مدیر برنامهریزی شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی، در گفتوگو با دانشنفت تبیین کرد؛
راهبرد بومیسازی و توسعه دانشبنیان صنعت پتروشیمی؛ از امور تحقیق و توسعه تا کنسرسیوم توسعه فناوری

جناب آقای دکتر با سلام؛ لطفا در ابتدا رزومه کوتاهی از تحصیلات و سوابق خود بفرمایید.
من دارای مدرک دکترای مهندسی شیمی هستم و حدود ۳۳ سال سابقه فعالیت در حوزه پتروشیمی دارم که عمده آن در خود مجتمعهای پتروشیمی بوده است. شروع کارم از پتروشیمی بندر امام (ره) بود و از پایه در سایت صنعتی مشغول شدم. پس از طی مراحل مختلف، از جمله بهرهبرداری و سرپرستی شیفت، به بخش تحقیقات منتقل شدم و حدود 20 سال است که در شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی فعالیت دارم. در واقع، تمامی این مراحل، از کار در سایت تا فعالیت پژوهشی، را تجربه کردهام و بر همین اساس، شناخت خوبی نسبت به کل صنعت پتروشیمی، هم از زاویه بهرهبرداری و عملیات و هم از منظر دانش و تکنولوژی، دارم.
پس اکنون شما کارمند رسمی پتروشیمی محسوب میشوید؟
بله، من کارمند رسمی پتروشیمی هستم و با سیوسه سال سابقه خدمت، در آستانه بازنشستگی در سالهای آینده قرار دارم.
لطفاً برای آشنایی بیشتر خوانندگان دانشنفت، توضیحی درباره شرکت پژوهش و فناوری ارائه فرمایید. برای بسیاری از فعالان حوزه نفت این پرسش مطرح است که شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی در چه زمینهای فعالیت میکند، هدف آن چیست، مقایسه آن با دیگر بخشهای پژوهشی چگونه است، آیا تداخل یا رقابتی بین آنها وجود دارد و دستاوردهای این شرکت چه بوده است. هدف این مصاحبه نیز روشنسازی همین موضوعات است.
ابتدا مروری بر تاریخچه داشته باشیم. از زمان تاسیس صنعت پتروشیمی، نگاه بر این بوده که صنعت پتروشیمی، دانشهای مورد نیاز خود را خودش تولید کند. پایدارترین حالت توسعه صنعتی یک کشور، زمانی است که دانش آن صنعت را نیز خود تهیه نماید. از روز اول تاسیس صنعت پتروشیمی این موضوع مد نظر بوده است و در شرکت ملی صنایع پتروشیمی بخشی با عنوان «امور تحقیق و توسعه» ایجاد شد. با حضور آقای نعمتزاده در شرکت ملی صنایع پتروشیمی تاکید و توجه بیشتری به پژوهش شد و با توجه به اینکه در صنعت پتروشیمی یکی ار مهمترین ابزارهای پژوهش و توسعه فرایند واحدهای پایلوت میباشد تاسیس شرکتی با ماموریت ایجاد واحدهای پایلوت مصوب شد و در آن مقطع، شرکت پتروشیمی «پویش» راهاندازی شد. در مراحل بعد، تصمیم بر این گرفته شد که امور تحقیق و توسعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی، به شرکت پژوهشی مستقلی تبدیل شود که از پژوهش به فناوری برسد. بر این اساس، شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی تاسیس شد. از آنجایی که شرکت پویش قبلاً راهاندازی شده بود، با تغییر نام شرکت پویش در اساسنامه به شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی این شرکت فعالیت خود آغاز کرد و از شرکت ملی صنایع پتروشیمی به عنوان شرکتی جداگانه استقلال یافت.
