گفتوگو با مهندس مقیمی مدیر پشتیبانی شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی؛ (بخش دوم)
جهش خیرهکننده صنعت پتروشیمی در گرو خودباوری و همافزایی نسل قدیم و جدید است

آقای مهندس، میخواهم اگر امکانش هست یک نظر مقایسهای داشته باشم بین نقش حال حاضر شرکت پژوهش و فناوری و جایگاهش در کل کشور، در مقایسه با پژوهشگاه نفت یا پژوهش و فناوری پالایش و پخش یا گاز. این نقش به چه شکلی است؟
پژوهش و فناوری پالایش و پخش و گاز بیشتر مدیریتی هستند؛ یعنی میآیند یک سری عنوانهایی را برای خودشان تعریف میکنند و بعد آنها را کاملاً برونسپاری میکنند. خودشان کار پژوهشی انجام نمیدهند و امکاناتی هم برای این قضیه ندارند. پژوهشگاه نفت خیلی گسترده است و امکانات زیادی هم دارد. ما هم با آنها همکاری خیلی خوب و زیادی داریم که جدیداً هم بیشتر شده است. فقط یک تفاوت عمده که ما با آنها داریم این است که من فکر میکنم ما در صنعت بهتر عمل کردیم. به لحاظ دستاوردها و اینکه مجموعه ما خیلی کوچکتر از مجموعه آنهاست و امکانات ما خیلی کمتر از آنهاست، ولی به نسبت، ما ورود خیلی بیشتری توانستیم در صنعت داشته باشیم. نمیخواهم بگویم پژوهش و فناوری صددرصد پیشگام هست. به نظرم این رشد در همه قسمتها متناسب نبود و یک تغییراتی لازم است که به صورت ایدهآلتر پیش برویم. یک موضوع دیگر هم که میشود دنبال کرد، همافزایی بین شرکتهای پژوهشی و موسسات پژوهشی در وزارت نفت و بیرون از آن است .
پس پیشنهاد شما ایجاد همافزایی است؟
بله! همافزایی بیشتر. بهویژه در زمینه تبدیل نفت به مواد شیمیایی که به آن COTC میگویند و به آن مجموعه پتروپالایشی جدید گفته میشود. یک مثلثی هست که تعریف میکند پتروپالایشگاه یعنی چه و سطوح مختلف آن چیست. سطوح پاییناش که همان پتروشیمی برای خودش جداست و پالایشگاه هم جداست. بعد که بالاتر میآید، واحدهای الفین از خوراک پالایشگاهها استفاده میکنند و واحدهای آروماتیک اضافه میشود. ولی آن COTC که میگویم فرآیندهای جدیدی است که دیگر آن مراحل میانی را ندارد و میآید نفت را مستقیماً توسط آن فرآیندها تبدیل به مواد شیمیایی میکند که ارزش افزوده بالاتری نسبت به سوخت دارند. این را میشود دنبال کرد و مجموعه پتروپالایش را واقعاً ایجاد کرد که الان توسط این پتروپالایشگاههای خصوصی فعالیتهایی انجام شده است، ولی در این جهت نیست و بیشتر در جهت سطوح پایینتر است. COTC جدیدترین تعریف از پتروپالایش است. با یک همافزایی میشود وارد این مقوله شد و آن را توسعه داد. استفاده از شرکتهای دانشبنیان و شرکتهای مهندس مشاور به عنوان پاییندست پژوهش و فناوری که ما الان داریم انجام میدهیم. ما الان با شرکت EIED وارد مذاکره شدیم و داریم انجام میدهیم که در قسمت لایسنس ما باشیم و با تعاملاتی که با هم داریم، آنها بحث مهندسی و اجرا را انجام دهند. منتهی این تعامل که وجود داشته باشد باعث همافزایی میشود و دستیابی به دانشهای فنی و بهبود آنها را آسانتر میکند.
این همکاری با شرکت EIED که زیرمجموعه شرکت OIEC است، به این شکل است که شما دانش فنی و لایسنس را میدهید و بعد در اجرا میروید تا بتوانید یک سری دستاوردهایی در زمینه پتروپالایشگاهی کسب کنید. این یک کار جدید و خیلی خوب است.
همینطور است. در ارتباط با دستاوردها، ما توانستیم لایسنسهایمان مثلاً لایسنس متانول، کاتالیست متانول و کاتالیست آمونیاک را در مرحله صنعتی و بارگذاری در صنایع پیش ببریم.
کشور ما یکی از بزرگترین تولیدکنندگان آمونیاک و متانول در آسیا و دنیاست که هم دانش فنی فرآیندهایش را داریم و هم کاتالیستهایش را هم خودمان تولید میکنیم.
