logo
1405/05/12
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

جهان در آستانه بزرگ‌ترین بحران انرژی در پی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران؛ شوک انرژی

جهان در آستانه بزرگ‌ترین بحران انرژی در پی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران؛ شوک انرژی

گزارش اخیر وال‌استریت ژورنال مبنی بر اختلال همزمان در تنگه هرمز و باب‌المندب و تاثیر آن بر حدود یک‌چهارم عرضه نفت جهان، زنگ خطری جدی برای اقتصادهای بزرگ به شمار می‌رود. اگرچه جهان در دهه‌های اخیر تلاش کرده وابستگی خود به نفت خاورمیانه را کاهش دهد، اما واقعیت آن است که هنوز هیچ منطقه‌ای نتوانسته جایگاه راهبردی این جغرافیا را در تامین انرژی جهان پر کند. از همین رو، هرگونه بحران امنیتی در این منطقه، به سرعت به بحرانی جهانی تبدیل می‌شود.
ریشه این بحران را باید در تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران جست‌وجو کرد؛ اقدامی که معادلات امنیتی منطقه را به طور کامل دگرگون ساخت و سطح تنش‌ها را به نقطه‌ای رساند که مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان نیز از آن متاثر شدند. تنگه هرمز، که روزانه بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور می‌کند، نخستین نقطه‌ای بود که آثار این بحران را به خود دید. کاهش امنیت کشتیرانی، افزایش ریسک عبور نفتکش‌ها و محدود شدن صادرات نفت از کشورهای حوزه خلیج‌فارس، بازار جهانی را با نگرانی از کمبود عرضه روبه‌رو کرد و قیمت نفت را وارد مسیر صعودی ساخت.
در چنین شرایطی، بازارهای جهانی به سرعت واکنش نشان دادند. شرکت‌های بیمه دریایی نرخ بیمه نفتکش‌ها را افزایش دادند، هزینه حمل‌ونقل دریایی رشد کرد و بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی ناچار شدند مسیرهای خود را تغییر دهند. همزمان، بورس‌های جهانی نیز تحت تاثیر نگرانی از افزایش قیمت انرژی با نوسانات قابل توجهی مواجه شدند. این اتفاق بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی، صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت بین‌المللی و ثبات سیاسی جهان پیوند خورده است.
پس از مدتی، برقراری آتش‌بس امیدهایی را برای بازگشت آرامش ایجاد کرد. کاهش درگیری‌ها باعث شد عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز تا حدودی از سر گرفته شود و بخشی از نفت متوقف‌شده دوباره وارد بازار شود. همین موضوع موجب شد قیمت نفت تا اندازه‌ای تعدیل شود و بسیاری از تحلیلگران از احتمال پایان بحران سخن بگویند. اما این آرامش، بیش از آنکه نتیجه حل ریشه‌ای اختلافات باشد، حاصل توقفی موقت در درگیری‌ها بود.
عهدشکنی آمریکا و آغاز دوباره حملات علیه ایران، بار دیگر منطقه را به سوی رویارویی سوق داد. واکنش ایران و بسته شدن دوباره تنگه هرمز، شوک تازه‌ای به بازار انرژی وارد کرد و مهم‌ترین مسیر انتقال نفت جهان را با اختلال مواجه ساخت. در همین زمان، نیروهای مسلح یمن نیز در حمایت از ایران وارد میدان شدند و با حملات گسترده به تاسیسات نفتی عربستان و همچنین ایجاد ناامنی در مسیر دریای سرخ، تنگه باب‌المندب را نیز عملاً از چرخه عادی انتقال انرژی خارج کردند.
اهمیت این تحول زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم عربستان طی سال‌های اخیر میلیاردها دلار برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز سرمایه‌گذاری کرده بود. انتقال بخشی از نفت این کشور از طریق خطوط لوله به بنادر دریای سرخ، قرار بود راهکاری برای دور زدن تنگه هرمز باشد؛ اما ناامن شدن باب‌المندب این راهبرد را نیز با چالش جدی روبه‌رو کرد. به این ترتیب، دو شاهراه اصلی انتقال انرژی جهان به طور همزمان در معرض تهدید قرار گرفتند؛ رخدادی که در تاریخ معاصر بازار نفت کمتر سابقه داشته است.
