logo
1405/03/31
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

دانش‌نفت بررسی کرد؛

توقف ساعت انرژی جهان در تنگه هرمز!

توقف ساعت انرژی جهان در تنگه هرمز!

در واکنشی راهبردی و قاطع، ایران نه‌تنها پایگاه‌های آمریکا در منطقه و سرزمین‌های اشغالی را هدف حملات کوبنده قرار داد، بلکه با انسداد کامل تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی انرژی جهان را مسدود کرد. این اقدام، بازارهای جهانی را به ورطه سقوط کشاند و معادلات انرژی را برای همیشه دگرگون ساخت. اینک، جهان در زیر سایه یک آتش‌بس به‌شدت شکننده نفس می‌کشد که بارها نقض شده و هر لحظه ممکن است به درگیری‌های گسترده‌تر منجر شود.
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه آبی نیست؛ شاهرگ حیاتی تمدن صنعتی است که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی) و یک‌پنجم گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از آن عبور می‌کرد. انسداد کامل آن، بازار فیزیکی نفت را وارد فاز «نابودی تقاضا از طریق قیمت» کرده است.
برخلاف بحران‌های پیشین که بر پایه انتظارات و سفته‌بازی شکل می‌گرفتند، این بار داستان کاملاً متفاوت است. تحلیلگران از اصطلاحی استفاده می‌کنند که زمانی غیرقابل‌تصور بود: «مرگ بازار کاغذی». وقتی بشکه فیزیکی نفت وجود نداشته باشد، قراردادهای آتی غرب تگزاس (WTI) و برنت دیگر نماینده هیچ کالای واقعی‌ نیستند. در هفته‌های اول بحران، شاهد پدیده‌ای بی‌سابقه بودیم: واگرایی افسارگسیخته قیمت‌های آتی از محموله‌های فیزیکی. یک تک‌محموله نفت‌خام در خلیج‌فارس، در معاملات خارج از بازار (OTC) به قیمتی معادل بشکه‌ای ۴۵۰ دلار نیز فروخته شد، درحالی‌که قراردادهای کاغذی وست تگزاس اینترمدیت و برنت به دلیل نبود مکانیزم تحویل، دچار سردرگمی مطلق و توقف مکرر معاملات شدند.
هشدار کارشناسان مبنی بر «صفر شدن ذخایر راهبردی تا شهریورماه» یک تخمین خوش‌بینانه است. برای درک این فاجعه، باید معماری ذخایر جهانی را تشریح کرد. آمریکا و اعضای آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) برداشت از ذخایر استراتژیک را با حداکثر ظرفیت (حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برای آمریکا) آغاز کرده‌اند. اما این ذخایر برای مدیریت یک اختلال ۱۸۰ روزه با کسری حدود ۶ میلیون بشکه طراحی شده بودند. اکنون کسری بازار روزانه به رقم وحشتناک ۱۲ تا ۱۸ میلیون بشکه رسیده است. این یعنی ذخایر استراتژیک نه مانند یک انبار، بلکه مانند یک فنجان آب در برابر آتش‌سوزی عمل می‌کنند. نرخ فعلی تخلیه، ذخایر کل سازمان همکاری و توسعه اقتصادی را تا اواخر تابستان (شهریور) به زیر حداقل عملیاتی (که برای حفظ فشار خطوط لوله و پالایشگاه‌ها حیاتی است) می‌رساند.
از سوی دیگر با بسته شدن تنگه هرمز، غول‌پیکرترین سیستم لجستیکی جهان فلج شده است. حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون بشکه نفتی که همواره بر روی نفتکش‌ها در حال حرکت بودند، اکنون به «آهن‌ربای شناور» بدل شده‌اند. نفتکش‌هایی که بارگیری کرده‌اند، نمی‌توانند از خلیج‌فارس خارج شوند و نفتکش‌های خالی نیز جرات نزدیک شدن به منطقه جنگی را ندارند. نتیجه آنکه «موجودی در گردش» که ضربه‌گیر سنتی بازار بود، از معادله حذف شده است.
جمله «دیگر سفته‌بازی هم نمی‌شود کرد» دقیق‌ترین توصیف از مرحله کنونی بحران است. بازارهای آتی نفت در آستانه فروپاشی کارکردی قرار دارند و به بی‌اعتباری قراردادها منجر شده است. یک قرارداد آتی، وعده تحویل فیزیکی نفت در ماه آینده است. وقتی بندر اصلی بارگیری (در خلیج‌فارس) برای جهان غرب غیرقابل‌دسترس است، این قرارداد عملاً به یک «کاغذپاره بدون پشتوانه» تبدیل می‌شود. قیمت‌ها نه بر اساس عرضه و تقاضای واقعی، که بر اساس وحشت و الگوریتم‌های معیوب نوسان می‌کنند. شکاف قیمتی عظیم بین معاملات آتی دبی/عمان (که به نفت خاورمیانه متصل است) و برنت دریای شمال، بازار را چندپاره کرده است.
با توجه به اینکه بسیاری از بازیگران مالی، تنها سفته‌بازان کاغذی هستند، وقتی قیمت یک قرارداد آتی از ۱۰۰ دلار به ۵۰۰ دلار جهش می‌کند سپرده اولیه مورد نیاز برای حفظ یک موقعیت خرید از توان مالی بزرگ‌ترین صندوق‌های پوشش ریسک نیز خارج می‌شود. اتاق‌های پایاپای توان محاسبه ریسک طرف مقابل را از دست می‌دهند و دیگر کسی توان سفته‌بازی ندارد، زیرا حجم معاملات به شدت سقوط کرده و نقدشوندگی در بازارهای کاغذی ناپدید شده است.
آتش‌بس اعلام‌شده، نه یک راه‌حل، که یک وقفه تاکتیکی است. شکنندگی آن از چند منظر حیاتی است. حتی اگر امروز تنگه هرمز بازگشایی شود، بازسازی زنجیره تامین به ۴ تا ۶ هفته زمان نیاز دارد. نفتکش‌ها باید از لنگرگاه‌ها خارج، مسیرهای ایمن را طی و در بنادر تخلیه شوند. پالایشگاه‌هایی که با نفت خاورمیانه تنظیم شده‌اند، نمی‌توانند یک‌شبه به نفت‌شِیل آمریکا یا نفت فوق‌سنگین ونزوئلا روی بیاورند.
تنگه هرمز اکنون یک «منطقه جنگی» با مین‌های دریایی شناور و لاشه کشتی‌های آتش‌گرفته است. لویدز لندن و دیگر بیمه‌گران بزرگ، نرخ بیمه جنگی را به ۲۰ درصد ارزش محموله رسانده‌اند (در شرایط عادی ۰.۰۵ درصد است). عملاً هیچ مالک کشتی‌ای حاضر به پذیرش این ریسک نیست، مگر با اسکورت کامل نظامی که آن هم در شرایط آتش‌بس شکننده، غیرممکن است.
هر بار که یک پهپاد یا موشک به یک تاسیسات یا شناور برخورد می‌کند، بازار به مدت ۴۸ ساعت دچار ایست قلبی می‌شود. این نقض‌های مکرر نه‌تنها بازگشایی تنگه را به تعویق می‌اندازد، بلکه این پیام را به بازار القا می‌کند که «عادی‌سازی» یک توهم است. در این فضا، مفهوم «ریسک ژئوپلیتیک» بی‌معنا شده، زیرا بازار به «خرابه ژئوپلیتیک» تبدیل شده است.