لیسانس فرآیند تولید آمونیاک را ما مشترکا با شرکت هدکو که یک شرکت مهندسی مشاور است ارائه کردهایم.
باز موارد دیگری هم بوده است. ما تا حالا چندین لایسنس و کاتالیست به شرکتهای هلدینگ باختر واگذار کردهایم که یکیشان هم همین کاتالیست برای تولید پلیاتیلن است.
آقای مهندس، اگر از شما بخواهم به عنوان یکی از مدیران باسابقه، یک نکته خطاب به همراهان و همردههای قدیمی خودتان بگویید، چه میگویید؟ دو تا نکته میخواهم: یکی خطاب به همکاران و همسابقههای خودتان در صنعت نفت و پتروشیمی و یکی هم خطاب به نسل جوان.
من فکر میکنم که اینها میتوانند دو بال باشند برای پژوهش و فناوری؛ نسل قدیم و نسل جدید. تجربه و دانش نسل قدیم بهاضافه نیروی جوانی، انگیزه و دانش بهروز نسل جوان. اینها واقعاً میتوانند کنار هم قرار بگیرند و در صنعت ما یک تحول ایجاد کنند. تا حدودی هم شده است، ولی خیلی بیشتر از این نیاز است. کمکم تجربیات و دانش نسل قدیم در پستوی خانهها قرار میگیرد و نیروی جدید هم همه تلاشش را میکند اما به آنچه که میخواهد خیلی نمیرسد، چون راه برایش روشن نیست. یکی از دانشمندان ما که در دانش کاتالیست متانول جزء موثرترینها بود، چند سال پیش در یکی از مجتمعها رفته و راکتورها را دیده بود. بعد که آمده بود میگفت خیلی جالب است، من اصلاً نمیدانستم که راکتور این شکلی است. دیدن آنجا و صحبت کردن با نفراتی که در آنجا هستند و مشکلاتش را میدانند، نقاط ضعف و قوت همین کاتالیستی که تولید شده را، تجهیزاتی که طراحی و ساخته و نصب شده را کسانی که آنجا هستند لمس کردهاند و میتوانند تجربیاتشان را به محققین ما منتقل کنند. این شکلی به آنها ایده داده میشود که بتوانند کارهایشان را بهتر انجام دهند. ببینید خارجیهایی که میآمدند اینجا و من خودم در راهاندازی با آنها سروکار داشتم، کسانی بودند که هیچ تجربه صنعتی نداشتند و صرفاً در بحث لایسنس کار میکردند. وقتی ما با آنها صحبت میکردیم، هر پیشنهادی که ما میدادیم میدیدیم بلافاصله یادداشت میکردند و ما میدیدیم که آنها را در پلنت بعدی اجرا کردند.
آن زمان خیلی راحت به لایسنسور دسته سوم اروپایی اعتماد میکردیم، بعد میدیدیم که لایسنس مشکل دارد. با استفاده از تجربیات، پیشنهادها و راهحلهای صنعتگرهای ما مشکلاتش حل و تبدیل میشد به یک لایسنسور دسته اول.
آنها از امکانات، سرمایه و تجربیات نیروی انسانی ما استفاده و رشد و ارتقا پیدا میکردند و ما همچنان وابسته بودیم و برای پلنت مشابه بعدی از آنها لیسانس، کاتاللیست و مواد شیمیایی میخریدیم!
لطفاً یک پیام، یک درخواست به مدیران ارشد پتروشیمی و نفت بدهید؛ خطاب به مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی و وزیر نفت. شما به عنوان یک مدیر که الان این بخش را در دست دارید، یک انتظار که از مقامات دارید را بیان کنید.
با توجه به اینکه خودم در صنعت و راهاندازی بودم و با مسائل فنی آشنا هستم و در پژوهش هم بودم، به آنها می گویم که باور کنید ما میتوانیم. خود مقامات به این موضوع اعتقاد دارند، ولی زیرمجموعهها هنوز به این باور نرسیدهاند؛ مثلاً مجتمعهای پتروشیمی. این باید جا بیفتد. همانطور که برای تجهیزات ساخت داخل اجازه خرید مشابه خارجی را نمیدهند، برای دانش فنی هم این موضوع باید کاملاً اجرا شود. کسانی که قانون را مینویسند، فکر میکنم از دانش فنی ادراک درستی ندارند. الزام شرکتها به اخذ تاییدیه شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی میتواند کمککننده راه باشد و تا حدودی هم جاری شده است، ولی باز هم جا دارد و یک ایرادهایی دارد که باید برطرف شود.
