نگاه تحلیلی به شرایط این روزها و چشمانداز آینده بازار نفت؛
نفت در کمند تنگه هرمز!

پیام اصلی این رفتار بازار روشن است: نفت فعلا فقط بر مبنای عرضه و تقاضا قیمت نمیخورد؛ ریسک ژئوپلیتیکی، امنیت مسیر انتقال و امکان اختلال دوباره در عرضه، بخش مهمی از قیمت هر بشکه را تشکیل میدهد.
در یک هفته اخیر، بازار چند بار میان دو نیروی متضاد حرکت کرده است. از یک سو، بخشی از صادرات نفت خاورمیانه احیا شده و در روزهای پایانی سپتامبر حتی به سطوحی بالاتر از دوره پیش از جنگ رسیده است؛ از سوی دیگر، افزایش حملات به نفتکشها و نااطمینانی درباره امنیت تردد در هرمز، این نگرانی را زنده نگه داشته که هر لحظه ممکن است جریان عرضه دوباره با اختلال جدی روبهرو شود. به همین دلیل، افزایش عرضه نتوانسته به تنهایی قیمت را به محدودههای پایینتر برگرداند.
این همان نقطهای است که شرایط فعلی بازار نفت را متفاوت میکند. مسئله امروز فقط این نیست که چند میلیون بشکه نفت تولید یا صادر میشود؛ پرسش مهمتر این است که این نفت با چه هزینهای و با چه میزان اطمینان به مقصد میرسد. بخشی از نفت منطقه از مسیرهای جایگزین، خطوط لوله و روشهای پیچیدهتر حملونقل راهی بازار میشود، اما این مسیرها ظرفیت نامحدود ندارند. هزینه بیمه و کرایه نفتکشها نیز به شدت افزایش یافته و در نتیجه، حتی نفتی که روی کاغذ در بازار موجود است، لزوما به معنای عرضه ارزان و بدون ریسک نیست.
فاصله میان قیمت معاملات آتی و قیمت نفت فیزیکی در برخی بازارهای آسیایی نیز همین واقعیت را نشان میدهد. بازار کاغذی هنوز حوالی ۱۰۰ دلار قیمتگذاری میکند، اما در بازار فیزیکی، خریداران برای دسترسی به نفت امن و قابل تحویل هزینه بسیار بیشتری میپردازند. این فاصله را باید یکی از مهمترین نشانههای فشار واقعی بر زنجیره تامین انرژی دانست.
در کنار نفتخام، بازار فرآوردهها نیز به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. اختلال در صادرات فرآوردههای نفتی خلیجفارس، محدودیت صادرات برخی کشورها و کاهش حاشیه امنیت پالایشگاهها باعث شده بازار گازوئیل و سایر فرآوردهها حتی آسیبپذیرتر از بازار نفتخام باشد. به همین دلیل، تصمیم گروه هفت برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری میتواند در کوتاهمدت جلوی جهش شدیدتر قیمتها را بگیرد، اما بعید است به تنهایی مشکل اصلی بازار را حل کند. ذخایر اضطراری میتوانند بخشی از کمبود را جبران کنند، اما امنیت هرمز، ظرفیت حملونقل و وضعیت پالایشگاههای آسیبدیده را نمیتوان با برداشت از ذخایر استراتژیک جایگزین کرد.
از همین منظر، چشمانداز قیمت نفت در هفتههای آینده بیش از هر چیز به سرنوشت هرمز گره خورده است. اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، یعنی صادرات منطقه در سطح قابل قبول باقی بماند اما امنیت کشتیرانی همچنان شکننده باشد، محدوده ۱۰۰ تا ۱۰۸ دلار میتواند به محدوده اصلی نوسان برنت تبدیل شود. در این سناریو، ذخایر اضطراری و افزایش عرضه مانع جهش قیمت خواهند شد، اما ریسک ژئوپلیتیکی نیز اجازه نمیدهد نفت به راحتی زیر ۱۰۰ دلار تثبیت شود.
