logo
1405/08/09
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

ایران و معادلات قدرت در بازار جهانی گاز؛

فرصت راهبردی GECF برای دیپلماسی انرژی

فرصت راهبردی GECF برای دیپلماسی انرژی

در چنین شرایطی، هشتمین نشست سران این مجمع در روسیه فرصتی مهم برای بازتعریف جایگاه گاز طبیعی در آینده نظام انرژی جهان و تقویت همکاری میان کشورهای دارنده ذخایر عظیم گازی به شمار می‌رود؛ فرصتی که برای ایران، به‌عنوان دومین دارنده ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی جهان، اهمیت ویژه‌ای دارد.
انرژی در جهان امروز دیگر صرفاً یک کالای اقتصادی نیست، بلکه یکی از مولفه‌های اصلی قدرت ملی، امنیت بین‌المللی و نفوذ ژئوپلیتیکی کشورها محسوب می‌شود. تحولات سال‌های اخیر، از جنگ اوکراین و تغییر مسیر صادرات گاز روسیه به اروپا تا تنش‌های خاورمیانه و اختلال در زنجیره تامین انرژی، نشان داده است که امنیت انرژی تا چه اندازه به ثبات سیاسی، امنیت زیرساخت‌ها و مناسبات بین‌المللی وابسته است. در این میان، گاز طبیعی به دلیل کاربرد گسترده در تولید برق، صنایع، پتروشیمی و مصارف خانگی، همچنان یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد جهانی است و انتظار می‌رود در دهه‌های آینده نیز جایگاه راهبردی خود را حفظ کند.
مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) که در سال ۲۰۰۱ در تهران پایه‌گذاری شد، از همین منظر اهمیت پیدا می‌کند. این مجمع با گردهم آوردن کشورهای برخوردار از بخش قابل‌توجهی از ذخایر و ظرفیت تولید گاز جهان، بستری برای هماهنگی، تبادل اطلاعات و پیگیری منافع مشترک تولیدکنندگان فراهم کرده است. اهمیت GECF را نباید صرفاً در تأثیرگذاری بر قیمت یا عرضه گاز جست‌وجو کرد؛ زیرا این مجمع برخلاف اوپک، سازوکار تعیین سهمیه تولید ندارد و ساختار بازار گاز نیز به دلیل وابستگی به خطوط لوله، قراردادهای بلندمدت و زیرساخت‌های LNG با بازار نفت متفاوت است. قدرت واقعی این نهاد در تقویت دیپلماسی انرژی، ایجاد همگرایی میان تولیدکنندگان، توسعه همکاری‌های فناورانه و افزایش قدرت چانه‌زنی اعضا در مناسبات جهانی نهفته است.
بازار جهانی گاز در حال عبور از یک دوره تحول ساختاری است. گسترش تجارت گاز طبیعی مایع‌شده (LNG)، افزایش نقش آمریکا و قطر در صادرات جهانی و تلاش کشورهای آسیایی برای تامین مطمئن انرژی، رقابت میان تولیدکنندگان را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، برخورداری از ذخایر عظیم به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت در بازار نیست. کشورها برای تبدیل منابع زیرزمینی به قدرت اقتصادی به سرمایه‌گذاری، فناوری، زیرساخت‌های انتقال و فرآورش و دسترسی پایدار به بازارهای مصرف نیاز دارند. از این منظر، مجمع کشورهای صادرکننده گاز می‌تواند با تقویت همکاری‌های مشترک، بخشی از موانع پیش‌روی اعضا را کاهش دهد.
سخنان حمید بورد، سرپرست وزارت نفت، در بیست‌وهشتمین نشست وزارتی مجمع در مسکو نیز بر همین ضرورت متمرکز بود. تاکید او بر پیوند امنیت انرژی با صلح، ثبات منطقه‌ای، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و احترام به حاکمیت ملی کشورها، بیانگر تلاش ایران برای گسترش مفهوم امنیت انرژی از چارچوب سنتی عرضه و تقاضا به ابعاد سیاسی و حقوقی آن است. از نگاه ایران، امنیت انرژی جهان بدون تامین امنیت تولیدکنندگان، احترام به حقوق آنها و فراهم‌کردن شرایط مناسب برای سرمایه‌گذاری امکان‌پذیر نیست.
این موضع‌گیری با توجه به تجربه ایران در مواجهه با تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های فناوری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تحریم‌ها نه‌تنها بر امکان جذب سرمایه و توسعه زیرساخت‌های صنعت گاز تاثیر گذاشته‌اند، بلکه دسترسی ایران به بازارهای جهانی و فناوری‌های پیشرفته را نیز دشوار کرده‌اند. در چنین شرایطی، تاکید بر ضرورت پرهیز از سیاسی‌کردن تجارت انرژی و ایجاد سازوکارهای چندجانبه برای حمایت از تولیدکنندگان، می‌تواند به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی انرژی ایران تبدیل شود. البته تحقق این هدف مستلزم آن است که مواضع سیاسی با پیشنهادهای اجرایی در زمینه حفاظت از زیرساخت‌ها، مدیریت بحران و تسهیل سرمایه‌گذاری همراه شود.
