logo
1405/03/05
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

گفت‌‌وگو با مهندس مقیمی مدیر پشتیبانی شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی؛ (بخش نخست)

علم و دانش دادنی نیست، به دست‌آوردنی است

علم و دانش دادنی نیست، به دست‌آوردنی است

در حال حاضر مسئولیت شما در چه حوزه‌ای است؟
مدیریت پشتیبانی در شرکت پژوهش و فناوری کارش پشتیبانی کردن از ارکان مختلف پژوهش است، ایجاد زیرساخت‌ها، خریدها، ساخت تجهیزات، امور اداری و آموزش ، تامین نیروی انسانی، رفع نیازها و مشکلات نیروی انسانی، خدمات رفاهی، پشتیبانی مسائل حقوقی، عقد قراردادها، امور مالی و همچنین IT زیر مجموعه‌ها و ماموریت‌های مدیریت پشتیبانی هستند. 
و پشتیبان پژوهش برای اینکه بتواند انجام وظیفه کند، باید با مقوله پژوهش، نقاط ضعف و قوت، نیازمندی‌ها و توانایی‌های واحدهای تحقیق و پژوهش آشنا باشد و روحیات و دغدغه‌های محقق و پژوهشگر را درک کند.
من سالها پژوهشگر بودم و امیدوارم تجربیاتم در آن حوزه به من کمک کند تا بتوانم به‌عنوان حامی و پشتیبان پژوهش، ادای تکلیف کنم.


شرکت قرارداد ریالی فقط دارد یا قرارداد ارزی هم دارد؟
قرارداد ارزی هم داریم با نرخ تسعیر روز به ریال

آیا در حال حاضر برای فروش لایسنس است؟
ما تولید مواد به‌صورت انبوه و دائمی نداریم. ما لایسنس به توسعه‌دهنده‌ها ارائه می‌کنیم و توسعه‌دهنده‌ها هستند که کاتالیست و مواد شیمیایی را بر اساس لایسنس و دستورالعمل ما تولید انبوه می‌کنند و به مشتری‌ها عرضه می‌کنند و مثلا یکی از روش‌ها این است که در ازای این فروش به ما رویالیتی می‌دهند.
یک زمانی قراردادهای ما ریالی بود و با توجه به شرایطی که به وجود آمد بعد از چند سال مبالغ قراردادهای ریالی که می‌خواستند به ما بدهند عددی نمی‌شد برای همین به سمت قراردادهای ارزی با نرخ تسعیر روز رفتیم که آن هم مجموعه تجاری‌سازی درگیر بازاریابی، توافق با مشتری و فروش آنها است. البته قراردادها در نهایت در واحد حقوقی ما تدوین و تنظیم می‌شود.

اگر بخواهیم با توجه به سابقه شما، نگاهی به پژوهش و فناوری بیندازیم؛ بین آنچه بیست سال پیش وارد آن شدید و آنچه که حالا مدیر پشتیبانی آن هستید، چه تغییر عمده‌ای رخ داده است یا چه کار جدیدی هست که باید در عصر نوین انجام دهید؟
عمده‌ترین تغییراتی را که می‌توان در این مدت دید تغییر و تحول در تجربه و دانش پژوهشگران ما است. آن زمان این شرکت نوپا بود و پژوهشگران ما فارغ‌التحصیلانی بودند که تجربه چندانی از پژوهش و آشنایی با صنعت و مشکلات آن هم نداشتند حتی تجهیزی را که می‌خواستند طراحی کنند نمونه مشابه آن را از نزدیک ندیده بودند ولی به تدریج در این بیست سال تجربه‌ها و دانششان خیلی بیشتر شد به لحاظ فنی، مشکلات صنعت را بیشتر آشنا شدند وخوب الان می‌شود گفت واقعا یک دریایی از تجربه و دانش اینجا هست. 
رویکرد جدید شرکت، تبدیل پژوهش به فناوری است و به‌عبارتی تبدیل علم به ثروت، البته این کار از سال‌ها قبل شروع شده بود اما نیاز به یک جهش دارد و این مستلزم تغییرقوانین و مقررات، ذهنیت‌ها و روش‌ها است.


