اصلاح الگوی مصرف ضرورتی انکارناپذیر است؛
افزایش تولید گاز در برابر ناترازی

اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر میشود که آن را در کنار تلاش برای بازگرداندن ظرفیتهای آسیبدیده پارس جنوبی قرار دهیم. احمد زراعتکار، معاون برنامهریزی وزیر نفت، پیش از این از بازگشت حدود ۵۰ درصد ظرفیت آسیبدیده پارس جنوبی به مدار تولید خبر داده بود؛ موضوعی که نشان میدهد صنعت گاز کشور در ماههای اخیر علاوه بر تامین نیاز جاری، با یک ماموریت مضاعف یعنی بازسازی ظرفیتهای از دسترفته نیز مواجه بوده است.
پارس جنوبی ستون اصلی تولید گاز ایران است و بخش بزرگی از گاز مورد نیاز کشور از این میدان مشترک تامین میشود. بنابراین هر اختلال در تولید یا فرآورش این میدان، مستقیما امنیت عرضه گاز کشور را تحت تاثیر قرار میدهد؛ بهویژه در آستانه فصل سرد که مصرف گاز به شکل محسوسی افزایش مییابد.
با این حال، در پس خبر افزایش تولید فاز ۱۱ و بازگشت بخشی از ظرفیت آسیبدیده پارس جنوبی، یک واقعیت مهمتر وجود دارد: ناترازی گاز ایران صرفا نتیجه کمبود تولید نیست.
ناترازی امروز، نتیجه یک روند چندساله است
شکاف میان تولید و مصرف گاز در ایران طی یک شب ایجاد نشده است. رشد مستمر مصرف، توسعه شهرنشینی، افزایش تعداد مشترکان، گسترش مصرف گاز در نیروگاهها و صنایع، پایین بودن بهرهوری انرژی، فرسودگی بخشی از تجهیزات و ساختمانها و همچنین کندی سرمایهگذاری در برخی بخشهای بالادستی و زیرساختی، در سالهای گذشته به تدریج ناترازی را تشدید کردهاند.
در سمت تولید نیز پارس جنوبی به عنوان مهمترین منبع گاز کشور وارد مرحلهای شده که حفظ سطح تولید آن به سرمایهگذاری سنگین، حفاری چاههای جدید، تعمیر و نگهداشت تجهیزات و در مراحل بعد، اجرای طرحهای تقویت فشار نیاز دارد.
به همین دلیل حتی اگر جنگهای اخیر نیز اتفاق نمیافتاد، صنعت گاز ایران با یک چالش ساختاری مواجه و رشد تقاضا در حال نزدیک شدن و در برخی مقاطع عبور از توان رشد عرضه بود.
اما جنگهای تحمیلی دوم و سوم، این وضعیت را پیچیدهتر کردند.
آسیب به بخشی از تاسیسات تولید و فرآورش گاز باعث شد بخشی از ظرفیت موجود از مدار خارج شود. در نتیجه صنعت نفت و گاز کشور ناچار شد همزمان دو کار را دنبال کند؛ از یک سو تامین گاز مورد نیاز بخشهای مختلف اقتصاد و خانوارها و از سوی دیگر بازسازی و بازگرداندن ظرفیتهایی که بر اثر حملات آسیب دیده بودند.
در چنین شرایطی، بازگشت هر واحد تولیدی به مدار اهمیت دوچندان دارد. افزایش تولید فاز ۱۱ نیز از همین منظر باید دیده شود؛ یعنی نه صرفا به عنوان یک رکورد تولید، بلکه به عنوان بخشی از تلاش برای افزایش حاشیه اطمینان شبکه گاز کشور.
افزایش تولید به تنهایی کافی نیست
مساله اصلی اینجاست که اگر تولید گاز افزایش پیدا کند اما مصرف نیز همزمان و با سرعتی مشابه افزایش یابد، ناترازی همچنان باقی خواهد ماند. این همان نقطهای است که سیاست گازی کشور باید از یک رویکرد صرفا تولیدمحور فاصله بگیرد.
در سالهای گذشته بخش قابل توجهی از بحث ناترازی حول این پرسش بوده که «چگونه گاز بیشتری تولید کنیم؟» این پرسش کاملا ضروری است، اما پرسش دوم نیز به همان اندازه اهمیت دارد: «چگونه با همان میزان گاز، خدمت و رفاه بیشتری ایجاد کنیم؟»
اگر یک نیروگاه با راندمان پایین، برای تولید مقدار مشخصی برق، گاز بیشتری مصرف کند، افزایش تولید گاز تنها بخشی از مشکل را حل میکند. اگر ساختمانها به دلیل عایقبندی نامناسب، پنجرههای غیراستاندارد و تجهیزات گرمایشی کمبازده، چند برابر استاندارد گاز مصرف کنند نیز همین وضعیت برقرار است.