اختلال همزمان در هرمز و باب‌المندب تنها به معنای کاهش عرضه نفت نیست. پیامدهای این بحران بسیار گسترده‌تر خواهد بود. افزایش قیمت نفت، رشد بهای گاز طبیعی، بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل دریایی، افزایش نرخ بیمه کشتی‌ها، رشد تورم جهانی و اختلال در زنجیره تامین کالاها، تنها بخشی از آثار چنین بحرانی است. بسیاری از صنایع بزرگ جهان، از پتروشیمی و فولاد گرفته تا خودروسازی و حمل‌ونقل هوایی، به انرژی ارزان وابسته هستند و افزایش قیمت نفت، هزینه تولید در همه این بخش‌ها را افزایش خواهد داد.
اقتصادهای بزرگ جهان نیز بیش از دیگران نگران ادامه این وضعیت هستند. چین که بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است، بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از خاورمیانه تامین می‌کند. هند، ژاپن، کره‌جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز وابستگی قابل توجهی به نفت این منطقه دارند. ادامه بحران می‌تواند رشد اقتصادی این کشورها را کاهش دهد، تورم را تشدید کند و دولت‌ها را ناچار به پرداخت هزینه‌های سنگین برای حمایت از مصرف‌کنندگان و صنایع کند.
در مقابل، برخی تولیدکنندگان نفت خارج از خاورمیانه، از جمله آمریکا، کانادا، برزیل، نروژ و گویان، ممکن است از افزایش قیمت نفت سود ببرند، اما واقعیت این است که ظرفیت مازاد آنها برای جبران کاهش احتمالی صادرات خاورمیانه محدود است. به همین دلیل، حتی افزایش تولید این کشورها نیز نمی‌تواند در کوتاه‌مدت خلا ناشی از اختلال در دو گذرگاه راهبردی هرمز و باب‌المندب را به طور کامل جبران کند.
از منظر ژئوپلیتیکی نیز این بحران پیام مهمی برای جهان دارد. تجربه نشان داده که هرگاه امنیت خاورمیانه دچار اختلال شده، اقتصاد جهانی نیز بهای آن را پرداخته است. بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ میلادی، جنگ خلیج‌فارس، حملات به تاسیسات نفتی عربستان و اکنون همزمانی بحران در تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، همگی نشان می‌دهند که امنیت انرژی جهان همچنان به امنیت این منطقه وابسته است.
در چنین شرایطی، انتظار می‌رود فشارهای بین‌المللی برای پایان دادن به بحران به شدت افزایش یابد. آمریکا و اروپا از یک سو و چین، هند و دیگر اقتصادهای بزرگ از سوی دیگر، نمی‌توانند برای مدت طولانی با اختلال در مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی کنار بیایند. از همین رو، احتمال افزایش تلاش‌های دیپلماتیک، فعال شدن میانجیگری کشورهای منطقه، برگزاری نشست‌های اضطراری و حتی ایجاد سازوکارهای جدید برای تامین امنیت کشتیرانی بیش از هر زمان دیگری وجود دارد.
با این حال، اگر روند کنونی ادامه یابد و دامنه درگیری‌ها گسترش پیدا کند، جهان ممکن است با یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های انرژی چند دهه اخیر روبه‌رو شود؛ شوکی که آثار آن تنها به بازار نفت محدود نخواهد بود و می‌تواند بر نرخ تورم، بازارهای مالی، تجارت جهانی، امنیت غذایی و حتی ثبات سیاسی بسیاری از کشورها اثر بگذارد. در مقابل، اگر مسیر دیپلماسی جایگزین تقابل نظامی شود، امکان بازگشایی تدریجی مسیرهای دریایی، افزایش عرضه نفت و بازگشت آرامش به بازارهای جهانی وجود خواهد داشت.
آنچه امروز در هرمز و باب‌المندب رخ می‌دهد، فراتر از یک رویارویی نظامی میان چند بازیگر منطقه‌ای است. این بحران آزمونی برای نظم بین‌المللی و امنیت انرژی جهان محسوب می‌شود. هر روزی که این وضعیت ادامه پیدا کند، هزینه‌های آن برای اقتصاد جهانی سنگین‌تر خواهد شد و فشارها برای پایان دادن به آن افزایش می‌یابد. از همین رو، سرنوشت این دو آبراه راهبردی، تنها آینده خاورمیانه را رقم نخواهد زد، بلکه می‌تواند مسیر اقتصاد جهان در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده را نیز تعیین کند.


کد مطلب : 90835
موضوع : اخبار نفتی
تاریخ : 1405/05/09-09:26

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