آیا این ایرادها متاثر از خصوصیسازی و گسترده و پخش شدن شرکتها بوده است؟
بله. چون ما یک زمانی انسجام خوبی داشتیم در مجتمعها، به لحاظ دولتی بودن. این الان خودش یک مانع شده است. منتهی از آن طرف هم باید قبول کنیم که شرکتها و موسسات دولتی آن لَختی و اینرسی خودشان را دارند و آن پویایی لازم را ندارند. ما الان دستمان خیلی بسته است، بهخصوص در مسائل خرید و مالی. یک سری سامانههای خاص را گذاشتهاند، یک سری قوانین و مقررات خاص وضع کردهاند. محدودیتهای قانونی ایجاد میکند که من برای خرید یک جنس مجبورم سه برابر قیمت از سامانه مشخصی بخرم، در صورتی که بیرون خیلی راحتتر میتوانم با قیمت بسیار کمتر و حتی کیفیت بالاتر خرید کنم. ولی قوانین دست و پای ما را بسته است. قوانین نیازمند بازنگری در جهت تسهیل است. حداقل برای شرکتهای پژوهشی به نظر من باید این تسهیلات را ایجاد کنند. صنایع دفاع فکر میکنم هر جنسی را که بخواهند بخرند به راحتی میتوانند بخرند، ولی ما این محدودیت را داریم. الان میگویند دولتی هستیم و نمیشود. هر کاری که میخواهیم بکنیم فوری یک قانون جلویش میگذارند که نه، نمیشود. و وقتی بخواهیم محصولی را و دستاوردی را بفروشیم، با موانع و قوانین دست و پا گیر زیادی روبهرو میشویم.
صحبتی با وزیر ندارید؟ چون ایشان هم در این ایام خیلی به پتروشیمی توجه داشتند و چندین بار در نشستها حاضر شدند.
من فکر میکنم الان که این جنگ اتفاق افتاده و صنعت پتروشیمی آسیبهایی دیده، اهمیت پتروشیمی برای کشور و برای وزارت نفت بیشتر مشخص شده است. پس برای اعتلای این صنعت و بومی سازی آن به شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی توجه بیشتری بشود برای تسریع بومیسازی نیاز به ایجاد بسترهای قانونی و مقرراتی داریم شرکت ما در زمینه پژوهش، فناوری و بومیسازی دانش فنی پیشرو است اما متاسفانه بهدلیل شرکت دولتی بودن با مشکلات قانونی زیادی مواجه است، از ما خواستهاند که خودگردان و درآمدزا باشیم، اما اگر سود و درآمدی داشته باشیم باید آن را به دولت بدهیم و نمیتوانیم از آن برای توسعه کارمان استفاده کنیم، نه دانشبنیان محسوب میشویم، نه دانشگاه و نه پژوهشگاه. بنابراین شرکتها در قراردادهایشان با ما، نمیتوانند از مزایای قانون جهش تولید دانشبنیان استفاده کنند و از طرفی ما هم به دلیل ایراداتی که سازمان امور مالیاتی میگیرد نمینوانیم از قانون اعتبار مالیاتی استفاده کنیم.
خلاصه ما در زمینه ایجاد زیرساخت، خریدها، ساخت تجهیزات، تولید و فروش محصولات دانشبنیان خودمان و عرضه دانشهای فنی به مشتریان با محدودیت مواجهیم و حل این مشکلات مستلزم کمک نهادهای بالادستی و قانونگذار است.
آقای وزیر هم همدلی خوبی نشان دادند.
دقیقاً همینطور بوده و انتظار داریم این همدلی بیشتر شود. واقعاً صنعت پتروشیمی میتواند ایران را خیلی ارتقا دهد. ببینید الان ما ۸ درصد از گازی که در ایران تولید میشود را در پتروشیمی استفاده میکنیم. مابقی گاز را به راحتی میسوزانیم، در صورتی که میتوانیم ارزشافزودههای خیلی بالایی از آن کسب کنیم. یک موضوع اینکه من فکر میکنم رشدمان در صنعت پتروشیمی عرضی بوده است و به آن زنجیره ارزش خیلی توجه نکردهایم.
رشد طولی نبوده، عرضی بوده است؟
بله. زنجیره ارزش که الان دیگر باید آن را شبکه ارزش بنامیم، بیشتربه صورت عرضی حرکت کرده، گرچه هنوز هم در خیلی جاها کمبود داریم و همین رشد هم متناسب نبوده است.