سناریوی پرریسکتر، تشدید درگیری و افزایش حملات به نفتکشهاست. اگر تردد در هرمز محدودتر شود یا بخش دیگری از ظرفیت صادرات منطقه از دست برود، واکنش بازار احتمالا سریع خواهد بود. در چنین شرایطی عبور برنت از ۱۱۰ دلار دور از انتظار نیست و اگر اختلال واقعی و پایدار در عرضه شکل بگیرد، محدوده ۱۲۰ تا ۱۳۰ دلار نیز میتواند دوباره در دسترس بازار قرار گیرد. البته واکنش نهایی به این بستگی دارد که اختلال چه میزان از نفت واقعی بازار را از دسترس خارج کند و کشورهای تولیدکننده تا چه اندازه بتوانند از مسیرهای جایگزین استفاده کنند.
در طرف مقابل، یک تحول سیاسی میتواند معادله را به سرعت تغییر دهد. اگر مذاکرات ایران و آمریکا به توافقی برسد که امنیت تردد در هرمز را افزایش دهد، بخشی از هزینههای اضافی موجود در قیمت نفت میتواند ظرف مدت کوتاهی تخلیه شود. در این حالت، با توجه به احیای بخشی از صادرات منطقه، بازگشت برنت به محدوده ۹۰ تا ۹۵ دلار امکانپذیر خواهد بود. البته حتی در این سناریو نیز بازار بلافاصله به شرایط پیش از جنگ برنمیگردد؛ ذخایر اضطراری کاهش یافته، هزینه حملونقل افزایش پیدا کرده و بازار فرآوردهها همچنان با حاشیه امنیت پایینی روبهرو است.
نکته مهم دیگر، فشار قیمت انرژی بر اقتصاد آمریکا است. واشنگتن از یک سو درگیر بحران ایران و تلاش برای حفظ فشار بر تهران است و از سوی دیگر نمیتواند نسبت به افزایش قیمت بنزین و گازوئیل و اثر آن بر مصرفکنندگان آمریکایی بیتفاوت باشد. بنابراین برای آمریکا، نفت گران فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ در آستانه انتخابات میاندورهای میتواند به یک مسئله سیاسی نیز تبدیل شود. همین تضاد ممکن است در ادامه، فشار برای استفاده از ذخایر استراتژیک و همزمان تلاش برای کاهش تنش در بازار نفت را افزایش دهد.
در نهایت، بازار نفت امروز در وضعیت عجیبی قرار گرفته است: از یک طرف، نفت کافی برای جلوگیری از یک شوک عرضه تمامعیار در بازار وجود دارد و از طرف دیگر، مسیر انتقال این نفت با ریسک و هزینه بسیار بیشتری نسبت به گذشته همراه شده است. به همین دلیل، قیمت بالای ۱۰۰ دلار را نباید صرفا حاصل کمبود بشکه دانست؛ بخش مهمی از این قیمت، بهای نااطمینانی است.
تا زمانی که وضعیت تنگه هرمز روشن نشود، ریزش پایدار قیمت نفت دشوار خواهد بود. برنت ممکن است در مقاطعی به زیر ۱۰۰ دلار برود، اما برای ماندن در سطوح پایینتر به یک اتفاق بنیادی نیاز دارد: کاهش پایدار ریسک ژئوپلیتیکی و بازگشت اطمینان به مسیرهای انتقال نفت. در مقابل، هر نشانهای از تشدید بحران میتواند دوباره بازار را به سمت ۱۱۰ دلار و بالاتر سوق دهد.
بنابراین در کوتاهمدت، نفت همچنان بازاری صعودی اما بهشدت شکننده و پرنوسان خواهد بود؛ بازاری که این روزها بیش از آنکه از چاههای نفت فرمان بگیرد، از تنگه هرمز و میز مذاکرات تهران و واشنگتن سیگنال میگیرد.
1405/07/22