زمستان سخت گاز؛
آزمون بزرگ حمید بورد در وزارت نفت

زمستان پیشرو برای صنعت نفت و گاز ایران، زمستانی عادی نیست. آسیبهای واردشده به زیرساختهای گازی در جنگ تحمیلی سوم، از دست رفتن حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید، ناترازی مزمن انرژی و مصرف بالای داخلی، مجموعهای از چالشها را پیش روی وزارت نفت قرار داده است که مدیریت آنها به برنامهای فراتر از تعمیر تاسیسات و توصیه به صرفهجویی نیاز دارد.
در این شرایط، حمید بورد با یکی از مهمترین آزمونهای مدیریتی خود روبهروست: تامین پایدار گاز برای خانوارها، نیروگاهها و صنایع، آن هم در شرایطی که حاشیه اطمینان شبکه کاهش یافته و هر موج سرمای شدید میتواند فشار مضاعفی بر عرضه وارد کند. موفقیت در این ماموریت، نه فقط به میزان تولید گاز، بلکه به نحوه مدیریت تقاضا، هماهنگی دستگاهها و آمادگی برای سناریوهای بحرانی وابسته است.
بازسازی تاسیسات؛ مسابقه با زمان
اعلام مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس درباره بازگشت بخشی از ظرفیت پالایشگاههای آسیبدیده پارس جنوبی به مدار تا پایان سال، نشان میدهد عملیات بازسازی با هدف افزایش عرضه گاز ادامه دارد. همچنین اعلام پایان تعمیرات اساسی ناشی از خسارات جنگ در میدان گازی پارس جنوبی، نشانهای از پیشرفت فعالیتهای فنی است؛ با این حال، پایان تعمیرات لزوما به معنای بازگشت کامل ظرفیت تولید نیست.
میان پایان تعمیرات، راهاندازی ایمن واحدها و رسیدن آنها به تولید پایدار تفاوت وجود دارد. از این رو، وزارت نفت باید تصویری روشن از وضعیت واقعی ظرفیتهای آسیبدیده ارائه کند: چه میزان از تولید ازدسترفته بازگشته، چه ظرفیتهایی تا پیش از اوج سرما قابل احیاست و چه بخشی از خسارتها به زمان بیشتری نیاز دارد؟
در شرایط فعلی، اولویتبندی پروژههای بازسازی اهمیت ویژهای دارد. واحدهایی که با تعمیرات سریعتر میتوانند حجم قابلتوجهی گاز به شبکه تحویل دهند، باید در چارچوب ملاحظات فنی و ایمنی در اولویت قرار گیرند. بازسازی شتابزده و راهاندازی بدون اطمینان از پایداری تجهیزات نیز میتواند به توقف مجدد تولید و افزایش هزینهها منجر شود.
نکته مهم آن است که بازسازی ظرفیت ازدسترفته، هرچند ضروری است، بهتنهایی مشکل ناترازی را حل نمیکند. این ناترازی پیش از جنگ نیز وجود داشت و خسارتهای اخیر، آسیبپذیری شبکه را افزایش داده است.
بحرانی فراتر از خسارت جنگ
اقتصاد انرژی ایران بهشدت به گاز وابسته است. خانوارها برای گرمایش، نیروگاهها برای تولید برق و صنایع بزرگی مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان برای تامین سوخت یا خوراک تولیدی به این حامل انرژی نیاز دارند. در روزهای سرد، افزایش مصرف خانگی معمولا فشار بیشتری بر شبکه وارد میکند و امکان تامین همزمان نیاز همه بخشها را کاهش میدهد.
از دست رفتن حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید، در چنین شرایطی به معنای کاهش حاشیه اطمینان شبکه است؛ هرچند میزان اثر واقعی آن بر تامین گاز زمستانی، به ظرفیت احیاشده، وضعیت تولید سایر منابع و میزان تقاضا بستگی دارد.
