logo
1405/06/14
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

مراقب باشیم کشف‌های بزرگ در آتش مصرف نسوزند؛

گاز زیر زمین، ثروت روی زمین

این دستاورد، آن هم در شرایطی که عملیات اکتشافی کشور در مقطعی از سخت‌ترین شرایط امنیتی و جنگی متوقف نشد، نشان‌دهنده توان فنی و تخصصی نیروهای صنعت نفت و ظرفیت بالای زمین‌شناسی ایران است. بدون تردید باید این موفقیت را دید و به آن افتخار کرد.
اما در کنار این افتخار، یک سؤال مهم‌تر نیز وجود دارد: قرار است این گاز کشف‌شده چه زمانی و چگونه به ثروت تبدیل شود؟ زیرا کشف نفت و گاز، پایان کار نیست؛ آغاز یک مسیر دشوارتر است.
متخصصان اکتشاف با دانش و تجربه خود ذخایر را پیدا می‌کنند، حفاران به مخزن دسترسی پیدا می‌کنند و مهندسان تولید، نفت و گاز را از دل زمین به سطح می‌آورند. اما ماموریت اصلی اقتصاد انرژی از جایی آغاز می‌شود که این منابع باید به ارزش اقتصادی، درآمد، سرمایه‌گذاری و توسعه تبدیل شوند.
ایران در این زمینه با یک پارادوکس تاریخی مواجه است؛ کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان که همزمان با ناترازی انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این تناقض را نمی‌توان صرفاً با کشف میدان‌های جدید حل کرد.
اگر هر میدان جدیدی که کشف می‌شود، صرفاً به معنای افزایش عرضه برای پاسخگویی به مصرف روزافزون باشد، ممکن است چند سال بعد دوباره با همان مسئله مواجه شویم؛ با این تفاوت که بخشی از سرمایه طبیعی کشور را نیز مصرف کرده‌ایم.
منابع زیرزمینی ایران نباید فقط سوخت مصرف امروز باشند؛ آنها باید موتور توسعه فردا باشند.
این نکته درباره گاز اهمیت دوچندانی دارد. گاز طبیعی می‌تواند مستقیماً در خانه‌ها و نیروگاه‌ها مصرف شود، اما می‌تواند مسیرهای بسیار ارزشمندتری نیز داشته باشد؛ از خوراک صنایع پتروشیمی و صنایع پایین‌دستی گرفته تا تولید برق با راندمان بالا، ایجاد محصولات با ارزش افزوده، توسعه زنجیره‌های صنعتی و صادرات.
انتخاب میان این مسیرها، یک تصمیم ساده درباره «مصرف گاز» نیست؛ تصمیمی درباره آینده اقتصاد ایران است.
اگر گاز بیشتری تولید کنیم اما خودروها، ساختمان‌ها، نیروگاه‌ها و صنایع همچنان با بهره‌وری پایین انرژی مصرف کنند، بخش بزرگی از این ثروت ملی صرف جبران ناکارآمدی خواهد شد.
اگر تولید افزایش یابد اما قیمت‌گذاری و سیاست‌های مصرف به‌گونه‌ای باشد که انگیزه‌ای برای صرفه‌جویی و سرمایه‌گذاری در بهره‌وری ایجاد نکند، ناترازی همچنان پابرجا خواهد ماند.
اگر گاز بیشتری از زمین استخراج کنیم و آن را در نیروگاه‌های کم‌بازده بسوزانیم، در حالی که می‌توانستیم با نوسازی نیروگاه‌ها و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، همین منابع را به ارزش اقتصادی بیشتری تبدیل کنیم، در واقع بخشی از ثروت ملی را با بهره‌وری پایین مصرف کرده‌ایم.
و اگر نفت و گاز بیشتر تولید کنیم اما درآمد حاصل از آن صرف توسعه زیرساخت‌ها، فناوری، حمل‌ونقل عمومی، بهینه‌سازی مصرف و افزایش بهره‌وری نشود، فرصت تبدیل «ثروت طبیعی» به «ثروت پایدار» را از دست داده‌ایم.
