logo
1405/07/10
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

پتروشیمی در گذرگاه دهه انتخاب

پتروشیمی در گذرگاه دهه انتخاب

برنده این دوره کسی است که بتواند خوراک، فناوری، محصول، بازار، انرژی، لجستیک، سرمایه و الزامات کربنی را هوشمندانه کنار هم بنشاند، نه لزوماً کسی که بیشترین ظرفیت اتیلن یا پلی‌اتیلن را دارد.
رشد تقاضا، اما نه برای همه ظرفیت‌ها
بر پایه گزارش «Oil 2025» آژانس بین‌المللی انرژی، پتروشیمی از ۲۰۲۶ به بعد یکی از موتورهای اصلی رشد تقاضای نفت خواهد بود. تا ۲۰۳۰، تولید پلیمرها و الیاف مصنوعی خوراکی معادل ۱۸.۴ میلیون بشکه نفت در روز می‌طلبد؛ رقمی بیش از یک‌ششم مصرف نفت جهان. اما رشد تقاضا به معنای تضمین بازار برای هر ظرفیت جدید نیست. در بسیاری از زنجیره‌های پایه، سرعت ساخت ظرفیت از رشد مصرف پیشی گرفته و مازاد ساختاری، حاشیه سود تولیدکنندگان را فشرده کرده است.
چین نمونه بارز این تحول است. کشوری که روزی مشتری بزرگ محصولات پتروشیمی خاورمیانه بود، اکنون یکی از بزرگ‌ترین سازندگان ظرفیت اتیلن، پروپیلن و محصولات پایین‌دستی است و صادرات را ابزار تخلیه مازاد خود کرده است. بازارهای مقصد هم با اقدامات ضددامپینگ، الزامات کربنی و سازوکارهای مرزی، قواعد را تغییر می‌دهند. پس فرض قدیمی «بازار همیشه هست» دیگر مبنای مناسبی برای سرمایه‌گذاری نیست. پرسش درست این است: کدام محصول، در کدام بازار، با چه ساختار هزینه‌ای و چه سطحی از امنیت عرضه می‌تواند ارزش پایدار خلق کند؟
کانون‌های تازه تقاضا
اگر چین سمت عرضه را دگرگون کرده، هند می‌تواند یکی از مهم‌ترین کانون‌های رشد تقاضا در دهه آینده باشد. رشد اقتصادی، شهرنشینی، توسعه زیرساخت، بسته‌بندی، نساجی و صنایع برقی و الکترونیکی، در کنار انتقال بخشی از زنجیره‌های تولید از چین، مصرف پتروشیمی هند را بالا می‌برد. تحلیل‌های BCG نیز بر اهمیت رشد اقتصادی این کشور تا ۲۰۳۵ تأکید دارند.
پیام این تحول برای ایران روشن است: مطالعه بازار نباید به مقصد صادراتی امروز تکیه کند. پروژه‌ای که برای بیست تا سی سال سرمایه می‌طلبد، باید نشان دهد مشتری اصلی‌اش در ۲۰۳۵ کجاست، چه محصولی با چه استانداردی می‌خواهد و از تولیدکننده چه سطحی از قابلیت اطمینان انتظار دارد. پاسخ این پرسش‌ها حتی می‌تواند محل استقرار، فناوری و سبد محصول را تغییر دهد.
هر تن ارزش یکسانی ندارد
در بازار مازاد، ظرفیت اسمی معیار خوبی برای مقایسه دو مجتمع نیست. دو واحد هم‌ظرفیت، بسته به گرید محصول، مشتری، مصرف انرژی، هزینه لجستیک و پایایی عملیات، می‌توانند سودآوری کاملاً متفاوتی داشته باشند. دیلویت هم تأکید می‌کند محصولات تخصصی حاشیه سود بالاتری دارند و از رقابت شدید کامودیتی‌ها دورترند. حرکت به سمت گریدهای ویژه، کامپاند و مستربچ، بخشی از پاسخ به فشار حاشیه سود است. خوراک ارزان نیز مزیتی مطلق نیست. مجتمعی با خوراک گران‌تر اما تولید پایدار، توقف کم، محصول متمایز و بازار مطمئن، ممکن است از رقیبی با خوراک ارزان و محدودیت‌های عملیاتی و بازاری اقتصادی‌تر باشد.
از اقتصاد مقیاس به اقتصاد تاب‌آوری
تحولات ژئوپلیتیکی اخیر نشان داد اتکا به یک منبع خوراک، یک مسیر لجستیکی یا یک بازار صادراتی، خود ریسکی اقتصادی است. بحران تنگه هرمز با کاهش عرضه LPG و نفتا، برخی واحدها را با کمبود خوراک و افت تولید پلیمر روبه‌رو کرد، هرچند همین کمبود برای تولیدکنندگان مناطق دیگر فرصت افزایش قیمت و حاشیه سود ساخت. 
تاب‌آوری از یک مفهوم عملیاتی و امنیتی به جزئی از مدل اقتصادی مجتمع تبدیل شده است. مجتمعی با چند منبع خوراک، سبد محصول منعطف، بازارهای متنوع و مسیرهای صادراتی جایگزین، شوک‌ها را بهتر تاب می‌آورد. می‌توان گفت صنعت از اقتصاد مقیاس به اقتصاد تاب‌آوری حرکت می‌کند.
کربن، داده و تحول ساختاری 