جایگاه ایران در این معادلات از اهمیت خاصی برخوردار است. کشورمان با در اختیار داشتن دومین ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی جهان، پس از روسیه، یکی از مهم‌ترین بازیگران بالقوه بازار جهانی محسوب می‌شود. بر اساس آمارها، ظرفیت تولید سالانه گاز ایران به حدود ۳۰۰ میلیارد مترمکعب رسیده و کشور در زمره سه تولیدکننده بزرگ گاز طبیعی جهان قرار دارد. همچنین گاز حدود ۷۰ درصد سبد انرژی ایران را تشکیل می‌دهد و شبکه گسترده گازرسانی کشور نزدیک به ۹۵ درصد جمعیت را تحت پوشش قرار داده است. این دستاوردها نشان‌دهنده توان فنی، مهندسی و صنعتی ایران در توسعه زیرساخت‌های گسترده گازرسانی است.
با این‌حال، یک تناقض مهم در صنعت گاز ایران وجود دارد: کشوری با دومین ذخایر گازی جهان و ظرفیت تولید بالا، هنوز نتوانسته است سهم متناسبی در تجارت بین‌المللی گاز به دست آورد. بخش مهمی از این مسئله به رشد مصرف داخلی، ناترازی فصلی، محدودیت سرمایه‌گذاری، تحریم‌ها و عقب‌ماندگی در توسعه زیرساخت‌های صادراتی بازمی‌گردد. به بیان دیگر، ایران در تولید و مصرف داخلی گاز جایگاهی برجسته دارد، اما در تبدیل این مزیت طبیعی به درآمدهای صادراتی و نفوذ در بازار جهانی با محدودیت مواجه است.
یکی از مهم‌ترین اولویت‌های کشور در این زمینه، توسعه میدان‌های گازی، به‌ویژه میدان‌های مشترک است. میدان پارس جنوبی که در امتداد میدان گنبد شمالی قطر قرار دارد، نمونه روشنی از اهمیت سرمایه‌گذاری به‌موقع و فناوری پیشرفته در بهره‌برداری از منابع مشترک است. تجربه قطر نشان داده است که توسعه مستمر زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌تواند ذخایر زیرزمینی را به قدرت صادراتی و جایگاه بین‌المللی تبدیل کند. ایران نیز برای حفظ ظرفیت تولید و جلوگیری از کاهش توان برداشت، به سرمایه‌گذاری جدی در توسعه و نگهداشت میدان‌های گازی نیاز دارد.
در کنار این موضوع، توسعه صنعت LNG یکی از ضرورت‌های راهبردی ایران است. تجارت گاز از طریق خطوط لوله، بازارهای صادراتی کشور را به لحاظ جغرافیایی محدود می‌کند؛ درحالی‌که LNG امکان دسترسی به بازارهای دوردست، به‌ویژه در آسیا، را فراهم می‌سازد. کشورهای قطر، آمریکا و استرالیا با سرمایه‌گذاری در این صنعت توانسته‌اند جایگاه خود را در تجارت جهانی انرژی تقویت کنند. ایران نیز با وجود ذخایر عظیم گاز، هنوز از ظرفیت عملیاتی صادرات LNG برخوردار نیست. محدودیت‌های فناوری، تامین مالی و تحریم‌ها از موانع اصلی این حوزه هستند. بنابراین، همکاری با اعضای GECF برای انتقال دانش فنی، تامین تجهیزات و توسعه زیرساخت‌های مایع‌سازی می‌تواند اهمیت راهبردی داشته باشد.
همکاری با روسیه نیز یکی دیگر از فرصت‌های مهم ایران در چارچوب این مجمع است. دو کشور از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گازی جهان هستند و ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای همکاری در توسعه میدان‌ها، انتقال فناوری، ساخت تجهیزات، تجارت منطقه‌ای و سوآپ گاز دارند. موقعیت جغرافیایی ایران امکان اتصال منابع گازی شمالی به بازارهای جنوبی و شرقی را فراهم می‌کند و می‌تواند کشور را به یکی از مسیرهای مهم ترانزیت انرژی در منطقه تبدیل کند. البته این همکاری نباید صرفاً بر همگرایی سیاسی استوار باشد؛ بلکه باید با قراردادهای اقتصادی شفاف، تعریف منافع مشترک و اجرای پروژه‌های قابل‌اندازه‌گیری همراه شود.
از دیگر محورهای مهم سخنان بورد، تاکید بر آینده گاز طبیعی در سبد انرژی جهان بود. بر اساس چشم‌انداز جهانی گاز GECF که در این نشست به آن استناد شد، تقاضای جهانی گاز تا سال ۲۰۵۵ با ۳۱ درصد افزایش به بیش از ۵۴۰۰ میلیارد مترمکعب خواهد رسید و سهم آن در ترکیب انرژی جهان از حدود ۲۳ درصد به ۲۶ درصد افزایش می‌یابد. سرپرست وزارت نفت همچنین پیشنهاد بررسی نقشه راهی برای دستیابی به سهم ۳۰ درصدی گاز در سبد انرژی جهان را مطرح کرد.
این پیشنهاد در شرایطی اهمیت دارد که جهان هم‌زمان با دو ضرورت مواجه است: کاهش انتشار آلاینده‌ها و تامین انرژی پایدار برای رشد اقتصادی. گاز طبیعی به دلیل انتشار کمتر دی‌اکسیدکربن نسبت به زغال‌سنگ، قابلیت اطمینان در تولید برق و امکان همراهی با انرژی‌های تجدیدپذیر، می‌تواند در این فرآیند نقشی مکمل داشته باشد. البته تقویت جایگاه گاز مستلزم توجه جدی به کاهش نشت متان، افزایش بهره‌وری و توسعه فناوری‌های پاک‌تر است. کشورهای صادرکننده گاز باید نشان دهند که این حامل انرژی می‌تواند با الزامات زیست‌محیطی آینده نیز سازگار باشد.