از این منظر، کشف میدان‌های جدید باید با یک سیاست روشن در حوزه مصرف همراه شود.
نمی‌توان با یک دست میدان جدید کشف کرد و با دست دیگر، منابع بیشتری را در آتش مصرف بی‌رویه سوزاند. این دقیقاً همان جایی است که سیاست انرژی کشور باید تغییر مسیر دهد.
ایران به افزایش ظرفیت اکتشاف نیاز دارد. افزایش دکل‌های اکتشافی و اجرای پروژه‌های لرزه‌نگاری در مناطق کمتر شناخته‌ شده کشور می‌تواند ذخایر جدیدی را شناسایی کند و امنیت انرژی ایران را در دهه‌های آینده افزایش دهد.
اما همزمان باید پرسید: آیا برای توسعه این میدان‌ها سرمایه کافی داریم؟ آیا زیرساخت‌های تولید، فرآورش و انتقال متناسب با آن توسعه خواهد یافت؟ آیا بازار داخلی و خارجی برای این گاز وجود دارد؟ آیا قرار است گاز کشف‌ شده خوراک یک صنعت رقابت‌پذیر شود یا صرفاً سوخت مصرفی دیگر؟
این پرسش‌ها اهمیت کشف را کم نمی‌کند؛ برعکس، نشان می‌دهد ارزش واقعی یک کشف زمانی مشخص می‌شود که برای آن برنامه اقتصادی داشته باشیم. ذخیره‌ای که در زیر زمین باقی می‌ماند، سرمایه بالقوه است.
ذخیره‌ای که استخراج می‌شود و بدون خلق ارزش افزوده مصرف می‌شود، ثروتی است که به سرعت از دست می‌رود.
اما ذخیره‌ای که با سرمایه‌گذاری، فناوری و مدیریت صحیح به محصول، صادرات، اشتغال، درآمد و زیرساخت تبدیل می‌شود، می‌تواند موتور توسعه یک کشور باشد.
بنابراین شاید اکنون که خبر صدرنشینی ایران در کشف گاز جهان منتشر شده، بد نباشد یک گام جلوتر برویم و به جای آنکه تنها درباره حجم گاز کشف‌ شده صحبت کنیم، درباره حجم ثروتی که قرار است از این گاز ساخته شود نیز حرف بزنیم. این نگاه، اتفاقاً احترام بیشتری به تلاش متخصصان صنعت نفت است.
متخصصانی که در سخت‌ترین شرایط میدان جدیدی کشف می‌کنند، نباید نتیجه کارشان نهایتاً به افزایش مصرف بی‌رویه، تشدید ناترازی گاز، سوزاندن سوخت بیشتر در نیروگاه‌ها و افزایش آلودگی هوا ختم شود. ثمره کار آنها باید در توسعه کشور دیده شود.
در ساخت نیروگاه‌های کارآمدتر، توسعه صنایع، افزایش صادرات، ایجاد اشتغال، تامین منابع مالی پروژه‌های زیرساختی، نوسازی شبکه انرژی و افزایش رفاه مردم.
ایران به نفت و گاز بیشتر نیاز دارد؛ اما مهم‌تر از آن، به «ارزش افزوده بیشتر از نفت و گاز» نیاز دارد.
کشف ۱۷.۵ تریلیون فوت‌مکعب گاز می‌تواند یک رکورد جهانی باشد؛ اما رکورد واقعی زمانی ثبت خواهد شد که ایران بتواند از این ذخایر، ثروتی بسازد که در زیرساخت‌ها، تولید، اشتغال و رفاه مردم باقی بماند؛ نه اینکه بخش عمده آن در خودروهای پرمصرف، ساختمان‌های ناکارآمد، نیروگاه‌های کم‌بازده و هوای آلوده شهرها دود شود.
مأموریت صنعت نفت با کشف مخزن تمام نمی‌شود؛ بلکه از همان لحظه، ماموریت بزرگ‌تری آغاز می‌شود: تبدیل ثروت زیر زمین به توسعه روی زمین.


کد مطلب : 100868
موضوع : گفتمان
تاریخ : 1405/06/13-09:41

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