پیامدهای کمبود گاز نیز به خانوارها محدود نمیشود. محدودیت در تامین سوخت نیروگاهها میتواند مصرف سوخت مایع را افزایش دهد و فشار بیشتری بر ذخایر و شبکه توزیع سوخت وارد کند. کاهش گاز تحویلی به صنایع نیز ممکن است تولید، صادرات و درآمد ارزی را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، مدیریت زمستان پیشرو باید بهعنوان مسئلهای ملی و اقتصادی دیده شود، نه صرفا موضوعی مربوط به شرکت ملی گاز.
مدیریت مصرف؛ از توصیه تا اقدام عملی
در کنار افزایش عرضه، مدیریت مصرف باید به یکی از محورهای اصلی برنامه زمستانی وزارت نفت تبدیل شود. درخواست از مردم برای صرفهجویی ضروری است، اما تکرار توصیههای عمومی بدون برنامه اجرایی، ابزارهای کنترلی و اصلاح الگوی مصرف نمیتواند بهتنهایی شکاف میان عرضه و تقاضا را جبران کند.
در بخش خانگی، تنظیم دمای محیط، بهینهسازی سامانههای گرمایشی و عایقکاری ساختمانها میتواند مصرف را کاهش دهد. در ساختمانهای دولتی، مراکز تجاری و دیگر بخشهای عمومی نیز باید نظارت موثر بر مصرف و رعایت ضوابط انجام شود. جلوگیری از اتلاف گاز، شناسایی انشعابهای غیرمجاز و مقابله با سرقت گاز نیز بخشی از همین برنامه است.
با این حال، اثرگذاری این اقدامات باید واقعبینانه ارزیابی شود. کاهش مصرف در یک بخش، زمانی به پایداری شبکه کمک میکند که میزان صرفهجویی حاصل، در مقیاس تقاضای کل و در زمان اوج مصرف معنادار باشد. بنابراین، وزارت نفت باید بهجای اتکا به توصیههای کلی، اهداف مشخصی برای کاهش مصرف تعیین و میزان تحقق آنها را ارزیابی کند.
صنایع و نیروگاهها؛ محدودیت با کمترین هزینه
یکی از دشوارترین تصمیمها در زمستان، تعیین اولویت میان مصارف مختلف است. تامین گاز خانوارها و مراکز حیاتی باید در صدر اولویتها قرار گیرد، اما این هدف نباید به انتقال ناگهانی و بدون برنامه تمام بار کمبود به صنایع منجر شود.
محدودیت گاز صنایع پتروشیمی، فولاد و سیمان میتواند آثار اقتصادی گستردهای داشته باشد. کاهش تولید، از دست رفتن فرصتهای صادراتی و هزینه توقف و راهاندازی مجدد واحدها از جمله پیامدهای آن است. به همین دلیل، محدودیتها باید تا حد امکان از قبل اعلام شوند و بر اساس اهمیت تولید، امکان استفاده از سوخت جایگزین و شرایط فنی هر واحد تنظیم شوند.
در بخش نیروگاهی نیز هماهنگی وزارت نفت و وزارت نیرو اهمیت تعیینکنندهای دارد. آمادگی برای استفاده از سوخت مایع، مستلزم ذخایر کافی، انتقال بهموقع و اطمینان از آمادگی تجهیزات نیروگاهی است. اتکا به سوخت جایگزین بدون بررسی ظرفیت واقعی تامین و توزیع آن، نمیتواند راهکاری مطمئن برای عبور از اوج مصرف باشد.
در واقع، تامین زمستانی انرژی به مدیریت یکپارچه گاز، برق و سوخت مایع نیاز دارد؛ زیرا تصمیم در هر بخش میتواند بر دو بخش دیگر اثر بگذارد.
