logo
1405/05/22
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

تنگه هرمز و ذخایر غیرقابل باور خالی؛

جهان نفت در آستانه آزمون بزرگ

جهان نفت در آستانه آزمون بزرگ

آژانس بین‌المللی انرژی این اختلال را بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار نفت توصیف کرده و اعلام کرده است که جریان نفت از هرمز در ماه‌های مارس تا مه به‌طور متوسط به تنها ۲.۷ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است.
اما اهمیت تحولات اخیر تنها در کاهش صادرات نفت خلیج‌فارس نیست. مسئله مهم‌تر این است که حاشیه امن بازار نفت در حال فرسوده شدن است؛ ذخایر اضطراری کشورها مصرف شده، ظرفیت‌های جایگزین محدود است و تولیدکنندگان خارج از منطقه نیز نمی‌توانند برای مدت طولانی تمام کسری ایجادشده را جبران کنند.
در این میان، وضعیت ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به‌طور ویژه‌ای قابل توجه است. ذخایر استراتژیک نفت که یکی از مهم‌ترین ابزارهای واشنگتن برای مقابله با شوک‌های نفتی محسوب می‌شود، در هفته منتهی به ۳ ژوئیه به حدود ۳۱۹.۵ میلیون بشکه رسید که پایین‌ترین سطح از آوریل ۱۹۸۳ تاکنون است.
این عدد به‌تنهایی شاید برای افکار عمومی چندان معنادار نباشد، اما در بازار نفت یک پیام روشن دارد: بخشی از مهم‌ترین سپر دفاعی جهان در برابر شوک عرضه، دیگر آن قدرت سابق را ندارد.
تنگه هرمز؛ گلوگاه ۲۰ میلیون بشکه‌ای
اهمیت تنگه هرمز از این واقعیت ناشی می‌شود که بخش بزرگی از نفت تولیدشده در عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات و ایران برای رسیدن به بازارهای جهانی ناچار به عبور از این آبراه است.
بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور کرده است. ظرفیت مسیرهای جایگزین بسیار محدودتر است و خطوط لوله عربستان به دریای سرخ و خط لوله امارات به فجیره مجموعاً تنها حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت جایگزینی دارند.
به همین دلیل، حتی اگر تمام مسیرهای جایگزین با حداکثر ظرفیت کار کنند، نمی‌توانند در صورت اختلال جدی و طولانی‌مدت در هرمز، کل حجم نفت ازدست‌رفته را جبران کنند.
این همان نقطه‌ای است که «تنگه هرمز» را از یک مسئله منطقه‌ای به یک مسئله جهانی تبدیل می‌کند.
از آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان در اواخر فوریه، بازار نفت چند مرحله متفاوت را پشت سر گذاشته است.
در مرحله نخست، بازار با شوک اولیه مواجه شد. کاهش شدید تردد نفتکش‌ها و نگرانی از توقف صادرات خلیج‌فارس، قیمت نفت را به سرعت بالا برد و دولت‌ها را به سمت آزادسازی ذخایر استراتژیک سوق داد.
در مرحله دوم، بازار تلاش کرد خود را با واقعیت جدید تطبیق دهد. تولیدکنندگان خارج از خلیج‌فارس، از آمریکا گرفته تا برزیل و کانادا، تلاش کردند بخشی از کسری را جبران کنند. همزمان، مسیرهای جایگزین صادراتی در عربستان و امارات با ظرفیت بیشتری مورد استفاده قرار گرفتند.