با توجه به اینکه در جنگ، واحدهای گازی ما هم آسیب دیدهاند و احتمال کمبود گاز داریم، فکر میکنید امکان تأمین ۸ تا ۹ درصد خوراک مورد نیاز پتروشیمیها وجود داشته باشد؟
انتظار این است که باید تامین شود. ببینید، ۱۸ میلیارد دلار در سال درآمد کمی نبود که از صنعت پتروشیمی حاصل میشد. نمیشود به راحتی از کنارش گذشت. بالاخره باید تلاش کنند. بهویژه صنایع بالادستی نفتی باید این تلاش را بکنند که بتوانند از راههای دیگری این نیاز را تامین کنند.
یک مشکل عمدهای شرکت گاز دارد، آن هم به خاطر محدودیت و عدم توسعه است که میگویند امکان تامین گاز را ندارند. ولی من یادم هست ۸ تا ۹ پروژه مشترک برای اکتشاف و استخراج گاز تعریف شده بود که هلدینگ خلیجفارس دنبالش بود.
واگذاری این امر به خود پتروشیمی که بتواند خوراکش را تامین کند، فکر میکنم فکر خوبی باشد.
پژوهش و فناوری که نمیتواند این کار را بکند، درست است؟
مواردی مثل پتروپالایش که گفتم شاید بتواند کمک کند.
ولی کمک وزارت نفت به اینکه شرکتهای پتروشیمی وارد اکتشاف و بهرهبرداری مستقل شوند، میتواند راهگشا باشد. میتواند کمک کند. حقیقتش من تجربهای در زمینه اکتشاف ندارم.
یک یادداشت مفصلی نشریه دانشنفت منتشر و هشت تا نه میدان را با ظرفیتهایشان معرفی کرده بود و اینکه کجا قرارداد بستهاند، اما هیچ کدامشان هنوز اجرایی نشده است.
اگر اینها گسترش پیدا کند خیلی خوب است. این میتواند خوراک خودش را تامین کند و خودش بتواند مدیریت کند. مدیریت کردنش هم شاید کم از آن اکتشاف نداشته باشد.
الان دقیقاً پروژههایی که شرکت پژوهش و فناوری انجام میدهد با چه شرکتهایی و در چه سطحی است؟ پروژههای روی زمین چه چیزهایی هستند و با توجه به این ایام جنگ، چه پیشنهادهایی دارید که بتوان کاری کرد تا این زیرساخت دچار خلل نشود؟
ببینید، یک سری برنامهها هست که شرکت ملی صنایع پتروشیمی به ما تکلیف کرده است. ما بر اساس آن برنامهها، نقشه راههایی را تهیه کردهایم و طبق آن نقشهها پروژههایی را تعریف کردهایم و پیش میرویم. گرچه الان با توجه به شرایط جدید، نیاز به بازنگری دارند و دوستان ما در شرکت دارند موضوعات را بازنگری میکنند. خود من قبل از اینکه در این سمت بیایم، داشتم این موضوعات را پیگیری میکردم که جلساتمان را بگذاریم و بتوانیم بازنگری را با توجه به شرایط جدید انجام دهیم. یک سری پروژه هم هست که از صنعت میگیریم؛ پروژههای بهینهسازی انرژی، تنظیم مشعلها، صرفهجویی در مصرف سوخت و این طور مسائل، یک گروه داریم که روی این مسائل تمرکز کرده و خیلی هم موفق بوده است، حتی از پالایشگاهها و مجتمعهای زیادی خارج از پتروشیمی هم درخواست میشود که بروند آنجا و این کار را انجام دهند. در بحث کمک به صنعت، نیازهای فناورانهای که هلدینگها داشتند را از آنها گرفتهایم و داریم بررسی میکنیم که ببینیم چه قسمتها و موضوعاتی را میتوانیم دنبال کنیم و انجام دهیم که هم ورود و کمک به صنعت است و هم با رفع مشکلاتی که در صنعت وجود دارد، میتوانیم به دانش خودمان اضافه کنیم و دانشهای فنیمان را بهبود بدهیم. رویکرد جدیدی که شرکت ما خیلی روی آن تاکید دارد، بهخصوص از طرف شرکت ملی صنایع پتروشیمی و معاونت محترم وزیر به ما ابلاغ و دیکته شده، درآمدزا شدن و تبدیل این دانشهای فنی به ثروت است. ما باید به سمتی پیش برویم که این دانشهای فنیها بتوانند تامینکننده مالی شرکت هم باشند. در نهایت باز هم تاکید میکنم راه را حضرت آقا، سیدالشهدای ما، به وضوح روشن کردند و حتی گفتند که «بنده در دفاع از جامعه نخبگان و از حرکت علمی کشور تا نفس دارم ذرهای کوتاه نخواهم آمد» وقتی رهبری اینگونه میگویند، پس بقیه مسئولان هم باید این جمله را نصبالعین خودشان قرار دهند.