با تاسیس منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر، یک مرکز پژوهش و فناوری در آنجا ایجاد کردیم. و پس از ایجاد هاب عسلویه در مجموعه صنعت پتروشیمی، ما نیز مرکزی در عسلویه ایجاد کردیم و با ماموریت مشابهی در آنجا مشغول به کار شدیم. اکنون که هاب پتروشیمی در منطقه مکران (چابهار) در حال اجراست، در برنامههای آتی شرکت داریم که با اخذ زمین و ایجاد امکانات و تجهیزات، فعالیتهای پژوهشی را در منطقه مکران نیز ادامه دهیم. این مسیر توسعه شرکت پژوهش و فناوری از لحاظ زیرساختی و نیروی انسانی تا امروز بوده است.
در تدوین فناوری مراحل مطالعات و آزمایشگاهی را در مرکز تهران انجام میدهیم و مراحل پایلوت و نیمه صنعتی را در مراکز اراک و ماهشهر انجام میدهیم.
اکنون به ماموریتها و دستاوردهای شرکت پژوهش و فناوری میپردازم و آنها را بسیار مختصر خدمت شما توضیح میدهم.
همانطور که در بحث توسعه کشور عرض کردم، توسعه پایدار و همهجانبه زمانی محقق میشود که دانش آن در اختیار باشد. به عنوان مثال، وقتی لیسانس فناوری واحد پلیاتیلن را از خارج خریداری میکنیم، پس از خرید فناوری بخشی از تجهیزات آن را نیز باید از خارج وارد کنیم. و در طول سالهای بهرهبرداری باید قطعات یدکی را نیز وارد نمایم و در تمام این سالها، کاتالیست مورد نیاز واحد را نیز باید تامین کنم. در نتیجه، من در کشور خودم با در اختیار داشتن خوراک، یک واحد تولید محصول پتروشیمی احداث کردهام که با سرمایهگذاری انجامشده، به توسعه همهجانبه کشوری که این لیسانس را به ما داده کمک کردهایم. آن کشور مرتباً تجهیزات، قطعات یدکی و کاتالیست تولید مینماید و دانش خود را هر روز توسعه میدهد و فاصله خودش را با کشوری که دانش خریداری میکند هر روز بیشتر میکند. هنگامی که بحث دانشبنیان شدن کشور مطرح شد، هدف این بود که با ایجاد دانش بومی سایر بخشهای صنعت لاجرم خودش توسعه پیدا میکند و توسعه پایدار را محقق میسازد. بنابراین میبینیم که وجود دانش، مهمترین حلقهای است که هم میتواند توسعه صنعتی و پایدار به کشور بدهد و هم در بحث اقتصاد مقاومتی، توسعهای را رقم بزند که وابستگی به دیگران نداشته باشد.
با این تعریف، ماموریت شرکت پژوهش و فناوری این شد که دانشهای فنی مورد نیاز صنعت پتروشیمی، دانش مربوط به کاتالیستها و مواد شیمیایی مورد نیاز این صنعت را نیز استخراج نماید. پس از تهیه این دانشها، آنها را به سرمایهگذاران داخلی ارائه دهد تا سرمایهگذاران، واحدهای تولید کاتالیست را احداث کنند. از طرف دیگر، سرمایهگذاران بزرگتری که قصد احداث واحدهای صنعت پتروشیمی را دارند، از دانش ایرانی استفاده کنند و در کنار آن، ما با سازندگان داخلی نیز در تعامل باشیم تا آنها نیز بتوانند به مرحله تولید تجهیزات این صنعت برسند.
