ محصول کمبود سوخت یا کمبود اطلاعرسانی؟

بر اساس اطلاعات منتشر شده، مصرف بنزین در تهران در روز سهشنبه هفته گذشته به ۲۶.۲ میلیون لیتر رسیده که رکورد مصرف در سال جاری محسوب میشود. مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی نیز افزایش حدود ۳۰ درصدی مصرف بنزین در استان تهران را تایید کرده و در عین حال تاکید کرده است که توزیع سوخت پایدار است و جای نگرانی وجود ندارد.
این دو گزاره در کنار یکدیگر، نکته مهمی را روشن میکنند: افزایش مصرف الزاماً به معنای کمبود بنزین نیست. وقتی مصرف به شکل ناگهانی افزایش پیدا میکند، طبیعی است که در برخی ساعات و برخی جایگاهها صف ایجاد شود؛ اما اگر این افزایش مصرف خود معلول نگرانی و هجوم مردم برای سوختگیری باشد، یک چرخه معیوب شکل میگیرد؛ چرخهای که میتواند حتی بدون وجود کمبود واقعی، تصویر کمبود را ایجاد کند.
وقتی شایعه، واقعیت میسازد
رفتار مردم در شرایط مبهم، تا حد زیادی قابل پیشبینی است. وقتی درباره کالایی که برای زندگی روزمره ضروری است، اخبار متناقض منتشر میشود، مردم برای اطمینان از دسترسی آینده، به ذخیرهسازی یا خرید بیشتر روی میآورند. این رفتار درباره بنزین نیز میتواند اتفاق بیفتد.
اگر یک شهروند در فضای مجازی با خبری درباره احتمال تغییر قیمت، کاهش سهمیه یا محدودیت عرضه مواجه شود و همزمان از زبان یک مقام رسمی خبر دیگری بشنود که با آن تفاوت دارد، طبیعی است که به جای انتظار برای روشن شدن ماجرا، راه احتیاط را انتخاب کند و زودتر به جایگاه مراجعه کند.
در چنین شرایطی، یک شایعه ساده میتواند به افزایش واقعی مصرف منجر شود. افزایش مصرف نیز صف ایجاد میکند و تصاویر صفها در شبکههای اجتماعی منتشر میشود. این تصاویر دوباره نگرانی بیشتری ایجاد میکنند و افراد بیشتری برای سوختگیری به جایگاهها میروند. در نهایت، شایعهای که در ابتدا فاقد پشتوانه واقعی بوده، میتواند از طریق رفتار مردم به یک واقعیت قابل مشاهده تبدیل شود.
به همین دلیل، صف پمپبنزینها لزوماً سندی برای اثبات کمبود بنزین نیست. گاهی صف، نتیجه مستقیم نگرانی از کمبود است، نه نتیجه خود کمبود.
کارت جایگاه و یک عامل مهم دیگر
مشاهدات میدانی منتشرشده از جایگاههای تهران نیز نشان میدهد بخش قابل توجهی از مراجعهکنندگان از کارت جایگاه استفاده میکنند. این موضوع میتواند سرعت سوختگیری و فرآیند عرضه را تحت تاثیر قرار دهد و در شرایط افزایش ناگهانی تقاضا، به طولانیتر شدن صفها منجر شود.
بنابراین برای تحلیل وضعیت موجود باید مجموعهای از عوامل را همزمان دید: افزایش واقعی مصرف، مراجعه بیش از معمول مردم، استفاده گسترده از کارت جایگاه، احتمال کاهش سرعت خدمترسانی در برخی نقاط و البته اثر مستقیم اخبار و شایعات.
تقلیل همه این عوامل به یک گزاره ساده مانند «بنزین کم آمده است» نهتنها تحلیل دقیقی نیست، بلکه میتواند خود به تشدید وضعیت کمک کند.
مشکل اصلی؛ خلأ اطلاعرسانی شفاف
با این حال، نمیتوان تمام مسئولیت ایجاد نگرانی را متوجه شبکههای اجتماعی یا رسانههای غیررسمی کرد. بخشی از این وضعیت نتیجه نحوه اطلاعرسانی مسئولان است.
