کارت آزاد جایگاهها دیگر بینام نیست؛
آغاز عصر جدید مدیریت مصرف بنزین

بر اساس اطلاعیه شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، اجرای آزمایشی طرح «شناسهدار کردن کارتهای اضطرار» در ۵۴ جایگاه منتخب تهران آغاز شده است. در مدل جدید، متقاضی کارت بانکی خود را در دستگاه کارتخوان قرار میدهد و پس از احراز هویت، امکان استفاده از کارت اضطرار جایگاه را پیدا میکند. شرکت ملی پخش میگوید هدف این طرح، کاهش صف، افزایش شفافیت دادههای هویتی و مکانی، کاهش تصدیگری جایگاهداران، مدیریت مصرف و جلوگیری از انحراف سوخت است.
در نتیجه، آنچه تغییر کرده، «وجود کارت اضطرار» نیست؛ بلکه «بینام و نشان بودن استفاده از آن» است. در جایگاههای مشمول طرح، رمز ثابت ۱۱۱۱ کنار گذاشته شده و رمز یکبارمصرف پس از احراز هویت جایگزین آن شده است.
چرا دولت به سراغ کارت اضطرار رفته است؟
اهمیت این طرح زمانی روشنتر میشود که بدانیم به گفته شرکت ملی پخش، حدود ۴۰ درصد سوختگیری کشور از طریق کارتهای اضطرار جایگاهها انجام میشود. بنابراین کارت اضطرار دیگر یک ابزار صرفا پشتیبان برای مواقع فراموشی یا خرابی کارت شخصی نیست؛ بخش قابل توجهی از عملیات روزمره توزیع بنزین از این مسیر انجام میشود.
در مدل قبلی، یک کارت مشترک جایگاه میتوانست در اختیار تعداد زیادی از مصرفکنندگان قرار گیرد و رابطه مشخصی میان مصرف انجامشده و فرد استفادهکننده وجود نداشت. همین مسئله، از منظر مدیریت سوخت، یک خلا اطلاعاتی ایجاد میکرد: دولت میدانست چه مقدار بنزین از یک جایگاه یا کارت آزاد خارج شده، اما لزوما نمیتوانست مصرف را به یک شناسه مشخص نسبت دهد، اما طرح جدید این معادله را تغییر میدهد.
از این پس، حتی اگر سوخت از کارت جایگاه دریافت شود، مصرفکننده باید شناخته شود. در توضیحات قبلی مدیرعامل شرکت پالایش و پخش نیز آمده بود که کارت بانکی و سامانه مانا برای استعلام هویت و اتصال فرد به سوئیچ سهمیه مورد استفاده قرار میگیرند و اطلاعات مصرف قبلی فرد میتواند در سیاستگذاری مصرفی او لحاظ شود.
پایان دادن به «سوخت بیهویت»
مهمترین مزیت طرح را باید در ایجاد زنجیره اطلاعاتی مصرف دید.
در شرایطی که مصرف سوخت در ایران با مسئله ناترازی، قاچاق، اختلاف مصرف میان گروههای مختلف و محدودیت منابع مواجه است، سیاستگذار برای تصمیمگیری دقیق به داده نیاز دارد. کارت اضطرار قدیمی یکی از نقاطی بود که این زنجیره داده در آن ناقص میشد.
شناسهدار شدن کارت جایگاه میتواند این خلا را تا حد زیادی کاهش دهد؛ زیرا مشخص میشود چه فردی، در چه جایگاهی، چه میزان و در چه زمانی از کارت اضطرار استفاده کرده است.
این اطلاعات در صورت اتصال درست به سامانههای سهمیه و مصرف، میتواند برای تشخیص الگوهای غیرعادی مصرف، کنترل سوءاستفاده از کارتهای جایگاه و طراحی سیاستهای دقیقتر استفاده شود.
به بیان سادهتر، دولت از این پس فقط «بنزین فروختهشده» را نمیبیند؛ بلکه میتواند به سمت مشاهده «الگوی مصرفکننده» حرکت کند.
کاهش اختیار غیرشفاف جایگاهدار
یکی دیگر از اهداف رسمی طرح، رفع تصدیگری جایگاهداران اعلام شده است. پیش از این، کارت آزاد عملا تحت مدیریت جایگاه قرار داشت و نحوه دسترسی به آن میتوانست به شرایط هر جایگاه وابسته باشد.
مدیرعامل شرکت پالایش و پخش نیز پیشتر گفته بود با شناسهدار شدن کارت آزاد، اختیار کارت از جایگاهدار گرفته شده و به خود مردم منتقل میشود.
اگر این هدف در اجرا محقق شود، رابطه میان مصرفکننده و سامانه سوخت مستقیمتر خواهد شد و جایگاهدار از نقش تصمیمگیرنده درباره نحوه دسترسی به کارت آزاد فاصله میگیرد.