آمادگی برای بدترین سناریو
وزارت نفت نباید برنامه زمستانی خود را صرفا بر اساس بازگشت بهموقع ظرفیتهای آسیبدیده یا وقوع سرمای معمول تنظیم کند. لازم است چند سناریو، از احیای مناسب تولید تا تاخیر در بازسازی و وقوع موج سرمای طولانی، از پیش بررسی شود.
برای هر سناریو باید میزان عرضه قابلاتکا، تقاضای پیشبینیشده، اولویت مصرفکنندگان و اقدامات اضطراری مشخص باشد. همچنین تعیین آستانههای هشدار و مسئولیت هر دستگاه، امکان واکنش سریعتر را فراهم میکند و از تصمیمهای پراکنده در روزهای بحرانی جلوگیری خواهد کرد.
تشکیل سازوکار هماهنگی واحد میان شرکت ملی گاز، شرکت ملی نفت، شرکت نفت و گاز پارس، وزارت نیرو و صنایع بزرگ میتواند اجرای این برنامه را موثرتر کند. انتشار گزارشهای منظم درباره پیشرفت بازسازی و ظرفیت تولید قابلاتکا نیز به ارزیابی دقیقتر آمادگی کشور کمک خواهد کرد؛ بدون آنکه اطلاعات حساس عملیاتی و امنیتی تاسیسات منتشر شود.
آزمون واقعی حمید بورد
تامین سوخت زمستانی در شرایط کنونی، آزمونی است که با یک اقدام یا یک تصمیم مقطعی پشت سر گذاشته نمیشود. بازسازی سریع و ایمن تاسیسات، مدیریت مصرف، اولویتبندی شفاف مصارف، آمادگی برای تامین سوخت جایگزین و هماهنگی میان دستگاهها باید همزمان پیش بروند.
برای حمید بورد، معیار موفقیت نه تعداد جلسات بازسازی و نه اعلام پیشرفت پروژهها، بلکه نتیجه عملی این اقدامات خواهد بود: چه میزان از ظرفیت تولید بازگشته، شبکه گاز تا چه اندازه پایدار مانده، محدودیتها با چه هزینهای بر صنایع تحمیل شده و کشور چگونه از روزهای اوج مصرف عبور کرده است؟
در مجموع، نکته اساسی این است که برای عبور از ناترازی و زمستان سخت، باید از امروز برای هر مترمکعب گاز برنامه داشت.
در این شرایط، حمید بورد با یکی از مهمترین آزمونهای مدیریتی خود روبهروست: تامین پایدار گاز برای خانوارها، نیروگاهها و صنایع، آن هم در شرایطی که حاشیه اطمینان شبکه کاهش یافته و هر موج سرمای شدید میتواند فشار مضاعفی بر عرضه وارد کند. موفقیت در این ماموریت، نه فقط به میزان تولید گاز، بلکه به نحوه مدیریت تقاضا، هماهنگی دستگاهها و آمادگی برای سناریوهای بحرانی وابسته است.
بازسازی تاسیسات؛ مسابقه با زمان
اعلام مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس درباره بازگشت بخشی از ظرفیت پالایشگاههای آسیبدیده پارس جنوبی به مدار تا پایان سال، نشان میدهد عملیات بازسازی با هدف افزایش عرضه گاز ادامه دارد. همچنین اعلام پایان تعمیرات اساسی ناشی از خسارات جنگ در میدان گازی پارس جنوبی، نشانهای از پیشرفت فعالیتهای فنی است؛ با این حال، پایان تعمیرات لزوما به معنای بازگشت کامل ظرفیت تولید نیست.