مسئله سرمایه‌گذاری نیز از موضوعات کلیدی مطرح‌شده در نشست بود. طبق ارقام ارائه‌شده از چشم‌انداز جهانی گاز مجمع، تامین نیازهای آینده جهان تا سال ۲۰۵۵ به بیش از ۱۲ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری در بخش‌های بالادستی و میان‌دستی نیاز دارد. این حجم عظیم سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که آینده بازار گاز به ثبات سیاست‌گذاری، دسترسی به فناوری و سازوکارهای تامین مالی وابسته است. برای ایران نیز ایجاد بستر مناسب جهت مشارکت شرکت‌های داخلی، سرمایه‌گذاران منطقه‌ای و نهادهای مالی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
در این میان، مهم‌ترین پیشنهاد ایران برای آینده GECF باید تبدیل این مجمع از یک بستر عمدتاً گفت‌وگومحور به نهادی با ظرفیت اجرایی و کارشناسی بیشتر باشد. توسعه نظام اطلاعاتی بازار، پیش‌بینی بحران‌های عرضه، همکاری فناورانه، طراحی سازوکارهای مشترک سرمایه‌گذاری و تقویت گفت‌وگو میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان می‌تواند جایگاه این مجمع را ارتقا دهد. همچنین هماهنگی اعضا در برابر مقررات اقلیمی و تجاری، از جمله سازوکار تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا، اهمیت فزاینده‌ای دارد.
در نهایت، هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز فرصتی برای ایران است تا از جایگاه تاریخی خود در تاسیس این نهاد برای تقویت دیپلماسی انرژی و توسعه همکاری‌های بین‌المللی استفاده کند. با این‌حال، نباید فراموش کرد که قدرت واقعی در بازار جهانی انرژی صرفاً با حجم ذخایر زیرزمینی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه توانایی تبدیل منابع به تولید پایدار، صادرات گسترده، درآمد اقتصادی، فناوری و نفوذ ژئوپلیتیکی تعیین‌کننده جایگاه کشورهاست.
ایران برای تبدیل‌شدن به یکی از بازیگران اثرگذار بازار جهانی گاز، باید هم‌زمان توسعه میدان‌های مشترک، اصلاح الگوی مصرف، کاهش ناترازی، گسترش صادرات منطقه‌ای، توسعه LNG و جذب سرمایه‌گذاری را دنبال کند. GECF می‌تواند بستری مناسب برای پیشبرد این اهداف باشد، اما موفقیت نهایی در گرو پیوند میان دیپلماسی فعال انرژی و اصلاحات عملی در صنعت گاز کشور است. ایران منابع و موقعیت لازم برای تبدیل‌شدن به یک قدرت بزرگ گازی را در اختیار دارد؛ اکنون چالش اصلی، تبدیل این مزیت بالقوه به قدرت واقعی اقتصادی و ژئوپلیتیکی است.


کد مطلب : 120931
موضوع : گاز
تاریخ : 1405/08/08-06:01

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