ما در تدوین دانش فنی، یک ادبیات و تقسیمبندی مراحل داریم که آن را به مراحل «آمادگی فناوری» تقسیمبندی کردهایم. اصطلاح انگلیسی آن Technology Readiness Level یا به طور مخفف TRL است و ما در فارسی آن را «سطح آمادگی فناوری» یا «ساف» مینامیم. این سطوح TRL را در شرکت خودمان به نحوی طراحی کردهایم که از ایده آغاز شده و تا ارائه دانش فنی واحد صنعتی ادامه مییابد. سطوح ابتدایی TRL را میتوانیم با دانشگاهها کار کنیم. سطوح میانی را در پایلوت مستقر در مراکز شرکت خودمان و یا دیگر شرکتهای همکار انجام میدهیم تا به سطوح نهایی میرسیم که احداث واحد نمونه یا Demonstration plant است که در شرکت خودمان اجرا میشود. پس از آن، هنگامی که سرمایهگذار از واحدهای ما بازدید کرده و متقاعد شد که دانش وجود دارد و این دانش از لحاظ مولفههای صنعتی واقتصادی قابل اعتماد است، در مذاکرات تجاریسازی، لیسانس فناوری را به سرمایهگذار واگذار میکنیم و او واحد صنعتی را بر اساس آن احداث مینماید. در مورد کاتالیستها و مواد شیمیایی نیز همین فعالیتها را انجام میدهیم. همچنین، در حوزه ساخت تجهیزات، با توجه به مدیریتی که اکنون در شرکت ملی صنایع پتروشیمی (NPC) ایجاد شده، آنها نیز متولی کمک به بخش صنعت هستند تا بتوانند تجهیزات را بسازند. ساخت تجهیز نیز ادبیات و تقسیمبندی مراحل مخصوص به خود را دارد که به آن «سطوح آمادگی ساخت» یا Manufacturing Readiness Level میگوییم. برای هر تجهیز، این سطوح تعریف و پیگیری میشود تا به شرکتهای سازنده کمک شود تا به توانایی ساخت تجهیزات دست یابند.
این موارد، محورهای اصلی کارهایی است که ما در تدوین فناوری انجام میدهیم. و روش اجرای آن به این ترتیب است که برای هر موضوعی که وارد آن میشویم، یک فرآیند کلیدی در شرکت داریم: ابتدا نیازهای توسعهای صنعت پتروشیمی را از منظر فناوری شناسایی میکنیم، آنها را اولویتبندی کرده و برای موارد انتخاب شده، برنامهریزی راهبردی را انجام میدهیم. برای هر مورد، نقشه راه کسب فناوری طراحی میشود. این نقشه راه شامل پروژههای پژوهشی مختلفی که در سطوح آمادگی فناوری تعریف میشود و از مطالعات شروع شده و تا نقطه دستیابی به فناوری کامل ادامه مییابد. در این نقشه راه مشخص میکنیم که در هر مرحله، مسئولیت کار با کدام گروه پژوهشی (داخلی شرکت یا خارج از آن شامل دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان) انجامدهنده است، بودجه و زمان رسیدن به فناوری چقدر است و بخشهای مختلف مراکز پژوهشی داخلی و خارجی شرکت چگونه هماهنگ میشوند. پس از انجام هر مرحله ارزیابی نتایج و بررسی فنی و اقتصادی انجام میشود این متدولوژی کاری شرکت در تدوین تکنولوژی است که نشان میدهد چگونه گروههای پژوهشی تخصصی مختلف و مراکز پژوهشی چهارگانه شرکت در تدوین یک فناوری با هم هماهنگ شده و طی برنامهای منسجم پیش میروند. تا یک ایده از ابتدا که مطالعات است به تکنولوژی تبدیل شود و به مرحله تجاریسازی برسد و به مشتری ارائه شود .