پژوهش و فناوری پالایش و پخش و گاز بیشتر مدیریتی هستند؛ یعنی میآیند یک سری عنوانهایی را برای خودشان تعریف میکنند و بعد آنها را کاملاً برونسپاری میکنند. خودشان کار پژوهشی انجام نمیدهند و امکاناتی هم برای این قضیه ندارند. پژوهشگاه نفت خیلی گسترده است و امکانات زیادی هم دارد. ما هم با آنها همکاری خیلی خوب و زیادی داریم که جدیداً هم بیشتر شده است. فقط یک تفاوت عمده که ما با آنها داریم این است که من فکر میکنم ما در صنعت بهتر عمل کردیم. به لحاظ دستاوردها و اینکه مجموعه ما خیلی کوچکتر از مجموعه آنهاست و امکانات ما خیلی کمتر از آنهاست، ولی به نسبت، ما ورود خیلی بیشتری توانستیم در صنعت داشته باشیم. نمیخواهم بگویم پژوهش و فناوری صددرصد پیشگام هست. به نظرم این رشد در همه قسمتها متناسب نبود و یک تغییراتی لازم است که به صورت ایدهآلتر پیش برویم. یک موضوع دیگر هم که میشود دنبال کرد، همافزایی بین شرکتهای پژوهشی و موسسات پژوهشی در وزارت نفت و بیرون از آن است .
پس پیشنهاد شما ایجاد همافزایی است؟
بله! همافزایی بیشتر. بهویژه در زمینه تبدیل نفت به مواد شیمیایی که به آن COTC میگویند و به آن مجموعه پتروپالایشی جدید گفته میشود. یک مثلثی هست که تعریف میکند پتروپالایشگاه یعنی چه و سطوح مختلف آن چیست. سطوح پاییناش که همان پتروشیمی برای خودش جداست و پالایشگاه هم جداست. بعد که بالاتر میآید، واحدهای الفین از خوراک پالایشگاهها استفاده میکنند و واحدهای آروماتیک اضافه میشود. ولی آن COTC که میگویم فرآیندهای جدیدی است که دیگر آن مراحل میانی را ندارد و میآید نفت را مستقیماً توسط آن فرآیندها تبدیل به مواد شیمیایی میکند که ارزش افزوده بالاتری نسبت به سوخت دارند. این را میشود دنبال کرد و مجموعه پتروپالایش را واقعاً ایجاد کرد که الان توسط این پتروپالایشگاههای خصوصی فعالیتهایی انجام شده است، ولی در این جهت نیست و بیشتر در جهت سطوح پایینتر است. COTC جدیدترین تعریف از پتروپالایش است. با یک همافزایی میشود وارد این مقوله شد و آن را توسعه داد. استفاده از شرکتهای دانشبنیان و شرکتهای مهندس مشاور به عنوان پاییندست پژوهش و فناوری که ما الان داریم انجام میدهیم. ما الان با شرکت EIED وارد مذاکره شدیم و داریم انجام میدهیم که در قسمت لایسنس ما باشیم و با تعاملاتی که با هم داریم، آنها بحث مهندسی و اجرا را انجام دهند. منتهی این تعامل که وجود داشته باشد باعث همافزایی میشود و دستیابی به دانشهای فنی و بهبود آنها را آسانتر میکند.
این همکاری با شرکت EIED که زیرمجموعه شرکت OIEC است، به این شکل است که شما دانش فنی و لایسنس را میدهید و بعد در اجرا میروید تا بتوانید یک سری دستاوردهایی در زمینه پتروپالایشگاهی کسب کنید. این یک کار جدید و خیلی خوب است.
همینطور است. در ارتباط با دستاوردها، ما توانستیم لایسنسهایمان مثلاً لایسنس متانول، کاتالیست متانول و کاتالیست آمونیاک را در مرحله صنعتی و بارگذاری در صنایع پیش ببریم.
کشور ما یکی از بزرگترین تولیدکنندگان آمونیاک و متانول در آسیا و دنیاست که هم دانش فنی فرآیندهایش را داریم و هم کاتالیستهایش را هم خودمان تولید میکنیم.
لیسانس فرآیند تولید آمونیاک را ما مشترکا با شرکت هدکو که یک شرکت مهندسی مشاور است ارائه کردهایم.