این موضوع میتواند اختلافات مربوط به محدودیتهای محلی کارتهای آزاد، نحوه تخصیص سوخت و مدیریت کارت توسط جایگاه را کاهش دهد.
زمینهسازی برای سیاستهای جدید مصرف
شاید مهمترین بخش طرح در آینده آشکار شود. وقتی مصرفکنندهای که با کارت اضطرار سوخت میگیرد شناسایی شود، امکان آن وجود دارد که سیاستگذار میزان مصرف او را در کنار سایر سوختگیریهایش مشاهده کند.
مدیرعامل شرکت پالایش و پخش پیشتر صراحتا از این موضوع سخن گفته بود که پس از احراز هویت، سیاست مصرفی متناسب با میزان مصرف فرد اعمال شود و حتی برای مصرفهای بالاتر، در آینده امکان ورود به پلکانهای قیمتی بالاتر مطرح شود.
بنابراین شناسهدار شدن کارت اضطرار را نباید صرفا یک تغییر فنی در پمپبنزین دانست. این طرح میتواند زیرساخت فنی اجرای سیاستهای آینده در حوزه سهمیه، نرخ و مدیریت مصرف باشد.
به عبارت دیگر، کارت اضطرار شناسهدار میتواند پلی میان کارت سوخت، کارت بانکی و نظام جدید مدیریت مصرف بنزین باشد.
فاصله میان «هدف هوشمندسازی» و «تجربه واقعی مردم در جایگاه»
مهمترین ریسک طرح، فاصله میان «هدف هوشمندسازی» و «تجربه واقعی مردم در جایگاه» است.
شرکت ملی پخش، خود اعلام کرده که طرح در مرحله آزمایشی است و اشکالات این مرحله باید بهتدریج برطرف شود.
این یعنی اگر سامانه احراز هویت، ارتباط بانکی، سوئیچ سهمیه یا دستگاههای جایگاه دچار اختلال شوند، ممکن است فرآیندی که قرار است سرعت سوختگیری را افزایش دهد، در عمل به یک مرحله اضافی و ایجاد صف تبدیل شود.
در روش قبلی، راننده کارت جایگاه را دریافت میکرد و با رمز ثابت عملیات را انجام میداد. در مدل جدید، یک مرحله احراز هویت و تبادل اطلاعات نیز به این فرآیند اضافه میشود.
بنابراین موفقیت طرح به یک شرط اساسی وابسته است: احراز هویت باید سریعتر و پایدارتر از فرایندی باشد که قرار است جایگزین کند.
وابستگی بیشتر به شبکه بانکی و ارتباطات
کارت اضطرار اساسا برای شرایطی طراحی شده بود که فرد کارت شخصی خود را ندارد. حالا استفاده از آن به کارت بانکی و زیرساخت احراز هویت وابسته میشود.
در چنین شرایطی پرسش مهم این است که اگر کارت بانکی فرد همراهش نباشد، کارت بانکی مشکل داشته باشد، ارتباط سامانه قطع شود یا دستگاه کارتخوان جایگاه دچار اختلال شود، تکلیف مصرفکننده چیست؟ برای یک سامانه ملی سوخت، این پرسش کوچک نیست.
کارت اضطرار باید دقیقا در شرایط اضطراری قابل اتکا باشد؛ بنابراین اگر سازوکار جدید آن را به چند حلقه فنی دیگر وابسته کند، لازم است برای هر حلقه، مسیر جایگزین و سناریوی اختلال تعریف شود.
حریم خصوصی و حکمرانی داده
این طرح یک دارایی مهم جدید برای سیاستگذار ایجاد میکند: داده مصرف سوخت افراد.
در مدل جدید، مصرف سوخت از یک تراکنش صرفا اقتصادی به تراکنشی قابل اتصال به هویت فرد تبدیل میشود. بنابراین لازم است دقیقا مشخص باشد چه دادهای جمعآوری میشود، چه نهادی به آن دسترسی دارد، چه مدت نگهداری میشود و استفاده از آن در چه چارچوبی مجاز است.
اصل «شناسهدار شدن» به خودی خود مسئلهای منفی نیست؛ اتفاقا برای مدیریت مصرف میتواند ضروری باشد. اما هرچه داده متمرکزتر و دقیقتر شود، اهمیت امنیت، محرمانگی و تعیین حدود دسترسی نیز بیشتر میشود. در این بخش، شفافیت مقررات به اندازه فناوری اهمیت دارد.
خانوار بدون خودرو؛ سری بدون کلاه!
یکی از نکات خبرهای منتشرشده درباره این طرح، عدم امکان استفاده از کارت آزاد برای خانوارهایی است که هیچیک از اعضای آنها مالک خودرو نیستند. این موضوع در گزارشهای منتشرشده درباره جزئیات طرح مطرح شده و به اتصال اطلاعات مالکیت خودرو به کد ملی اعضای خانوار مربوط میشود.
اما از منظر سیاستگذاری باید میان «کنترل سوءاستفاده» و «محدود کردن نیاز واقعی» تفکیک قائل شد.