تا این مرحله، با این متدولوژی که خدمتتان عرض کردم، کارهای مختلفی طی سالهای فعالیت شرکت انجام دادهایم که همگی در قالب تعداد دانشهای فنی تدوینشده (اعم از فرآیندهای پتروشیمی و کاتالیستهای مصرفی این صنعت) قابل مشاهده است. برای حوزه کاتالیستهای مصرفی صنعت پتروشیمی، ما با همکاری پژوهشگاه صنعت نفت یک «سند کاتالیست» تهیه کردیم که کلیه کاتالیستهای صنعت نفت را در آن گنجاندیم و بر اساس میزان مصرف و قیمت آنها (که شاخصی از میزان نیاز است) اولویتبندی نمودیم. دلیل توجه به کل صنعت نفت این است که بسیاری از کاتالیستهای مورد استفاده در صنعت پتروشیمی، در بخشهایی از صنعت پالایش، پخش و گاز نیز کاربرد دارند. پس از تدوین این سند کاتالیست و اولویتبندی کاتالیستها، وارد فاز اجرا شدیم تا دانش فنی کاتالیستهای با اولویت بالا در کشور بومی گردد. این سند کاتالیست در سال 1392 تدوین شد و امروز که در خدمت شما هستم، اکثر کاتالیستهای مورد نیاز صنعت پتروشیمی داخلیسازی شدهاند. بخشی از این وظیفه بر عهده شرکت پژوهش و فناوری، بخشی بر عهده پژوهشگاه صنعت نفت و بخشی نیز توسط شرکتهای خصوصی عضو انجمن تولیدکنندگان کاتالیست انجام شده است. ما با تدوین آن سند، هماهنگی ایجاد کردیم تا از برخی موارد غافل نشویم و کار تکراری و موازیکاری نیز صورت نگیرد. امروز کار این سند تا ۹۹ درصد به نتیجه رسیده و کاتالیستهای مورد نیاز صنعت بومیسازی شدهاند. بخشهای اندکی که ما یا بخش خصوصی به آن ورود نکردهاند، به این دلیل بوده که تامینکنندگان عمومی داشته و کشور برای تامین آنها مشکلی نداشته است. این توضیح مربوط به حوزه کاتالیستها بود.
در حوزه فناوری مورد نیاز فرایندهای تولید محصولات صنعت پتروشیمی نیز، با هماهنگی که با شرکت ملی صنایع پتروشیمی داریم و همسو با برنامههای توسعهای آنها، فناوریهای مورد نیاز و پرکاربرد در دستور کار شرکت قرار گرفته و ما این فناوریها را نیز بومیسازی کردهایم. از جمله مهمترین این فناوریها میتوان به فناوری تولید متانول، پلیاتیلن، پروپیلن، تبدیل متانول به پروپیلن (PVM) و تولید آمونیاک اشاره کرد.
ما یک وظیفه دیگر نیز در شرکت احساس میکردیم و آن، همراهی و کمک به شرکتهای دانشبنیانی است که خود در حوزه تامین مواد شیمیایی یا تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت ورود میکنند. برای این منظور نیز متدولوژی همکاری تعریف کردیم که تحت عنوان «متدولوژی همکاری با شرکتهای دانشبنیان» شناخته میشود. در این حوزه نیز تعریفی داشتیم که مشخص میکرد هر فناوری تا کدام مرحله TRL پیش رفته است. بنابراین، با شرکتهای دانشبنیانی که در حوزه تامین سایر دانشهای مورد نیاز صنعت نفت کار کردهاند، وارد مذاکره شده و مشخص میکنیم که آنها از نظر سطح TRL در چه جایگاهی قرار دارند. سپس برای ادامه مسیر تا رسیدن به تولید صنعتی، با آنها همکاری میکنیم. برخی از شرکتهای دانشبنیان بودهاند که تولید صنعتی نیز داشتهاند، اما نیازمند آزمایش صنعتی محصول خود در یکی از واحدهای پتروشیمی بودند. مشخص است که امکان تست یک نمونه در واحد صنعتی به صورت مستقیم وجود ندارد، زیرا کل تولید را با مخاطره مواجه میکند. ما با این شرکتها همکاری کرده و پیشنهاد دادیم که محصول خود را در واحدهای دمو و یا پایلوت ما تست کنند. در این تست، نمایندگان واحدهای صنعتی نیز حضور مییابند و محصول را ملاحظه میکنند و یک گواهینامه (Certificate) صادر میشود که نشان میدهد صنعت برای به کارگیری این مواد شیمیایی یا تجهیزات، ریسک کمتری خواهد داشت. با این رویکرد، به بسیاری از شرکتهای دانشبنیانی که به ما مراجعه میکنند، کمک میکنیم تا آنها نیز بتوانند به کشور برای خودکفایی این محصول کمک کنند.