در روزهای اخیر، اظهارنظرهای مختلفی درباره سهمیه و قیمت بنزین مطرح شده است. از یک سو، نایبرئیس مجلس از تغییر میزان سهمیههای سهگانه سخن گفته و از سوی دیگر، مقاماتی در دولت تاکید کردهاند که تصمیم نهایی درباره سیاستهای قیمتی گرفته نشده است. رئیس دفتر رئیسجمهوری نیز از وجود تردید درباره سیاستهای قیمتی سخن گفته و در نهایت سخنگوی دولت اعلام کرده است که تا پایان شهریور تغییری در بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی ایجاد نخواهد شد و تولید داخلی و ذخایر استراتژیک بنزین مناسب است.
ممکن است هر یک از این اظهارات در زمان و چارچوب خودش قابل توضیح باشد، اما از منظر افکار عمومی، حاصل جمع آنها یک پیام روشن ندارد.
مردم میخواهند بدانند بنزین دارند یا ندارند؟ قیمت تغییر میکند یا نه؟ سهمیه تغییر میکند یا نه؟ اگر تغییری قرار است اتفاق بیفتد، چه زمانی و با چه سازوکاری؟
وقتی پاسخ این پرسشها روشن نباشد، فضای خالی را شایعات پر میکنند.
خبر درست، بخشی از مدیریت بحران است
در چنین شرایطی، اطلاعرسانی دیگر یک موضوع فرعی یا صرفاً رسانهای نیست؛ بخشی از مدیریت بازار و مدیریت تقاضاست.
اگر مسئولان معتقدند ذخایر بنزین مناسب است، تولید و توزیع پایدار است و نگرانی درباره تامین سوخت وجود ندارد، این پیام باید به شکل مستمر، روشن، دقیق و بدون ابهام به مردم منتقل شود.
اما صرفاً گفتن «نگران نباشید» کافی نیست. مردم به اطلاعات نیاز دارند، نه فقط اطمینانبخشی.
باید مشخص شود میزان تولید و ذخایر در چه وضعیتی قرار دارد، مصرف چقدر افزایش یافته، آیا عرضه در جایگاهها بدون اختلال ادامه دارد و صفهای ایجاد شده ناشی از چه عواملی است. هر قدر این اطلاعات شفافتر باشد، امکان اثرگذاری شایعات کمتر خواهد شد.
در مقابل، انتشار اخبار ناقص، اظهارنظرهای متناقض یا اعلام تصمیمهایی که هنوز نهایی نشدهاند، میتواند ناخواسته به افزایش اضطراب عمومی منجر شود.
رسانهها نیز مسئولیت دارند
البته مسئولیت فقط بر عهده دولت و وزارت نفت نیست. رسانهها نیز در شرایط حساس انرژی باید میان «خبر» و «گمانه» مرزبندی روشنی ایجاد کنند.
بنزین کالایی نیست که بتوان درباره آن بدون توجه به پیامدهای اجتماعی یک خبر عمل کرد. انتشار خبری درباره احتمال افزایش قیمت یا کاهش سهمیه، حتی اگر در قالب «گمانهزنی» مطرح شود، میتواند رفتار میلیونها مصرفکننده را تحت تاثیر قرار دهد.
این به معنای سانسور یا محدود کردن اطلاعرسانی نیست. اتفاقاً برعکس؛ جامعه بیش از هر زمان دیگری به اطلاعرسانی آزاد اما دقیق نیاز دارد. تفاوت مهمی میان «حق مردم برای دانستن» و «انتقال اخبار تایید شده بهعنوان واقعیت» وجود دارد.
رسانه حرفهای باید خبر قطعی را از احتمال، تصمیم نهایی را از پیشنهاد، و اظهارنظر شخصی را از سیاست رسمی دولت تفکیک کند.
مردم قربانی جنگ روایتها نشوند
در کنار این مسئله، نمیتوان تاثیر فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی را نیز نادیده گرفت. در شرایطی که موضوع بنزین از حساسیت بالایی برخوردار است، انتشار شایعات و اخبار جعلی میتواند به سرعت رفتار عمومی را تغییر دهد.