فکر می‌کنید شرایط ما بعد از جنگ [شرایط کنونی] چطور شود؟ پژوهش و فناوری چه کار نوینی انجام دهد؟ من جایی دیدم از پژوهش و فناوری به عنوان عصر نوین پتروشیمی تعبیر شده بود، اینکه باید در اولویت قرار بگیرد. این تعبیر درست بوده است؟
ببینید! من این طوری بگویم که هنوز هم یک عده‌ای هستند که فکر می‌کنند ما نمی‌توانیم ما حتما باید جوینت بشویم با لایسنسورهای خارجی و جوینت بشویم با یک شرکت پژوهش خارجی. ولی من خودم به‌شخصه این را قبول ندارم. شما ببینید در حوزه نظامی نه مقاله‌ای وجود دارد نه پتنتی وجود دارد، نه اسناد و مدارکی وجود دارد و نه نمونه‌ای و نه امکان مشارکت با مجموعه خارجی. اسناد و اطلاعات در حوزه نظامی کاملا محرمانه است و کسی دسترسی به این چیزها ندارد. با این حال ببینید ما در حوزه نظامی چقدر پیشرفت کرده‌ایم. در صورتی که در حوزه صنعت ما هم به مقاله و پتنت و اسناد و مدارک دسترسی داریم هم به نمونه کاتالیست، ماده شیمیایی و تجهیز دسترسی داریم، چرا نباید بتوانیم حتی بهتر از حوزه نظامی کار کنیم؟ 
ما می‌توانیم یک جهش خیره‌کننده داشته باشیم، به شرطی که این را بپذیریم که می‌توانیم. اگر این تفکر وجود داشته باشد و ادامه پیدا کند که ما نمی‌توانیم، حتما باید وابسته باشیم حتما باید با شرکت‌های خارجی جوینت بشویم حتما باید لایسنس‌ها و شرکت‌های پژوهشی خارجی به ما کمک کنند، کار مشکل می‌شود و حرکت کند خواهد بود. اما واقعا این طوری نیست. در خیلی از حوزه‌ها مثلا کاتالیست متانول، اینجا بچه‌های ما کاتالیستی ساختند که شرکت سازنده معروف خارجی آمد برد تست کرد و گزارش داد که خیلی بهتر از کاتالیست‌های موجود در بازار است و قرار شد ما با آنها جوینت بشویم و آنها کاتالیست ما را با برند خودشان بازاریابی کنند و بفروشند منتهی به دلیل تحریم‌ها نشد و بعد این کاتالیست تولید داخل شد و الان در چند تا از مجتمع‌ها بارگذاری شده است و دارد به بهترین نحو کار می‌کند. کاتالیست یا به عبارتی آغازگر تولید پلی‌اتیلن هم همینطور، ما دانش فنی آن را به توسعه‌دهنده واگذار کردیم، کارخانه تولید کاتالیست، تحت نظارت ما ساخته شد و الان محصول کاتالیست تولیدی آن به خارج هم صادر می‌شود. کاتالیست‌های دیگری هم هستند مثل کاتالیست سنتز آمونیاک و ...
در حوزه فرآیندهای پتروشیمی هم ما صاحب چندین لایسنس هستیم. تولید متانول، تبدیل متانول به پروپیلن، تبدیل پروپیلن به پلی‌پروپیلن، تولید پلی‌اتیلن سنگین ، تولید آمونیاک و ...
 پس اینکه می‌گوییم می‌توانیم واقعا این توانایی وجود دارد چون هم علمش، هم تجهیزاتش، هم توانش و هم اراده‌اش هست و شرایط هم به‌گونه‌ای است که الان حمایت می‌شود و باید به این سمت پیش رفت. رهبر شهید ما این راه را با علم و حکمتی که داشتند به وضوح برای ما روشن کردند. بارها و بارها گفتند «العلم السلطان، علم و تحقيق كليد قطعي پيشرفت كشور است، پيشرفت كشور نيازمند حركت علمی بسيار قوی است، توليد علم و تحقيقات، حيات آينده كشور است. اگر بخواهيد از لحاظ علمي پيش برويد، بايد جرات نوآوری داشته باشيد، علاج دردها و مشکلات کشور در پيشرفت علمی است.» هیچ راهی نیست به جز اینکه علم را به ثروت تبدیل کنیم و این شدنی هست نمونه‌هایش را هم دیدیم و می‌بینیم و شرایط هم تا حدودی فراهم است و می‌شود به این سمت پیش رفت. حالا یک موقعی درها باز بود. داخلی‌ها می‌خواستند هجوم بیاورند که بروند لایسنس خارجی بخرند، کاتالیست خارجی بخرند، مواد شیمیایی خارجی بخرند، به خارجی‌ها اعتماد بیشتری داشتند و حاضر به ریسک نبودند . ولی کم‌کم به این سمت پیش رفت که مجبور شدند اعتماد کنند و کاتالیست، مواد شیمیایی و لایسنس داخلی بخرند و به این تجربه و اقناع برسند که محصول پژوهش ایرانی هم قابل اعتماد است و حتی می‌تواند بهتر از خارجی باشد. و حالا دیگر شرکت‌های خارجی نمی‌توانند مثل سابق برای مصرف‌کننده داخلی شرط تعیین کنند، الان دیگر ما هستیم که برای خارجی‌ها شرط می‌گذاریم و آنها مجبورند با تولیدکنندگان ایرانی رقابت کنند و من امیدوارم این اتفاق برای دانش فنی فرآیندهای پتروشیمی هم بیفتد.
اما رویکرد جدیدی که می‌تواند اتفاق بیفتد دیجیتالی شدن و استفاده از هوش مصنوعی در صنعت پتروشیمی و در پژوهش است، این رویکرد می‌تواند سودآوری و بهره‌وری صنعت را افزایش دهد و در حوزه پژوهش، سرعت دستیابی به دانش‌های فنی و تولید علم و فناوری را چندین برابر کند.