سناریوهای تیره و تاریک‌تر
اگر آتش‌بس تا پیش از شهریور به یک صلح پایدار منجر نشود، جهان وارد قلمرویی ناشناخته خواهد شد. قیمت بنزین در اروپا و آسیا به بالای ۱۵ دلار در هر گالن خواهد رسید. این دیگر یک بحران تورمی نیست، یک «فروپاشی تحرک» است. هوانوردی غیرنظامی زمین‌گیر می‌شود، زنجیره تامین غذا و دارو گسسته می‌شود.
اگر نفت قابل معامله نباشد، دلارهای نفتی نیز معنایی ندارند. این امر نظام پترودلار را که ستون فقرات مالی جهانی است، به چالش می‌کشد. سرمایه‌گذاران به جای نفت، به فلزات گرانبها، آب و زمین‌های کشاورزی هجوم می‌برند.
تحلیل نهایی این سناریوی فرضی نشان می‌دهد که انسداد تنگه هرمز نه صرفاً یک بحران انرژی، که یک «رویداد انقراض اقتصادی» برای نظم جهانی مبتنی بر کربن است. ذخایر در حال اتمام، پایان سفته‌بازی کاغذی و آتش‌بسی که تنها پوششی برای ناتوانی در حل بحران است، همگی نشان می‌دهند که جهان تا شهریور، تنها چند قدم با پرتگاهی فاصله دارد که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون مشاهده نکرده است.


کد مطلب : 90790
موضوع : تحلیل
تاریخ : 1405/03/22-11:00

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