اما راه مقابله با عملیات روانی، صرفاً هشدار دادن درباره «دشمن» نیست. موثرترین راه، ایجاد یک منبع رسمی و قابل اعتماد برای دریافت اطلاعات است.
وقتی مردم بدانند در صورت بروز هرگونه تغییر در قیمت، سهمیه یا نحوه عرضه، یک مرجع مشخص و معتبر آن را بهطور شفاف اعلام خواهد کرد، کمتر به کانالهای ناشناس و پیامهای شبکههای اجتماعی اعتماد میکنند.
اعتماد عمومی با دستور ایجاد نمیشود؛ با اطلاعرسانی دقیق و رفتار قابل پیشبینی ساخته میشود.
۱۲ میلیون لیتر بیشتر؛ اما مهمتر از آن، اعتماد بیشتر
اعلام افزایش ظرفیت تولید بنزین کشور با بهرهبرداری از پالایشگاههای آدیش جنوبی و مهر خلیجفارس تا پایان سال و اضافه شدن حدود ۱۲ میلیون لیتر به تولید روزانه، از منظر تامین سوخت خبر مهمی است. اما در شرایط فعلی، صرفاً افزایش تولید نمیتواند تمام مسئله را حل کند.
مسئله بنزین فقط مسئله تولید نیست؛ مسئله مدیریت مصرف، توزیع، سیاستگذاری و از همه مهمتر اعتماد عمومی نیز هست.
اگر مردم اطمینان داشته باشند که سوخت مورد نیازشان در جایگاهها موجود است و سیاستهای دولت نیز با اطلاعرسانی شفاف اعلام میشود، انگیزهای برای مراجعه غیرضروری و سوختگیری زودهنگام نخواهند داشت. در چنین شرایطی، حتی افزایش مصرف نیز با شدت کمتری به صف و التهاب تبدیل خواهد شد.
مردم باید واقعیت را بدانند، نه شایعه را
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، جلوگیری از شکلگیری یک چرخه خطرناک است: شایعه، نگرانی ایجاد کند؛ نگرانی مصرف را بالا ببرد؛ افزایش مصرف صف ایجاد کند؛ صف، شایعه اولیه را تقویت کند و در نهایت جامعه تصور کند با بحران واقعی سوخت مواجه است.
شکستن این چرخه، پیش از هر چیز به اطلاعرسانی مسئولانه نیاز دارد.
مردم حق دارند بدانند وضعیت واقعی بنزین کشور چگونه است. حق دارند درباره قیمت و سهمیهها اطلاعات دقیق دریافت کنند. حق دارند بدانند آیا تغییری در سیاست سوختی کشور در راه است یا خیر. اما در مقابل، جامعه نیز نباید قربانی اخباری شود که هنوز تایید نشدهاند.
در شرایط فعلی، بهترین سیاست برای دولت، وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی این است که هر روز و بهصورت منظم، آخرین وضعیت تولید، ذخایر، توزیع و مصرف بنزین را با اعداد و اطلاعات روشن اعلام کنند و درباره تصمیمهای قطعی، شفاف و بدون ابهام سخن بگویند.
رسانهها نیز باید در انتشار اخبار مربوط به بنزین، مسئولانهتر عمل کنند و میان خبر قطعی و شایعه مرز بگذارند.
واقعیت این است که ممکن است امروز بخشی از صفهای بنزین نتیجه کمبود سوخت نباشد؛ بلکه نتیجه کمبود اطمینان باشد و برای رفع کمبود اطمینان، بیش از هر چیز به اطلاعرسانی شفاف، بهموقع و قابل اعتماد نیاز داریم.
مردم نباید برای تامین بنزین، قربانی شایعات شوند؛ همانطور که نباید برای فهمیدن واقعیت، میان اظهارنظرهای متناقض مسئولان سرگردان بمانند. در نهایت، بهترین راه برای آرام کردن بازار بنزین، نه تکذیب مکرر شایعات، بلکه ارائه مستمر و شفاف واقعیتهاست.
1405/06/08