به طور کلی، ماموریت ما تدوین دانش فنی و برطرفسازی نیازهای فناورانه صنعت پتروشیمی است و در این حوزه، هر فرد یا نهادی که نیازی داشته باشد و خود نیز خواهان انجام آن باشد، ما در کنارش هستیم و کمک میکنیم تا بتواند مراحل مختلف بلوغ فناوری را مطابق استانداردها تا مرحله صنعتی شدن پیش ببرد.
در بحث پژوهش، مهمترین عامل، نیروی انسانی است و زیرساختهای پژوهشی در مرتبه بعدی اهمیت قرار دارد. ما در شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی دارای نیروی انسانی و زیرساختهایی هستیم که از آنها برای انجام کلیه ماموریتها استفاده میکنیم. در کشور نیز این زیرساختها در دانشگاهها وجود دارد؛ یعنی دانشگاهها هم نیروی متخصص در حوزههای علمی و فنی دارند و هم آزمایشگاههایی که میتوانند به انجام پژوهش کمک کنند. ما در انجام ماموریتهای خود، با مدلهای مختلفی با دانشگاهها همکاری داشتهایم تا هم از نیروی انسانی و هم از زیرساختهای آزمایشگاهی آنها استفاده کنیم.
جناب آقای دکتر لطفاً بفرمایید دیدگاه حضرتعالی در خصوص یکپارچگی پژوهش با شرکتهای موجود و شبکهای که در این مجموعه شکل گرفته است، چیست؟
مسلماً برای دستیابی به بیشترین سطح بهرهوری، نیازمند حرکت به سمت یکپارچگی هستیم. این یکپارچگی را اینگونه توضیح میدهم که حداکثر بهرهوری زمانی محقق میشود که بتوانیم از زیرساختها و توانمندیهای موجود برای پاسخگویی به کلیه نیازها استفاده کنیم. بنابراین، هم در شرکت ما و هم در دیگر شرکتهای فعال در حوزه دانش فنی، زیرساختهایی شامل نیروی انسانی، آزمایشگاهها، تجهیزات در مقیاس پایلوت و دمو وجود دارد که باید تحت یک مدیریت یکپارچه قرار گیرند. از طرف دیگر، نیازها نیز باید مدیریت شوند تا از دوباره کاری جلوگیری شود. به عنوان مثال، در مجتمعهای پتروشیمی که محصول مشابه تولید میکنند، ممکن است نیازهای مشترکی وجود داشته باشد که هر مجتمع به طور جداگانه برای رفع آنها اقدام کرده باشند و تجربیات ارزشمندی داشته باشد. اگر نیازها تجمیع و یکپارچه شوند، آنگاه با اقدام منسجم میتوان بهترین پاسخ ها را بدست آورد. این رویکرد بهرهوری بسیار بالایی ایجاد میکند و واقعاً برای کشور ضروری است، زیرا منابع محدود هستند و باید حداکثر استفاده از منابع صورت پذیرد.
