logo
1405/06/08
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

بحران بنزین یا بحران آمار!؟

بحران بنزین یا بحران آمار!؟

رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف انرژی اعلام می‌کند که مصرف روزانه بنزین کشور ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید آن ۱۲۰ میلیون لیتر است. معاون اول رئیس‌جمهور از مصرف ۱۴۰ میلیون لیتر و تولید ۱۱۰ میلیون لیتر سخن می‌گوید. در مقابل، معاون مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید می‌کند که تولید روزانه بنزین کشور حدود ۱۳۰ میلیون لیتر است و علاوه بر آن روزانه ۵ تا ۶ میلیون لیتر نیز واردات انجام می‌شود. همین مقام همچنین می‌گوید کسری واقعی بنزین کشور به طور متوسط روزانه ۴ تا ۵ میلیون لیتر است و اعداد ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتری که گاه در رسانه‌ها و محافل رسمی مطرح می‌شود، صحت ندارد.

این اختلاف‌ها صرفاً چند عدد متفاوت نیست. فاصله میان برخی از این آمارها به ده‌ها میلیون لیتر در روز می‌رسد؛ رقمی که می‌تواند کل صورت مسئله را تغییر دهد. اگر تولید کشور ۱۱۰ میلیون لیتر باشد، نوع مواجهه با مسئله بنزین یک شکل خواهد بود و اگر ۱۳۰ میلیون لیتر باشد، شکل دیگری پیدا می‌کند. اگر کسری روزانه ۴ تا ۵ میلیون لیتر باشد، راهکارها متفاوت خواهد بود و اگر کسری به ۲۰ یا ۳۰ میلیون لیتر برسد، سیاست‌های دیگری باید در دستور کار قرار گیرد.

پرسش اساسی این است که کدام آمار مبنای تصمیم‌گیری کشور قرار دارد؟ آیا دولت، مجلس و سایر نهادهای مرتبط بر سر اعداد پایه این حوزه اتفاق نظر دارند؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا آمارهای متفاوتی از سوی مقامات مختلف اعلام می‌شود و اگر پاسخ منفی است، چگونه می‌توان برای یکی از حساس‌ترین موضوعات کشور برنامه‌ریزی کرد؟

واقعیت این است که در موضوعی به اهمیت بنزین، هر فرد یا هر دستگاهی نباید به صورت مستقل آمار ارائه کند. تعدد مراجع آماری و بیان اعداد متناقض، پیش از هر چیز اعتماد عمومی را هدف قرار می‌دهد. مردم زمانی می‌توانند درباره ضرورت یک سیاست جدید قانع شوند که اطمینان داشته باشند مسئولان درباره اصل مسئله و ابعاد آن اتفاق نظر دارند. هنگامی که یک مقام از کسری چند ده میلیون لیتری سخن می‌گوید و مقام دیگری همان کسری را تنها چند میلیون لیتر می‌داند، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به درستی تحلیل‌ها و سیاست‌های پیشنهادی دچار تردید شود.

از سوی دیگر، برنامه‌ریزی دقیق بدون داده‌های دقیق امکان‌پذیر نیست. توسعه ظرفیت پالایشی، مدیریت مصرف، واردات بنزین، اصلاح نظام یارانه‌ها، مقابله با قاچاق سوخت و حتی تصمیم‌گیری درباره قیمت‌گذاری، همگی بر پایه آمار و اطلاعات انجام می‌شود. اگر داده‌های اولیه محل اختلاف باشد، نتیجه سیاست‌گذاری نیز با خطا همراه خواهد شد. هیچ مدیری نمی‌تواند با چند روایت متفاوت از یک واقعیت واحد، برای آینده تصمیمی دقیق و قابل اتکا اتخاذ کند.

این مسئله نشان می‌دهد که کشور بیش از هر زمان دیگری به یک مرجع رسمی، تخصصی و واحد برای اعلام آمارهای حوزه سوخت نیاز دارد؛ مرجعی که به تمامی اطلاعات تولید، واردات، ذخایر و مصرف دسترسی داشته باشد و آمارهای آن به عنوان مبنای رسمی کشور پذیرفته شود. پس از آن نیز تمامی مسئولان، مدیران و کارشناسان باید در اظهارنظرهای خود به همان آمار استناد کنند. اختلاف‌نظر درباره راهکارها امری طبیعی و حتی ضروری است، اما اختلاف درباره اعداد پایه و صورت مسئله، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمی‌کند، بلکه خود به بخشی از مشکل تبدیل می‌شود.

امروز کشور در حوزه انرژی با چالش‌های متعددی روبه‌رو است و بنزین نیز به یکی از مهم‌ترین آنها تبدیل شده است. عبور از این چالش‌ها نیازمند تصمیم‌های بزرگ و گاه دشوار است، اما پیش از هر چیز باید بر سر واقعیت‌ها توافق وجود داشته باشد. نخستین گام برای حل هر مسئله، شناخت دقیق آن مسئله است و این شناخت بدون آمارهای شفاف، دقیق و قابل اعتماد امکان‌پذیر نخواهد بود.

شاید پیش از آنکه درباره سهمیه‌بندی، واردات، قیمت یا شیوه توزیع بنزین تصمیم‌گیری شود، لازم باشد تکلیف یک موضوع روشن شود؛ اینکه بالاخره تولید بنزین کشور چقدر است، مصرف واقعی چه میزان است و کسری بنزین دقیقاً به چه عددی می‌رسد. تا زمانی که پاسخ این پرسش‌ها از زبان مسئولان مختلف متفاوت باشد، نمی‌توان انتظار داشت جامعه به سیاست‌های جدید اعتماد کند یا برنامه‌ریزان بتوانند برای آینده تصمیمی دقیق و پایدار بگیرند. در پرونده بنزین، به نظر می‌رسد پیش از بحران تامین، با بحران آمار مواجه هستیم؛ بحرانی که حل آن می‌تواند مقدمه‌ای برای حل بسیاری از مشکلات دیگر باشد.


کد مطلب : 100838
موضوع : رویکرد
تاریخ : 1405/05/31-08:31

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