چرا عقبنشینی قیمتها به معنای پایان بحران نیست؟
نفت در تله هرمز

گزارشها از تلاش میانجیگران قطری برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن، بخشی از نگرانی معاملهگران را کاهش داده است؛ اما این واکنش را نمیتوان نشانه بازگشت بازار به شرایط عادی دانست.
مسئله اصلی بازار، فقط میزان نفت تولیدشده یا موجودی انبارها نیست؛ مسیر انتقال نفت نیز به متغیری تعیینکننده تبدیل شده است. تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی انرژی است و هرگونه اختلال پایدار در تردد کشتیها میتواند همزمان عرضه نفت خام، گاز طبیعی مایع و فرآوردههای نفتی را تحت فشار قرار دهد. حتی در صورت ادامه تولید، محدودیت بارگیری و حملونقل ممکن است نفت را از دسترس مصرفکنندگان دور نگه دارد.
افت قیمت نفت در آغاز هفته با انتشار خبرهایی درباره تلاش قطر برای کاهش تنشها همراه بود. این واکنش نشان میدهد بازار همچنان به تحولات سیاسی و احتمال بازگشایی مسیرهای دریایی حساس است. با این حال، تا زمانی که توافقی پایدار شکل نگیرد و تردد عادی نفتکشها تضمین نشود، کاهش قیمتها بیشتر بازتاب تغییر انتظارات است تا رفع محدودیتهای واقعی عرضه.
از سوی دیگر، تداوم حملات به کشتیها و زیرساختهای انرژی منطقه، هزینه بیمه و حملونقل را بالا نگه میدارد. در چنین شرایطی، حتی نفتی که از نظر فیزیکی در بازار موجود است، ممکن است با هزینه بیشتری به پالایشگاه برسد. همین فاصله میان قیمت شاخص نفت و هزینه واقعی تحویل آن، فشار مضاعفی بر پالایشگاهها و واردکنندگان آسیایی وارد میکند.
وابستگی بخش بزرگی از پالایشگاههای آسیایی به نفت خاورمیانه، این منطقه را در برابر اختلال تردد هرمز آسیبپذیر کرده است. استفاده از مسیرهای جایگزین، خرید محمولههای دوردست و تغییر قراردادهای حمل میتواند بخشی از کمبود را جبران کند، اما معمولا هزینه بیشتری دارد و ظرفیت آن نیز نامحدود نیست.
در بازار گاز نیز محدودیت انتقال LNG میتواند خریداران را به رقابت برای محمولههای نقدی وادار کند. پیامد چنین رقابتی فقط افزایش قیمت گاز نیست؛ هزینه تولید برق، کود شیمیایی، محصولات پتروشیمی و کالاهای وابسته به انرژی نیز ممکن است بالا برود. به همین دلیل، شوک هرمز از بازار نفت فراتر میرود و به زنجیره گستردهتری از تولید صنعتی و تجارت جهانی سرایت میکند.
برای ایران نیز باید میان تولید نفت، ذخیرهسازی و صادرات تفاوت قائل شد. گزارشهای مبتنی بر دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها از توقف یا افت شدید صادرات دریابرد نفتخام در دوره اخیر حکایت دارند؛ اما چنین دادههایی بهتنهایی اثبات نمیکنند که تولید نفت کشور متوقف شده یا همه مسیرهای صادرات انرژی بسته شدهاند.
در شرایط محدودیت صادرات، ظرفیت ذخیرهسازی، امکان استفاده از نفتکشها، دسترسی به خریداران و شیوه تسویه مالی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر محدودیت بارگیری و خروج محمولهها ادامه یابد، فشار بر مدیریت تولید و ذخایر افزایش خواهد یافت. در مقابل، هر توافقی که به بازگشت تردد دریایی و کاهش محدودیتها منجر شود، میتواند بخشی از ریسک عرضه را کاهش دهد؛ هرچند بازگشت کامل تجارت به زمان نیاز خواهد داشت.
در روزهای پیش رو، مسیر قیمت نفت بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته خواهد بود: سرنوشت تلاشهای دیپلماتیک، وضعیت امنیت کشتیرانی در خلیجفارس و توان تولیدکنندگان و پالایشگاهها برای جبران کمبود عرضه. آمار ذخایر نفتی و تصمیمهای تولیدی نیز مهماند، اما در شرایطی که ریسک حملونقل بالا باشد، اثر آنها ممکن است زیر سایه تحولات ژئوپلیتیکی قرار گیرد.
بازار نفت اکنون میان دو سناریو حرکت میکند: کاهش تنشها و بازگشت تدریجی جریان عادی انرژی، یا تداوم اختلال و ماندگاری قیمتها در سطوح بالا. عقبنشینی یکروزه قیمتها بهتنهایی برای انتخاب سناریوی نخست کافی نیست. معیار واقعی پایان بحران، نه افت مقطعی برنت، بلکه بازگشت پایدار نفتکشها، کاهش هزینه حمل و بیمه و اطمینان خریداران از تحویل بهموقع انرژی است.
1405/08/12