نقدی بر عملکرد شرکت ملی گاز ایران؛
غفلت از تنوعبخشی به سبد انرژی و ناکامیهای استراتژیک در مدیریت بحران زمستانی
قطع گاز پتروشیمیها، اشتباه اقتصادی بزرگ
شرکت ملی گاز در فصول سرد به صورت مکرر گاز خوراک واحدهای پتروشیمی را قطع میکند، در حالی که این صنایع میتوانند ارزش افزوده بسیار بالایی ایجاد کنند. پتروشیمیهای ایران با تولیدات متنوع خود ارزآوری قابل توجهی از طریق صادرات محصولات مهم ایجاد کرده و به کنترل نرخ ارز و تامین نیازهای داخلی کمک میکنند. همچنین ایجاد اشتغال و تحرک در زنجیره ارزش صنایع پاییندستی از دستاوردهای رونق صنایع پتروشیمی در کشور است.قطع گاز این صنایع نه تنها باعث زیان مستقیم مالی میشود، بلکه اعتبار ایران در بازارهای جهانی را نیز خدشهدار میسازد.از سوی دیگر در شرایطی که صنایع داخلی از گاز محروم میشوند، شرکت ملی گاز صادرات به عراق را افزایش داده است. نکته قابل تامل این است که عراق به دلیل مشکلات مالی، هزینه گاز دریافتی را به طور منظم پرداخت نمیکند و تحریمهای آمریکا دریافت وجوه را با مشکل مواجه ساخته است. این رویکرد نشاندهنده نبود استراتژی روشن و بلندمدت در مدیریت صادرات گاز است
غفلت از تنوعبخشی به سبد انرژی
شرکت ملی گاز به عنوان بخشی از وزارت نفت، مسئولیت سنگینی در پیشگیری از وابستگی تکسوختی کشور داشته است، استراتژی نادرست توسعه افراطی شبکه گازرسانی به نقاط دورافتاده و صعبالعبور با هزینههای بسیار بالا، غفلت از توسعه انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی و کمتوجهی به بهینهسازی مصرف در بخش خانگی و صنعتی باعث شده کشور در زمستان سالهای گذشته تاکنون با بحران جدی مواجه شود، در حالی که در بسیاری از مناطق میتوانست از منابع انرژی محلی و متنوع استفاده شود.
فرهنگسازی ناکافی در مصرف بهینه
با وجود سالها تجربه در مدیریت مصرف گاز در زمستان، شرکت ملی گاز در زمینه فرهنگسازی مصرف بهینه، برنامههای موثر و گستردهای اجرا نکرده، از ظرفیتهای آموزشی و رسانهای به خوبی استفاده نکرده و مشوقهای کافی برای کاهش مصرف ارائه نداده است که خود این عوامل باعث گیر افتادن کشور در تله مصرف بیرویه و بدمصرفی شده است.
از سوی دیگر شواهدی مانند تاخیر در تعمیر و نگهداری تاسیسات و خطوط انتقال، ناکافی بودن ذخایر گاز در میادین و مخازن زیرزمینی، ضعف در پیشبینی دقیق نیازها و توزیع بهینه منابع و … نشان میدهد شرکت ملی گاز برای زمستان پیشرو آمادگی لازم را ندارد.عملکرد شرکت ملی گاز نشان میدهد هماهنگی لازم با سایر نهادها مانند وزارت نیرو، صنعت و معدن و سازمان محیط زیست وجود ندارد که منجر به تصمیمگیریهای جزیرهای شده است.شرکت ملی گاز ایران در آستانه یک بحران مدیریتی قرار دارد که ریشه در نبود استراتژی کلان، اولویتبندی نادرست و غفلت از برنامهریزی بلندمدت دارد. ادامه این روند نه تنها اقتصاد کشور را با مشکل مواجه میسازد، بلکه امنیت انرژی ایران را در بلندمدت تهدید میکند و نیاز مبرم به تحول ساختاری، شفافیت در تصمیمگیری و توجه به منافع ملی در مدیریت این منابع حیاتی احساس میشود.برای کمک به حل این مشکل پیشنهاد میشود شرکت ملی گاز ایران ضمن بازنگری در اولویتبندی تخصیص گاز با تاکید بر حفظ تولید در صنایع با ارزش افزوده بالا مانند پتروشیمیها، نسبت به اجرای برنامههای مدیریت مصرف در بخش خانگی با مشوقهای موثر اهتمام ورزد. همچنین این شرکت برای برونرفت از این بحران باید برنامههای میانمدت و بلندمدت را اجرا نماید. از جمله این برنامهها میتوان به تنوعبخشی به سبد انرژی کشور با سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، بازنگری استراتژی گازرسانی با توجه به صرفه اقتصادی و امنیت انرژی، ارتقای فناوریهای کاهش تلفات و افزایش بهرهوری در شبکه گاز، تدوین سند راهبردی انرژی با مشارکت همه ذینفعان و شفافسازی عملکرد و تصمیمگیریها در شرکت ملی گاز اشاره کرد.در پایان باید گفت ایران با داشتن دومین ذخایر گاز طبیعی جهان، شایسته مدیریتی کارآمدتر و آیندهنگرانهتر است که بتواند هم نیازهای داخلی را تامین کند و هم از این موهبت خدادادی برای توسعه پایدار کشور استفاده بهینه نماید
1404/10/17