میان پایان تعمیرات، راهاندازی ایمن واحدها و رسیدن آنها به تولید پایدار تفاوت وجود دارد. از این رو، وزارت نفت باید تصویری روشن از وضعیت واقعی ظرفیتهای آسیبدیده ارائه کند: چه میزان از تولید ازدسترفته بازگشته، چه ظرفیتهایی تا پیش از اوج سرما قابل احیاست و چه بخشی از خسارتها به زمان بیشتری نیاز دارد؟
در شرایط فعلی، اولویتبندی پروژههای بازسازی اهمیت ویژهای دارد. واحدهایی که با تعمیرات سریعتر میتوانند حجم قابلتوجهی گاز به شبکه تحویل دهند، باید در چارچوب ملاحظات فنی و ایمنی در اولویت قرار گیرند. بازسازی شتابزده و راهاندازی بدون اطمینان از پایداری تجهیزات نیز میتواند به توقف مجدد تولید و افزایش هزینهها منجر شود.
نکته مهم آن است که بازسازی ظرفیت ازدسترفته، هرچند ضروری است، بهتنهایی مشکل ناترازی را حل نمیکند. این ناترازی پیش از جنگ نیز وجود داشت و خسارتهای اخیر، آسیبپذیری شبکه را افزایش داده است.
بحرانی فراتر از خسارت جنگ
اقتصاد انرژی ایران بهشدت به گاز وابسته است. خانوارها برای گرمایش، نیروگاهها برای تولید برق و صنایع بزرگی مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان برای تامین سوخت یا خوراک تولیدی به این حامل انرژی نیاز دارند. در روزهای سرد، افزایش مصرف خانگی معمولا فشار بیشتری بر شبکه وارد میکند و امکان تامین همزمان نیاز همه بخشها را کاهش میدهد.
از دست رفتن حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید، در چنین شرایطی به معنای کاهش حاشیه اطمینان شبکه است؛ هرچند میزان اثر واقعی آن بر تامین گاز زمستانی، به ظرفیت احیاشده، وضعیت تولید سایر منابع و میزان تقاضا بستگی دارد.
پیامدهای کمبود گاز نیز به خانوارها محدود نمیشود. محدودیت در تامین سوخت نیروگاهها میتواند مصرف سوخت مایع را افزایش دهد و فشار بیشتری بر ذخایر و شبکه توزیع سوخت وارد کند. کاهش گاز تحویلی به صنایع نیز ممکن است تولید، صادرات و درآمد ارزی را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، مدیریت زمستان پیشرو باید بهعنوان مسئلهای ملی و اقتصادی دیده شود، نه صرفا موضوعی مربوط به شرکت ملی گاز.
مدیریت مصرف؛ از توصیه تا اقدام عملی
در کنار افزایش عرضه، مدیریت مصرف باید به یکی از محورهای اصلی برنامه زمستانی وزارت نفت تبدیل شود. درخواست از مردم برای صرفهجویی ضروری است، اما تکرار توصیههای عمومی بدون برنامه اجرایی، ابزارهای کنترلی و اصلاح الگوی مصرف نمیتواند بهتنهایی شکاف میان عرضه و تقاضا را جبران کند.
در بخش خانگی، تنظیم دمای محیط، بهینهسازی سامانههای گرمایشی و عایقکاری ساختمانها میتواند مصرف را کاهش دهد. در ساختمانهای دولتی، مراکز تجاری و دیگر بخشهای عمومی نیز باید نظارت موثر بر مصرف و رعایت ضوابط انجام شود. جلوگیری از اتلاف گاز، شناسایی انشعابهای غیرمجاز و مقابله با سرقت گاز نیز بخشی از همین برنامه است.
با این حال، اثرگذاری این اقدامات باید واقعبینانه ارزیابی شود. کاهش مصرف در یک بخش، زمانی به پایداری شبکه کمک میکند که میزان صرفهجویی حاصل، در مقیاس تقاضای کل و در زمان اوج مصرف معنادار باشد. بنابراین، وزارت نفت باید بهجای اتکا به توصیههای کلی، اهداف مشخصی برای کاهش مصرف تعیین و میزان تحقق آنها را ارزیابی کند.