آژانس بین‌المللی انرژی در ماه مه اعلام کرد که تولید جهانی نفت در آوریل ۲۰۲۶ با کاهش ۱.۸ میلیون بشکه‌ای به ۹۵.۱ میلیون بشکه در روز رسیده و تولید کشورهای خلیج‌فارس که از بسته‌شدن هرمز آسیب دیده‌اند، حدود ۱۴.۴ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ بوده است.
مرحله سوم، تلاش برای آتش‌بس و بازگشایی هرمز بود. توافق موقت ژوئن این امید را ایجاد کرد که جریان نفت و گاز به تدریج به وضعیت عادی بازگردد، اما این امید دوام زیادی نداشت.
در ماه ژوئیه، تشدید دوباره درگیری‌ها و تهدید به محاصره سواحل ایران، بازار را مجدداً ملتهب کرد. قیمت نفت برنت در ۱۳ ژوئیه بیش از ۹ درصد جهش کرد و به بالای ۸۳ دلار رسید.
اکنون در میانه‌های ماه اوت، مذاکرات غیرمستقیم برای بازگشایی تنگه هرمز ادامه دارد، اما تردد کشتی‌ها همچنان به‌شدت پایین‌تر از سطح عادی است. بر اساس گزارش‌ها در روزهای گذشته تنها تعداد انگشت‌شماری کشتی از تنگه عبور کرده‌اند؛ در حالی که پیش از جنگ این رقم حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی در روز بود. این فاصله، گویای عمق بحران است.
از سوی دیگر یکی از جذاب‌ترین اما در عین حال گمراه‌کننده‌ترین روایت‌های این روزهای بازار نفت، بحث «تمام شدن ذخایر نفت آمریکا» است.
آمریکا نفت زیرزمینی خود را از دست نداده و ذخایر اثبات‌شده نفت‌خام و میعانات این کشور در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۴۶ میلیارد بشکه بوده است. حتی تولید نفت آمریکا در سال ۲۰۲۵ به رکورد تاریخی ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز رسید.
مسئله، ذخایر استراتژیک قابل استفاده در شرایط اضطراری است.
واشنگتن و کشورهای متحد برای مقابله با بحران عرضه، بزرگ‌ترین آزادسازی هماهنگ‌شده ذخایر اضطراری نفت را به اجرا گذاشتند؛ در چارچوب این برنامه، حدود ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر آزاد شد. نتیجه، کاهش شدید سطح ذخایر استراتژیک بود؛ به‌گونه‌ای که این ذخیره در اوایل ژوئیه به حدود ۳۱۹.۵ میلیون بشکه رسید.
این موضوع یک تناقض بزرگ ایجاد کرده است: آمریکا از یک سو بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است و از سوی دیگر، ذخیره اضطراری آن در پایین‌ترین سطح چند دهه اخیر قرار گرفته است.
این دو گزاره در ظاهر متناقض‌اند، اما در واقع مکمل یکدیگرند.
تولید بالا به معنای مصونیت در برابر شوک‌های جهانی نیست. نفت آمریکا بخشی از بازار جهانی است و پالایشگاه‌های این کشور نیز به انواع خاصی از نفت‌خام نیاز دارند. ضمن اینکه افزایش تولید نفت‌شیل نمی‌تواند در چند هفته، جایگزین میلیون‌ها بشکه نفتی شود که به دلیل بحران تنگه هرمز از بازار حذف شده‌اند.
بنابراین، آنچه کاهش یافته، نه «نفت آمریکا» بلکه توان مانور دولت آمریکا برای پاسخ فوری به یک شوک بزرگ دیگر است.

