logo
1405/06/30
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

کرایه نفتکش‌ها از یک میلیون دلار گذشت؛

هرمز بهای جنگ را بالا برد!

هرمز بهای جنگ را بالا برد!

با نرخ فعلی، کرایه یک سفر ۱۵روزه یک ابرنفتکش به حدود ۱۵.۵ میلیون دلار می‌رسد؛ رقمی که برای یک محموله دو میلیون بشکه‌ای، سهم قابل توجهی از ارزش محموله را تشکیل می‌دهد. اما اهمیت این اعداد در خود رکورد نیست. پرسش اصلی این است که چرا بازار حاضر شده برای انتقال همان نفت، در همان مسیر، چنین هزینه‌ای بپردازد؟
پاسخ را باید در هرمز جست‌وجو کرد؛ جایی که یک گلوگاه جغرافیایی به متغیری تعیین‌کننده در اقتصاد جهانی انرژی تبدیل شده است.
هرمز؛ نقطه اتصال جنگ و اقتصاد انرژی
در شرایط عادی، عبور از تنگه هرمز برای بازار نفت یک عملیات معمولی است. نفتکش وارد خلیج‌فارس می‌شود، بارگیری می‌کند و از مسیر هرمز به سمت بازارهای آسیایی حرکت می‌کند. قیمت حمل نیز بر اساس فاصله، ظرفیت کشتی، عرضه و تقاضای ناوگان و شرایط معمول بازار تعیین می‌شود. جنگ این معادله را تغییر داده است.
وقتی احتمال حمله، آسیب به کشتی، توقیف، تاخیر یا اختلال در عبور افزایش پیدا می‌کند، مالک نفتکش دیگر فقط هزینه سوخت، خدمه و استهلاک را محاسبه نمی‌کند؛ ریسک را نیز وارد قیمت می‌کند. این همان چیزی است که اکنون در نرخ‌های بازار دیده می‌شود.
افزایش کرایه نفتکش در واقع قیمت‌گذاری ریسک عبور از منطقه‌ای است که امنیت آن دیگر یک پیش‌فرض تلقی نمی‌شود. هرچه احتمال اختلال بیشتر باشد، تعداد مالکان حاضر به پذیرش این ریسک کاهش می‌یابد و کشتی‌های باقی‌مانده نیز برای ورود به منطقه، نرخ بیشتری مطالبه می‌کنند.
در نتیجه، حتی بدون آنکه تعداد نفتکش‌های جهان کاهش پیدا کند، ظرفیت موثر ناوگان برای یک مسیر خاص می‌تواند به‌شدت محدود شود.
این نکته برای درک رکورد یک میلیون دلاری اهمیت دارد: بازار با کمبود مطلق کشتی مواجه نیست؛ با کمبود کشتیِ حاضر به پذیرش ریسک مواجه است.
نفتی که هست، اما انتقال آن گران شده است
این تغییر یک تفاوت اساسی با شوک‌های سنتی بازار نفت دارد. در یک بحران عرضه، مسئله اصلی کمبود بشکه است. اما در بحران فعلی، بخشی از مشکل به انتقال بشکه مربوط می‌شود. نفت ممکن است در پایانه بارگیری آماده باشد، اما اگر کشتی با نرخ متعارف حاضر به حمل آن نباشد، آن نفت دیگر با همان هزینه قبلی به بازار مصرف نمی‌رسد.
به همین دلیل، افزایش کرایه نفتکش می‌تواند حتی بدون کاهش شدید تولید، قیمت تمام‌شده انرژی را بالا ببرد.
برای یک محموله دو میلیون بشکه‌ای، کرایه ۱۵.۵ میلیون دلاری سفر به این معناست که هزینه حمل به‌تنهایی به چندین دلار در هر بشکه می‌رسد؛ پیش از آنکه هزینه سوخت کشتی، بیمه، حق بیمه جنگ، هزینه‌های بندری و تاخیرهای احتمالی محاسبه شود.
بنابراین، شوک هرمز تنها از مسیر «قیمت نفت‌خام» عمل نمی‌کند. یک کانال دوم نیز شکل گرفته است: افزایش هزینه رساندن نفت‌خام به مصرف‌کننده.
این کانال برای آسیا اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش بزرگی از نفت صادراتی خلیج‌فارس راهی پالایشگاه‌های این منطقه می‌شود.
چین در انتهای مسیر، اما در مرکز معادله