اگر شما بخواهید خدماتی خاص را به یک مجموعه حقوقی مانند شرکتهای پتروشیمی ارائه دهید، چه مزیت رقابتی دارید؟
مهمترین مزیت، تجمیع نیروی انسانی متخصص در این شرکت است. این نیروی انسانی حدود ۲۰ تا ۲۵ سال تجربه در این حوزه کسب کرده و تمامی راهحلهای ممکن را بررسی و یا تجربه نموده است. با سرمایهای که از بخش دولتی تامین شده، این نیرو صاحب تجربه شده است. این تجربه ارزش بسیار بالایی دارد. شرکتهای پتروشیمی نیازی نیست این تجربه را در حوزه نیروی انسانی دوباره کسب کنند؛ میتوانند از آن استفاده نمایند. این اولین مزیت ما برای ارائه به صنعت است. از طرفی، برای انجام هر کاری یک زیرساخت لازم است. این زیرساخت در حوزه تدوین دانش فنی و رفع مشکلات فناورانه صنعت شامل آزمایشگاه، پایلوت و دمو است که با سرمایه دولتی در شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی ایجاد شده است. باید از این ظرفیتها استفاده شود تا نیازهای صنعت پتروشیمی که امروز عمدتاً در بخش خصوصی فعال هستند، برآورده شود. اگر صنعت بخواهد این زیرساختها را مجدداً ایجاد کنند، هم به سرمایه نیاز دارند و هم به زمان. شاید بتوانند سرمایه را به واسطه توان مالی خوب صنعت تامین کنند، اما تامین زمان مستلزم تحمل عقبافتادگی است. اگر با مجموعه شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی (که زیر نظر شرکت ملی صنایع پتروشیمی است) تجمیع شوند، سریعتر میتوان به اهداف رسید و مهمترین عامل، همین زمان است. استفاده از نیروی انسانی و زیرساخت موجود، ما را زودتر به رفع مشکل نزدیک میسازد
چگونه میتوان یکپارچگی و هماهنگی لازم را بین شرکتهای نفت، گاز و پتروشیمی در مواجهه با یک نیاز فناورانه و پژوهشی ایجاد کرد و این مجموعهها را در کنار هم قرار داد؟ چه هماهنگیهایی نیاز است و پیشنهاد شما چیست؟
البته خوب و ایده ال است سه مجموعه نفت و گاز و پتروشیمی با هم هماهنگ باشند ولی برای اجرا، اگر مسئله را بیش از حد بزرگ کنیم، شاید نتوانیم راهحل را عملیاتی نماییم. بنابراین پیشنهاد مشخص من این است که ابتدا چنین کنسرسیومی در صنعت پتروشیمی و بین هلدینگهای این صنعت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایجاد شود. کنسرسیومی که مدیریت تعریف و اجرای پژوهش را بر عهده گیرد. در این ساختار، شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی بازوی اجرایی باشد، شرکت ملی صنایع پتروشیمی نقش مدیریتی ایفا کند و نیازهای هلدینگها از سوی خودشان شناسایی و به این کنسرسیوم ارجاع شود. سپس برای هر یک از آنها برنامهای پژوهشی تحت عنوان «طرح پژوهشی برای حل مشکل خاص» تدوین گردد. آن مشکل ممکن است مشترک بین چند مجموعه باشد که در این حالت از نتایج همه بهره خواهند برد و سرمایهگذاری برای اجرای آن پژوهش نیز از طرف همین کنسرسیوم و هلدینگها انجام میشود.
پیام مشخص شما به شرکتهای خصوصی فعال در حوزه پتروشیمی (اعم از تولیدی، خدمات فنی، مشاوره و پیمانکاری) چیست تا بتوانند سریعتر، بهتر و راحتتر وارد این حوزه شده و با مجموعه شما ارتباط و تعامل موثر داشته باشند؟
شرکت پژوهش و فناوری پذیرای همه بخشهای صنعت پتروشیمی است. آنچه در این شرکت موجود است، اعم از نیروی انسانی و زیرساختها، به جهت توسعه صنعتی کشور در اختیار تمامی بخشهای صنعت پتروشیمی قرار دارد و ما حاضریم با آنها به صورت مشترک کار کنیم تا بتوانیم بخشی از مشکلات صنعت را حل نماییم. پیشنهاد مشخص ما تشکیل یک کنسرسیوم مشترک با هلدینگها است. در حال حاضر نیز، چون هنوز به مرحله تشکیل کنسرسیوم نرسیدهایم، با برخی از مجتمعهای پتروشیمی تفاهمنامه و قرارداد همکاری برای حل مشکلات منعقد کردهایم.
آیا میتوانید مثالی در این زمینه ارائه دهید؟
ما با شرکت پتروشیمی بوشهر تفاهمنامهای منعقد کردهایم که مشکلات آنها را حل کنیم. در چند جلسهای که پس از اجرای تفاهمنامه با مجموعه پتروشیمی بوشهر داشتیم – که جا دارد از مدیرعامل، رئیس هیاتمدیره و دیگر همکاران فعال در پتروشیمی بوشهر تشکر کنم – دیدگاه پژوهشی که آنها داشتند بسیار کمک کرد تا این باب همکاری گشوده شود. در این جلسات، همکاران در پتروشیمی بوشهر مسائل و مشکلات خود را ارائه دادند که اولویتبندی شد و ما در پنج حوزه، فعالیتهای پژوهشی خود را شروع کردهایم تا بر روی حل این مشکلات همکاری کنیم.
