logo
1405/03/07
صفحه نخست
گالری تصاویر آرشیو نشریه

وقتی بهای بنزین، کابوس شبانه شهروندان آمریکایی می‌شود؛

تاوان جنگ‌افروزی ترامپ!

بحران افزایش قیمت بنزین که برخی ایالت‌های آمریکا را تا آستانه ۵، ۶ و حتی ۷ دلار در هر گالن پیش برده، بازتاب مستقیم سیاست خصمانه و شکست‌خورده دونالد ترامپ در قبال ملت ایران است. آنچه تحلیل‌گران غربی از آن به‌عنوان «سونامی قیمتی» یاد می‌کنند، نه یک نوسان مقطعی، که نتیجه منطقی و محتوم جنگ غیرقانونی و وحشیانه‌ای است که از اتاق‌های دربسته کاخ سفید کلید خورد و حالا دامن مصرف‌کننده آمریکایی را گرفته است.
برای درک عمق فاجعه، کافی است به اعداد و ارقام رسمی نگاهی بیندازیم. افزایش قیمت‌ها دیگر نه تیتر روزنامه‌ها بلکه واقعیت تلخ صفوف پمپ‌بنزین‌هاست.
در شهر کنتن (Canton) در شمال ایالت کنتاکی، میانگین قیمت هر گالن بنزین در روز سه‌شنبه هفته گذشته به ۴.۹۲ دلار جهش کرد. رقمی که اگر با نرخ‌های مالیات و هزینه‌های جانبی محاسبه شود، عملاً از مرز روانی ۵ دلار عبور کرده است. این عدد تقریباً دو برابر قیمت بنزین در آغاز دور تازه تقابل‌های ترامپ با ایران است. در همین حال، گزارش‌های پراکنده از ایالت‌هایی چون کالیفرنیا، نوادا و ایلینوی حکایت از ثبت قیمت‌های ۵.۸۰ تا ۶.۲۰ دلار در برخی جایگاه‌های شهری دارند؛ اعدادی که تا پیش از این تنها در کابوس‌های مدیران فدرال رزرو دیده می‌شد.
در این میان، ایالت اوهایو با جهش میانگین ۲.۰۶ دلاری در هر گالن، رکورددار بیشترین نرخ افزایش در کل ایالات متحده است. یعنی یک راننده اوهایویی که باک ۱۵ گالنی خودروی سدان خود را پر می‌کند، اکنون باید بیش از ۳۰ دلار اضافه‌تر نسبت به هفته‌های پیش از بحران بپردازد.
تحلیل داده‌های محلی نشان می‌دهد در حدود ۱۰۰ شهر آمریکا، شاهد افزایش قیمت ۲ دلار یا حتی بیشتر قیمت بنزین در هر گالن بوده‌اند. این بدان معناست که بخش قابل توجهی از جمعیت آمریکا، جهش قیمتی فاجعه‌باری را تجربه می‌کنند.
دونالد ترامپ که همواره با لفاظی‌های پوپولیستی سعی در توجیه شکست‌های سیاست خارجی خود دارد، اخیراً مدعی شده که بستن تنگه هرمز اثری بر اقتصاد آمریکا ندارد، چرا که این کشور با تکیه بر تولید داخلی (نفت‌شیل) نه‌تنها آسیب نمی‌بیند، بلکه از افزایش قیمت‌های جهانی سود هم می‌برد! این ادعا، در برابر واقعیت‌های انکارناپذیر اقتصادی، چیزی جز یک دروغ راهبردی نیست.
واقعیت این است که نفت‌شیل آمریکا از نظر کیفیت و هزینه پالایش، هرگز نتوانسته جایگزین کاملی برای نفت سبک و سنگین خاورمیانه شود. زیرساخت پالایشگاهی آمریکا، به‌ویژه در سواحل خلیج مکزیک، همچنان نیازمند واردات نفت‌خام سنگین و نیمه‌سنگین است و بحران تنگه هرمز به‌طور مستقیم هزینه تامین این خوراک را افزایش می‌دهد.
از سوی دیگر، نفت یک کالای جهانی است و قیمت آن در بورس‌های بین‌المللی تعیین می‌شود. جهش قیمت نفت برنت در پی ناامنی در تنگه هرمز، به‌طور خودکار قیمت هر بشکه نفت تگزاس (WTI) را نیز بالا می‌کشد. همچنین تهدید تنگه هرمز، نرخ بیمه نفتکش‌ها را تا هزار درصد افزایش داده است. این هزینه سرسام‌آور، چه برای نفت وارداتی آمریکا و چه برای صادرات ال‌ان‌جی و فرآورده‌های این کشور، اعمال و مستقیماً به فاکتور نهایی پمپ‌بنزین‌ها اضافه می‌شود.
شاید تلخ‌ترین بخش این معادله، تجربه واقعی عواقب سیاست‌های مداخله‌جویانه توسط مردم عادی آمریکا باشد. جنگی که ترامپ با هدف فلج‌کردن اقتصاد ایران آغاز کرد، اکنون یک «ابرتورم معیشتی» را به خانه‌های آمریکایی‌ها کشانده است.