مسیر خلیج‌فارس به چین یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت انرژی جهان است. چین برای تامین نفت خود به طیف متنوعی از تولیدکنندگان متکی است، اما نفت خلیج‌فارس همچنان بخش مهمی از سبد تامین آن را تشکیل می‌دهد.
بنابراین، جهش کرایه در این مسیر فقط مسئله‌ای برای مالکان نفتکش نیست. این افزایش مستقیماً هزینه تامین خوراک پالایشگاه‌های آسیایی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
اگر یک پالایشگاه برای خرید نفت و انتقال آن به مقصد مجبور شود هزینه بیشتری بپردازد، سه راه بیشتر ندارد: بخشی از هزینه را از حاشیه سود خود کم کند، نفت را از مبادی دیگر تهیه کند یا بخشی از افزایش هزینه را به بازار فرآورده منتقل کند. هر سه گزینه هزینه دارند.
انتقال خرید به مبادی دیگر نیز ساده نیست. مسیر طولانی‌تر به کشتی بیشتری نیاز دارد، ظرفیت ناوگان را مصرف می‌کند و خود می‌تواند نرخ حمل در سایر مسیرها را بالا ببرد. در نتیجه، اختلال در یک گلوگاه می‌تواند فشار را به نقاط دیگر شبکه حمل‌ونقل انرژی منتقل کند.
به همین دلیل است که بازار نفت در چنین شرایطی فقط به قیمت برنت نگاه نمی‌کند. نرخ کرایه نفتکش، زمان سفر، حق بیمه جنگ، حجم تردد دریایی و مسیرهای جایگزین نیز به شاخص‌های مهم تبدیل می‌شوند.
هرمز در کنار باب‌المندب
اگر تنها هرمز درگیر بحران بود، بازار می‌توانست بخشی از فشار را از طریق تغییر مبدا، مسیر یا ترکیب عرضه مدیریت کند.
اما همزمانی ریسک در چند گلوگاه دریایی، انعطاف شبکه انرژی را کاهش می‌دهد.
باب‌المندب و دریای سرخ نیز طی سال‌های اخیر نشان داده‌اند که امنیت مسیرهای دریایی تا چه اندازه می‌تواند تجارت انرژی را تحت تاثیر قرار دهد. هنگامی که یک نفتکش یا کشتی تجاری ناچار شود مسیر طولانی‌تری را انتخاب کند، زمان سفر افزایش می‌یابد و در نتیجه همان کشتی برای مدت بیشتری از ناوگان جهانی خارج می‌ماند.
این مسئله در بازار نفتکش‌ها اثر مهمی دارد: طولانی شدن مسیر عملاً ظرفیت حمل موجود را کاهش می‌دهد.
به بیان ساده، یک کشتی که در شرایط عادی یک سفر مشخص را در مدت معینی انجام می‌دهد، اگر مجبور شود مسیر طولانی‌تری طی کند، برای مدت بیشتری درگیر همان محموله باقی می‌ماند. در نتیجه برای محموله بعدی دیرتر در دسترس خواهد بود.
به همین دلیل، اختلال دریایی می‌تواند بدون نابودی حتی یک کشتی، ظرفیت موثر ناوگان را کاهش دهد.
یک میلیون دلار؛ عددی فراتر از بازار کشتیرانی
رکورد جدید از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد بازار، ریسک ژئوپلیتیکی را مستقیماً به قیمت اقتصادی تبدیل کرده است.
پیش از جنگ، امنیت مسیر یک فرض بود و بخش عمده هزینه آن در قیمت‌گذاری روزانه نفتکش دیده نمی‌شد. اکنون این فرض کنار رفته و امنیت به یک هزینه مستقل تبدیل شده است.
مالک کشتی برای ورود به منطقه پرریسک نرخ بیشتری می‌خواهد؛ شرکت بیمه حق بیمه جنگ را افزایش می‌دهد؛ معامله‌گر برای یافتن کشتی جایگزین هزینه بیشتری می‌پردازد و پالایشگاه با نفتی مواجه می‌شود که رساندن آن به مقصد گران‌تر شده است.
در این زنجیره، هیچ‌کدام از این هزینه‌ها الزاماً در همان نقطه متوقف نمی‌شود. بخشی می‌تواند به مرحله بعد منتقل شود و در نهایت روی قیمت فرآورده‌های نفتی اثر بگذارد.
