معمای مخازن پر و بشکههای خالی؛
روایت ایرانی از جنگی که وارونه شد

هدف این ادعا، القای شکست راهبردی ایران و تحت فشار قرار دادن خریداران بینالمللی است. اما شواهد میدانی، دادههای غیرمستقیم و منطق مدیریت بحران، تصویری کاملاً وارونه را ترسیم میکند: ایران نه تنها در آستانه بنبست نیست، بلکه با طراحی یک سیستم پیچیده و چندلایه، نبض صادرات و ذخیرهسازی خود را در دست گرفته و در سوی دیگر میدان، این غرب است که با بحران واقعی کاهش ذخایر راهبردی دست و پنجه نرم میکند.
ادعای «پُر شدن مخازن» از اساس بر یک پیشفرض ناقص و اطلاعاتی ناقصتر استوار است: اینکه ایران همچنان به روشهای سنتی و قابل رصد، نفت خود را ذخیره و صادر میکند. واقعیت اما راهبردی سهوجهی را نشان میدهد. نخست اینکه ایران با شناسایی و بازسازی میادین و مخازن قدیمی و بدون استفاده در خشکی (نظیر مخازن استراتژیک در جزایر و بنادر جنوبی) و همچنین در دریا، ظرفیت ذخیرهسازی شناور خود را به طرز چشمگیری افزایش داده است. این مخازن که از دید نهادهای اطلاعاتی غرب پنهان مانده یا فعالیتشان غیرقابل ردیابی دقیق است، در اصطلاح به عنوان حافظههای عظیم عمل میکنند. نفت استخراجی مستقیماً به این مخازن هدایت میشود و از آنجا، بیآنکه ردپای آماری مشخصی در سامانههای جهانی ایجاد کند، روانه بازار میشود.
همچنین نفتکشهای ایرانی با خاموش کردن ردیابها (AIS)، انتقال کشتیبهکشتی (STS) در آبهای بینالمللی و تغییر اسناد، عملاً زنجیره تامین را از دید دشمن مخفی نگه میدارند. این ناوگان عظیم، نه صرفاً حملکننده، بلکه خود به منزله «مخازن شناور متحرک» عمل میکنند. وقتی ترامپ از پر شدن مخازن ایران سخن میگوید، در واقع این پارکینگهای نفتی شناور را نشانه میگیرد، غافل از آنکه این مخازن، نه نشانه بنبست، که ابزاری پویا برای مدیریت عرضه و تقاضا و خنثیسازی نوسانات بازار هستند.
سومین راهبرد ایران، استفاده ترکیبی و همزمان از صادرات زمینی است. ایران در این راهبرد، با تمرکز بر «دیپلماسی انرژی زمینی»، ریسک تجارت دریایی را کاهش داده است. تکمیل کریدورهای انرژی به سمت شرق و همسایگان، صادرات از طریق خطوط لوله و تهاتر کالایی، جریانهای نفتی را ایجاد کرده که کاملاً خارج از رصد نهادهای تحریمکننده عمل میکنند. این تنوعبخشی، صادرات را از گروگان مسیرهای سنتی و آسیبپذیر دریایی نجات داده است.
این سه راهکار در کنار هم، یک «چرخه تعادل پایدار» ایجاد کردهاند: تولید از میادین ادامه دارد، نفت به مخازن استراتژیک و شناورهای متحرک منتقل میشود و متناسب با تقاضای بازار و البته دور زدن تحریمها، از طریق کانالهای متنوع زمینی و دریایی به دست مشتریان میرسد. این یعنی ایران با مدیریت هوشمندانه «زمان و مکان» عرضه، معادله پر و خالی شدن مخازن را از یک تهدید به یک فرصت تبدیل کرده است.
اما طنز تلخ ماجرا آنجاست که در حالی که اتاق فکر تحریمها مشغول طراحی ادعاهای بیاساس درباره ایران است، واقعیت بازار جهانی انرژی، ضعف ساختاری خود آنها را فریاد میزند. بر اساس گزارشهای اخیر، ذخیرهسازیهای نفت و گاز جهان، بهویژه در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و اروپا، در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. شوکهکنندهترین نمود این بحران، رسیدن سطح ذخایر به پوشش مصرف تنها ۴۵ روز در هفته گذشته بود؛ رقمی که زنگ خطر را برای هر اقتصاد صنعتی به صدا درمیآورد.
سیاستگذاران غربی که سالها با اتکا به فراوانی انرژی، امنیت عرضه را بدیهی میپنداشتند، امروز در دام بیتدبیری خود گرفتار آمدهاند و با بیتوجهی به ذخیرهسازی استراتژیک، به جای سرمایهگذاری برای روز مبادا، ذخایر خود را برای سرکوب مقطعی قیمتها تخلیه کردند.
همچنین بروز جنگ اوکراین و روسیه و وابستگی کورکورانه و سپس قطع یکباره شریانهای گاز روسیه، بدون داشتن جایگزینهای پایدار و کافی، ذخایر گاز اروپا را به کف رسانده است.
از سوی دیگر سیاستهای پولی و عدم سرمایهگذاری کافی در بخش بالادستی و پالایشی نفت، ظرفیتهای تولیدی غرب را تحلیل برده است.
اکنون، آنچه ترامپ و همراهانش با توییتهای بیربط و نمایش تبلیغاتی «فشار حداکثری» علیه ایران دنبال میکنند، دیگر رنگ باخته است. وقتی ذخایر جهانی تنها ۴۵ روز ظرفیت پاسخگویی به اختلالات احتمالی را داشته باشد، بازار در لبه پرتگاه ایستاده است و یک شوک ژئوپلیتیک کوچک و یک تنش دریایی کافی است تا پرده از ضعف هولناک ذخایر غرب بردارد.
جهان به زودی شاهد قیمتهایی خواهد بود که تاکنون حتی تصورش را هم نمیکرد. سخن از جهش قیمتهای سهرقمی و فراتر از آن است. در آن زمان، هیچ توییت و بلوف سیاسیای نمیتواند چالشهایی را که دامن صنایع و خانههای غربی را میگیرد، التیام بخشد. بازار زخم خورده از بیتدبیری، دیگر به جنگ روانی اعتنا نمیکند.
این معادله چند طرف دارد، در یک سوی معادله، ایران با «مدیریت بحران تهاجمی» ایستاده و با تبدیل تهدید تحریم به موتور خلاقیت لجستیکی و دیپلماتیک، نه تنها مخازنش را به نقطه بنبست نرسانده، بلکه آنها را به ایستگاههای تنظیمگری تبدیل کرده است که تداوم صادرات و حفظ سهم بازار را تضمین میکنند. ایران جانانه در حال مقاومت و خنثیسازی توطئههای دشمنان است.
در سوی دیگر، طراحان تحریم و آنانی که با ادعاهای واهی سعی در انحراف افکار عمومی داشتند، خود در گودال عظیمی از بیاعتمادی و بیثباتی گرفتار شدهاند. بحران ذخایر ۴۵ روزه غرب، نه یک حادثه، که محصول مستقیم سیاستهای کوتهبینانه خودشان است. آنها برای زمین زدن ایران طراحی و توطئه کردند، اما چاهی که کندند، اکنون خود در آن سقوط کردهاند و زمان، بزرگترین داور این نبرد نابرابر، به نفع ملتی است که تدبیر و استقامت را برگزیده است. جهان فردا، بهای دروغهای امروز را با ارقامی خواهد پرداخت که پیش از این، حتی در کابوسهایشان هم نمیدیدند.
1405/03/06