صنایع و نیروگاهها؛ محدودیت با کمترین هزینه
یکی از دشوارترین تصمیمها در زمستان، تعیین اولویت میان مصارف مختلف است. تامین گاز خانوارها و مراکز حیاتی باید در صدر اولویتها قرار گیرد، اما این هدف نباید به انتقال ناگهانی و بدون برنامه تمام بار کمبود به صنایع منجر شود.
محدودیت گاز صنایع پتروشیمی، فولاد و سیمان میتواند آثار اقتصادی گستردهای داشته باشد. کاهش تولید، از دست رفتن فرصتهای صادراتی و هزینه توقف و راهاندازی مجدد واحدها از جمله پیامدهای آن است. به همین دلیل، محدودیتها باید تا حد امکان از قبل اعلام شوند و بر اساس اهمیت تولید، امکان استفاده از سوخت جایگزین و شرایط فنی هر واحد تنظیم شوند.
در بخش نیروگاهی نیز هماهنگی وزارت نفت و وزارت نیرو اهمیت تعیینکنندهای دارد. آمادگی برای استفاده از سوخت مایع، مستلزم ذخایر کافی، انتقال بهموقع و اطمینان از آمادگی تجهیزات نیروگاهی است. اتکا به سوخت جایگزین بدون بررسی ظرفیت واقعی تامین و توزیع آن، نمیتواند راهکاری مطمئن برای عبور از اوج مصرف باشد.
در واقع، تامین زمستانی انرژی به مدیریت یکپارچه گاز، برق و سوخت مایع نیاز دارد؛ زیرا تصمیم در هر بخش میتواند بر دو بخش دیگر اثر بگذارد.
آمادگی برای بدترین سناریو
وزارت نفت نباید برنامه زمستانی خود را صرفا بر اساس بازگشت بهموقع ظرفیتهای آسیبدیده یا وقوع سرمای معمول تنظیم کند. لازم است چند سناریو، از احیای مناسب تولید تا تاخیر در بازسازی و وقوع موج سرمای طولانی، از پیش بررسی شود.
برای هر سناریو باید میزان عرضه قابلاتکا، تقاضای پیشبینیشده، اولویت مصرفکنندگان و اقدامات اضطراری مشخص باشد. همچنین تعیین آستانههای هشدار و مسئولیت هر دستگاه، امکان واکنش سریعتر را فراهم میکند و از تصمیمهای پراکنده در روزهای بحرانی جلوگیری خواهد کرد.
تشکیل سازوکار هماهنگی واحد میان شرکت ملی گاز، شرکت ملی نفت، شرکت نفت و گاز پارس، وزارت نیرو و صنایع بزرگ میتواند اجرای این برنامه را موثرتر کند. انتشار گزارشهای منظم درباره پیشرفت بازسازی و ظرفیت تولید قابلاتکا نیز به ارزیابی دقیقتر آمادگی کشور کمک خواهد کرد؛ بدون آنکه اطلاعات حساس عملیاتی و امنیتی تاسیسات منتشر شود.
آزمون واقعی حمید بورد
تامین سوخت زمستانی در شرایط کنونی، آزمونی است که با یک اقدام یا یک تصمیم مقطعی پشت سر گذاشته نمیشود. بازسازی سریع و ایمن تاسیسات، مدیریت مصرف، اولویتبندی شفاف مصارف، آمادگی برای تامین سوخت جایگزین و هماهنگی میان دستگاهها باید همزمان پیش بروند.
برای حمید بورد، معیار موفقیت نه تعداد جلسات بازسازی و نه اعلام پیشرفت پروژهها، بلکه نتیجه عملی این اقدامات خواهد بود: چه میزان از ظرفیت تولید بازگشته، شبکه گاز تا چه اندازه پایدار مانده، محدودیتها با چه هزینهای بر صنایع تحمیل شده و کشور چگونه از روزهای اوج مصرف عبور کرده است؟
در مجموع، نکته اساسی این است که برای عبور از ناترازی و زمستان سخت، باید از امروز برای هر مترمکعب گاز برنامه داشت.
1405/07/30