چرا ذخایر خالی‌شده مهم‌تر از قیمت نفت است؟
بازار نفت تنها با میزان تولید روزانه کار نمی‌کند؛ موجودی انبارها و ذخایر اضطراری نیز نقش ضربه‌گیر دارند.
اگر عرضه نفت برای چند هفته کاهش پیدا کند اما ذخایر تجاری و استراتژیک بالا باشند، بازار می‌تواند با آزادسازی موجودی‌ها شوک را جذب کند.
اما اگر همزمان با اختلال عرضه، ذخایر نیز پایین باشند، کوچک‌ترین اختلال جدید می‌تواند اثر بسیار بزرگ‌تری بر قیمت‌ها بگذارد. این دقیقاً همان چیزی است که امروز بازار با آن مواجه است.
آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که مجموع کاهش عرضه نفت تولیدکنندگان خاورمیانه از زمان آغاز بحران از ۱.۳ میلیارد بشکه فراتر رفته است.
بنابراین مسئله فقط این نیست که «چند میلیون بشکه در روز» از بازار کم شده است؛ مسئله این است که این کسری طی چند ماه انباشته شده و همزمان بخشی از ذخایر اضطراری جهان نیز مصرف شده است.
چرا قیمت نفت هنوز به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسیده است؟
این شاید مهم‌ترین پرسش باشد. اگر تنگه هرمز تا این اندازه اهمیت دارد و صادرات منطقه تا این حد کاهش یافته، چرا قیمت نفت هنوز در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار قرار دارد؟ پاسخ را باید در چند عامل جست‌وجو کرد.
نخست، تولیدکنندگان خارج از منطقه بخشی از کسری را جبران کرده‌اند.
دوم، رشد تقاضای جهانی نفت آن‌قدر قدرتمند نیست که تمام شوک عرضه را به افزایش انفجاری قیمت تبدیل کند.
سوم، بخشی از مصرف‌کنندگان بزرگ، به‌ویژه در آسیا، از ذخایر خود استفاده کرده‌اند.
چهارم، بازار همچنان احتمال بازگشایی تنگه هرمز را در قیمت‌ها لحاظ می‌کند.
و پنجم، قیمت نفت آینده‌نگر است؛ یعنی معامله‌گران فقط وضعیت امروز را نمی‌بینند، بلکه احتمال پایان بحران در هفته‌ها و ماه‌های آینده را نیز در قیمت لحاظ می‌کنند.
به همین دلیل، خبر پیشرفت مذاکرات ایران و عمان می‌تواند قیمت نفت را پایین بیاورد و خبر شکست مذاکرات، حتی در شرایطی که هنوز هیچ بشکه جدیدی از بازار کم نشده، باعث جهش قیمت شود.
هفته گذشته نیز برنت در محدوده ۸۷ تا ۸۸ دلار معامله شد و بازار عملاً بین دو سناریوی «بازگشایی هرمز» و «تداوم بحران» در نوسان است.
سناریوی اول؛ بازگشایی تنگه هرمز و سقوط موقت قیمت
محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت، دستیابی به یک توافق محدود برای برقراری کشتیرانی است.
گزارش‌های اخیر از پیشرفت مذاکرات میان ایران و عمان حکایت دارد و حتی مقام‌های آمریکایی از احتمال توافق سخن گفته‌اند. اگر چنین توافقی عملیاتی شود، بازار احتمالاً واکنش بسیار سریعی نشان خواهد داد.
در این سناریو، نفت می‌تواند ابتدا به سمت محدوده ۷۵ تا ۸۰ دلار حرکت کند و در صورت بازگشت واقعی جریان صادرات، حتی پایین‌تر برود.
اما یک نکته مهم وجود دارد: بازگشایی تنگه هرمز الزاماً به معنای بازگشت فوری بازار به شرایط پیش از جنگ نیست.
کشتی‌ها، شرکت‌های بیمه، مالکان نفتکش‌ها و خریداران آسیایی برای بازگشت به وضعیت عادی به زمان نیاز دارند. همچنین بخشی از ظرفیت تولیدی منطقه ممکن است به دلیل ماه‌ها اختلال و آسیب، بلافاصله قابل بازگشت نباشد.
بنابراین حتی در صورت توافق، احتمالاً بازار برای مدتی با «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک» بالاتری نسبت به گذشته فعالیت خواهد کرد.
سناریوی دوم؛ ادامه وضعیت نیمه‌باز و نیمه‌بسته
این سناریو از نظر اقتصادی شاید خطرناک‌تر از بسته‌شدن کامل باشد. در این وضعیت، تنگه هرمز به‌طور رسمی کاملاً بسته نیست، اما تردد نفتکش‌ها محدود، پرریسک و پرهزینه باقی می‌ماند.
نتیجه چنین وضعیتی می‌تواند نفت ۸۰ تا ۱۰۰ دلاری، هزینه بالای بیمه و حمل‌ونقل و فشار مستمر بر بازار گاز باشد.
این همان وضعیتی است که اکنون نشانه‌هایی از آن دیده می‌شود. شرکت‌های کشتیرانی هنوز با ریسک امنیتی و بیمه‌ای مواجه‌اند و مذاکرات درباره سازوکار عبور کشتی‌ها نیز هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است.
سناریوی سوم؛ بازگشت جنگ و شوک دوم
بدترین سناریو، شکست کامل مذاکرات و ورود بحران به مرحله‌ای جدید است. در این صورت، بازار دیگر فقط با کاهش عرضه مواجه نخواهد بود؛ بلکه با فرسایش ذخایر، کاهش ظرفیت مازاد و افزایش ریسک حمل‌ونقل نیز روبه‌رو خواهد شد.