بنابراین هر مترمکعب گازی که از طریق افزایش بهرهوری آزاد شود، از منظر امنیت انرژی تقریبا همان ارزشی را دارد که یک واحد جدید تولید گاز ایجاد میکند؛ با این تفاوت که برای آزاد کردن آن گاز، لزوما به حفاری یک چاه جدید یا احداث تاسیسات عظیم نیاز نیست.
مدیریت مصرف نباید به توصیههای مقطعی محدود شود
خبر پایش و قطع گاز ویلاهای خالی از سکنه در مازندران از ابتدای آبان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.
جلوگیری از مصرف گاز در واحدهایی که خالی از سکنه هستند، اقدامی منطقی برای مدیریت مصرف است، اما نباید تصور کرد چنین اقداماتی به تنهایی میتواند ناترازی گاز کشور را برطرف کند چراکه مساله اصلی، اصلاح ساختار مصرف است.
ایران به یک برنامه ملی برای بهینهسازی مصرف انرژی نیاز دارد؛ برنامهای که از ساختمانهای مسکونی و تجاری آغاز شود و تا نیروگاهها، صنایع، پالایشگاهها و شبکه توزیع ادامه پیدا کند.
در بخش ساختمان، اصلاح موتورخانهها، عایقکاری، استانداردسازی تجهیزات گرمایشی و کاهش اتلاف حرارت میتواند بدون کاهش محسوس رفاه خانوارها، مصرف گاز را پایین بیاورد.
در بخش نیروگاهی نیز افزایش راندمان نیروگاهها اهمیت ویژهای دارد. هرچه نیروگاه برای تولید یک واحد برق، گاز کمتری مصرف کند، گاز بیشتری برای سایر بخشهای کشور آزاد میشود.
همین منطق در صنایع نیز وجود دارد. ارتقای فناوری، بهبود راندمان و استفاده از تجهیزات کممصرف میتواند بخشی از گازی را که امروز صرف اتلاف انرژی میشود، به ظرفیت قابل استفاده برای سایر بخشها تبدیل کند.
اصلاح مصرف بدون مشوق اقتصادی هم دشوار است
البته اصلاح مصرف تنها با توصیه و بخشنامه اتفاق نمیافتد. تا زمانی که میان میزان مصرف و هزینه آن ارتباط معناداری وجود نداشته باشد، انگیزه کافی برای سرمایهگذاری در کاهش مصرف ایجاد نمیشود. سیاستگذاری باید به گونهای باشد که مشترک کممصرف از رفتار خود منفعت ببرد و مصرف مازاد نیز هزینه بیشتری داشته باشد؛ در عین حال، حمایت از خانوارهای کمدرآمد و مصرف متعارف باید به شکل هدفمند حفظ شود.
این اصلاحات باید تدریجی، قابل پیشبینی و همراه با ابزارهای حمایتی باشد تا هدف آن کاهش اتلاف انرژی باشد، نه صرفا افزایش هزینه خانوارها.
ذخیرهسازی و مدیریت پیک نیز بخشی از راهحل است
ناترازی گاز فقط مسئله مقدار تولید سالانه نیست؛ زمان تولید و زمان مصرف نیز اهمیت دارد.
در تابستان که مصرف گاز خانگی پایینتر است، امکان ذخیرهسازی بخشی از گاز وجود دارد تا در روزهای سرد زمستان مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین توسعه ذخیرهسازی گاز و افزایش ظرفیت برداشت از مخازن ذخیرهشده میتواند فشار روی شبکه را در روزهای اوج مصرف کاهش دهد.
همزمان، مدیریت مصرف در دورههای اوج نیز اهمیت دارد. صنایع بزرگ و نیروگاهها باید برای شرایط بحرانی زمستان برنامه مشخص داشته باشند تا در صورت افزایش شدید مصرف خانگی، شبکه با شوک ناگهانی مواجه نشود.
برق نیز بخشی از معادله گاز است
یکی از حلقههای کمتر دیدهشده در بحث ناترازی گاز، ارتباط مستقیم میان صنایع برق و گاز است.
وقتی بخش بزرگی از برق کشور با گاز تولید میشود، افزایش مصرف برق میتواند به افزایش مصرف گاز نیروگاهها منجر شود. از این رو توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش راندمان نیروگاههای حرارتی و استفاده بهتر از سایر ظرفیتهای تولید برق، در نهایت میتواند به کاهش فشار بر شبکه گاز کمک کند.