از این منظر، کرایه نفتکش یک شاخص مهم برای سنجش عمق بحران است. اگر قیمت نفت بالا باشد اما کرایه حمل در حال کاهش باشد، می‌توان انتظار داشت بخشی از فشار فیزیکی بازار در حال تخلیه شدن است. اما وقتی همزمان با ریسک ژئوپلیتیکی، نرخ حمل نیز جهش می‌کند، معنای آن عمیق‌تر است: اختلال فقط در انتظارات بازار نیست؛ در رفتار واقعی فعالان زنجیره انرژی نیز دیده می‌شود.
ژئوپلیتیک چگونه وارد قیمت هر بشکه می‌شود؟
تنگه هرمز از مدت‌ها پیش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان شناخته می‌شد. اما بحران کنونی یک واقعیت دیگر را برجسته کرده است: اهمیت یک گلوگاه فقط به حجم نفتی که از آن عبور می‌کند مربوط نیست؛ به میزان وابستگی بازار به امنیت آن نیز بستگی دارد.
هرچه جایگزین کردن یک مسیر دشوارتر باشد، قدرت ژئوپلیتیکی آن مسیر بیشتر می‌شود.
این قدرت لزوماً به معنای کنترل کامل بازار نیست. بازار جهانی نفت ظرفیت‌های جایگزین، ذخایر، مسیرهای دیگر و تولیدکنندگان متعدد دارد. اما جایگزینی همیشه زمان‌بر و پرهزینه است.
همین فاصله زمانی میان «اختلال» و «جایگزینی» است که به یک گلوگاه مانند هرمز اهمیت اقتصادی می‌دهد.
در چنین شرایطی، حتی شایعه افزایش ریسک می‌تواند رفتار بازار را تغییر دهد. مالکان کشتی تصمیم خود را بر اساس احتمال وقوع حادثه تنظیم می‌کنند، نه فقط حادثه‌ای که بالفعل رخ داده است.
به همین دلیل، بازار کشتیرانی معمولاً زودتر از بازار مصرف نهایی به ریسک ژئوپلیتیکی واکنش نشان می‌دهد.
مسئله اصلی از اینجا به بعد چیست؟
اکنون مهم‌ترین متغیر برای بازار این است که نرخ یک میلیون دلاری یک شوک کوتاه‌مدت است یا نشانه شکل‌گیری یک رژیم جدید در بازار حمل نفت.
اگر تردد در هرمز به شرایط عادی بازگردد، بخشی از ریسک از قیمت کرایه حذف خواهد شد. کشتی‌هایی که از منطقه فاصله گرفته‌اند بازمی‌گردند، عرضه موثر ناوگان افزایش می‌یابد و رقابت میان مالکان می‌تواند نرخ‌ها را پایین بیاورد.
اما اگر ناامنی ادامه پیدا کند، نرخ‌های بالا می‌توانند ماندگارتر شوند. در این صورت، هزینه حمل از یک متغیر موقت به بخشی از ساختار قیمت نفت در آسیا تبدیل خواهد شد.
آن زمان دیگر نمی‌توان گفت بازار فقط با نفت گران مواجه است؛ بازار با «نفت گران برای انتقال» مواجه خواهد بود و این تفاوت کوچکی نیست.
زیرا افزایش قیمت نفت را می‌توان با افزایش تولید، آزادسازی ذخایر یا تغییر مبادی تامین تا حدی مدیریت کرد؛ اما بازسازی اعتماد به یک مسیر دریایی، بازگشت ناوگان و کاهش ریسک بیمه‌ای به زمان نیاز دارد.
از همین رو، عدد یک میلیون و ۳۵ هزار دلار باید فراتر از یک رکورد روزانه دیده شود.
این عدد نشان می‌دهد که جنگ چگونه می‌تواند بدون کاهش متناسب در تولید جهانی نفت، هزینه انرژی را افزایش دهد؛ کافی است امنیت مسیر انتقال نفت مختل شود.
در نهایت، شاید مهم‌ترین پیام بازار نفتکش‌ها این باشد: بحران انرژی الزاماً زمانی آغاز نمی‌شود که نفت وجود نداشته باشد؛ گاهی زمانی آغاز می‌شود که نفت وجود دارد، اما رساندن آن به بازار دیگر با قیمت و ریسک گذشته امکان‌پذیر نیست.
هرمز اکنون فقط یک تنگه در نقشه خلیج‌فارس نیست؛ یکی از نقاطی است که در آن، ژئوپلیتیک مستقیماً روی صورت‌حساب هر بشکه نفت نوشته می‌شود.


کد مطلب : 100898
موضوع : گفتمان
تاریخ : 1405/06/27-04:31

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