پیشنهاد دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم، این است که ما مبحثی را در شرکت با عنوان «Problem solving» راهاندازی کردهایم. هدف ما از این کار، شناسایی مشکلات مجتمعهای پتروشیمی است. آنها میتوانند مشکلات را معرفی کنند و ما تیمهای ویژهای را برای حل آن مشکلات به آنها معرفی میکنیم. همکاران ما در سایت حضور پیدا میکنند و در کنار نیروهای مجتمع، طی گامهای مشخصی، ابتدا تمامی جزئیات مشکل را شناسایی کرده، سپس بر روی آنها مطالعه میکنند و در نهایت راهحل را به مجتمع پتروشیمی ارائه میدهند و یک بحث مهمتر که به صنعت پتروشیمی ارائه میدهم این است که مجتمعهای پتروشیمی، مانند هر صنعت دیگری، با فناوریهایی که سالها پیش طراحی شده، در حال کار هستند. اما استانداردها تغییر کردهاند و در دنیا، تمامی مجتمعهای صنعتی به سمت کاهش آلایندگی (اعم از آلودگی اتمسفری و پساب) و کاهش مصرف انرژی حرکت کردهاند. شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی میتواند از طریق انجام کارهای پژوهشی، راهحلهایی به این مجتمعها پیشنهاد دهد تا آنها بتوانند به استانداردهای بالاتری در زمینه مصرف انرژی، مدیریت پساب و کنترل آلایندههای هوا دست یابند.
در شرایط تحریم فعلی، چه امتیاز ویژهای برای شرکت پژوهش و فناوری وجود دارد که بخش خصوصی و شرکتهای متقاضی دریافت خدمات را تشویق کند، به غیر از بحثهای مطرح شده، به سمت استفاده از خدمات شرکت پژوهش سوق دهد، با روشهایی بهتر و کمریسکتر؟
پژوهش و دانشبنیان شدن یک کشور نباید وابسته به وجود یا عدم وجود تحریم باشد. زیرا همانطور که در صحبتهای اولیه گفتم، اساساً شرط لازم توسعه این است که تمامی امور در دست خود کشور باشد. یکی از رخدادهایی که در کشور طی سالهای متمادی – که من سی سال آن را تجربه کردهام – شاهد آن بودهایم، این است که زمانی که دنیای پیشرفته، فناوری را به آسانی در اختیار ما قرار میدهد، ما نباید تمام تمرکز خود را به وارد کردن فناوری معطوف کنیم؛ بلکه باید برای خود حدود و مرزهایی تعیین کنیم تا پژوهش بتواند شکل گیرد و گسترش یابد. هر زمان که پژوهش در این کشور قصد شکلگیری دارد، طرف مقابل، فناوری را آسان و ارزان در اختیارمان میگذارد، فقط با یک هدف: که آن فرهنگ پژوهش که دارد شکل میگیرد و جوانه زده نابود شود. بنابراین برای توسعه پایدار، باید همیشه و در همه حال، چه در تحریم و چه خارج از آن، یک اصل بر ما حاکم باشد: فناوری را که خریدهام، بومی نماییم تا دوباره نیاز به خرید آن فناوری نداشته باشیم. بودجهای را در کنار خرید فناوری به انتقال دانش آن اختصاص دهیم.