به بیان دیگر، سیاست گاز را نمیتوان جدا از سیاست برق و سیاست کلی انرژی کشور طراحی کرد.
بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده باید با توسعه ظرفیت همراه شود
در کوتاهمدت، اولویت نخست بازگرداندن ظرفیتهای آسیبدیده به مدار است. هر واحد تولید یا فرآورش که دوباره وارد مدار میشود، بخشی از فشار موجود بر شبکه را کاهش میدهد، اما در میانمدت، کشور نمیتواند تنها به بازگرداندن ظرفیتهای قبلی اکتفا کند.
پارس جنوبی همچنان نیازمند سرمایهگذاری برای نگهداشت تولید است. افت فشار مخزن در سالهای آینده میتواند به یکی از مهمترین چالشهای صنعت گاز تبدیل شود و بدون سرمایهگذاری در چاههای جدید، تجهیزات و طرحهای تقویت فشار، حفظ سطح فعلی تولید دشوار خواهد شد.
در کنار آن، توسعه سایر میادین گازی و ایجاد ظرفیت تولید مطمئنتر نیز باید دنبال شود تا وابستگی شدید تامین گاز کشور به یک میدان کاهش یابد.
مسئله اصلی، فاصله عرضه و تقاضاست
در نهایت باید صورت مساله ناترازی گاز را ساده کرد. کشور از یک طرف باید تولید خود را افزایش دهد، ظرفیتهای آسیبدیده را بازسازی کند، از افت تولید پارس جنوبی جلوگیری کند و برای توسعه میادین گازی سرمایهگذاری کند.
از طرف دیگر، باید مصرف را کنترل و بهرهوری را افزایش دهد، زیرا اگر مصرف با سرعتی بیشتر از تولید رشد کند، حتی افزایشهای قابل توجه در تولید نیز ممکن است پس از مدتی توسط تقاضای جدید جذب شود.
بنابراین نمیتوان گفت راهحل ناترازی فقط «تولید بیشتر» است یا فقط «مصرف کمتر».
راهحل واقعی، همزمان در سه مسیر حرکت میکند: بازگرداندن و افزایش ظرفیت تولید، کاهش اتلاف و مصرف غیرضروری و افزایش بهرهوری در تمام زنجیره انرژی.
خبر تولید یک میلیارد فوتمکعب گاز در فاز ۱۱ از این منظر خبر مثبتی برای سمت عرضه است. بازگشت ظرفیتهای آسیبدیده پارس جنوبی نیز یک ضرورت فوری برای عبور از تبعات جنگ و تقویت امنیت انرژی کشور محسوب میشود.
اما این اقدامات زمانی اثر پایدار خود را نشان خواهند داد که در سمت تقاضا نیز تحول اتفاق بیفتد.
اگر امروز ظرفیت تولید را افزایش دهیم، اما ساختمانها همچنان پرمصرف باشند، نیروگاهها با راندمان پایین کار کنند، صنایع انرژیبر بدون اصلاح فناوری ادامه دهند و الگوی مصرف اصلاح نشود، بخش قابل توجهی از ظرفیت جدید نیز در مدت کوتاهی جذب مصرف خواهد شد.
به همین دلیل، مسئله گاز ایران را باید فراتر از یک تراز ساده تولید و مصرف دید. امنیت گازی کشور نه فقط در چاههای جدید و پالایشگاههای بیشتر، بلکه در ساختمان کممصرف، نیروگاه پربازده، صنعت بهینه، ذخیرهسازی کافی و شبکهای انعطافپذیر نیز ساخته میشود.
جنگ اخیر آسیبپذیری زیرساختهای انرژی را به شکل عینی نشان داد و ضرورت بازسازی و ایجاد ظرفیت اطمینان را بیشتر کرد. اکنون فرصت آن است که بازسازی ظرفیتهای از دسترفته با یک برنامه بلندمدت برای اصلاح مصرف و افزایش بهرهوری همراه شود.
در غیر این صورت، ممکن است هر سال خبرهای بیشتری از افزایش تولید گاز منتشر شود، اما در زمستان همچنان همان پرسش قدیمی باقی بماند: چرا با وجود افزایش تولید، هنوز ناترازی داریم؟
پاسخ روشن است؛ چون ناترازی فقط در میدان گازی تولید نمیشود، بخشی از آن در سمت مصرف شکل میگیرد.
1405/07/19