باز موارد دیگری هم بوده است. ما تا حالا چندین لایسنس و کاتالیست به شرکتهای هلدینگ باختر واگذار کردهایم که یکیشان هم همین کاتالیست برای تولید پلیاتیلن است.
آقای مهندس، اگر از شما بخواهم به عنوان یکی از مدیران باسابقه، یک نکته خطاب به همراهان و همردههای قدیمی خودتان بگویید، چه میگویید؟ دو تا نکته میخواهم: یکی خطاب به همکاران و همسابقههای خودتان در صنعت نفت و پتروشیمی و یکی هم خطاب به نسل جوان.
من فکر میکنم که اینها میتوانند دو بال باشند برای پژوهش و فناوری؛ نسل قدیم و نسل جدید. تجربه و دانش نسل قدیم بهاضافه نیروی جوانی، انگیزه و دانش بهروز نسل جوان. اینها واقعاً میتوانند کنار هم قرار بگیرند و در صنعت ما یک تحول ایجاد کنند. تا حدودی هم شده است، ولی خیلی بیشتر از این نیاز است. کمکم تجربیات و دانش نسل قدیم در پستوی خانهها قرار میگیرد و نیروی جدید هم همه تلاشش را میکند اما به آنچه که میخواهد خیلی نمیرسد، چون راه برایش روشن نیست. یکی از دانشمندان ما که در دانش کاتالیست متانول جزء موثرترینها بود، چند سال پیش در یکی از مجتمعها رفته و راکتورها را دیده بود. بعد که آمده بود میگفت خیلی جالب است، من اصلاً نمیدانستم که راکتور این شکلی است. دیدن آنجا و صحبت کردن با نفراتی که در آنجا هستند و مشکلاتش را میدانند، نقاط ضعف و قوت همین کاتالیستی که تولید شده را، تجهیزاتی که طراحی و ساخته و نصب شده را کسانی که آنجا هستند لمس کردهاند و میتوانند تجربیاتشان را به محققین ما منتقل کنند. این شکلی به آنها ایده داده میشود که بتوانند کارهایشان را بهتر انجام دهند. ببینید خارجیهایی که میآمدند اینجا و من خودم در راهاندازی با آنها سروکار داشتم، کسانی بودند که هیچ تجربه صنعتی نداشتند و صرفاً در بحث لایسنس کار میکردند. وقتی ما با آنها صحبت میکردیم، هر پیشنهادی که ما میدادیم میدیدیم بلافاصله یادداشت میکردند و ما میدیدیم که آنها را در پلنت بعدی اجرا کردند.
آن زمان خیلی راحت به لایسنسور دسته سوم اروپایی اعتماد میکردیم، بعد میدیدیم که لایسنس مشکل دارد. با استفاده از تجربیات، پیشنهادها و راهحلهای صنعتگرهای ما مشکلاتش حل و تبدیل میشد به یک لایسنسور دسته اول.
آنها از امکانات، سرمایه و تجربیات نیروی انسانی ما استفاده و رشد و ارتقا پیدا میکردند و ما همچنان وابسته بودیم و برای پلنت مشابه بعدی از آنها لیسانس، کاتاللیست و مواد شیمیایی میخریدیم!
لطفاً یک پیام، یک درخواست به مدیران ارشد پتروشیمی و نفت بدهید؛ خطاب به مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی و وزیر نفت. شما به عنوان یک مدیر که الان این بخش را در دست دارید، یک انتظار که از مقامات دارید را بیان کنید.
با توجه به اینکه خودم در صنعت و راهاندازی بودم و با مسائل فنی آشنا هستم و در پژوهش هم بودم، به آنها می گویم که باور کنید ما میتوانیم. خود مقامات به این موضوع اعتقاد دارند، ولی زیرمجموعهها هنوز به این باور نرسیدهاند؛ مثلاً مجتمعهای پتروشیمی. این باید جا بیفتد. همانطور که برای تجهیزات ساخت داخل اجازه خرید مشابه خارجی را نمیدهند، برای دانش فنی هم این موضوع باید کاملاً اجرا شود. کسانی که قانون را مینویسند، فکر میکنم از دانش فنی ادراک درستی ندارند. الزام شرکتها به اخذ تاییدیه شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی میتواند کمککننده راه باشد و تا حدودی هم جاری شده است، ولی باز هم جا دارد و یک ایرادهایی دارد که باید برطرف شود.
