هدررفت وحشتناک انرژی و ضرورت مسئولیتپذیری آحاد مردم و دولتمردان

بیتردید اقدام اول در سطح فردی و خانگی است یعنی بایستی از خودمان شروع کنیم. این اقدامات اگرچه کوچک به نظر میرسند، اما در مقیاس کلان اثرات شگرفی دارند:
این اقدامات را بر میشماریم؛
عایقکاری ساختمان: حدود ۳۰-۴۰ درصد از اتلاف انرژی در ساختمانها از طریق دیوارها، سقف و پنجرهها اتفاق میافتد. عایقکاری مناسب مهمترین قدم است.
استفاده از لوازم برقی با راندمان بالا: خرید یخچال، کولر، ماشین لباسشویی و ... با برچسب انرژی A و بالاتر.
مدیریت سرمایش و گرمایش: تنظیم ترموستات بر اساس نیاز واقعی، سرویس دورهی سیستمهای تهویه و استفاده از پنجرههای دو جداره.
خاموش کردن وسایل در حالت استندبای: وسایلی مانند تلویزیون، کامپیوتر و شارژرها حتی در حالت خاموش نیز برق مصرف میکنند. با جدا کردن از برق میتوان این "مصرف پنهان" را قطع کرد.
بهینهسازی در مصرف آب گرم: دوشهای کوتاهتر، تعمیر شیرآلات چکهکن و عایقکاری لولههای آب گرم.
پس از اقدامات فردی، بایستی اقداماتی در سطح ساختمانسازی و شهرسازی نیز صورت پذیرد که شامل موارد ذیل است؛
اجرای جدی مقررات ملی ساختمان: الزام سازندگان به رعایت اصول ساختمانسازی سبز و استفاده از مصالح با عایقبندی حرارتی مناسب.
توسعه ساختارهای فشرده شهری: طراحی شهرها به گونهای که نیاز به تردد با خودرو شخصی کاهش یابد (شهر انسانمحور نه ماشینمحور).
بازسازی و نوسازی شبکههای فرسوده: تلفات در شبکههای برق، آب و گاز کشور در برخی موارد بسیار بالا است. نوسازی این شبکهها یک سرمایهگذاری ضروری است.
پس از این موضوعات و الزامات، اقدامات در سطح صنعت و تولید بایستی در دستور کار قرار گیرد. این الزامات اینگونه بایستی اجرا گردد.
بازسازی واحدهای صنعتی فرسوده: بسیاری از کارخانهها با تکنولوژی چند دهه پیش کار میکنند و انرژی زیادی را هدر میدهند.
استفاده از سیستمهای بازیافت حرارت (Heat Recovery): بازیابی حرارت تلف شده از کورهها، دیگهای بخار و سایر فرآیندهای صنعتی و استفاده مجدد از آن.
انرژیهای تجدیدپذیر در صنعت: نصب پنلهای خورشیدی روی سقف کارخانهها برای تامین بخشی از برق مصرفی.
سیستمهای مدیریت انرژی (EMS): نصب این سیستمها برای پایش لحظهای مصرف و شناسایی نقاط پرت.
اما پس از اقدامان فردی، در سطح ساختمان و الزامات صنعت، نوبت به اقدامات در سطح کلان و سیاستگذاری ملی است که این بخش کلیدیترین و تاثیرگذارترین سطح است که شامل موارد ذیل می شود؛
هدفمندسازی یارانههای انرژی: قیمتگذاری حاملهای انرژی (برق، بنزین، گاز) بر اساس قیمت واقعی یا نزدیک به آن. وقتی انرژی برای مصرفکننده ارزان باشد، انگیزهای برای صرفهجویی وجود ندارد. درآمد حاصل از این کار را میتوان به صورت مستقیم به اقشار کمدرآمد بازگرداند یا در پروژههای بهینهسازی هزینه کرد.
سیاستهای تشویقی و تنبیهی: ارائه تسهیلات کمبهره به صنایع و خانوارها برای اجرای پروژههای بهینهسازی انرژی و وضع مالیات برای صنایع پرمصرف و آلاینده.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر: کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و توسعه سریع نیروگاههای خورشیدی، بادی و زمینگرمایی.
ارتقای فرهنگ عمومی: اجرای کمپینهای گسترده رسانهای برای آگاهیبخشی درباره اهمیت و روشهای صرفهجویی در انرژی.
ارتقای استانداردها: اجباری کردن استانداردهای سختگیرانهتر برای مصرف انرژی در تمامی محصولات و ساختمانها. به عنوان یک مثال ملموس می توان به سیستمهای گرمایشی مرکزی در ساختمانها اشاره کرد.
در بسیاری از ساختمانهای ایران، ساکنین هیچ کنترلی بر میزان گرمایش خود ندارند و دمای واحدها بسیار بالاست، به طوری که مجبور به باز کردن پنجره در زمستان میشوند که این یک «هدررفت وحشتناک» است و راه حل در نصب «کنترلکنندههای هوشمند دما» روی رادیاتورها و «سیستمهای توزیع هزینه گرمایش» است که به هر واحد اجازه میدهد دمای مطلوب خود را تنظیم و تنها بهای گرمایش مصرفی خود را پرداخت کند. این یک تکنولوژی ساده اما بسیار موثر است.
کلام پایانی و در نتیجهگیری موضوع بایستی گفت: مبارزه با هدررفت انرژی یک «جهاد اقتصادی و زیستمحیطی» است. هیچ راه حل واحدی به تنهایی کافی نیست. این کار نیازمند عزم ملی، مشارکت عمومی، سرمایهگذاری هدفمند و مهمتر از همه، اراده سیاسی برای اجرای سیاستهای اصلاحی است. شروع از سطح فردی و فشار برای تغییر در سطوح بالاتر میتواند این روند را شتاب بخشد و همه آحاد مردم و دولتمردان بایستی نقش خود را به خوبی در این مهم ایفا نمایند.
1404/09/08