در چنین شرایطی، عبور نفت برنت از ۱۰۰ دلار چندان دور از ذهن نیست و در صورت آسیب جدی به زیرساخت‌های تولید یا صادرات کشورهای منطقه، حتی قیمت‌های بسیار بالاتر نیز می‌تواند روی میز قرار گیرد.
نکته مهم‌تر این است که ذخایر استراتژیک آمریکا دیگر مانند گذشته ظرفیت جذب شوک را ندارد. این یعنی اگر بحران جدیدی رخ دهد، واشنگتن ناچار است بین آزادسازی بیشتر ذخایر ــ با خطر کاهش بیشتر حاشیه امنیت ــ و تحمل قیمت‌های بالاتر یکی را انتخاب کند.
مسئله پنهان‌تر: گاز
در تحلیل بحران تنگه هرمز نباید نفت باعث شود گاز فراموش شود.
تنگه هرمز تنها مسیر عبور نفت نیست؛ بخش مهمی از LNG قطر و امارات نیز از همین مسیر به بازارهای جهانی می‌رسد.
آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که اختلال در تردد از تنگه هرمز از ابتدای مارس، عرضه LNG قطر و امارات را بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش داده است.
اروپا اکنون یکی از مناطقی است که از این مسئله آسیب می‌بیند. در آلمان، پرشدگی ذخایر گاز در اوایل اوت حدود ۴۸ درصد گزارش شده و شرکت یونیپر هشدار داده است که تداوم بسته‌بودن هرمز می‌تواند قیمت گاز را در محدوده ۵۰ تا ۶۰ یورو به ازای هر مگاوات‌ساعت نگه دارد.
بنابراین تنگه هرمز در حال تبدیل‌شدن به یک بحران چندلایه انرژی است: نفت، گاز، حمل‌ونقل، بیمه، پتروشیمی، کود و در نهایت تورم.
آینده بازار نفت؛ نفت ارزان گذشته دیگر تضمین‌شده نیست
حتی اگر تنگه هرمز در هفته‌های آینده باز شود، بازار نفت احتمالاً وارد دوره‌ای متفاوت خواهد شد.
تا پیش از بحران، بسیاری از تحلیل‌ها بر این فرض استوار بودند که رشد تولید آمریکا، افزایش ظرفیت برخی تولیدکنندگان و رشد نسبتاً محدود تقاضا، بازار را با عرضه کافی مواجه خواهد کرد. بحران ۲۰۲۶ نشان داد این تصویر بیش از اندازه خوش‌بینانه بوده است.
بازار نفت در یک لحظه می‌تواند با حذف بخش بزرگی از عرضه مواجه شود، در حالی که ظرفیت جایگزین محدود است.
از سوی دیگر، ذخایر اضطراری آمریکا نیز اکنون در وضعیتی قرار دارد که بازسازی آن به زمان نیاز خواهد داشت. واشنگتن حتی اگر بخواهد خرید گسترده برای بازسازی ذخایر استراتژیک را آغاز کند، نمی‌تواند صدها میلیون بشکه را در مدت کوتاهی وارد مخازن کند.
به همین دلیل، حتی پس از پایان بحران نیز یک دوره بازسازی ذخایر در پیش خواهد بود؛ دوره‌ای که خود می‌تواند به تقاضای اضافی برای نفت تبدیل شود و از قیمت‌ها حمایت کند.
جهان دیگر همان جهان قبل نیست
تنگه هرمز ممکن است فردا یا چند هفته دیگر باز شود. مذاکرات ایران و عمان در جریان است و حتی مقام‌های آمریکایی از احتمال توافق سخن گفته‌اند. اما مسئله اصلی بازار نفت فراتر از باز یا بسته بودن یک آبراه است.
بحران پنج‌ماهه اخیر نشان داد که امنیت انرژی جهان به چند گلوگاه محدود وابسته است و در صورت اختلال، ظرفیت‌های جایگزین به‌سرعت پاسخگو نیستند.
از سوی دیگر، آمریکا که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان است، برای مقابله با این بحران بخش بزرگی از ذخیره استراتژیک خود را مصرف کرده و سطح مخازن آن به پایین‌ترین میزان در بیش از چهار دهه رسیده است.
و شاید همین مهم‌ترین پیام بحران تنگه هرمز باشد:
بازار جهانی نفت دیگر فقط با میزان تولید روزانه کشورها تعیین نمی‌شود؛ میزان ذخایر، ظرفیت مازاد، مسیرهای جایگزین و امنیت کشتیرانی نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده‌اند.
اگر تنگه هرمز باز شود، احتمالاً بازار برای مدتی نفس خواهد کشید؛ اما اگر بحران دوباره شعله‌ور شود، جهان نفت وارد مرحله‌ای خواهد شد که در آن ذخایر استراتژیک پایین، ظرفیت جایگزین محدود و عرضه شکننده، دست‌به‌دست هم می‌دهند.
در چنین شرایطی، نفت ۱۰۰ دلاری دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست؛ بلکه می‌تواند به سقفی موقت در مسیری تبدیل شود که در صورت وقوع شوک جدید، سقف‌های بالاتری نیز برای آن متصور است.
از همین منظر، تنگه هرمز امروز فقط یک تنگه جغرافیایی نیست؛ دماسنج امنیت انرژی جهان است.


کد مطلب : 100824
موضوع : اخبار نفتی
تاریخ : 1405/05/22-12:59

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