بنزین، به مثابه خونِ اقتصاد لجستیک است. وقتی کرایه کامیون‌داران ۴۰ درصد افزایش یابد، قیمت مواد غذایی، از نان و شیر گرفته تا میوه و دارو، به‌طور متناسب جهش می‌کند. مصرف‌کننده آمریکایی که تا دیروز اخبار تحریم غذایی ملت ایران را بی‌تفاوت مرور می‌کرد، امروز برای خرید یک سبد هفتگی سوپرمارکت باید تا ۳۰ درصد بیشتر از سال قبل هزینه کند.
همچنین افزایش قیمت بنزین به کابوس مصرف‌کنندگان آمریکایی در فصل پیش‌روی تعطیلات تابستانی تبدیل شده است. آمریکا، سرزمین خودروهای شخصی است و زندگی بدون اتومبیل در حومه‌ شهرهای این کشور ممکن نیست. افزایش هزینه سوخت یعنی کاهش توان شهروندان برای رفتن به محل کار، تعطیلات آخر هفته و حتی گرم‌کردن خانه‌ها. این سیاست به اصطلاح «فشار حداکثری» که قرار بود گلوی اقتصاد و مردم ایران را بفشارد، اکنون نبض زندگی عادی را در غرب آمریکا (از کالیفرنیا تا میشیگان) از کار انداخته است.
این موضوع همچنین می‌تواند به زلزله‌ای سیاسی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده تبدیل شود. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که کام مردم آمریکا تلخ‌تر از آن است که با حربه‌های رسانه‌ای شیرین شود. رای‌دهندگان آمریکایی که زمانی برای شعارهای ضدایرانی ترامپ کف می‌زدند، اکنون بهای آن را از جیب خود می‌پردازند. یک نظرسنجی سراسری که اخیراً منتشر شده، نشان می‌دهد نزدیک به دو سوم (۶۶٪) آمریکایی‌ها مشکل افزایش قیمت بنزین را به‌طور جدی احساس می‌کنند و این بحران، زندگی آنان را مختل کرده است. نکته اینجاست که این آسیب، مختص طبقه کم‌درآمد نیست و طبقه متوسط آمریکا که ستون فقرات رای‌دهندگان خاکستری محسوب می‌شود، بیش از همه تحت فشار است.
شعاری که بر سر در برخی پمپ‌بنزین‌ها نقش بسته، جمله ساده‌ای است: «ترامپ نتوانست ایران را تسلیم کند، اما ما را ورشکست کرد.» خشم خاموش صاحبان وانت‌های دوج و فورد در ایالت‌هایی مانند اوهایو، پنسیلوانیا و کنتاکی، می‌تواند آرایش سیاسی کنگره را به‌طور کامل دگرگون سازد. رقیب انتخاباتی ترامپ، به‌راحتی می‌تواند انگشت اتهام را به سوی «جنگ بی‌فرجامی» نشانه بگیرد که امنیت غذایی و رفاه آمریکایی‌ها را قربانی جاه‌طلبی‌های شخصی کرده است.
آنچه امروز در خیابان‌های آمریکا می‌گذرد، صرفاً یک بحران اقتصادی نیست؛ نمایش فروپاشی یک سیاست شکست‌خورده است. سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران، بر این فرض استوار بود که ملت ایران سریع‌تر از مصرف‌کنندگان غربی زانو می‌زنند ولی این فرض، هم در برابر اراده پولادین مردم ایران باطل شد و هم در برابر شکنندگی پنهان اقتصاد غرب. مصرف‌کنندگان آمریکایی اکنون طعم تلخ آنچه را که سیاستمدارانشان «جنگ اقتصادی» علیه ملت‌ها می‌نامند، با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند. ترامپ که با هدف تحقیر ایران، آتش‌افروزی کرد، حالا با افزایش قیمت‌ها در کشور خودش روبروست. این انفجار قیمت بنزین، نه یک حادثه، که تاوان یک انتخاب است؛ انتخاب جنگ به جای دیپلماسی و نتیجه آن چیزی جز انتقال بحران از خیابان‌های خاورمیانه به پمپ‌بنزین‌های آمریکا نیست.
نسخه نهایی این تراژدی اقتصادی شاید در انتخابات پیش‌رو رقم بخورد؛ جایی که شهروندان آمریکایی با رای خود به این پرسش پاسخ خواهند داد که آیا حاضرند هزینه‌های جنگ‌افروزی‌های بی‌فرجام علیه ملت ایران را بیشتر از این بپردازند؟


کد مطلب : 80776
موضوع : رویکرد
تاریخ : 1405/02/25-08:52

یادداشت روز

آخرین خبرها

آخرین یادداشت ها

خطایی رخ داده است. این برنامه ممکن است دیگر پاسخ ندهد تا زمانی که دوباره بارگیری شود. رفرش 🗙