آیا این ایرادها متاثر از خصوصیسازی و گسترده و پخش شدن شرکتها بوده است؟
بله. چون ما یک زمانی انسجام خوبی داشتیم در مجتمعها، به لحاظ دولتی بودن. این الان خودش یک مانع شده است. منتهی از آن طرف هم باید قبول کنیم که شرکتها و موسسات دولتی آن لَختی و اینرسی خودشان را دارند و آن پویایی لازم را ندارند. ما الان دستمان خیلی بسته است، بهخصوص در مسائل خرید و مالی. یک سری سامانههای خاص را گذاشتهاند، یک سری قوانین و مقررات خاص وضع کردهاند. محدودیتهای قانونی ایجاد میکند که من برای خرید یک جنس مجبورم سه برابر قیمت از سامانه مشخصی بخرم، در صورتی که بیرون خیلی راحتتر میتوانم با قیمت بسیار کمتر و حتی کیفیت بالاتر خرید کنم. ولی قوانین دست و پای ما را بسته است. قوانین نیازمند بازنگری در جهت تسهیل است. حداقل برای شرکتهای پژوهشی به نظر من باید این تسهیلات را ایجاد کنند. صنایع دفاع فکر میکنم هر جنسی را که بخواهند بخرند به راحتی میتوانند بخرند، ولی ما این محدودیت را داریم. الان میگویند دولتی هستیم و نمیشود. هر کاری که میخواهیم بکنیم فوری یک قانون جلویش میگذارند که نه، نمیشود. و وقتی بخواهیم محصولی را و دستاوردی را بفروشیم، با موانع و قوانین دست و پا گیر زیادی روبهرو میشویم.
صحبتی با وزیر ندارید؟ چون ایشان هم در این ایام خیلی به پتروشیمی توجه داشتند و چندین بار در نشستها حاضر شدند.
من فکر میکنم الان که این جنگ اتفاق افتاده و صنعت پتروشیمی آسیبهایی دیده، اهمیت پتروشیمی برای کشور و برای وزارت نفت بیشتر مشخص شده است. پس برای اعتلای این صنعت و بومی سازی آن به شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی توجه بیشتری بشود برای تسریع بومیسازی نیاز به ایجاد بسترهای قانونی و مقرراتی داریم شرکت ما در زمینه پژوهش، فناوری و بومیسازی دانش فنی پیشرو است اما متاسفانه بهدلیل شرکت دولتی بودن با مشکلات قانونی زیادی مواجه است، از ما خواستهاند که خودگردان و درآمدزا باشیم، اما اگر سود و درآمدی داشته باشیم باید آن را به دولت بدهیم و نمیتوانیم از آن برای توسعه کارمان استفاده کنیم، نه دانشبنیان محسوب میشویم، نه دانشگاه و نه پژوهشگاه. بنابراین شرکتها در قراردادهایشان با ما، نمیتوانند از مزایای قانون جهش تولید دانشبنیان استفاده کنند و از طرفی ما هم به دلیل ایراداتی که سازمان امور مالیاتی میگیرد نمینوانیم از قانون اعتبار مالیاتی استفاده کنیم.
خلاصه ما در زمینه ایجاد زیرساخت، خریدها، ساخت تجهیزات، تولید و فروش محصولات دانشبنیان خودمان و عرضه دانشهای فنی به مشتریان با محدودیت مواجهیم و حل این مشکلات مستلزم کمک نهادهای بالادستی و قانونگذار است.
آقای وزیر هم همدلی خوبی نشان دادند.
دقیقاً همینطور بوده و انتظار داریم این همدلی بیشتر شود. واقعاً صنعت پتروشیمی میتواند ایران را خیلی ارتقا دهد. ببینید الان ما ۸ درصد از گازی که در ایران تولید میشود را در پتروشیمی استفاده میکنیم. مابقی گاز را به راحتی میسوزانیم، در صورتی که میتوانیم ارزشافزودههای خیلی بالایی از آن کسب کنیم. یک موضوع اینکه من فکر میکنم رشدمان در صنعت پتروشیمی عرضی بوده است و به آن زنجیره ارزش خیلی توجه نکردهایم.
رشد طولی نبوده، عرضی بوده است؟
بله. زنجیره ارزش که الان دیگر باید آن را شبکه ارزش بنامیم، بیشتربه صورت عرضی حرکت کرده، گرچه هنوز هم در خیلی جاها کمبود داریم و همین رشد هم متناسب نبوده است.
با توجه به اینکه در جنگ، واحدهای گازی ما هم آسیب دیدهاند و احتمال کمبود گاز داریم، فکر میکنید امکان تأمین ۸ تا ۹ درصد خوراک مورد نیاز پتروشیمیها وجود داشته باشد؟
انتظار این است که باید تامین شود. ببینید، ۱۸ میلیارد دلار در سال درآمد کمی نبود که از صنعت پتروشیمی حاصل میشد. نمیشود به راحتی از کنارش گذشت. بالاخره باید تلاش کنند. بهویژه صنایع بالادستی نفتی باید این تلاش را بکنند که بتوانند از راههای دیگری این نیاز را تامین کنند.