به طور کلی باید به این سوال پاسخ دهم که چه کنیم تا همه راغب شوند پژوهش کنند و از پژوهش ثروت کسب نمایند. باید توجه ویژهای به حلقههای مختلف مسیر از ایده تا فناوری داشته باشیم. حال این سوال شکل میگیرد که این حلقهها کدامند؟
یک حلقه، پژوهشگری است که ایدهای ایجاد میکند، بر روی آن کار و مطالعه میکند و آن را تا مرحله تجاریسازی پیش میبرد. ما باید در کشور ساختاری داشته باشیم که این پژوهشگر تا همیشه از فناوری ایجاد شده خود منبع درآمد داشته باشد. سمت دیگر، سرمایهگذاری است که میآید تا بر روی این پژوهش سرمایهگذاری کند. باید ریسکهای این سرمایهگذار را نیز در نظر گرفته و برای کاهش ریسک راهحلهایی در نظر بگیریم. مهمترین نقطهای که در کشور ما تجاریسازی محصول بومی با مشکل مواجه میشود، بخش مصرفکننده نهایی است. یعنی شما به عنوان یک مصرفکننده انتظار دارید کالایی که مصرف میکنید، تمامی نیازهای شما را پاسخ دهد. وقتی از کالا یا برند جدید خرید می کنید ریسک را میپذیرید و میگویید اگر نتیجه خوب بود چه بهتر و اگر نبود، ضرر را متحمل میشوم. اما وقتی به صنعت بزرگ میرسیم، مدیر آن صنعت باید این ریسک را بپذیرد. اگر مدیر این ریسک را بپذیرد و نتیجه منفی باشد، با موجی از انتقاد مواجه میشود. بنابراین باید بخشی که میخواهد این فناوری بومی را به کار گیرد، از لحاظ پوشش مالی ریسک حمایت کنیم و علاوه بر این، آن بخش بهرهبردار را در منافعی که این فناوری بومی ایجاد میکند، شریک نماییم. مثلا اگر کاتالیست را در واحدی تست کردیم و نتیجه موفقیتآمیز بود، واحدی که زحمت اولین تست را کشیده، نیز باید شریک باشد. بدین ترتیب، تمامی این حلقهها به گونهای تنظیم میشوند که همه از دانش بومی منتفع شوند. این بزرگترین تشویقی است که میتوانیم در سازوکارهای خود ایجاد کنیم تا همکاری همه حلقهها صورت پذیرد و دیگر دستوری و اجباری نباشد. دستور اینکه «شما باید این کالای بومی شده را در واحد خود استفاده کنی» کارساز نیست. باید سازوکاری ایجاد شود که این امر به صورت طبیعی اتفاق افتد.
اما برگردیم به پرسش اصلی شما که شرکت پژوهش و فناوری برای تشویق صنعت به همکاری چه امتیازی دارد. پاسخ این است که ما ریسکهای عمده مرتبط با دانش بومی و راهحلهای ارائه شده را میپذیریم و شرکت ملی صنایع پتروشیمی نیز در کنار ما این ریسکها را تقبل میکند. ضمن اینکه ما با زیرساختهای فراوانی که داریم و تستهای اولیهای که بر روی هر موضوع انجام میدهیم، ریسکها را تا حد امکان کاهش میدهیم تا راهحل و فناوریهای ارائه شده، کمترین ریسک را برای مصرفکننده نهایی داشته باشد.
بسیار خوشحالیم که نشریه دانش نفت با شما مصاحبهای داشت. توضیحات بسیار عمیق و مناسبی بود. به صورت موردی، آقای دکتر، چند مرکز و آزمایشگاه در کشور دارید؟
ما چهار مرکز داریم: مرکز پژوهش و فناوری تهران، مرکز پژوهش و فناوری اراک، مرکز پژوهش و فناوری ماهشهر و مرکز پژوهش و فناوری عسلویه. علاوه بر این، یک ستاد مرکزی در تهران نیز داریم.
آزمایشگاهها نیز در همین شهرهای تهران، اراک، ماهشهر و عسلویه مستقر هستند؟
در تمامی این مراکز، هم آزمایشگاه و هم واحدهای پایلوت و دمو داریم که واحدهای پایوت و یا دمو برا ی هر فناوری در یکی از این مراکز مستقر است.
1404/11/22