ممکن است فردی مالک خودرو نباشد اما به دلایل مشروع و موقت، نیازمند سوختگیری خودروی دیگری باشد؛ بنابراین هرچه دامنه اجرای طرح گستردهتر شود، باید استثناهای منطقی و سازوکار اعتراض یا اصلاح اطلاعات نیز پیشبینی شود.
آیا این طرح مصرف بنزین را کاهش میدهد؟
پاسخ کوتاه این است: بهتنهایی نه لزوما. شناسهدار شدن کارت اضطرار میتواند مصرف را قابل اندازهگیریتر و مدیریتپذیرتر کند، اما خودِ ثبت هویت به معنی کاهش مصرف نیست.
کاهش واقعی مصرف زمانی رخ میدهد که اطلاعات جمعآوریشده به سیاست مشخصی متصل شود؛ مثلا سهمیهبندی دقیقتر، قیمتگذاری پلکانی، کنترل مصرف غیرعادی، توسعه حملونقل عمومی یا سیاستهای تشویقی برای کاهش مصرف. بنابراین باید میان «شفافیت مصرف» و «کاهش مصرف» تفاوت گذاشت.
این طرح در وهله نخست ابزار شفافیت و مدیریت است؛ اثر آن بر میزان واقعی مصرف به سیاستهایی بستگی دارد که در مرحله بعد روی این زیرساخت سوار میشوند.
تاثیر بر قاچاق سوخت
این طرح میتواند یکی از حلقههای مقابله با انحراف مصرف باشد، اما نباید انتظار داشت به تنهایی مسئله قاچاق را حل کند.
اگر مصرف هر فرد قابل ردیابی شود، امکان شناسایی برخی الگوهای غیرعادی افزایش مییابد. اما قاچاق سوخت زنجیرهای چندمرحلهای دارد و علاوه بر مصرفکننده، به اطلاعات حملونقل، جایگاه، انبار، مسیر توزیع و مقصد نهایی نیاز دارد.
بنابراین ارزش واقعی دادههای کارت اضطرار زمانی مشخص میشود که با سایر دادههای زنجیره توزیع سوخت یکپارچه شود.
از این منظر، حذف رمز ۱۱۱۱ صرفا نوک کوه یخ است. اصل تحول، جایگزینی یک «کارت عمومی» با یک «تراکنش شناسهدار» است.
در مدل قدیمی، پرسش اصلی این بود که «کدام کارت جایگاه استفاده شده است؟»
در مدل جدید، پرسش میتواند به این تبدیل شود که «چه کسی، در کجا و چه میزان از سوخت اضطرار استفاده کرده است؟»
این تغییر برای سیاستگذار بسیار مهم است؛ زیرا وقتی مصرفکننده شناخته شود، امکان اعمال سیاستهای متفاوت بر اساس میزان مصرف نیز فراهم میشود.
به همین دلیل، شناسهدار شدن کارتهای اضطرار را باید بخشی از روند بزرگتر هوشمندسازی نظام سوخت دانست، نه صرفا تغییر رمز کارت جایگاه.
سه دستاورد و سه چالش این طرح
طرح جدید سه دستاورد بالقوه مهم دارد: افزایش شفافیت مصرف، کاهش امکان سوءاستفاده از کارتهای عمومی و فراهم کردن زیرساخت لازم برای سیاستگذاری دقیقتر در حوزه بنزین.
در مقابل، سه چالش اصلی نیز دارد: احتمال افزایش زمان سوختگیری در صورت اختلال، وابستگی بیشتر به زیرساخت بانکی و ارتباطی و ضرورت تعیین چارچوب روشن برای حفاظت از دادههای هویتی و مصرفی مردم.
بنابراین معیار موفقیت این طرح فقط این نیست که رمز ۱۱۱۱ حذف شود یا کارتهای بیشتری شناسهدار شوند. معیار اصلی این است که در نهایت آیا سوختگیری برای مردم سریعتر و قابل اتکاتر میشود، اطلاعات مصرف برای سیاستگذار دقیقتر میشود و در عین حال دسترسی افراد واجد شرایط به سوخت اضطراری مختل نمیشود یا خیر.
۵۴ جایگاه تهران اکنون عملا آزمایشگاه این مدل جدید هستند. اگر مرحله آزمایشی بتواند بدون ایجاد صف، اختلال یا پیچیدگی برای مردم اجرا شود، میتوان انتظار داشت کارت اضطرار از یک ابزار عمومی و بینام به یکی از اجزای مهم نظام هوشمند مدیریت مصرف سوخت تبدیل شود؛ اما اگر زیرساخت فنی و فرایند احراز هویت متناسب با حجم بالای مراجعهکنندگان آماده نباشد، همین طرح میتواند در نقطهای که هدفش تسهیل سوختگیری است، به عامل جدیدی برای کندی خدمات تبدیل شود.
1405/07/10