در دهه آینده، کربن صرفاً یک موضوع زیست‌محیطی نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از اقتصاد پروژه تبدیل خواهد شد. اقتصاد چرخشی، بازیافت مکانیکی و شیمیایی، کاهش مصرف پلاستیک، سبک‌سازی محصولات، استفاده از مواد بازیافتی و مواد زیست‌پایه، همگی می‌توانند ساختار تقاضای پلیمرهای بکر را تغییر دهند.
برخی سناریوهای وود مکنزی حتی کاهش قابل توجه تقاضای پلیمر بکر تا سال ۲۰۴۰ را در مقایسه با سناریوی پایه محتمل می‌دانند. این تحول به معنای پایان پتروشیمی نیست؛ بلکه به معنای تغییر شکل آن است. مجتمع پتروشیمی آینده ممکن است دیگر صرفاً خوراک فسیلی دریافت نکند؛ بلکه بخشی از خوراک آن از مواد بازیافتی یا روغن پیرولیز تأمین شود، محصولات کم‌کربن تولید کند و برای بازارهایی که استانداردهای سخت‌گیرانه کربنی دارند، محصول متفاوتی عرضه کند. در چنین شرایطی، «شدت کربن محصول» می‌تواند مانند قیمت خوراک یا هزینه انرژی به یک شاخص اقتصادی تبدیل شود.
تحول دیگری که نباید دست‌کم گرفته شود، ورود هوش مصنوعی به عملیات صنعتی است. کاربرد هوش مصنوعی در صنعت شیمیایی دیگر محدود به تحلیل داده‌های مدیریتی نیست. نگهداری پیش‌بینانه، بهینه‌سازی مصرف انرژی، کنترل فرایند، تشخیص ناهنجاری، مدیریت کیفیت، ایمنی، پیش‌بینی خرابی و حتی کشف مواد جدید، بخشی از حوزه‌هایی هستند که در حال تغییرند. اما اهمیت واقعی هوش مصنوعی زمانی آشکار می‌شود که داده‌های جزیره‌ای کارخانه به یک مدل یکپارچه تبدیل شوند.
یک تحول مهم دیگر، حرکت از مفهوم «مجتمع پتروشیمی» به سمت «خوشه یا اکوسیستم شیمیایی» است. در یک مدل سنتی، مجتمع محصول پایه را تولید و آن را به بازار عرضه می‌کند. در مدل جدید، تولیدکننده، صنایع پایین‌دستی، شرکت‌های دانش‌بنیان، بازیافت‌کنندگان، شرکت‌های لجستیکی و مصرف‌کنندگان صنعتی در یک زنجیره به هم متصل می‌شوند. در چنین مدلی، ارزش اصلی الزاماً در واحد تولید پلیمر ایجاد نمی‌شود؛ بلکه بخشی از ارزش در کامپاند، مستربچ، قطعه، بسته‌بندی، محصول نهایی و حتی بازیافت محصول ایجاد می‌شود. 
توسعه بیشتر یا توسعه بهتر؟
ایران همچنان به توسعه زنجیره پتروشیمی نیاز دارد؛ مسئله، اصل توسعه نیست بلکه کیفیت آن است. در پایان سال ۱۴۰۴، ظرفیت نصب‌شده پتروشیمی کشور به ۱۰۱.۴ میلیون تن رسید، هشت طرح با ظرفیت ۴.۸۲ میلیون تن وارد مدار شد و تولید ۷۵.۳ میلیون تن ثبت شد. این عملکرد در سالی دشوار قابل توجه است، اما فاصله ظرفیت و تولید نشان می‌دهد بخشی از ظرفیت اسمی به تولید بالفعل تبدیل نشده است. تأمین و کیفیت خوراک، محدودیت انرژی، تعمیرات، بازار و لجستیک از دلایل احتمالی آن‌اند. مسئله امروز، بهره‌برداری اقتصادی از ظرفیت موجود است، نه صرفاً ظرفیت‌سازی.
اگر ملاک موفقیت، تعداد طرح‌ها و ظرفیت اسمی بماند، شاید صنعتی بزرگ‌تر داشته باشیم، اما نه لزوماً سودآورتر و تاب‌آورتر. طرحی کوچک‌تر با بازار مشخص، محصول متمایز، خوراک رقابتی و زنجیره ارزش کامل‌تر می‌تواند ارزش بیشتری بسازد. پس باید پرسش اصلی ارزیابی طرح‌ها عوض شود: به جای «چند میلیون تن ظرفیت جدید ایجاد می‌کنیم؟»، بپرسیم «این ظرفیت چه ارزش اقتصادی پایداری می‌آفریند؟» چنین ارزیابی‌ای باید خوراک، فناوری، بازار، سبد محصول، انرژی، قابلیت اطمینان، شدت کربن، لجستیک و امکان توسعه زنجیره ارزش را هم‌زمان در نظر بگیرد.
حرف آخر اینکه تصمیم‌های امروز می‌توانند ساختار رقابت صنعت پتروشیمی ایران را برای دهه‌ها تعیین کنند. رقابت آینده میان مجتمع‌های بزرگ‌تر نیست؛ میان مدل‌های کسب‌وکاری است که ریسک خوراک، بازار، انرژی، کربن، فناوری و سرمایه را بهتر مدیریت می‌کنند. برنده این دوره کسی است که درست‌تر انتخاب کند، سریع‌تر خود را با تغییرات وفق دهد و از هر تن خوراک، هر ریال سرمایه و هر واحد انرژی، ارزش بیشتری بسازد.


کد مطلب : 100906
موضوع : تحلیل
تاریخ : 1405/07/02-01:17

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