یک مشکل عمدهای شرکت گاز دارد، آن هم به خاطر محدودیت و عدم توسعه است که میگویند امکان تامین گاز را ندارند. ولی من یادم هست ۸ تا ۹ پروژه مشترک برای اکتشاف و استخراج گاز تعریف شده بود که هلدینگ خلیجفارس دنبالش بود.
واگذاری این امر به خود پتروشیمی که بتواند خوراکش را تامین کند، فکر میکنم فکر خوبی باشد.
پژوهش و فناوری که نمیتواند این کار را بکند، درست است؟
مواردی مثل پتروپالایش که گفتم شاید بتواند کمک کند.
ولی کمک وزارت نفت به اینکه شرکتهای پتروشیمی وارد اکتشاف و بهرهبرداری مستقل شوند، میتواند راهگشا باشد. میتواند کمک کند. حقیقتش من تجربهای در زمینه اکتشاف ندارم.
یک یادداشت مفصلی نشریه دانشنفت منتشر و هشت تا نه میدان را با ظرفیتهایشان معرفی کرده بود و اینکه کجا قرارداد بستهاند، اما هیچ کدامشان هنوز اجرایی نشده است.
اگر اینها گسترش پیدا کند خیلی خوب است. این میتواند خوراک خودش را تامین کند و خودش بتواند مدیریت کند. مدیریت کردنش هم شاید کم از آن اکتشاف نداشته باشد.
الان دقیقاً پروژههایی که شرکت پژوهش و فناوری انجام میدهد با چه شرکتهایی و در چه سطحی است؟ پروژههای روی زمین چه چیزهایی هستند و با توجه به این ایام جنگ، چه پیشنهادهایی دارید که بتوان کاری کرد تا این زیرساخت دچار خلل نشود؟
ببینید، یک سری برنامهها هست که شرکت ملی صنایع پتروشیمی به ما تکلیف کرده است. ما بر اساس آن برنامهها، نقشه راههایی را تهیه کردهایم و طبق آن نقشهها پروژههایی را تعریف کردهایم و پیش میرویم. گرچه الان با توجه به شرایط جدید، نیاز به بازنگری دارند و دوستان ما در شرکت دارند موضوعات را بازنگری میکنند. خود من قبل از اینکه در این سمت بیایم، داشتم این موضوعات را پیگیری میکردم که جلساتمان را بگذاریم و بتوانیم بازنگری را با توجه به شرایط جدید انجام دهیم. یک سری پروژه هم هست که از صنعت میگیریم؛ پروژههای بهینهسازی انرژی، تنظیم مشعلها، صرفهجویی در مصرف سوخت و این طور مسائل، یک گروه داریم که روی این مسائل تمرکز کرده و خیلی هم موفق بوده است، حتی از پالایشگاهها و مجتمعهای زیادی خارج از پتروشیمی هم درخواست میشود که بروند آنجا و این کار را انجام دهند. در بحث کمک به صنعت، نیازهای فناورانهای که هلدینگها داشتند را از آنها گرفتهایم و داریم بررسی میکنیم که ببینیم چه قسمتها و موضوعاتی را میتوانیم دنبال کنیم و انجام دهیم که هم ورود و کمک به صنعت است و هم با رفع مشکلاتی که در صنعت وجود دارد، میتوانیم به دانش خودمان اضافه کنیم و دانشهای فنیمان را بهبود بدهیم. رویکرد جدیدی که شرکت ما خیلی روی آن تاکید دارد، بهخصوص از طرف شرکت ملی صنایع پتروشیمی و معاونت محترم وزیر به ما ابلاغ و دیکته شده، درآمدزا شدن و تبدیل این دانشهای فنی به ثروت است. ما باید به سمتی پیش برویم که این دانشهای فنیها بتوانند تامینکننده مالی شرکت هم باشند. در نهایت باز هم تاکید میکنم راه را حضرت آقا، سیدالشهدای ما، به وضوح روشن کردند و حتی گفتند که «بنده در دفاع از جامعه نخبگان و از حرکت علمی کشور تا نفس دارم ذرهای کوتاه نخواهم آمد» وقتی رهبری اینگونه میگویند، پس بقیه مسئولان هم باید این جمله را نصبالعین خودشان قرار دهند.
1405/03/05