آقای مقیمی، قدری از نیروی انسانی موجود در مجموعه و نیروی انسانی‌ای که قرار است تمام این شرایط را راهبری، مدیریت و اجرا کند برای ما صحبت کنید. آن را چطور می‌بینید؟
نیروی انسانی وجود دارد انگیزه هم دارد توانمند هم هست، منتها به طور کلی ما انسان‌ها به این شکل هستیم که نیاز به توجه داریم نیاز به اعتماد داریم. این توجه به نظر من باید بیشتر بشود و از طرفی این توانمندی باید به سمت خلق ثروت هدایت شود.


پس نیروی انسانی ما نیاز به توجه دارد؟
بله، نیاز به توجه دارد.


از چه نظر؟ به چه شکل؟ کمی بیشتر توضیح دهید.
ببینید این کاری که ما انجام می‌دهیم باید دیده شود. اعتماد و استفاده شود و زحمات دیده و قدردانی شود نه اینکه به طرز جانبدارانه‌ای از محصول خارجی تعریف و تمجید بشود و خرید آن در اولویت قرار گیرد.
اگر هر روز، حقوق و مزایای نیروها را کم کنند، به آنها بی‌توجهی کنند، آنها هم خودشان را با مجموعه‌های دیگر مقایسه می‌کنند می‌بیننند که کسی که آمده بازیگر و فوتبالیست شده به چه شکلی بها داده می‌شود بعد با خودشان که سال‌ها زحمت کشیده‌اند و همیشه جزء بهترین‌های دوران خودشان بوده‌اند و هستند مقابسه می‌کنند که بها داده می‌شود یا نه؟. فقط پول هم نیست، انگیزه دادن و توجه کردن و احساس موثر بودن خیلی مهم‌تر از پول است. اینکه محقق و دانشمند ببیند از کار او حمایت شده، حاصل زحمات او در صنعت نمود پیدا کرده و مورد استفاده قرار گرفته انگیزه مضاعف برایش ایجاد می‌کند و بیشتر تلاش خواهد کرد، زیرا می‌بیند که مشکلی از کشورش به دست او حل شده است.


در این شرایط جنگ و تحریم، آیا هنوز امکان تعاملات خارجی برای توسعه و فناوری وجود دارد؟ حتی اینکه نیروهای ما بروند در شرکت‌های خارجی آموزش ببینند و تعامل کنند یا از شرکت‌های خارجی بیایند اینجا؟
بازدیدهایی وجود داشته است. قبلاً در همایش‌ها و سمینارها شرکت می‌کردند با بعضی لایسنسورهای خارجی شراکت داشتیم ولی الان نه. علم و دانش چیزی نیست که به راحتی به آدم بدهند. دلیلی ندارد که بخواهند دانش و تجربه را، موفقیت‌های خودشان را به ما بدهند. این‌ها به دست آوردنی است دادنی نیست. دانش شبیه به یک پازل است. باید شما تکه‌های مختلف را از جاهای مختلف بیاورید و بگذارید کنار هم و جاهایی که خالی است را بسازید و پر کنید تا این دانش کامل شود هیچ دانش فنی از صفر تا صد متعلق به یک شخص یا گروه نیست. این پازل را همه دارند تکمیلش می‌‌کنند قسمت‌هایی از دانش فنی موجود را تغییر می‌دهند و یا یک دانش فنی ناقص را تکمیل و رفع اشکال می‌کنند. تا تبدیل به یک لایسنس جدید بشود.


من نظرم روی بحث تعامل و ارتباطات بود.
آن که خیلی خوب است، اگر بشود. به‌ویژه با دانشگاه‌ها و شرکت‌های لایسنسور خارجی. منتها اگر نشد، عرض کردم، مانند همان صنایع نظامی. دلیلی وجود ندارد که بگوییم نداشتن این روابط باعث شود که ما حرکت نکنیم.
از طرف دیگر، برای تعامل و مشارکت، اولا هردو طرف باید به این مشارکت نیاز داشته باشند ثانیا هر کدام باید آورده‌ای داشته باشند، دست خالی که نمی‌شود سر میز نشست و برای شریک شدن مذاکره کرد. به عبارتی هرکدام از طرفین قسمتی از یک دانش فنی را دارند و برای تکمیل آن به طرف مقابل نیاز دارند. با همدیگر توافق می‌کنند که دانش و توانشان را به اشتراک بگذارند، نواقص را برطرف کنند و دانش فنی جدید را مشترکا عرضه کنند.


آیا شرکت‌های سازنده داخلی، حتی شرکت‌های کارآفرین و دانش‌بنیان، به مجموعه پژوهش و فناوری مراجعه می‌کنند؟
آنها مراجعه می‌کنند و حتی خیلی وقت‌ها ما سراغ آنها می‌رویم. فکر می‌کنم که این تعاملی است که ما باید با آنها ایجاد کنیم و روز به روز هم آن را گسترش دهیم.


پس شما نقش حمایتی هم از این شرکت‌ها دارید؟
بله، هم نقش حمایتی، هم نقش راهبری و هم اشتراک داریم. ما هر کدام توانمندی‌هایی داریم که با مشارکت می‌توان آنها را مضاعف کرد. پروژه مشترک بین خودمان تعریف می‌کنیم و انجام می‌دهیم یا از مجتمع‌ها پروژه‌های مشترک می‌گیریم و انجام می‌دهیم.


پس می‌توانیم بگوییم شرکت پژوهش و فناوری حامی شرکت‌های ایرانی دانش‌بنیان است.
خودش دانش‌بنیان هست، به صورت عملی نه روی کاغذ. متاسفانه نمی‌تواند به صورت کاغذی ثبت شود که یکی از مشکلات ماست. ولی باید بگویم سابقه‌اش از خیلی از این شرکت‌های دانش‌بنیان بیشتر و حجم کارش گسترده‌تر است و توانسته است واقعاً به عنوان یک شرکت دانش‌بنیان در حوزه‌های مختلف ورود کند و حرفی برای گفتن داشته باشد. اغراق نکردم. به همین خاطر هم است که شرکت‌های دانش‌بنیان می‌آیند و تلاش می‌کنند با ما جوینت شوند.


پس فرمودید که هم یک شرکت دانش‌بنیان عملی هستید و هم از آنها حمایت می‌کنید.
به هر حال ما نقش حاکمیتی داریم، به عنوان یک شرکت دولتی و باید هم راهبری کنیم هم حمایت کنیم.
در دوره‌ای که مجموعه پتروشیمی در دهه هفتاد ساخته می‌شد، پتروشیمی نقش خیلی بزرگی در ایجاد روحیه خوداتکایی و حمایت از ساخت داخل داشت.


الان هم ما می‌توانیم این نقش را برای شرکت پژوهش و فناوری قائل شویم؟ در واقع نقش حمایتی از شرکت‌های دانش‌بنیان؟.
نقش حمایتی از شرکت‌های دانش‌بنیان را دارد، منتها فرق ساخت داخل با ما این است که ساخت داخل روی قطعات و تجهیزات متمرکز می‌شود، ما روی دانش فنی. من دهه هفتاد را مثال زدم.
دقیقاً همین بود. مثلاً مبدل حرارتی می‌ساختند. این‌ها چیزهایی نبود که بگوییم دانش جدیدی دارد، ما امکان ساخت داخلش را نداشتیم و با حمایتی که شد این کار انجام شد. اما در بحث دانش فنی، لایسنس، کاتالیست و مواد شیمیایی، قبلاً هم حتی زمانی که این شرکت‌ها اینقدر گسترده حمایت می‌شدند، بحث دانشی خیلی در داخل مطرح نبود. در آن زمان کسی باورش نمی‌شد که بتوانیم کاتالیست بسازیم. ولی الان به راحتی کاتالیست‌های ساخت داخل با رضایت استفاده می‌شود.


کد مطلب : 80786
موضوع : پتروشیمی
تاریخ : 1405/03/01-11:26

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